امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
1308
مقابله با لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي
در تاريخ 16 مهرماه 1341 جرايد عصر تهران منعکس ساختند: طبق لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي که در هيئت دولت به تصويب رسيد، به زنان حق رأي داده شد و نيز قيد اسلام را از شرايط انتخاب کننده گان و انتخاب شوندگان برداشته، و در مراسم سوگند به امانت و صداقت به جاي قرآن (کتاب آسماني) آورده شده بود، غرض ... فراهم آوردن زمينه به منظور دادن پست هاي حساس به دست اقليت هاي مذهبي که نقش ستون پنجم را در کشورهاي اسلامي بازي مي کنند و پيوسته در خدمت امپريالسم و صهيونيست ها قرار دارند.
با اعلام اين تصويب نامه فرصت مناسبي براي امام خميني پيش آمد تا رسالت تاريخي و وظيفه اسلامي خويش را آغاز کند و از اين تصويب نامه ضدّ اسلامي رژيم بعنوان انگيزه و شعاري جهت به حرکت در آوردن ملت مسلمان ايران استفاده کند ... .
امام خميني طي ساليان درازي در انديشه چنين فرصتي طلائي بود تا پرچم مخالفت و مبارزه عليه شاه، استعمار و ديگر دشمنان اسلام را بر افرازد و با روشنگري و افشاگري، دريدن ماسک فريبنده شاه و بر ملا کردن نقشه هاي شوم و خيانت ها به اسلام را براي مسلمانان بر ملا کند... .
بي درنک علماي طراز اول قم را به نشست و گفتگو پيرامون اين تصويب نامه دعوت کرد و اولين نشست در منزل مرحوم آيت الله حاج شيخ عبد الکريم حائري تشکيل يافت، شرکت کنندگان در آن علاوه بر آيت الله زاده حائري (حاج آقا مرتضي) که جنبه ميزباني داشت، امام خميني آقايان گلپايگاني و شريعتمداري بودند، امام در اين نشست براي آنان دورنماي سياه و وحشت بار آينده را ترسيم کرد و قرار شد طي تلگرافي علماي اعلام مخالفت خود را با اين تصويب نامه اعلام نمايند و براي آگاهي مردم چاپ و منتشر نمايند .... تلگراف هاي علماي قم به شاه مخابره گرديد و پس از يک هفته پاسخ مبهم و زننده اي از شاه رسيد. اولا در اين پاسخ علماي قم را با عنوان حجت الاسلام مورد خطاب قرار داده بود تا مقام آنان را پائين بياورد... .
و در پايان تلگراف مزبور نيز با آوردن جمله توفيقات جناب مستطاب عالي را در هدايت افکار عوام خواهانم.
به اصطلاح به علماي قم طعنه زده بود که وظيفه شما هدايت عوام است، نه دخالت در امور سياسي کشور که سردمداران آن همگي از دانشمندان و فيلسوفان بنام و از نوابغ دوران مي باشد و رئيس دولت جناب امير اسد الله علم که بيش از 6 کلاس سواد ندارد فارغ التحصيل دبستان کرج مي باشد که چنين ماهرانه به رتق و فتق امور مشغول است... .
و ضمناً در اين تلگراف نظر آقايان علما را به اوضاع و شرايط که در کشور هاي اسلامي مي گذرد جلب کرده. (چنان چه در زمان آيت الله بروجردي نيز شاه به منظور جلب نظر آن مرحوم در تصويب نامه قانون ضدّ اسلامي با اين عذر متشبّث شده بود که اين قانون در بيشتر از کشورهاي اسلامي تصويب شده است، مرحوم بروجردي به فرستاده شاه پاسخ داده بودند که: (در بسياري از کشورهاي اسلامي ساليان درازي است که نظام سلطنتي ور افتاده و شاه و شاه بازي نيز کنار گذاشته شده است هيئت حاکمه ايران اگر بنا دارند از آن کشور ها تاسي جويند بايد از اين جا شروع کنند... .
(مؤلف بخاطر دارد که در پاسخ شاه امام خميني اين عبارت را نوشته بود خطاب به شاه فرموده بود صحيح است که وظيفه ما ارشاد عوام است چون پيامبر گرامي اسلام فرموده است: هرگاه بدعتي در اسلام ظاهر گردد بر عالم واجب است که علم خود را ظاهر (و مردم را آگاه سازد) و گرنه بر اوست لعنت خدا و ملائکه ها (اذا ظهرت البدع فعلي العالم ان يظهر علمه و الا فعليه لعنت الله و ملائکته و الناس اجمعين.)
امام خميني علاوه بر تلگراف فوق و ارسال نامه هاي خصوصي به علما و مقامات روحاني در مرکز و شهرستان هاي دور و نزديک و به علماي خارج از کشور طي سخنراني هاي متعدد در منزل و يا در مجلس درس تا آن جا که مقتضي بود، افشا گري کرده و وظايف روحانيت و ملت را بازگو مي کرد و همه طبقات را به مقاومت و اتحاد دعوت مي کرد.
.... ديري نپائيد که موج خشم و اعتراض در ميان مردم پديدار شد و سيل تلگراف و طومار و نامه از طبقات و اقشار مختلف داير بر پشتيباني از خواسته هاي علماي قم و اعتراض به تصويب نامه بسوي حوزه علميه قم و دربار پهلوي و کاخ نخست وزيري سرازير شد و گويندگان مذهبي در مجالس با بياني رسا و شيوا نظر مراجع و علما را براي مردم تشريح کردند سخنور شهير آقاي فلسفي که آن روزها با مقامات روحاني قم تماس دائم داشت، به دنبال نطق راديوئي علم، در مقام پاسخ، در بالاي منبر مسجد ارک چنين گفت:
(روزگاري بود که ملک ها و سلطنه ها و دوله ها در اطاق هاي در بسته مي نشستند و طبق اقتضاي منافع خود و سياست هاي خارجي قانون جعل مي کردند و قانون لغو مي نمودند مردم که از آن نظام استبدادي و قوانين خلق الساعه به ستوه آمده بودند به پا خواستند و مبارزه کردند، خون دادند جان دادند سرانجام بساط استبداد را برچيدند اساس مشروطه را پايه ريزي کردند مجلس مقننه و قوه قضائيه و اجرائيه تشکيل داده دست دولت ها را از جعل و لغو قوانين کوتاه کردند. اکنون که هنوز خون آن آزاديخواهان خشک نشده است مي بينيم که آقاي علم درب مجلس مقننه را بسته و باز پشت درهاي بسته براي ما قانون جعل مي کند و تصويب نامه درست مي کند، آقاي علم مي خواهد چرخ زمان را به عقب برگرداند اساس مشروطه را از بين ببرد و حکومت خان خاني و استبدادي بر ما تحميل کند ولي آقاي علم بايد بداند که چرخ زمان به عقب بر نمي گردد مشروطه به استبداد بر نمي گردد... مردم خشمگين که در پاي منبر بودند يکباره سخن او را قطع کردند و با دسته جمعي فرياد بر آوردند که: چرخ زمان به عقب بر نمي گردد... مشروطه به استبداد بر نمي گردد... و با همين شعار به خيابان ها ريختند و به تظاهرات پرداختند.[1]

[1] .گرفته شده از کتاب نهضت امام خميني، نوشته سيد حميد روحاني، صفحات 170 تا ... .
سيد نعمت الله حسيني - جلوه هاي حسيني در سيماي خميني، ص 297
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :