امروز:
پنج شنبه 5 مرداد 1396
بازدید :
1215
پاسخ عجيب امام به نامه گرباچف
حجت الاسلام و المسلمين رحيميان: صبح روزي که قرار بود «ادوارد شوارد نادزه» وزير امور خارجه شوروي براي تقديم پاسخ گورباچف خدمت امام مشرّف شود، طبق معمول روز هاي ديگر، رأس ساعت 8 براي تشرّف به محلّ هميشگي رفتم. امّا بر خلاف معمول هنوز امام به اتاق ملاقات ها تشريف نياورده بودند.
وزير امور خارجه شوروي همراه مقام هاي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي به طور ايستاده در اتاق منتظر امام بودند، براي پذيرايي دو کار بي سابقه انجام گرفته بود: يکي آن که براي اوّلين بار چند صندلي، که البته از جاي ديگر عاريه آورده بودند، براي نشستن هيأت مزبور در اتاق چيده شده بود و ديگر آن که «حاج عيسي» يک سيني چاي آورد و حاضران همين طور که ايستاده بودند مشغول نوشيدن آن شدند.
به جز مترجم روسي، سفير شوروي نيز در اتاق بود ولي ديگر همراهان شوارد نادزه در حياط بودند.
انتظار سنگيني بر فضاي اتاق حاکم بود، سرانجام امام در حدود ساعت هشت و نيم با همان هيأتي که در تلويزيون مشاهده شدند وارد و بدون تأمّل و توقّف و بدون اين که در چهره کسي نگاه کنند از ميان افراد گذشته و روي جايگاه هميشگي شان نشستند. در همين حال وزير امور خارجه شوروي نيز روي صندلي نشست... شوارد نادزه به عنوان رييس ديپلماسي و نماينده ابر قدرت شرق که چهره با صلابت و حرکت هاي با طمأنينه او در محافل بزرگ بين المللي و کاخ هاي مجلل قدرتمندان غربي، در فيلم هاي خبري بسيار ديده شده است، در اين اتاق محقّر و ساده، درحالي که شايد براي اوّلين بار با پاي برهنه روي فرشي کهنه و رنگ باخته در يک مجلس رسمي قدم گذاشته بود وضعيت ديگري داشت .... من نمي دانم ارتعاش خفيفي که هنگام خواندن پاسخ گورباچف در دست او مشهود بود ناشي از پيري بود يا چيزي ديگر!. او در اوّلين لحظه که روي صندلي نشست، وضعيتي غير مستقر داشت که در نامتعادل بودن کيفيت قرار گرفتن پاهاي او مشهود بود، همين وضعيت تا آخرين لحظه که پيام نسبتاً طولاني را قرائت کرد و با سخنان امام ختم شد، هم چنان ادامه يافت. به جز سر و دست مرتعش او بقيه اندامش در طول مدّت تشرّف به سان مجسّمه اي جامد و خشکيده بود. هم چنين همه شاهد بوديم مترجمي که به گفته آگاهان در همه جا با تسلّط کامل در ترجمه زبان روسي بلبل زباني مي کرد، در اين مقام نتوانست جمله اي را بدون لکنت ـ که سعي مي کرد در سرفه ها و سينه صاف کردن هاي مصنوعي خود پنهان کند ـ ادا نمايد.
به هر حال پاسخ گورباچف، همراه با ترجمه آن پايان يافت.
در اين لحظه همه منتظر پاسخ و واکنش حضرت امام بودند، امّا حتي چگونگي آن در مخيله هيچ کس خطور نمي کرد. تمام وجود حاضران در چشم ها و گوش شان فشرده و چشم ها به سوي امام دوخته شده بود. نماينده ابر قدرت شرق، يک بار ديگر خود را در برابر برخوردي غير قابل پيش بيني و فوق تصوّر يافت، حضرت امام بدون تأمّل، طي حدود يک دقيقه در سه فراز با صراحت و فارغ از هر نوع مجامله، جمله هايي را فرمودند که ضمن آن، از اين که آقاي گورباچف مطلب اصلي ـ که اساس نامه امام بود ـ را مورد توجه لازم قرار نداده، اظهار تأسف فرمودند و بعد در حالي که مترجم شروع به ترجمه فراز سوم کلمه هاي امام کرده بود، حضرت امام برخاستند و به طرف اندروني روانه شدند. با آن که هميشه مشتاقان حضرت امام به محض تشرّف به محضرشان بي اختيار به طرف معظم له کشيده مي شدند و دستشان را مي بوسيدند، ولي اين بار حضرت امام چه در حال ورود و چه هنگام خروج با ترکيبي از هيبت و سرعت در حرکت، چنان وضعيت استثنايي و بي سابقه اي را به وجود آوردند که هيچ کس نتوانست از جايش تکان بخورد، چه رسد به اين که مجالي براي دست بوسي و مصاحفه پيش آيد.[1]

[1] . در سايه آفتاب، ص 120.
سبحاني نيا و علي عسكري - مهر و قهر، ص 263
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :