امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1565
زيارت در قرآن
قرآن كريم به پيامبر فرمان مي‌دهد كه هيچ‌گاه بر جنازه‌ منافق نماز نگذارد و نبايد بر كنار قبر او بايستد آنجا كه مي‌فرمايد:
«وُ لا تُصَلِّ عُلي اَحُدٍ مِنْهْمً ماتَ اَبُداً وُ لا تَقُمً عُلي قَبًرِهِ إِنَّهْمً كَفَرُوا بِاللَّهِ وُ رُسْولِهِ وُ ماتُوا وُ هْمً فاسِقُونُ»[1]
«براي كسي از آنان (منافقان) اگر بميرد، هيچ‌گاه نماز نگزار و بر قبر آنان (براي طلب مغفرت) نايست، آنان به خدا و پيامبرش كفر ورزيدند و در حالي كه فاسق و بدكارند، مرده‌اند.»
در اين آيه، براي هدم شخصيت منافق، و دادن گوشمال به اعضاي اين حزب، به پيامبر خدا فرمان مي‌دهد:
1ـ بر جنازه‌ احدي از آنان نماز مگزار.
2ـ بر قبر آنان نايست. اين حقيقت را با جمله‌ي «ولا تقم علي قبره» ادا كرده است.
از اين كه مي‌فرمايد: درباره‌ي منافق اين دو كار را انجام نده، مفهومش آن است كه اين كار درباره‌ي غير منافق خوب و شايسته است.
اكنون بايد ببينيم مقصود از «وَ لا تَقُمْ عَلي قَبْرِهِ» چيست؟ آيا مقصود تنها قيام به هنگام دفن است كه درباره‌ي منافق جايز نيست و درباره‌ي مؤمن لازم و شايسته است؟ يا مقصود اعم از زمان دفن و ديگر مواقع است؟
برخي از مفسرّان آيه را ناظر به زمان دفن دانسته‌اند ولي گروهي ديگر؛ مانند بيضاوي و غيره، با ديد وسيع نگريسته و آيه را چنين تفسير مي‌كنند: «وَ لا تَقُمْ عَلي قَبْرِهِ لِلدَّفْنِ أوْلِزِيارَةٍ.»[2]
دقت در مفاد آيه مي‌رساند كه مقصود يك معناي وسيع است؛ اعم از توقف هنگام دفن يا وقوف پس از آن.
زيرا دو جمله، مجموعِ مضمون آيه را تشكيل مي‌دهد و آنها عبارتند از:
الف) «وُ لا تُصَلِّ عُلي أحُدٍ مِنْهْمً ماتَ أبُداً»
لفظ «أَحَدٍ» به حكم اين كه در سياق نهي واقع شده، مفيد استغراق افراد است و لفظ «أبداً» مفيد استغراق زماني است و معناي جمله چنين است: «براي هيچ كس از منافقان و در هيچ زمان نماز مگزار.»
با توجه به اين دو لفظ، مي‌توان به روشني به دست آورد كه مقصود از جمله، خصوصِ نماز بر ميت نيست؛ زيرا نماز بر ميت فقط يك بار قبل از دفن انجام مي‌گيرد و ديگر قابل تكرار نيست، پس اگر مقصود خصوص نماز ميت بود، نيازي به آوردن لفظ «أبداً» نبود و تصور اين كه اين لفظ به منظور افاده‌ي «استغراق افرادي» است، كاملاً بي‌مورد است؛ زيرا جمله‌ي «لا تُصَلِّ عُلي أحُدٍ» مفيد چنين شمول و استحباب است، ديگر لزومي ندارد كه بار ديگر به بيان آن بپردازد.
گذشته از اين، لفظ «ابدا» در لغت عربي براي استغراق «زماني» است نه «افرادي»؛ مانند: «و لا أنً تَنْكِحْوا أزْواجُهْ مِنً بُعًدِهِ أبُداً»[3].
بنابراين مفاد جمله‌ي نخست اين است كه: «هيچ‌گاه براي احدي از منافقان طلب رحمت و مغفرت مكن، خواه با گزاردن نماز و خواه به غير آن.»
ب) : «لا تَقُمً عُلي قَبًرِهِ»
مفهوم اين جمله، به حكم عطف بر جمله‌ي پيشين، چنين است: «وُ لا تَقُمً عُلي قَبًرِ أحُدٍ مِنْهْمً أبُداً» زيرا قيودي كه در معطوف عليه وجود دارد بر معطوف نيز وارد مي‌شود.
در اين صورت نمي‌توان گفت: مقصود از «قيام» همان قيام هنگام دفن است؛ زيرا فرض اين است كه قيام موقع دفن، درباره‌ي هر فردي قابل تكرار نيست، و لفظ «ابداً» كه در اين جمله نيز در تقدير است، حاكي است كه اين عمل قابل تكرار مي‌باشد و تصور اين كه اين لفظ براي استغراق افراد است، پاسخ آن در جمله قبل گفته شد؛ زيرا با وجود «أحدٍ» نيازي به افاده مجدد آن نيست.
با توجه به اين دو مطلب در الفاظ: «لا تصل» و «لا تقم» مي‌توان گفت: خداوند پيامبر را از هر نوع «طلب رحمت» بر منافق، خواه از طريق نماز بر مرده‌ي او و يا مطلق دعا و از هر نوع «وقوف بر قبر» او، خواه هنگام دفن يا پس از آن، نهي كرده است، و مفهوم آن است كه اين دو عمل: طلب رحمت و قيام و وقوف بر قبر مؤمن در تمام اوقات، جايز و شايسته است و يكي از آن اوقات، وقوف بر زيارت و خواندن قرآن بر مؤمن است، كه سالها است به خاك سپرده شده است.

[1] . توبه/84.
[2] . تفسير بيضاوي، ج3، ص77.
[3] . احزاب/53.
آيت الله جعفر سبحاني- آئين وهابيت، ص103
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :