امروز:
پنج شنبه 5 مرداد 1396
بازدید :
1159
سخاوت سيد محمد باقر شفتي
محبوبيت، قدرت و نفوذ سيد روز به روز افزون تر مي شد او که هنوز طعم تلخ تهيدستي را فراموش نکرده بود، هنگامي که به مرجعيت رسيده سخاوت پيشه کرد تا هيچ کس از ناداري رنج نبرد. بخشندگي آن بزرگ مرد چنان بود که هرگز کسي را به سبب کردار يا باوري خاص از درياي گشاده دستي اش محروم نمي ساخت. بازرگانان، کشاورزان، کارگران، شيعيان و سنيان همه از محبت و بخشش بي پايانش بهره مند بودند.
روزي به يکي از رهبران مذهبي اهل سنت کردستان، دو هزار تومان هديه داد. روزي ديگر، که مصادف با عيد غدير بود، بر منبر فراز آمد انبوه کيسه هاي طلا و نقره را در برابرش قرار داد، تهيدستان را فرمود کنار يکي از درهاي مسجد گرد آيند و يک يک وارد شده، بهره خويش برگيرند و از در ديگر بيرون روند. بدين ترتيب در حدود يک ساعت همه کيسه ها تهي شد و هيجده هزار تومان زر و سيم به پابرهنگان رسيد.
علاوه بر اين سرور فقيهان شيعه در حوادث طبيعي مانند سيل، زلزله و بيماري هاي همه گير پيشقدم مي شد و مردم را از باران عنايت هاي خويش برخوردار مي ساخت. کمک هاي مالي وي در وباي اصفهان، يزد، شيراز و نيز وبا و طاعون گيلان چشم گير و برون از انتظار دولتيان مي نمود.
او هم چنين يک مغازه نانوايي و يک قصابي در شهر داشت و حدود هزار نفر از بينوايان اصفهان را حواله داده بود تا روزانه از سهميه هاي رايگان نان و گوشت برخوردار شوند.
دهش هاي آن رادمرد فرزانه به اندازه اي بود که گروهي آن را نوعي جسارت و بي باکي در مصرف وجوه شرعي شمرده، وي را به احتياط فرا مي خواندند.
البته سيد با همه فروتني اش در مقابل توانگران مغرور، کرداري ويژه داشت. گاه فرماندار شهر بر او وارد شده، سلام مي کرد و مي ايستاد. سيد در نهايت بي توجهي به کار خويش پرداخته، پس از ساعتي به او مي نگريست و اجازه نشستن مي داد.[1]

[1] . عبيري، عباس، گلشن ابرار، ج1، ص 347.
عبدالكريم پاك نيا - خاطرات ماندگار، ص 31
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :