امروز:
جمعه 28 مهر 1396
بازدید :
1351
عظمت و قاطعيت ميرزا فتاح شهيدي
آيت الله شهيدي به عنوان يک فقيه وارسته و به خدا پيوسته، هيچ گاه با ستمگران سر سازش نداشت و در فرصت هاي مختلف نارضايتي و مخالفت خود را ابراز مي داشت و به اين آيه شريفه جامه عمل مي پوشانيد که:
«وَ لَا تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ».[1]
و بر ظالمان تکيه ننماييد، که موجب مي شود آتش شما را فراگيرد. در اين جا چند نمونه از مخالفت ها و ناسازگاري هاي وي با ستمگران و رژيم طاغوت مي خوانيم:
در سال 1331 هـ.ش بنا بود که انتخابات طاغوتي دوره هفدهم مجلس شوراي ملي انجام يابد و جمعي تلاش مي کردند تا با شرکت در آن به رژيم شاه و عوامل آن مشروعيت بخشند.
مرحوم آيت الله شهيدي به مخالفت برخاسته و با بيانات روشنگرانه و مثال هاي متنوع مردم را از شرکت در آن برحذر مي داشت.
يکي از شاگردان وي مي نويسد:
روز جمعه بود، من و رفيقم ميرزا صادق و حاج ميرزا علي داماد آقا در گوشه اتاق نشسته بوديم و آقاي شهيدي بالاي اتاق مشغول مطالعه بود که سيدي معمّم وارد شد و گفت: آقاي استاندار دکتر منوچهر اقبال در بيرون درب، اجازه شرفياب مي خواهند، فرمود: من با استاندار کاري ندارم، سيد از بس اصرار کرد تا آقاي شهيدي ساکت شد، استاندار آمد، آقاي شهيدي در مورد اعمال خلاف شرع و خلاف قانون به سرزنش و توبيخ استاندار پرداخت و او را مقداري نصيحت نمود پس از ختم سخنان آقاي شهيدي، استاندار بدون اين که چيزي بگويد، برخاست و رفت.[2]
علامه جعفري (از شاگردان آقا) نيز در خاطرات خود مي گويد: روزي شاه به آقا ميرزا فتاح شهيدي ـ قدس سره ـ سي هزار تومان به عنوان هديه فرستاد. آقاي شهيدي آن را نپذيرفت. فرستادگان دربار اظهار کردند: ما مي دانيم اين مبلغي که به محضر شما آورده ايم مورد نياز شما نيست، آن را بگيريد و به طلبه ها بدهيد. آقاي شهيدي پاسخ داده بود: اگر طلبه ها از اين پول ها مصرف کنند ديگر طلبه حقيقي نخواهند بود.
آقاي جعفري مي افزايد: هنگامي که محمدرضا شاه به تبريز رفته بود. بسياري از بزرگان، شخصيت ها حتي برخي از روحانيون مشهور تبريز نيز، به ديدن شاه رفته بودند. تني چند از رجال دربار به محضر آيت الله شهيدي رسيده و از او خواهش مي کنند که او نيز به ديدن شاه برود. آقاي شهيدي از پذيرش اين پيشنهاد خودداري مي کند، هنگامي که با اصرار آنان مواجه مي شود براي قانع کردنشان مي گويد: آقا جان! من يک دهاتي هستم، مرا با شاه چکار؟ آن ها هر چه اصرار مي کنند وي اين جمله را تکرار مي کند.[3]

[1] . هود / 113.
[2] . شرح حالي از نامداران تاريخ، ج2، ص 239.
[3] . جاودان انديشه، ص 106.
عبدالكريم پاك نيا - خاطرات ماندگار، ص 65
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :