امروز:
سه شنبه 28 دي 1395
بازدید :
2545
شئون و وظايف امام
به طور كلي شيعه بر خلاف اهل سنت معتقد است كه همان اهداف و اغراضي كه منجر به ارسال رسل و انزال وحي از طرف خداوند شده، به نوعي ديگر در حضور امام دنبال مي شود; لذا اكثر وظايف و شئوني كه پيامبر اكرم- صلي الله عليه وآله - در زمان حياتش به عهده داشت در زمان ممات و غيابش در جامعه ي اسلامي، به امامان معصوم- عليهم السلام- منتقل و واگذار مي شود. البته اين شئون غير از شئون فردي آن حضرت است، چون همه و حتي خود ائمه(عليهم السلام) بر اين امر متفق اند كه هيچ امري در كمال و تقرب، همچون رسول خدا- صلي الله عليه وآله - در هستي يافت نمي شود.
واضح است كه با اعلام خاتميت دين اسلام و پس از وفات پيامبر اسلام- صلي الله عليه وآله - آمدن شريعتي جديد براي هميشه منتفي شده است. خداوند متعال ختم نبوت را چنين اعلام فرمود:
(ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَد مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ...);[1]محمد، پدر هيچ يك از مردان شما نيست، ولي فرستاده ي خدا و خاتم پيامبران است... .
بنابراين پس از شريعت اسلام، هيچ پيامبري، نه تشريعي و نه تبليغي،[2] نخواهد آمد و نبوت پيامبر اسلام پايان دهنده ي سلسله ي پيامبران است. اين عقيده مورد اتفاق و اجماع همه ي مسلمانان[3] و از ضروريات دين است و منكر آن در واقع منكر اسلام و نبوت پيامبر اسلام- صلي الله عليه وآله -است.[4]
بنابراين پس از رحلت پيامبر- صلي الله عليه وآله -نزول وحي آسماني براي هميشه منقطع شده است. حضرت علي(عليه السلام) هنگام رحلت پيامبر- صلي الله عليه وآله - فرمودند:
با مرگ تو رشته اي بريده شد كه در مرگِ جز تو بريده نشد; پايان يافتن دعوت پيامبران و بريدن خبرهاي آسماني.[5]
پس هيچ كس بعد از پيامبر- صلي الله عليه وآله - نمي تواند مدعي مقام دريافت و ابلاغ وحي باشد. حتي امامان شيعه كه در اكثر شئون با پيامبر- صلي الله عليه وآله - مشترك اند از اين مقام محروم هستند; البته مراد از وحي در اين جا، وحي نبوت است، نه الهام و تحديث كه اين مرتبه شامل ائمه(عليهم السلام) هم مي شود.[6]
وظايف و شئون پيامبر اكرم- صلي الله عليه وآله -
بي ترديد پيامبر اكرم- صلي الله عليه وآله - در مدت بيست و سه سال نبوت خويش، وظايف و شئون مختلفي را در قبال جامعه ي اسلامي بر عهده داشتند كه برخي نياز به تداوم ندارند، مانند دريافت و ابلاغ وحي يا پيام آوري از خداوند براي راه نمايي و هدايت بشر و برخي ديگر كه عمده ي وظايف آن حضرت بود، مربوط به شئوني است كه بايد تداوم داشته باشند; آنها عبارت اند از:
1. تفسير و تبيين وحي الهي و تشريع اهداف و مقاصد آن;
2. بيان و توضيح احكام موضوعات جديد در حوزه ي وظايف و احكام فردي و اجتماعي مسلمانان;
3. پاسخ گويي به شبهات مخالفين اسلام و ردّ اعتراضات آنان به حقانيت آيين اسلام;
4. محافظت و پاس داري از كيان آموزه هاي ديني و جلوگيري از وقوع تحريف و بدعت در آنها;
5. داوري و قضاوت در اختلافات و نزاع هاي بين مسلمين و تطبيق و اجراي حدود و قوانين كلي الهي;
6. حكومت داري و رياست بر عامه ي مردم در همه ي مسائل اجتماعي و سياسي.[7]
حال سؤال اساسي اين است كه غير از ابلاغ وحي كه مخصوص انبيا بود، بعد از پيامبر- صلي الله عليه وآله -، ديگر وظايف ايشان چه وضعيتي خواهد داشت؟ آيا شارع در متن دين براي جبران آنها تدبيري انديشيده يا آنها را به خود امت واگذار كرده است؟ واقعيت ها و گزارش هاي تاريخي از اختلاف شديد مفسران در تفسير پاره اي از آيات قرآن، اختلاف شديد مسلمانان در احكام عملي و حتي در مورد تفسير سنت پيامبر- صلي الله عليه وآله -، هجوم بي امان شبهات ويرانگر به عقايد اسلام و شيوع ده ها هزار حديث مجعول و.... همگي گوياي اين حقيقت اند كه امت اسلامي از يك سو نيازمند آن است كه عمل به وظايف ياد شده پس از وفات رسول خدا- صلي الله عليه وآله - تداوم يابد و از سوي ديگر، خود امت (بدون امداد الهي) هرگز قادر به پاسخ گويي به اين نيازها نيست.
حال با دو احتمال رو به رو هستيم:
اول آن كه خداوند، با علم به ناتواني امت اسلامي از رفع نياز خود، امر آنان را به خودشان واگذار كرده باشد. اين احتمال آشكارا باطل است; چون لازم مي آيد خداوند حكيم، غرض خويش از ارسال پيامبر- صلي الله عليه وآله - و تشريع آيين اسلام و ختم نبوت را نقض كند و اين از سوي حكيم، ممتنع است.
دوم آن كه خداوند حكيم، براي حفظ شريعت اسلامي و مصونيت آن از تحريف و نيز براي استمرار هدايت مردم، اشخاصي شايسته و مصعوم را به مردم معرفي كرده باشد تا پس از پيامبر- صلي الله عليه وآله -ـ عهده دار مسئوليت ها و وظايف ياد شده گردند. بديهي است كه اين احتمال صحيح است.[8]
بنابراين امامت چيزي جز تداوم و استمرار وظايف و شئون نبوت و رسالت نيست ومقام امامت مقام تحقق و عينيت بخشيدن به اهداف رسالت است. اما چه كساني و با چه شرايط و اوصافي مي توانند اين وظايف را تداوم بخشند؟ بي ترديد هيچ كسي جز انسان هايي معصوم و افضل و اعلم كه از طرف خداوند منصوب شده اند، شايستگي پذيرش اين مسئوليت الهي و خطير را ندارد; (لا ينال عهدي الظالمين);[9] اين عهد و امانت من (مقام امامت) به ظالمين نمي رسد.
مراتب و شئون امامت
در مباحث پيشين بيان شد كه امامان شيعه همه وظايف و مسئوليت هاي پيامبر اكرم- صلي الله عليه وآله - را، به غير از مقام نزول و دريافت و ابلاغ وحي، به نوعي ديگر، بر عهده دارند، چون آنان جانشينان واقعي و به حق پيامبر عظيم الشأن- صلي الله عليه وآله - هستند; لذا برخي بزرگان همچون شهيد مطهري، آن وظايف و شئون مشترك با پيامبر را تحت عنوان «مراتب امامت» چنين بيان كرده اند:[10]
1. حكمت سياسي و رهبري جامعه
مسئله رهبري اجتماع، كه يكي از شئون اساسي پيامبر- صلي الله عليه وآله - به اتفاق اهل سنت و شيعه و همه عقلاست، نبايد بعد از ايشان بلاتكليف بماند.
(لابد للناس من امير برِّ او فاجر);[11] هر جامعه اي ناچار است از داشتنِ حاكمي، چه نيكوكار باشد و چه ستمكار.
البته شيعه برخلاف اهل تسنن معتقد است كه اين شخص بايد معصوم و برگزيده از طرف خداوند باشد.
2. مرجعيت ديني
اين مرتبه كه مهم ترين و اصلي ترين وظيفه ي امام به شمار مي رود، نوعي كارشناسي حقيقي اسلام است كه به تبيين و تفسير صحيح و كامل از وحي مي پردازد و از هرگونه خطا و اشتباهي مصون است; چرا كه هم معصوم است و هم علم خويش را از ناحيه ي خداوند و از راهي غيرعادي از پيامبر اكرم- صلي الله عليه وآله - گرفته است. بي ترديد يكي از مهم ترين عوامل و عناصر اكمال و اتمام دين و خاتميت اسلام، وجود اماماني است كه نقش پيامبران تبليغي گذشته را ايفا مي كنند و مرجعيت ديني مسلمانان را به عهده مي گيرند و پاسخ گوي نيازهاي واقعي جامعه مسلمين هستند.
3. ولايت معنوي و باطني
اين مرتبه كه اوج مفهوم و مرتبه ي امامت است، اعتقاد به وجود انسان كاملي است كه «حامل معنويت كلي انسانيت» و قطب و محور عالم امكان است. بر اين اساس، ممكن نيست زمين از حجت حق و وجود انسان كامل خالي باشد; چرا كه به تعبير روايات،; اگر حجت خدا و انسان كامل وجود نداشت، زمين، ساكنان خود را مي بلعيد.[12]
زيارت جامعه كبيره نمونه اي از ابعاد مختلف ولايت باطني و معنوي امامان را بيان مي كند.[13]
نتيجه آن كه بعد از ختم نبوت هيچ پيامبر ديگري نخواهد آمد و به تبع، هيچ تشريع و نزول وحيي صورت نمي گيرد اما از آن جا كه هدف رسالت و خاتميت بايد محقق شود و تداوم يابد، ضروري است ديگر مسئوليت ها و وظايف پيامبر اكرم- صلي الله عليه وآله - به امامان معصوم واگذار شود.

[1]. سوره ي احزاب، آيه ي 40.
[2]. پيامبران به دو گروه عمده تقسيم مي شوند: 1. پيامبران تشريعي كه از جانب خداوند شريعت خاصي را به بشر عرضه مي كنند; 2. پيامبران تبليغي كه وظيفه ي تبليغ و ترويج همان شريعتي را كه پيامبر تشريعي آورده است به عهده دارند.
[3]. ر.ك: جعفر سبحاني، الالهيات، (قم: انتشارات مركز العالمي للدراسات الاسلاميه 1412 هـ ق)، ج 3، ص 485.
[4]. ر.ك: محمدتقي مصباح يزدي، راهنما شناسي، (قم: انتشارات مركز مديريت حوزه ي علميه ي قم، 1367)، ص 367.
[5]. نهج البلاغه، ترجمه ي شهيدي، خطبه ي 235.
[6]. ر.ك: محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، (تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1365)، ج 2، ص 255، ص 270 ـ 271.
[7]. ر. ك: جعفر سبحاني، همان، ج 4، ص 16 هم چنين ر. ك: جمعي از نويسندگان، انسان، راه و راهنماشناسي (قم: انتشارات مؤسسه ي آموزشي و پژوهشي امام خميني(رحمه الله)، 1384 ش)، ص 191 ـ 192.
[8]. ر. ك: محمد سعيدي مهر، آموزش كلام اسلامي، (قم: انتشارات طه، چ اول، 1381)، ج 2، ص 138; همچنين ر. ك: جعفر سبحاني، محاضرات في الهيات، تلخيص علي رباني گلپايگاني، (قم: مؤسسه ي نشر اسلامي، چ دوم)، ص 524 و 526.
[9]. سوره ي بقره، آيه ي 124.
[10]. مرتضي، مطهري، امامت و رهبري، ص 28 ـ 35.
[11]. محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، (بيروت: مؤسسة الوفاء، 1404 هـ. ق)، ج 72، ص 357.
[12]. ر. ك: محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 23، ص 29.
[13]. ر. ك: جمعي از نويسندگان، انسان راه و راهنماشناسي، ص 198.
محمدرضا بهدار- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :