امروز:
جمعه 2 تير 1396
بازدید :
1451
واژه شناسي عصمت
عصمت در لغت به معناي منع كردن و بازداشتن است و به همين معنا در برخي از آيات و روايات به كار رفته است كه نمونه هايي از آن را بيان مي كنيم:
الف. (لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّه إِلاّ مَنْ رَحِمَ)؛[1]
امروز هيچ كس را از قهر خدا جز به لطف او پناه نيست. (تنها رحمت او است كه مانع از عذاب مي گردد).
ب. (وَ اللّه يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ)؛[2]
خدا تو را از شر و آزار مردمان محفوظ خواهد داشت.
ج. «الاعتبارُ يُفيدُ العِصمَة»؛[3]
عبرت گيري (از كارهاي ديگران) مصونيت آدمي را به دنبال دارد (و از آزمودن دوباره ي اعمال ناپسند جلوگيري مي كند).
د. «إنَّ التَقوي عِصمَة لَكَ فِي حَياتِك»؛[4]
تقواي الهي (از آلودگي به گناه) بازتان مي دارد.
گفتني است كه بازداشتن و منع كردن، همواره با جبر و اكراه همراه نيست؛ بلكه در مورد كسي كه به پند و اندرز بسنده مي كند و دايره ي اختيار ديگري را تنگ نمي نمايد نيز مي توان اين واژه را به كار گرفت.[5] از سوي ديگر، از ديدگاه آيات و روايات، پيامبران و امامان از هر گونه گناه و خطايي در امان اند. براي بيان اين حقيقت، الفاظ و تعابير گوناگوني به كار رفته كه واژه ي عصمت نيز يكي از آن ها است؛[6] چنان كه پيامبر اكرم- صلي الله عليه وآله-مي فرمايد: «أنَا وَ عَلي وَ الحَسن وَ الحُسَين وَ تِسعَة مِن وُلدِ الحُسَين مُطَهَّروُن مَعصومُون»؛[7] من و علي و حسن و حسين و نُه نفر از فرزندان حسين، پاك و معصوم هستيم.
امير مؤمنان علي- عليه السلام- نيز با اشاره به اين حقيقت كه خداي حكيم را نشايد كه به اطاعت و پي روي همه جانبه از كسي فرمان دهد كه از آلوده شدن به گناه در امان نيست، مي فرمايد: «انّما امَرَ اللّه عَزوَجَل بِطاعَة الرَسول لانَّهُ مَعصوم مُطَهّر لا يَأمُر بِمَعصيتِه»[8]؛ دليل آن كه خداوند مردم را به اطاعت (همه جانبه) از پيامبر مي خواند آن است كه وي پاك و معصوم است و به گناه فرمان نمي دهد.
اين، تنها نمونه هايي است از رواياتي كه پيشينه ي كاربرد واژه ي عصمت را مي نمايانند و بر اين پندار كه پيدايش اين اصطلاح، سال ها پس از ظهور اسلام و در زمان رواج انديشه هاي كلامي بوده است،[9] خط بطلان مي كشند، با اين همه، براي بهره گيري از معارف ديني نبايد تنها از واژه هايي سراغ گرفت كه به تدريج در معناي امروزي شان به كار رفته يا در اين معاني رواج يافته اند. قرآن كريم، بي آن كه واژه ي عصمت را به كار گيرد، با بيان هاي گوناگون دامان انبيا و اوليا را از هر گونه گناه و خطايي مي زدايد.[10] پيامبر گرامي اسلام و اميرمؤمنان نيز افزون بر اين واژه، تعابير ديگري به كار مي برند كه در رسايي و گويايي، چيزي از آن كم ندارد؛ چنان كه پيامبر اكرم در تفسير آيه ي تطهير مي فرمايد: «فَانَا وَ اهل بيتي مُطَهَّرون مِن الذنُوب»[11]؛ من و اهل بيتم از گناه پيراسته ايم.
[1]. سوره هود، آيه 43 .
[2]. سوره مائده، آيه 67.
[3]. ميزان الحكمة، ج 6، ص 342.
[4]. همان، ص 343.
[5]. ر.ك: مقاييس اللغة، ج 4، ص 331؛ و بحارالانوار، ج 17، ص 94.
[6]. انديشمندان مسلمان با بهره گيري از آيات و روايات و بر پآيه مباني پذيرفته شده در مكاتب مختلف كلامي، تعاريف گوناگوني از عصمت به دست داده اند كه كم و بيش با يك ديگر تفاوت هايي نيز دارند. (براي نمونه ر.ك: ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 7، ص 9؛ بحار الانوار، ج 17، ص 94؛ شرح المواقف، ج 8، ص 280؛ شرح المقاصد، ج 4، ص 312؛ تنزيه الانبياء، ص 19؛ و الالهيات، ج 3، ص 161). فاضل مقداد در تعريف عصمت مي گويد: «عصمت، لطفي است كه خداوند در حق مكلف به جاي مي آورد، به گونه اي كه انگيزه اي براي ترك اطاعت و يا انجام معصيت در او باقي نمي ماند، هر چند اين لطف، توان انجام گناه را از وي نمي ستاند» (ارشاد الطالبين، ص 301 - 302). اين متكلم برجسته ي اماميه، در ادامه، اسباب تحقق لطف الهي را چنين بر مي شمارد: الف. برخورداري از ملكه اي كه آدمي را از اقدام بر معاصي باز مي دارد؛ ب. آگاهي كامل از پي آمدهاي اعمال زشت و زيبا؛ ج. ترس از مؤاخذه بر ترك اولي.
[7]. بحارالانوار، ج 25، ص 201؛ و ينابيع المودة، ب 77، ص 445.
[8]. موسوعة الامام علي بن ابي طالب، ج 2، ص 248.
[9]. ر.ك: عصمة الانبياء، (رسالة التقريب، العدد الثاني)، ص 133.
[10]. ر.ك: پژوهشي در عصمت معصومان، ص 114ـ109 و 160ـ157 و 207ـ196 و 306ـ285.
[11]. الدر المنثور، ج 5، ص 199.
مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :