امروز:
پنج شنبه 10 فروردين 1396
بازدید :
1884
نقش اعتقاد به امامت در عبادات
چه ارتباطي بين قبولي عبادات با اعتقاد به امامت و ولايت امامان وجود دارد؟
شرايط لازم براي عبادات و اعمال بر سه قسم مي با شد:
1ـ شرايط وجوب عمل (مثل عقل، اختيار، بلوغ، وقت و...) شرايط صحت عمل (مثلا نسبت به نماز مثل وضو، ستر عورت، رو به قبله بودن، صحيح خواندن نماز و...) و شرايط قبولي اعمال كه هم شرط خانوادگي دارد، هم اقتصادي، هم اختلافي و خود سازي، هم سياسي و معرفتي و عبادي و آن شرايط عبارت است از 1ـ ناشزه نبودن مرد و زن، لذا كسي همسرش را آزار دهد (لم يقبل الله صلاتها) نمازش قبول نمي شود و همچنين اگر زن حق شوهر را اداء نكند([1]). 2ـ لقمه حرام نخورده باشد([2]). 3ـ شراب نخورده باشد. 4ـ داراي تقوي باشد([3]). 5ـ داراي اخلاص باشد([4]). 6ـ نگاه خشم آلود به پدر و مادر نداشته باشد و الا عبادتش قبول نمي شود([5]). 7ـ قبول شدن نماز، والا بقيه اي اعمال قبول نمي شود «ان قبلت قبل ماسواها([6])». 8ـ معرفت امام، محبت و ولايت ائمه را داشتن و اطاعت نمودن از آنها يكي از شرطهاي مهم قبولي اعمال و عبادات است([7]) و... لذا فرمودند، اگر از كسي يك نماز و يا يك حسنه قبول و پذيرفته شود عذاب نمي شود «من قبل الله عنه صلاة و احدة لم يعذبه و من قبل الله له حسنةً لم يعذبه([8])» چون شرايط مشكلي دارد.
2ـ قبولي هم مراتبي دارد 1ـ عادي (قابل الثوب([9])). 2ـ قبول حسن «فتقبلها بقبول حسن»([10]). 3ـ قبول احسن و برتر و خوبتر (تقبّل عنهم احسن([11])).
3ـ از نكته دوم روشن شد كه بين احكام و اخلاق، و آن دو با اعتقادات رابطه متقابلي([12]) وجود دارد، چنانكه نماز شرط قبولي تمام اعمال است ولايت اهلبيت هم شرط قبولي اعمال است، و خود ولايت ائمه اطهار - عليهم السلام - هم شرط مهم آن اين است كه انسان داراي ورع و پرهيزكاري باشد «ما تنال ولايتنا الا بالعمل و الورع([13])» و در كنار عمل، ولايت نجات دهنده انسان است.
بعد از اين مقدمه اولين جواب اين است كه اين سؤال در مورد نماز و لقمه حلال و ... هم مطرح مي شود بايد تمام فرق اسلامي به آن جواب دهند، هر جوابي دارند، در مورد امامت و ولايت هم جاري است، و چرا فقط نسبت به امامت و ولايت حساسيّت نشان داده مي شود؟ و دومين جواب اين است كه روايات زيادي بر اين شرطيت دلالت دارند، كه برگزيده آنها را مطرح مي كنيم تا ارتباط روشن شود:
1ـ امام باقر (ع) فرمود «كل من دان الله عز و جل بعبادة يجهد فيها نفسه ولا امام له من الله فسعيه غير مقبول([14])» كسي با عبادتي به خداوند نزديك شود ولي امامي از طرف خدا براي او نباشد، هر چند تلاش نموده باشد عملش پذيرفته نمي شود.
2ـ امام صادق (ع) مي فرمايد: خداوند عمل ابليس را بخاطر عدم سجده بر آدم نپذيرفت «كذلك هذه الامة العاصية المفتونه بعد نبيها (ص) و بعد تركهم الامام الذي نصبه نبيهم(ص) لهم فلن يقبل الله لهم عملا و لم يرفع لهم حسنة...([15])» همچنين اين امت عاصي بعد از پيامبر (ص) امامي را كه نصب نموده بود ترك كرد لذا عمل از آن ها قبول نمي شود و حسنه بالا نمي رود([16]).
3ـ امام چهارم (ع) فرمود: اگر كسي به اندازه عمر نوح عبادت كند «ثم لقي الله بغير و لا يتنا لم ينفعه ذلك شيأً([17])» سپس خدا را ملاقات كند بدون ولايت ما نفعي از آن عبادت نمي برد.
4ـ امام باقر (ع) فرمود: درباره آيه ي «و اني لغفّار لمن تاب و آمن و عمل صالحاً ثم اهتدي([18])» چگونه خداوند شرط بهره بردند از توبه و ايمان و عمل صالح را هدايت قرار داده است «و الله لوجهد ان يعمل ما قبل منه حتي تهدي» بخدا قسم هر چند كسي تلاش كند چيزي از او قبول نمي شود تا به ولايت ما هدايت شوند([19]).
استاد مطهري (ره) درباره اين روايات چنين مي گويد: «آيات و رواياتي كه دلالت مي كند اعمال منكران نبوت يا امامت مقبول نيست ناظر به آن است كه آن انكارها از روي عناد و لجاج و تعصب باشد اما انكار هايي كه صرفاً عدم اعتراف است و منشأ عدم اعتراف هم قصور است نه تقصير مورد نظر آيات و روايات نيست، اين گونه منكران از نظر قرآن كريم، مستضعف([20]) و مرجُون لامر الله([21]) به شمار مي روند([22]).
سومين جواب: (مخصوصاً نسبت به كساني كه مقصرند در ترك ولايت و امامت) اين است كه همه مسلمين قبول دارند كه يكي از اساسي ترين شرط قبولي عمل، داشتن توحيد است و از روايات شيعه و سني استفاده مي شود كه خود توحيد هم شرايطي دارد كه به نقل يك روايت از طريق شيعه و يك روايت از طريق اهل سنت اكتفاء مي شود:
الف) طريق شيعه امام صادق فرمود: «ان الله تبارك و تعالي ضمن للمؤمنين ان هو اقرّ له بالربوبية و لمحمد (ص) بالنبوة و لعلي بالامامة و ادي ما افترض عليه، ان يسكنه في جواره([23])» خداوند تضمين كرده است براي مؤمن اگر به ربوبيت الهي اقرار كند و در كنار آن رسالت محمد (ص) و امامت علي (ع) (و ائمه ديگر([24])) را قبول، و واجبات را انجام دهد او را در جوار خود (بهشت جاي دهد، از اين روايت و 34 روايت ديگر كه در توحيد صدوق نقل شده است سه تا شرط اساسي براي توحيد استفاده مي شود. 1ـ اعتقاد و اقرار به رسالت محمد (ص). 2ـ اعتقاد و اقرار به ولايت علي و ائمه اطهار (ع). 3ـ انجام واجبات و ترك محرمات، هر يكي از اين شروط نباشد در توحيد نقص وارد مي شود، لذا عمل پذيرفته نمي شود لذا امام باقر فرمود: «و لا يتنا ولاية التي لم يبعث نبياً الا بها» ولايت ما ولايت خداوند است كه تمام انبياء با آن ولايت مبعوث شده اند([25]). 2ـ از طريق عامه پيامبر فرمود: «مكتوب في باب الجنة قبل ان يخلق السموات بالفي سنة لا اله الا الله محمد رسول الله ايّدته بعلي و نصرته([26])» قبل از دو هزار سال از خلقت آسمان بر درب بهشت نوشته شده بود كه خدا يكي است و محمد (ص) رسول خدا است كه او را با علي و نصرتش تأييد كرديم، معلوم مي شود بين توحيد و رسالت و علي (امامت) ارتباط است در روايت ديگر فرمود: «فاسلك مع علي و دع الناس([27])» راه مردم را رها كن بدنبال علي باش كه تو را هدايت و از پستي نجات مي دهد.
چهارمين جواب: اين است كه همچنانكه اعضاي انسان با هم ارتباط دارند، و هر كدام جاي خودش را دارند، بين اعمال و اخلاق و اعتقادات انسان چنين ارتباطي وجود دارد، كه هر كدام گوشه اي از چهره واقعي انسان را مي سازد، و ولايت نسبت به چهره واقعي انسان مانند سر است نسبت به بدن، لذا اگر سر نباشد بدن نيست، ولايت نباشد عمل نيست نه اينكه هست و قبول نمي شود.
بعنوان نمونه توجه كنيد به اين روايت. 1ـ پيامبر (ص) فرمود: «اجعلوا اهل بيتي فيكم مكان الرأس من الجسد و مكان العينين من الرأس فان الجسد لا يهتدي الا بالرأس و الرأس لا يهتدي الا بالعينين([28])» اهلبيت من را نسبت بخودتان مانند سر قرار دهيد نسبت به جسد و چشم نسبت به سر، براستي كه بدن بدون سر و سر بدون چشم هدايت نمي شود (و مردم هم بدون ولايت، هيچند).
2ـ امام صادق (ع) فرمود: اسلام عريان است لباسش حيا زينتش و قار، مروتش عمل صالح، و ستونش ورع «و لكل شيء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البيت» و براي هر چيزي اساس و پايه اي مي باشد اساس اسلام محبت (و ولايت) ما اهلبيت است.
3ـ امام باقر فرمود: بناي اسلام بر پنج چيز است نماز، زكاة، روزه، حج و ولايت «و لم يناد بشيء كما نودي بالولاية([29])» و به چيزي مانند ولايت ندا و (سفارش) نشده است.
4ـ روايتي از صادقين (ع) است كه خلاصه آن را نقل مي كنيم فرمودند: «بعد از مرگ در عالم قبر (برزخ) شش صورت با انسان داخل مي شود ولي يكي از آنها زيباتر، بشاشتر، پاكيزه تر و خوشبوتر از ديگران است اولي نماز در سمت راست، و دومي زكاة سمت چپ، و سومي روزه در پيش رو، و چهارمي حج پشت سر، و پنجمي نيكي به برادران مؤمن نزد پاهاي او قرا مي گيرند، و ششمي بالاي سرش قرار مي گيرد، بقيه سؤال مي كنند تو كيستي؟ «فتقول انا الولاية لآل محمد(ص)» من ولايت آل محمد (ص) مي باشم، پس بدون ولايت اعمال واقعاً جسم بي جانند و سر بي چشم، لذا قبول نمي شود.

[1]- محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه (احياء التراث العربي، چاپ چهارم، 1391) ج14، ص116.
[2]- سفينة البحار، ج1.
[3]- انما يتقبل الله من المتقين، مائده/27.
[4]- وسائل الشيعه، (پيشين) ص34، ج1.
[5]- يعقوب كليني، اصول كافي (دار الكتب الاسلامية) ج2، ص349.
[6]- عليرضا صابري، الحكم الزاهرة (مؤسسة النشر الاسلامي جامعه مدرسين قم) ج1، ص138، روايت 7011.
[7]- وسائل الشيعه (پيشين) ج1، ص90.
[8]- الحكم الزاهرة (پيشين) ج2، ص212.
[9]- غافر (40)، آيه ي 3.
[10]- آل عمران/37.
[11]- احقاف/16.
[12]- از آيه «الله يصعد الكلم الطيب و العمل الصالح يرفعه (فاطر/10)» مي توان اين ارتباط متقابل را استفاده كرد، چون دو گونه تفسير شده است يكي اينكه سخن پاك و اعتقاد پاك را كردار شايسته بالا مي برد، ديگر اينكه سخن پاك و اعتقاد پاك كردار شايسته را بالا مي برد و ملكوتي مي سازد، مانعي ندارد كه هر دو مقصود باشد، هر دو تفسير اين را مي رساند كه اعتقادات و ايمان در مقبوليت عمل و بالا رفتن آن و عمل را سيراب كردن ايمان و اعتقاد و بالا رفتن درجه آن مؤثر است. (استاد مطهري، عدل الهي، انتشارات صدرا) ص332.
[13]- يعقوب كليني، اصول كافي (چاپ اسلاميه سال 1388) ج2، ص60.
[14]- وسائل الشيعه (پيشين) ج1، ص10، روايت 1.
[15]- وسائل الشيعه (پيشين) ج1، ص92ـ91، روايت 5.
[16]- ادامه روايت: اعمال آنها قبول نمي شود مگر آنچنانكه خدا دستور داده، عمل كنند و ولايت امامي را كه دستور داده بپذيرند.
[17]- وسائل الشيعه (پيشين) ص93، روايت 12 و روايت 14.
[18]- طه/82.
[19]- وسائل الشيعه (پيشين) ج1، ص96، روايت 19.
[20]- اشاره به آيه ي 98ـ96 نساء.
[21]- توبه/106.
[22]- استاد مطهري، عدل الهي (قم، انتشارات صدرا، دهم، 1375) ص38.
[23]- شيخ صدوق، توحيد صدوق، (مؤسسة النشر الاسلامي، جامعه مدرسين قم) ص19، روايت 4.
[24]- با توجه به روايت ديگر.
[25]- الحكم الزاهراة، (پيشين) ج1، ص65، روايت 302.
[26]- متقي هندي، كنز العمال في سنن الاقوال و الافعال (مؤسسة الرسالة چاپ پنجم 1405) ج11، ص624، روايت 33043ـ33041.
[27]- همان، ص613، روايت 32973.
[28]- الحكم الزاهرة (پيشين) ج2، ص71، روايت 2516.
[29]- پيشبن ج1، ص373، روايت 2232.
حسن منتظري-مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :