امروز:
دوشنبه 29 آبان 1396
بازدید :
1798
عقل بشر و نبوت
با وجود عقل، بعثت پيامبران چه ضرورتي دارد؟
يكي از دلايل «برهمن ها» براي نفي نياز انسان ها به پيامبران الهي ـ بر اساس آنچه كه شهرستاني در كتاب ملل و نحل، در بخش آراي هندوان[1]آورده ـ اين است كه با وجود عقل و خرد، به فرستادن پيامبر از جانب خداوند، نيازي نيست.
انديشمندان جهان ـ از اديان و مذاهب گوناگون ـ پاسخ هاي مبسوطي ارائه كرده اند[2] كه در اين جا به ذكر يكي از آن ها اكتفا مي شود، و آن برهاني است كه از سه مقدمه تشكيل مي گردد:
مقدمه ي اول: هدف از آفرينش انسان اين است كه با انجام دادن افعال اختياري، مسير تكامل خود را به سوي كمال نهايي و سعادت دنيا و آخرت، بپيمايد.[3]
مقدمه دوم: انتخاب و اختيار آگاهانه، نيازمند شناخت كارهاي خوب و بد و راه هاي حق و باطل است. تا انسان حق را از باطل تشخيص ندهد، نمي تواند راه سعادت خود را دريابد; از اين رو و بر اساس حكمت الهي، لازم است كه ابزار و وسايل شناخت در اختيار انسان قرار گيرد وگرنه، همانند كسي خواهد بودكه ميهماني را به ميهمان سرايش دعوت كند، ولي مكان مهمان سرا و راه رسيدن به آن را به او نشان ندهد، و بديهي است كه چنين رفتاري، برخلاف حكمت و موجب نقص غرض است.
مقدمه سوم: شناخت هاي معروف و معمولي انسان ها كه از همياري حس و عقل، به دست مي آيد، نقش مهمي را در تأمين نيازمندي هاي زندگي، ايفا مي كند، ولي براي باز شناختن راه كمال و سعادت حقيقي، در همه ي ابعاد فردي و اجتماعي، مادي و معنوي، دنيوي و اخروي، كافي نيست، و اگر راه ديگري براي رفع اين كمبودها وجود نداشته باشد، هدف الهي از آفرينش انسان تحقق نمي يابد.
با توجه به مقدمه هاي سه گانه، به اين نتيجه مي رسيم كه مقتضاي حكمت الهي اين است كه راه ديگري ـ وراي حس و عقل ـ براي شناختن مسير تكامل همه جانبه، در اختيار بشر قرار دهد، تا انسان ها بتوانند از آن بهره مند شوند و آن همان راه وحي است كه در اختيار پيامبران(عليهم السلام) قرار داده شده و آنها به طور مستقيم، و ديگران به واسطه ي آن ها از آن بهره مند مي شوند.[4]
در ميان مقدمه هاي اين برهان، مقدمه اخير مورد سئوال است; از اين رو آن را با توضيح بيشتري بيان مي كنيم.
كافي نبودن عقل بشر
براي رسيدن به سعادت و خوشبختي، بايد آغاز و انجام وجود انسان و پيوندهايي كه با موجودهاي ديگر دارد و رابطه هايي كه مي تواند با همنوعان و ساير آفريدگان، برقرار كند و تأثيرهايي كه رابطه هاي گوناگون مي تواند در سعادت يا شقاوت او داشته باشد، معلوم گردد و نيز بايد كسرو انكسار بين سودها و زيان ها و مصالح و مفاسد گوناگون، شناخته شود و مورد ارزيابي قرار گيرد، تا وظايف ميلياردها انساني كه داراي ويژگي هاي بدني و رواني متفاوت هستند و در شرايط گوناگون طبيعي و اجتماعي، زندگي مي كنند، مشخص شود; ولي احاطه بر همه ي اين امور براي يك يا چند نفر، و يا چند گروه و سازمان، ميسر نيست.[5]
روند تغييرهاي حقوقي و قانوني در طول تاريخ بشر، نشان مي دهد كه با وجود پژوهش ها و تلاش هاي هزاران دانشمند متخصص، در طول هزارها سال، هنوز هم يك نظام حقوقي صحيح و كامل و همه جانبه به وجود نيامده است و همواره با لغو و نسخ ماده اي يا اضافه كردن ماده و تبصره ي جديدي به اصلاح و تكميل قوانين مي پردازند.
با توجه به اين كه تمام تلاش حقوقدانان و قانون گذاران، صرف تأمين مصالح دنيوي و اجتماعي مي شود، هرگز به تأمين مصالح اخروي و كسروانكسار آن ها با مصالح مادي و دنيوي اهتمامي نداشته و ندارد، و بر فرضي كه بشر زندگي دنيوي را به گونه اي بگذراند، اما سعادت در آخرت و تأثير اعمال دنيوي را در كسب كمال نهايي، هيچ گاه با حس و عقل خود نخواهد فهميد.
نتيجه آن كه: هدف از آفرينش انسان ها، از آغاز تا انجام، هنگامي قابل تحقق است كه راه ديگري جز حس و عقل، براي شناختن حقايق زندگي و وظايف فردي و گروهي وجود داشته باشد و آن، چيزي جز وحي و فرستادن پيامبران نيست.
فوايد بعثت پيامبران
پيامبران الهي، افزون بر نشان دادن راه صحيح براي تكامل حقيقي انسان، تأثيرهاي مهم ديگري نيز در زندگي انسان ها داشته اند كه به برخي از آن ها اشاره مي شود:
1. مطالب بسياري وجود دارد كه عقل انسان، توانايي درك آن ها را دارد، ولي يا به گذشت زمان و تجربه هاي فراوان نياز دارد و يا در اثر اهتمام به امور مادي و غلبه گرايش هاي حيواني، مورد غفلت و فراموشي قرار مي گيرد، و يا در اثر بد آموزي ها و تبليغات سوء بر توده هاي مردم، پنهان مي ماند.
چنين مطالبي نيز به وسيله پيامبران بيان مي گردد; از اين رو، پيامبران در قرآن مجيد، «مذكر»[6] و «منذر»[7] ناميده شده اند.
2. يكي از مهم ترين علل هاي تربيت و رشد و تكامل انسان، وجود الگو و نمونه ي رفتار است. پيامبران الهي كه انسان هاي كامل و تربيت شده پروردگارند، اين نقش را به بهترين شكل برعهده مي گيرند.
3. يكي ديگر از بركات وجود پيامبران در ميان مردم، اين است كه در صورت فراهم بودن شرايط لازم، رهبري اجتماعي و سياسي و قضايي مردم را بر عهده گيرند، و بديهي است كه رهبر معصوم، يكي از بزرگ ترين نعمت هاي الهي براي جامعه مي باشد، و بدين وسيله، انسان ها را به سوي كمال مطلوب رهبري مي شوند.[8]

[1]. الملل و النحل، ج2، ص 602.
[2]. از جمله خواجه نصير الدين طوسي در تجريد الاعتقاد (ر.ك: كشف المراد، المقصد الرابع: في النبوة).
[3]. اين مقدمه در بحث هاي مربوط به حكمت و عدل الهي ثابت شده است. (ر.ك: درس يازدهم و بيستم آموزش عقايد).
[4]. برهان مذكور برگرفته از روايتي از امام هشتم حضرت رضا(عليه السلام) است كه مي فرمايد: از آن جا كه قواي فكري بشر به درك مصالح و منافع و مضار، قادر نيست، و خداوند ا ئ نيز بالاتر از آن است كه خود شخصاً بر بشر تجلي نمايد و با آنان سخن بگويد; از اين رو معدودي از بندگان خود را اعزام نمود تا اوامر و نواهي او را به بندگان برسانند، و آنان را بر مصالح و مفاسد امور آگاه سازند; زيرا فكر بشر كوتاه تر از آن است كه خود بر اين امور آگاه گردد. (بحارالانوار، ج 11، ص 40).
برهان مذكور از موارد استنتاج قضيه عملي (بايد) از قضيه ي نظري (هست) و از مصاديق اثبات ضرورت بالقياس براي معلول از راه ضرورت علت، و نيز از موارد جريان برهان هاي لمّي در الهيات است. (ر. ك: آموزش عقايد، ص 212، درس بيست و دوّم.)
[5]. آلكسيس كارل، در كتاب «انسان موجود ناشناخته» درباره ي شناسايي انسان مي گويد: «انسان يك مجموعه سراپا راز و مبهم است كه نمي توان او را به سادگي
درك كرد...».
فلاماريون، پس از مطالب فراواني كه در زمينه ي ناآگاهي بشر آورده، مي گويد: «همين قدر كافي است كه من مي توانم ده سال از مجهولات، سؤال كنم! و شما هيچ يك از آن ها را نتوانيد پاسخ دهيد.»
انيشتاين، مي گويد: «آنچه تاكنون از كتاب طبيعت خوانده ايم، بسيار چيزها به ما آموخته است و ما به اصول زبان طبيعت آشنا شده ايم...، ولي با اين همه هنوز از حل كشف كامل اسرار طبيعت دوريم.» و بالاخره «ويليام جيمس» مي گويد: «علم ما همچون قطره است، ولي جهل ما يك درياي عظيم.» نقل از كتاب: اصول عقايد، حسني، امامي، آشتياني، ص 88 ـ 89.
[6]. غاشيه، 21.
[7]. بقره، 21، و رعد، 7 و ص، 4 و 65 و ق، 2، و نازعات، 45، و شعراء، 208 و....
[8]. ر. ك: آموزش عقايد، ص 216. خواجه نصيرالدين طوسي در تجريد الاعتقاد، نه فايده براي بعثت پيامبران ذكر كرده است (ر.ك: كشف المراد، المقصد الرابع في النبوة).
فاضل عرفان- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :