امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
1228
برخورد متواضعانه خواجه طوسي
در احوال خواجه نصير الدين طوسي آورده اند:
«وقتي، شخصي به خدمت خواجه آمد و نوشته اي از ديگري تقديم وي کرد که در آن نوشته، به خواجه بسيار ناسزا گفته و دشنام داده شده بود، و نويسنده نامه خواجه را کلب بن کلب خوانده بود.
خواجه در برابر ناسزاهاي وي، با زبان ملاطفت آميز، اين گونه پاسخ گفت: اين که او مرا سگ خوانده است درست نيست؛ زيرا که سگ از جمله چهارپايان، و عوعو کننده و پوستش پوشيده از پشم است و ناخن هاي دراز دارد. اين خصوصيات در من نيست؛ قامت من راست است و تنم بي پشم، و ناخنم پهن است و ناطق و خندانم، و فصول و خواصي که مراست غير از فصول و خواص سگ است. و آن چه در من است مناقض است با آن چه صاحب نامه درباره من گفته است.
و بدين گونه او را پاسخ گفت، با اين زبان نرم، بي آن که کلمه درشتي بر زبان راند، يا فرستاده او را برنجاند.»[1]
با بد انديش هم نکوئي کن دهن سگ به لقمه دوخته به سعدي
محدث قمي پس از نقل داستان مي فرمايد: خواجه در اين امر اقتدا کرده است به امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ؛ زيرا از جاحظ نقل شده است که روزي، مردي مسيحي به امام گفت: أنت بقر (نعوذ بالله) امام پاسخ دادند: لا انا باقر، نصراني گفت: «أنت بن الطبّاخه امام فرمودند: ذاک حرفتها. آن شخص گفت:أنت إبن السّوداء الزنجيه البذيه. امام فرمودند: اگر راست مي گوئي، خداوند مادرم را بيامرزد، و اگر دروغ مي گوئي خداوند تو را ببخشد.
آن مرد مسيحي وقتي اين گونه برخورد را از حضرت امام مشاهده کرد هدايت يافته مسلمان شد.[2]

[1] . بيدارگران اقاليم قبله، ص 218 و نيز ر.ک: فوائد الرضويه، ص 609.
[2] . فوائد الرضويه، ص 609، و نيز رک: داستان راستان، ج1، ص 22.
رضا مختاري - سيماي فرزانگان، ص 331
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :