امروز:
جمعه 28 مهر 1396
بازدید :
1272
تنها تو مي تواني شاه را پائين بکشي
شهيد آيت الله رباني شيرازي بارها مي گفت: اسلام در اين عصر به دست آقاي خميني احيا مي شود و مي گفت: شما ببينيد دو فکر متضاد درباره آقاي خميني يک جور نظريه داده اند. يکي آيت الله کاشاني و ديگري سيد محمد بهبهاني.
آيت الله کاشاني بارها مي فرمودند: مرد حوزه و روحانيت حاج آقا روح الله خميني است.
سپس گفت: و آيت الله بهبهاني داستاني بدين شرح دارد. و آن داستان اين است که در ايام تابستان امام خميني گاهي به اطراف تهران مي رفتند و مدتي مي ماندند، در يکي از تابستان ها روزي فرزند آيت الله بهبهاني به نام جعفر نزد ميزبان آقاي خميني رفت و از او خواست که از حضور آقا بخواهيد که وقتي به ما بدهند که در تهران خدمت شان باشيم، ميزبان موضوع را به اطلاع امام رسانيد امام فرمودند از طرف خودشان آمده يا از طرف پدرشان، در جواب گفت: از طرف پدرشان، امام فرمودند: وقتي تهران رفتيم سري هم به آن جا مي زنيم عصر جمعه اي امام به منزل آيت الله بهبهاني رفتند پس از صرف چاي و احوالپرسي صحبت به سياست کشيده شد آقاي بهبهاني رو به طرف امام خميني کرده گفت: فساد سر تا سر دربار را گرفته اين بچه اعتنائي به اسلام و روحانيت نمي کند هر چه دلش مي خواهد انجام مي دهد خواهرهايش آبروي ايران را برده اند کم کم مقدسات را هم ناديده گرفته بهائيت را بر مسلمانان مسلط کرده، به اندازه اي راجع به مفاسد دربار سخن گفت که عرق از پيشانيش جاري شد.
در آخر گفت: کسي که بتواند اين مرد را از تخت پائين کشد تنها تو هستي آنگاه به متکا تکيه کرد.
امام خميني فرمود: تمام فرمايشات حضرت آقا را از اول تا آخر گوش دادم، ولي شما بوديد که او را برگردانديد آقا زاده از طرف حضرت تعالي از اين مرد استقبال کرد، در ايام 28 مرداد جعفر آقا با زاهدي ملاقات داشت شاه رفته بود و شرش از اين مملکت کنده شده بود ولي اقدامات جعفر آقا از طرف جنابعالي و سايرين او را بر گردانيد، حال که او قدرت گرفته و آمريکا از او به شدت حمايت مي کند ساواک و شهرباني را به جان مردم انداخته ارتش به اوضاع مسلط گشته من چه مي توانم بکنم؟
آقاي بهبهاني که اشک در چشمانش حلقه زده بود رو به جعفر کرده گفت: حرف هاي آقا را شنيديد، با توجه به اين صراحت مي گويم که تنها ايشان است که مي تواند پسر پهلوي را از تخت پائين بکشد و ملت را از شرش نجات دهد. آنگاه آيت الله بهبهاني آهي کشيد و گفت: خدايا از سر تقصيراتم بگذر، ما به اين پسر (محمدرضا) ميدان داديم.
سيد نعمت الله حسيني - جلوه هاي حسيني در سيماي خميني، ص 186
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :