امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
2056
حقيقت معجزه
امام صادق- عليه السلام - در تعريف معجزه مي فرمايد: «و المعجزة علامةٌ لله لا يعطيها إلا انبياءهُ و رُسُلَهُ و حججه ليعرف به صدق الصادق من كذب الكاذب؛ «معجزه» نشانه اي از خداوند است كه آن را جز به پيامبران و فرستادگان و حجت هاي خود نمي دهد، تا به وسيله ي آن، راستگويي (مدّعيان ارتباط با خدا) از درغگويي )مدّعيان دروغين( شناخته شود.»[1]
در توضيح اين حديث شريف بايد دانست كه معجزه[2] ـ چنان كه از لفظش پيدا است ـ يعني عاجز كننده، و آن كار خارق العاده اي است كه نوع بشر، حتي نوابغ در تمام زمانها از آوردن آن عاجز باشند، و اساساً معجزه فراتر از نيروي بشر است و پيامبران به اراده و مشيّت خدا، براي اثبات درستي ادعاي رسالت خويش، انجام مي دهند و دعوت به «مقابله به مثل» (تحدي) نيز مي نمايند.
قرآن كريم از اين واژه به «آيت»،[3] يعني نشانه و علامت، و نيز به «بيّنه» تعبير كرده است. و در روايات (از جمله روايت فوق) و فرهنگ متكلمان (از آن نظر كه اين نشانه، ناتواني ساير افراد را آشكار مي سازد) به «معجزه» تعبير شده است.
قرآن كريم نقل مي كند كه مردم هر زمان، از پيامبران زمان خويش تقاضاي «آيت» و «معجزه» مي كردند و آن ها نيز به درخواست هايي كه معقول و منطقي و در راستاي حقيقت جويي بود، پاسخ مثبت مي دادند، ولي اگر درخواست ها از سوي مردمي بهانه جو بود و به جهت دشمني و مبارزه و معارضه با پيامبران صورت مي گرفت، چون پيامبران براي اثبات رسالت خويش به مقدار لازم معجزه آورده بودند، به خواسته ي آن ها پاسخ نمي دادند.
قرآن كريم معجزه هاي زيادي را براي پيامبران نقل كرده است؛ مانند: زنده كردن مرده، علاج بيماران صعب العلاج و علاج كور مادرزاد، سخن گفتن در گهواره، تبديل عصا به اژدها، خبر دادن از نهان و آينده و...[4]
از آنچه گفته شد، مي توان چهار ركن اساسي براي معجزه بيان كرد:
1. كاري خارق العاده است كه از حدود توانايي نوع بشر خارج بوده و هيچ كس ـ هر چند نابغه باشد ـ نمي تواند به اتكاي نيروي انساني، همانند آن را بياورد؛
2. اين كار خارق العاده تنها با اذن و مشيّت الهي صورت مي گيرد؛
3. همراه با ادعاي پيامبري است؛ يعني آورنده آن، به عنوان يك سند زنده، آن را براي اثبات رسالت انجام دهد؛
4. همراه با «تحدي» است؛ يعني فراخواندن به معارضه و مقابله به مثل؛ به اين ترتيب كه از تمام انسان ها دعوت كند كه اگر مي توانند و قدرت دارند، مانند آن را بياورند.
بنابراين، اگر يكي از موارد ياد شده در كار نباشد، نمي توان آن را معجزه ناميد.
فرق معجزه با ديگر امور خارق العاده
معجزه داراي امتيازها و ويژگي هايي است كه در ساير كارهاي خارق العاده وجود ندارد. اين ويژگي ها عبارت است از:
1. سحر و جادو و مانند آن، اموري فرا گرفتني هستند و انجام آن ها به آموزش و تمرين و رياضت نياز دارد،[5] ولي معجزه، بدون آموزش و تمرين، آورده مي شود؛ براي مثال، حضرت مسيح- عليه السلام - در گهواره با سخن گفتن خود، اعجاز مي كند، بدون آن كه آموزش و تربيت در اين زمينه دخالتي داشته باشد.
2. ساحران و مرتاضان و مانند آن ها، در هر شرايطي از زمان و مكان و با هر ابزاري، بر انجام كارهاي خود توانايي ندارند و قدرت آن ها به امور معيني محدود است؛ لذا براي همه ي افراد همان كارهاي معين را تكرار مي كنند، ولي معجزه هاي پيامبران، هيچ يك از اين قيدها و شروط را ندارد؛ چرا كه به نيروي لا يزال و نامحدود الهي وابسته است؛ از اين رو، گاه مردم امر بي سابقه اي را از پيامبر مي خواستند و او به اذن خداوند، آن راـ بر طبق خواسته هاي آن ها ـ انجام مي داد.
3. ساحر و جادوگر ادعاي پيامبري ندارد؛ اما پيامبر همزمان با ارائه ي معجزه، به پيامبري خويش تصريح مي كند. [6]
4. سحر و جادو با نيروي قوي تر و بالاتر از نوع خود، قابل معارضه و شكست پذير است، ولي معجزه را نمي توان شكست داد و با آن مقابله كرد.
5. صاحبان سحر و جادو در بيشتر موارد به دنبال دنيا و منافع خود هستند و يا اخلاق فاسدي دارند كه نشان مي دهد آنچه انجام مي دهند، معجزه نيست، ولي معجزه تنها از كساني صادر مي شود كه جلوه گاه ويژگي هاي نيك و اخلاق پسنديده هستند و داراي هدف عالي تربيتي و انساني مي باشند.
6. معجزه پيغمبران، بر خلاف سحر و جادو، همراه با تحدي است؛ يعني دعوت به مقابله و معارضه و اعلان به مردم كه اگر مي توانند، مانند آن را بياورند.[7]

[1]. بحارالانوار، ج11، ص71.
[2]. واژه «معجزه» از «عجز» ـ مقابل قدرت ـ گرفته شده و از وصفيّت به اسميّت نقل گرديده و تا را به علامت نقل آورده اند، مانند تاي صمدية، و برخي آن را تاي مبالغه مي دانند، مانند تا در «علامة».
[3]. البته قرآن آثار خلقت خداوند را نيز كه دليلي قطعي و ترديدناپذير بر وجود خداوند مي باشد، به «آيات» تعبير كرده است، و اما «آيه» به معناي معجزه، مانند: «قُلْ إِنَّمَا الآياتُ عِنْدَ اللّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ؛ من فقط بيم دهنده اي آشكارم و آيه ها و نشانه ها نزد خدا (به دست او) است. (عنكبوت، 50).
ئ «و مان كان لِرسول أن يأتي بآية إلاّ بإذن الله؛ هيچ رسولي اين حق را نداشت كه آيه و معجزه اي را بدون اذن خدا بياورد» و نيز آيه ي 37 سوره ي انعام و آيه 15 سوره انعام و آيه 124 و آيه 20 سوره يونس و آيات ديگر.
[4]. ر.ك: وحي و نبوّت، ص 12.
[5]. قرآن در اين زمينه مي فرمايد: «وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ؛ بقره،102. لكن شياطين كفر ورزيده و به مردم سحر تعليم مي دادند.»
[6]. و يا امام ـ با تعميم در مفهوم معجزه ـ اظهار مي كند كه وصي و خليفه پيامبر است.
[7]. البته لازم نيست كه تحدي به صراحت اعلام شود، بلكه اگر كيفيت آوردن معجزه به گونه اي باشد كه همگان تحدي را از آن بفهمند، كفايت مي كند.
فاضل عرفان- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :