امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1730
سفر براي زيارت
وهابيان به حسب ظاهر، اصل زيارت پيامبر را تجويز مي كنند ولي هرگز مسافرت براي زيارت قبور را جائز نمي دانند. محمد بن عبدالوهاب در رساله دوم از رسائل(الهدية السنية) اين چنين مي نويسد:
«تسنّ زيارة النّبي إلاّ أنّه لايشدّ الرحلُ إلا لزيارة المسجد و الصلاة فيه».
زيارت پيامبر مستحب است، ولي مسافرت جز براي زيارت مسجد و نماز در آنجا جائز نيست.
دليل مهم آنان براي تحريم مسافرت به عنوان زيارت، حديث زير است كه در صحاح نقل شده، و راوي حديث هم ابوهريره است كه مي گويد پيامبر فرمود:
«لاتشدّ الرّحال إلاّ إلي ثلاثة مساجد مسجدي هذا و مسجد الحرام و مسجد الاقصي»[1]
بار سفر بسته نمي شود مگر براي سه مسجد ‍؛ مسجد خودم و مسجد الحرام و مسجد الاقصي.
متن اين حديث بگونة ديگر هم نقل شده است، و آن اينكه:
«انّما يسافر الي ثلاثة مساجد، مسجد الكعبة و مسجدي و مسجد ايليا»
باز اين متن به گونه سوم نيز نقل شده است:
«تشدّ الرحال الي ثلاثة مساجد...»
در اين كه حديث در كتابهاي صحاح وارد شده است سخني نيست و هرگز مناقشه نمي كنيم كه راوي آن ابوهريره است، ولي مهم فهم مفاد حديث است.
فرض كنيم متن حديث چنين است، «لاتشدّ الرحال الاّثلاثة مساجد...» بطور مسلم لفظ«الا» استثناء است و «مستثني منه» لازم دارد و بايد در تقدير گرفت و پيش از مراجعه به قرائن، مي توان مستثني منه را دو جور در تقدير گرفت:
1. لاتشدّ الي مسجد من المساجد الا ثلاثة مساجد...
2. لاتشد الي مكان من الامكنة الاّ ثلاثة مساجد...
براي درك مفاد حديث بستگي دارد كه يكي از اين دو تقدير را برگزينيم.
هرگاه مفاد حديث، فرض اول باشد، در اين صورت مفاد آن اين مي شود كه به هيچ مسجدي از مساجد بار سفر بسته نمي شود مگر به اين سه مسجد، نه اينكه «شدرحال» براي هيچ مكاني ، ولو مسجد نباشد جائز نيست.
هرگاه كسي براي زيارت پيامبران و امامان و انسان‎هاي صالح، بار سفر ببندد هرگز مشمول نهي حديث نخواهد بود، زيرا موضوع بحث عزم سفر براي مساجد است، و از ميان تمام مساجد، اين سه مسجد استثناء شده است و اما عزم سفر، براي زيارت مشاهد كه از موضوع بحث بيرون است، داخل در نهي نمي باشد.
هرگاه مفاد حديث فرض دوم باشد، در اين صورت تمام سفرهاي معنوي جز سفر به اين سه نقطه ممنوع خواهد بود خواه، سفر براي زيارت مسجد باشد، يا براي زيارت نقاط ديگر.
ولي با توجه به قرائن قطعي روشن خواهد شد كه مفاد حديث بر فرض صحت سند، همان اولي است.
اولاً: مستثني، مساجد سه گانه است، از آنجا كه استثاء، استثناء متصل است قطعاً «متثني منه» لفظ مساجد خواهد بود نه مكان[2]
ثانياً: هر گاه هدف ممنوع ساختن تمام مسافرت هاي معنوي است ، حصر، صحيح نخواهد بود. زيرا در اعمال حج، انسان براي «عرفات» و «مشعر» و «مني» ، شدّ رحل كرده و بار سفر مي بندد، هرگاه مسافرت مذهبي جز براي غير اين سه مورد جائز نيست ، پس چرا سفر به اين نقاط سه گانه جائز شده است.
ثالثاً: مسافرت براي جهاد در راه خدا و آموزش علم و دانش و صله رحم و زيارت والدين از جمله مسافرت هايي است كه در آيات و روايات بدانها تصريح گرديده است، ‌آن جا كه مي فرمايد :
«فلولا نفر من كلّ فرقة منهم طائفة ليتفقهوا في الدّين و لينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم يحذرون (سوره توبه، آيه120)
چرا از هر قبيله اي گروهي كوچ نمي كنند كه دين را بياموزند و قبيله خود را پس از بازگشت، بترسانند شايد آنان بترسند.
از اين جهت محققان بزرگ، حديث را به گونه اي كه ياد كرديم تفسير كرده‎اند. غزالي در كتاب (احياء العلوم)مي گويد:
«قسم دوم از مسافرت اين است كه براي عبادت مسافرت كند، مانند مسافرت براي جهاد و حج و زيارت قبور پيامبران و صحابه و تابعان و اولياء و هركس زيارت او در حال حيات مايه تبرك باشد، زيارت او در حال ممات نيز متبرك و «شدّ رحال» براي اين اغراض اشكال ندارد، و باحديثي كه «شد رحل» به غير سه مسجد را جايز نمي داند، منافاتي ندارد.
زيرا موضوع در آنها مساجد است و چون ديگر مساجد از نظر فضيلت يكسان مي باشند، گفته شده است كه مسافرت براي آنها جايز نيست و اگر از مساجد صرف‎نظر كنيم زيارت انبياء و اولياء فضيلت دارند هر چند داراي درجات و مراتب مي باشند[3]
بنابراين آنچه مورد نهي است «شدّ رحال» به مسجدي غير از مساجد سه گانه است نه شدّ رحال براي زيارت و يا امور معنوي ديگر.
در اين جا از تذكر نكته اي ناگزيريم و آن اين است كه اگر پيامبر گرامي مي فرمايد به غير اين سه مسجدبار سفر بسته نمي شود، مقصود اين نيست كه »شدّ رحال» براي غير آنها حرام است، بلكه مقصود اين است كه آنهاي ديگر ارزش اين را ندارند كه انسان براي آنها بار سفر ببندد، و رنج را بر خود هموار سازد و به زيارت آن ها برود ، زيرا غير اين سه مسجد از نظر فضيلت چندان تفاوت چشم گيري ندارند، زيرا مساجد جامع جهان يا مساجد محله، و يا مساجد قبيله دنيا،همه از نظر ثواب، ثواب مساوي دارند، ديگر لزومي ندارد، با بودن مسجد جامع در نقطه نزديك، انسان بار سفر براي مسجد جامع در نقطه دور ببندد. نه اين كه اگر يك چنين كاري انجام داد ، كار او حرام و سفر او معصيت است.
گواه اين مطلب اين است كه نويسندگان صحاح و سنن نقل كرده اند كه : پيامبر گرامي و صحابه روز هاي شنبه به مسجد قبا مي آمدند، و در آنجا نماز مي گزاردند. اينك متن صحيح بخاري:
«انّ النّبيّ كان ياتي مسجد قباء كلّ سبت ماشياً و راكباً و انّ ابن عمر كان يفعل كذلك»[4]
پيامبر گرامي، در هر شنبه پياده و سواره براي زيارت مسجد قبا مي آمدند و فرزند عمر نيز اين چنين مي كرد.
اصولاً طي مسافت براي گزاردن نماز براي خدا ، در يكي از مساجد الهي بدون كوچكترين شائبه ريا ، چگونه مي تواند حرام و منهي عنه باشد در صورتي كه نماز گزاردن در مسجد مستحب باشد، مقدمه آن نيز قاعدتاً همان رنگ را خواهد داشت.
اشكالي ديگري كه به اين گفته (حرمت سفر براي زيارت) وارد است اين است كه: اگر اصل مشروعيت چيزي اثبات شود، مقدمات منحصره‌ي آن نيز بدون ترديد مشروع خواهد بود. ترديدي نيست كه نماز خواندن در هر مسجدي از مساجد دنيا جايز است، چنان كه ترديدي در مشروعيت زيارت قبور نيست. بنابراين شبهه‌اي در جواز مسافرت براي رفتن به هر مسجدي از مساجد دنيا يا براي رفتن به سوي قبور مطهر و مراقد منور نيست به ويژه آنكه بسياري از روايات در صدد تشويق زيارت است.
اشكال ديگر آن كه به نظر مي‌رسد جعالان جيره‌خوار دستگاه اموي در ساختن و پرداختن اين گونه احاديث ساكت و بي‌كار نبوده‌اند و آن را براي مخالفت با علاقه‌مندان به اهل‌بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السّلام ـ ساخته يا پرداخته باشند تا مثلاً فضيلت مسجد كوفه را كه حرم امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ است، مخدوش كنند زيرا فضايل فراوان براي مسجد كوفه نقل شده است. از امام صادق ـ عليه السّلام ـ رسيده است: فرشته‌ي مقرب و نبي مرسل و بنده‌ صالحي وجود ندارد مگر آن كه در مسجد كوفه نماز گزارده است. رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در شب معراج از آنجا عبور كرد و با اجازه‌ي خداوند دو ركعت نماز در آنجا خواند و...
حال مي‌گوييم در روايات ما نيز آمده است: لا تُشدّ الرجال الاّ ‌الي ثلاثة مساجد: المسجد الحرام و... ليكن وقتي اين روايت را با ساير رواياتي كه فضايلي را براي ديگر مساجد اثبات مي‌كند (مانند مسجد الاقصي و مسجد بُراثا در بغداد و مسجد سهله و...) جمع كنيم، به معناي اثباتِ كمالِ برتر براي مساجد سه گا نه است. ضمن آنكه مساجد ديگر مانند مسجد سهله داراي فضايل مخصوص به خود است و براي ادراك آن فضايل، بار بستن و كوچ كردن (شدّ رجال) خوب است. در حقيقت اين روايت مانند روايت لاصلاة لجار المسجد الاّ في المسجد... است كه اشاره به نفي كمال از نماز در خانه دارد. ضمن آنكه نمازش در خانه صحيح است.
و ثانياً: عنوان «شدّ رجال» براي فراگيري حديث و ساير رشته‌هاي علوم ديني در جوامع روايي مطرح است چنان كه محدثان بزرگ و دين پژوهان گرانقدر سختي سفرهاي طولاني را تحمل مي‌كردند تا حديث يا مطلب ديني ديگري را بياموزند.

[1] - اين سه متن را (مسلم)در صحيح خود ج 4 كتاب باب «لاتشد الرحال»ص 126 نقل كرده است و سنن ابي داود ج 1 كتاب الحج ص 469 و سنن نسائي بشرح سيوطي ج 2 ص 37 نيز آورده اند.
[2] - اگر كسي بگويد«ماجائني الا زيد» بايد گفت مستثني منه، لفظ انسان و مشابه او است مانند قوم و غيره نه اينكه معني وسيع و جامع به نام «شي» و (موجود) خواه انسان باشد و خواه غير او.
[3] - احياء العلوم كتاب آداب السفر ج 2 ص 247 ط دار المعرفة بيروت و نيز به الفتاوي الكبري ج 242 مراجعه گردد.
[4] . صحيح بخاري 2: 76 - صحيح مسلم بشرح النووي ج9 ص171 -169 - سنن نسائي بشرح سيوطي ج2 ص37.
آيت الله جوادي آملي - برگرفته از کتاب ادب فناي مقربان، ج1
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :