امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1565
ضروت و لزوم معجزه
پس از آن كه بشر دانست براي رسيدن به سعادت همه جانبه خود، به راهنمايي پيامبران نياز جدي دارد و تنها درسايه برنامه ها و كوشش هاي آنان است كه بناي بزرگ و جاوداني تكامل و ترقي انسان پي ريزي مي شود، نسبت به آن مربيان خير خواه و رهبران فداكار و معصوم، ناخودآگاه ايمان توأم با ارادت و محبت را احساس مي كند، و اين ارادت و ايمان به جايي مي رسد كه مردم در راه پيش برد اهداف پيامبران، از هيچ گونه فداكاري دريغ نخواهند كرد و چه بسا خواسته هاي آنان را بر خواسته هاي خود مقدم كنند؛ اما همين حكومت و نفوذ بسيار وسيع و ريشه دار پيامبران و محبت و ايمان مردم نسبت به آنان، گروهي از جاه طلبان را به فكر سوء استفاده مي اندازد، تا از راه ادعاي نبوت و پيامبري نفوذ يابند و به اميال نفساني خويش برسند.
بنابراين، اگر كسي ادعاي نبوت كرد و گروهي نيز گرد او جمع شدند، نبايد بدون تحقيق به او ايمان آورد، چون ممكن است به دروغ ادعاي پيامبري نموده باشد؛ چنان كه تاكنون افراد زيادي چنين ادعايي نموده اند و گروهي نيز گرد آنان جمع شده اند.
براي اين كه حقانيت و راستگويي كسي كه ادعاي نبوت مي كند، روشن گردد، لازم است كه بر پيامبري خود شاهدي بياورد تا مردم به گفته ي او اطمينان كنند وادعاي او را بپذيرند و از اين راه، پيامبران واقعي از مدعيان دروغين شناخته شوند. اين شاهد و نشانه كه موجب شناخته شدن پيامبران حقيقي است، «معجزه» ناميده مي شود و خداي متعال براي آن كه بندگانش در اشتباه نيفتند و از شرّ شيطان ها در امان باشند، به پيامبران و فرستادگان خود معجزه عنايت كرده است تا چهره حقيقت به هيچ وجه براي مردم پوشيده نماند.
بنابراين، پيامبران الهي بايد داراي معجزه باشند تا عموم مردم بدانند كه آن ها از سوي خدا آمده اند و آنچه مي گويند راست است، تا با خاطري آسوده به دستورهاي او گوش فرا دهند و تعليماتش را از روي عقيده و ايمان، به مرحله اجرا گذارند.
البته راه هاي ديگري نيز براي شناختن پيامبران راستين وجود دارد (مانند: اخبار پيامبر پيشين و قراين و شواهد شخصي)، ولي عموم مردم بهترين و گوياترين راه را ديدن معجزه از مدعي نبوت مي دانستند. مردم بين نبوت (مدعاي خارق العاده) و معجزه (شاهد خارق العاده) چنان ملازمه اي مي ديدند كه تا كسي ادعاي نبوت مي كرد، بي درنگ از او معجزه مي خواستند. پيامبران نيز به اين درخواست معقول آنان پاسخ مثبت داده، از خداوند معجزه درخواست مي كردند.
مطالعه تاريخ ملت هاي پيشين نيز لزوم آوردن معجزه را اثبات مي كند. هر چه پيامبران الهي تلاش مي كردند و مردم را به دين حق دعوت مي نمودند، جز افراد معدودي به دين آنان نمي گرويدند؛ اما همين كه معجزه اي از آنان صادر مي شد و براي مثال، نور دست موسي- عليه السلام - كاخ فرعون را روشن مي ساخت و عصايش اژدها شده، سحر ساحران را مي بلعيد، حتي خود ساحران نيز به خداي موسي ايمان مي آوردند.
فاضل عرفان- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :