امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1694
امامت و معجزه
براي روشن شدن ارتباط بحث امامت با معجزه و کرامت، نكاتي تحت عنوان مقدمه بيان مي شود:
1ـ تعريف معجزه:
در شرح مواقف، «معجزه» چنين تعريف شده است: «و هي عندنا ما قصد به اظهار صدق من ادعي رسول الله[1]» معجزه در نزد ما چيزي است كه قصد شده است به وسيله آن، اظهار صدق مدعي نبوت. علامه حلي فرموده است «و نعني بالمعجزه ثبوت ما ليس بمعتاد مع خرق العاده و مطابقه الدعوي ...[2]» معجزه ثبوت چيزي است كه معمول و عادي نباشد و يا نفي چيزي است كه معمول و عادي نيست بشرطي كه همراه خرق عادت و مطابق دعواي نبوت باشد.
2ـ صدور كرامات براي اولياء:
مساله اي كه بين فريقين تقريباً اتفاقي است، صدور كرامات از اولياء خداست؛ مثل جريان حضرت مريم(س)، آصف بن برخيا، و قصه اصحاب كهف. منتهي اين كرامات با معجزه فرق دارند، چون در معجزه شرط آن، همراه با ادعاي نبوت و تحدي بوده است. ولي در كرامت اينگونه نيست[3].
3ـ معناي اصطلاحي امامت:
عده زيادي از علماي اماميه، امامت را اينگونه تعريف نموده اند: «امامت رياست عمومي در امور دين و دنيا براي فردي از افراد، براي جانشيني پيامبر - صلي الله عليه و آله- است[4].
- امامت منصبي الهي
بعد از اين مقدمه، اولا بايد گفت كه اثبات الهي بودن منصب امامت، متوقف بر صدور معجزه نيست بلكه با همان قرآني كه معجزه جاوداني پيامبر اسلام (ص) همراه با تحدي مي باشد، مي توان امامت حضرت علي(ع) و الهي بودن آن را ثابت كرد.
آيات زيادي بر اين مطلب دلالت دارند مانند آيه اكمال[5] ، آيه تطهير[6] ، آيه تبليغ[7] ، آيه ولايت[8] ، آيه اطاعت[9] و ... . كه به عنوان نمونه اشاره مي كنيم به آيه عهد، كه خداوند متعال حضرت ابراهيم(ع) را بعد از امتحان سخت و طاقت فرسا، و بعد از دارا بودن مقام نبوت و خليل اللهي، به امامت برگزيد «اني جاعلك للناس اماماً ... لا ينال عهدي الظالمين» و فرمود: من تو را امام براي مردم قرار دادم، گفت: آيا از ذريه من هم؟ فرمود: عهدم به ستمگران نمي رسد» اين آيه صراحت دارد كه امامت منصب و عهد الهي است. همچنين الهي بودن منصب امامت و نيز ولايت و امامت امام علي (ع) را مي توان با سخنان گهربار همان پيامبري كه با معجزات متعدد، صدق و عصمت او با قرآن بيان شده است[10] به اثبات رساند؛ مانند حديث ثقلين[11] و رواياتي كه تعداد اماماني بعد از پيامبر (ص) را به «دوازده» منحصر مي كنند[12] و رواياتي كه علاوه بر تعداد ائمه (ع) به نام آنها هم تصريح كرده اند، كه به عنوان نمونه به يكي از آنها كه از طريق عامه نقل شده اشاره مي شود:
خوارزمي از سلمان فارسي نقل مي كند كه به حضور پيامبر (ص) شرفياب شديم، ديدم که حسين در آغوش ايشان بود، چشمان او را بوسيد و فرمود: تو خود امام و فرزند امام هستي، تو خود حجت و فرزند حجت خدايي و پدر 9 امام بعد از خود هستي[13]».
- معجزه و کرامت
ثانياً: چنانكه از تعريف معجزه و امامت (در مقدمه بيان شد) استفاده مي شود، معجزه مخصوص ادعاي نبوت است. اين را هم علماي اهل سنت گفته اند و هم اماميه، پس بايد نبوت با معجزه و امامت با تأييد و نصب پيامبري كه داراي معجزه است بايد ثابت شود هر چند شيخ طوسي فرموده است گاهي معجزه جانشين نص مي شود[14].
ثالثاً: دو شرط اصلي معجزه 1- همراه با ادعاي نبوت است 2- همراه با تحدي است. هر چند كرامت شرائط معجزه را ندارد، يعني ولي در ماهيت از زير مجموعه معجزه به حساب مي آيد، چرا که به اذن الله بوده و عملي است خارق العاده که از توان سايرين خارج است.
رابعاً: كرامات بسيار زيادي از امام علي (ع) و ائمه اطهار- عليهم السلام- در منابع شيعه و برخي از منابع اهل سنت نقل شده است، كه به بعضي آنها به صورت فهرست وار اشاره مي شود:
الف) در منابع شيعه:
1ـ ردّ الشمس و تكلم شمس با اميرالمؤمنين (ع) كه مرحوم مجلسي حدود 22 روايت در اين زمينه جمع آوري نموده است[15].
2ـ شفا دادن مريض ها و زنده نمودن بعضي مردگان، و مبتلا شدن دشمنان حضرت بر اثر نفرين ايشان، حدود 39 روايت[16].
3ـ به سخن آوردن حيوانات و رام نمودن آنها، 29 روايت را مرحوم مجلسي جمع آوري نموده است[17].
4ـ معجزات و كرامات بدني آن حضرت، 4 روايت [18].
5ـ خبرهاي غيبي و علم به لغات و زبانهاي مختلف، 66 روايت[19].
6ـ خوابهايي كه حاكي از كرامت حضرت مي باشند، 13 روايت[20].
7ـ جوامع كرامات و معجزات حضرت، 19 روايت[21].
8ـ كرامات (و معجزات) عجيبه اي كه از آن حضرت نقل شده است.
آيا از مجموع اين روايات، لااقل يكي از آنها صحت ندارد؟ كه يقيناً دارد، همان يكي هم در اثبات ادعاي ما كافي است و همچنين شيخ مفيد، خوارق عادات متعددي از حضرت علي(ع) نقل نموده است[22] و...
ب) منابع اهل سنت:
1ـ كرامات بدني حضرت از جمله در جنگ بدر كه مَلَك از آسمان صدا داد، «لا سيف الاّ ذوالفقار و لا فتي الّا علي[23]».
2ـ در جنگ با عمرو بن عبد ود، اين جمله از خداوند توسط جبرئيل نازل شد «تحيه من الطالب الغالب الي علي بن ابي طالب[24]» سلامي از خداي غالب براي علي پسر ابي طالب، که نمونه هاي زيادي نقل شده است[25].
3ـ علي اذن داعيه است هر چه از پيامبر مي شنيد حفظ مي شد و... .
براي پرهيز از اطاله كلام، فقط به عنوان حسن ختام، به داستاني از ابن بطوطه اكتفا مي شود؛ او مي نويسد: اهل اين شهر (نجف اشرف) همه شيعه هستند و از اين حرم (حرم امير المؤمنين) كرامات و معجزاتي ظاهر شده است و در نزد شيعيان ثابت گرديده است كه قبر امير المؤمنين (ع) آنجا است و از اين معجزات است كراماتي كه در شب 27 رجب در آنجا واقع مي شود بيماران زيادي شفا مي گيرند و مردم آنرا شب احياء مي نامند و از همه سرزمينهاي دور براي درك آن شب بدانجا روي مي آورند از سراسر عراق و خراسان و سرزمنيهاي فارس و روم و ... و اين شفاي بيماران امر مسلم و قطعي و ثابتي است كه من آن را از راستگويان شنيده ام[26]... .

[1]ـ الالهيات من شرح المواقف، تحقيق علي رباني گلپايگاني ،قم، مؤسسة امام صادق (ع) ، ص120.
[2]ـ علامه حلي، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، قم، مؤسسه النشر الاسلامي، 1415 ق، ص350.
[3]ـ الالهيات من شرح المواقف (پيشين) ص132 و كشف المراد (پيشين) ص351.
[4]ـ ابن هيثم بحراني، قواعد المرام في علم الكلام، با تلخيص رباني گلپايگاني، قم، مؤسسه امام صادق (ع)، ص48 و اصل قواعد المرام ص174 و ر.ك: هادي نجفي، ولايت و امامت، قم، خيام، اول، ص19 و ر.ك: علامه حلي باب حادي عشر، طبع حجري، ص43.
[5]ـ مائده/5.
[6]ـ احزاب/33.
[7]ـ مائده/67.
[8]ـ مائده/55.
[9]ـ نساء/59.
[10]ـ نجم/3ـ4.
[11]ـ ابوالحسين مسلم بن الحجاج القشيري، صحيح مسلم، بيروت، دار احياء التراث العربي ج4، ص1873 و ر.ك: محمد بن عيسي ترمذي، سنن ترمذي ، بيروت، دار احياء التراث العربي، ج5، ص663 و ر.ك: محمد باقر مجلسي بحار الانوار، بيروت، دار احياء التراث العربي، ج23، ص106.
[12]ـ صحيح مسلم (پيشين) ج3، ص1453 و هيثمي، مجمع الزوائد، بيروت، دار الكتاب العربي، ج5، ص190.
[13]ـ احمد بن محمد المكي الخوارزمي مقتل الحسين (قم مكتبة المفيد) ج1، ص146 و جويني، فرائد السمطين، بيروت، مؤسسة المحمودي، ج2، ص134 و ر.ك: ابن حجر عسقلاني، فتح الباري، بيروت، دار المعرفه، ج13، ص214.
[14]ـ شيخ طوسي، تلخيص الشافي، تحقيق بحر العلوم، تهران، دار الكتب الاسلاميه، ج1، ص266.
[15]ـ بحار الانوار (پيشين)، ج41 ص166ـ191.
[16]ـ همان، ص191ـ230.
[17]ـ همان، ج41، ص230ـ274.
[18]ـ همان، ص274ـ282.
[19]ـ همان، ج41، ص283ـ360.
[20]ـ همان، ج42، ص1ـ16.
[21]ـ همان، ص17ـ50.
[22]ـ محمد بن نعمان، مفيد، الارشاد، قم مكتبة بصيرتي، ص160ـ162.
[23]ـ احمد بن محمود الخوارزمي المناقب، قم، مؤسسة النشر الاسلامي، سوم، 1417 ق، ص167، روايت 200.
[24]ـ همان، ص171.
[25]ـ همان، ص167.
[26]ـ ر.ك، ابن بطوطه جهانگرد، رحله ابن بطوطة (طبع مصر) ج1، ص110.
حسن منتظري- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :