امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1682
توسل و زيارت در قرآن
توسل و زيارت از موضوعاتي است كه در آيات و روايات اسلامي مورد توجه و سفارش قرار گرفته است و در ميان مردم به ويژه شيعيان جايگاه و اهميت ويژه اي دارد، در اين مقاله توسل و زيارت از ديدگاه قرآن مورد بررسي قرار مي گيرد.
الف) توسل:
«توسل» از ماده «وسل» به معني تقرّب جستن و يا چيزي كه باعث تقرّب به ديگري از روي علاقه و رغبت مي‎شود؛ مي‎باشد.[1] و توسل شامل شفاعت نيز مي‎شود. «شفاعت» از ماده «شفع» به معني ضميمه كردن چيزي به همانند او است[2] و در مفهوم قرآني، شخص گناهكار به خاطر پاره‎اي از جنبه‎هاي مثبت (مانند: ايمان، عمل صالح و...) شباهتي با اولياء الله پيدا مي‎كند و آنها با كمك‎هاي خود، او را به سوي كمال سوق مي‎دهند و از پيشگاه خداوند تقاضاي عفو مي‎كنند. به عبارت ديگر مي‎توان گفت: قرار گرفتن موجود قويتر و برتر در كنار موجود ضعيفتر و كمك نمودن به او در راه پيمودن مراتب كمال است.[3]
آيه‎اي كه به مسئله «توسل» اشاره دارد؛ آيه 35 سوره مائده است كه خداوند مي‎فرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» اي كساني كه ايمان آورده‎ايد پرهيزكاري پيشه كنيد و وسيله‎اي براي تقرب به خدا، انتخاب نمائيد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد.
وسيله در آيه فوق، معناي بسيار وسيعي دارد و هر كار و هر چيزي كه باعث نزديك شدن به پيشگاه مقدس پروردگار مي‎شود؛ شامل مي‎گردد. همانطوركه حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: بهترين چيزي كه به وسيله آن مي‎توان به خدا نزديك شد؛ ايمان به خدا و پيامبر او و جهاد در راه او، نماز، زكات، روزه، حج، صله رحم، انفاق ... مي‎باشد.[4]
و از آيات ديگر نيز استفاده مي‎شود كه وسيله قرار دادن مقام انسان صالحي در پيشگاه خداوند و درخواست حاجت از خداوند به خاطر آن وسيله، به هيچ وجه ممنوع نيست همانطور كه حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ از خداوند براي عمويش، طلب استغفار كرد، قرآن مي‎فرمايد: و استغفار ابراهيم براي پدرش (عمويش آزر) فقط به خاطر وعده‎هايي بود كه به او داده بود (تا وي را به سوي ايمان جذب كند) امّا هنگامي كه براي او روشن شد كه وي دشمن خداست از او بيزاري جست، چرا كه ابراهيم مهربان و بردبار است».[5] يا در سوره يوسف آيه 97، زماني كه گناهان برادران يوسف آشكار شد، آنها به پدرشان گفتند: اي پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه كه ما خطاكار بوديم.
اين آيات نشان مي‎دهد كه انسان‎هاي صالح را مي‎توان وسيله براي استغفار و طلب حاجت از خداوند قرار داد. اين توسل در حقيقت توجه به خداست نه غير خدا.
متوسل شدن به افراد در حقيقت توسل به مقام روحاني آنهاست كه روح خود را پرورش داده و به كمالاتي رسيدند. و روح براي بقاست نه براي فنا. لذا مي‌توان به افرادي كه در قيد حيات نيستند؛ متوسل شد. عالم اهل تسنن در كتاب «وفاء الوفا» مي‌نويسد: مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پيشگاه خداوند از پيامبر و از مقام و شخصيت او، هم پيش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش و هم در عالم برزخ و هم در روز رستاخيز. عمر بن خطاب مي‌گويد: حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ به پيشگاه خداوند چنين عرض كرد: يا رب اسئلك بحق محمد لما غفرت لي؛ خداوندا! به حق محمد از تو تقاضا مي كنم كه مرا ببخش![6]
در زمان خليفه دوم سالي قحطي شد، بلال به همراه عده‌اي از صحابه بر سر قبر پيامبر آمد و چنين گفت يا رسول الله! استسق لامتك... فاعفم قد هلكوا...» اي پيامبر! از خدايت براي امتت باران بفرست كه ممكن است همه هلاك شوند.[7] با وجود روايات زياد در كتابهاي اهل تسنن باز هم گروهي از آنان به مسئله توسل و شفاعت خرده مي‌گيرند و آن را انكار مي‌كنند و آن را نوعي استقلال در مقابل خداوند تلقّي مي‌كنند. در حالي كه از اين جمله غافل هستند كه متوسل شدن به انبياء و ائمه ـ عليهم السّلام ـ در حقيقت متوسل شدن به خداست. و آنها عملي را جز با رضايت و اذن خداوند انجام نمي‌دهند.
«قل لا املك لنفسي ضرّاً و لا نفعاً الا ما شاء الله؛[8] بگو! من براي خودم زيان و سودي را مالك نيستم، مگر آن چه خدا بخواهد».
علاوه بر اين، توسل روح اميد را افزايش روح يأس را كاهش و ايجاد رابطه معنوي با خدا و اولياء الله و تحصيل رضايت خداوند و توجه به سلسله شافعان و... را به وجود مي‌آورد.
ب) زيارت قبور
يكي از عللي كه مسلمين را براي زيارت اهل قبور سوق مي‌دهد، اعتقاد به زنده بودن آنها است.
تمام اديان و شرايع الهي، انسان را براي بقا مي‌دانند نه براي فنا، لذا با آمدن مرگ، ‌جسم خاكي انسان در زير خاك نهفته مي‌شود، امّا روح او زنده و به جايگاه متعالي اوج مي‌كند.
در اين جا به اختصار به بررسي ادله زيارت قبور (اولياء الله و ديگر افراد) مي‌پردازيم. كه جهت تكميل بحث علاوه بر دليل قرآني از روايات و شواهد تاريخي هم استفاده مي شود:
1. دليل قرآني
خداوند در سوره توبه آيه 84 مي‌فرمايد: «و لا تصلّ علي احدٍ منهم مات ابداً و لا تقم علي قبره...»؛ هرگز بر هيچ يك از آنها (منافقان) كه بميرد نماز مخوان! و بر قبرش (طلب مغفرت و رحمت را) مايست، چرا كه آنها به خدا و رسولش كافر شدند و در حال فسق (و بيرون از طاعت خدا) مردند».
از اين آيه استفاده مي‌شود كه پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ بر جنازه مردگان نماز مي‌خواند و به زيارت آنها مي‌رفت و براي آنها طلب مغفرت مي‌نمود. امّا بعداً از چنين اعمال نسبت به منافقان نهي شد.
اكثر مفسران با استدلال به اين آيه، ايستادن بر قبر و دعا كردن را عبادتي مشروع مي‌دانند، ‌اگر چنين نبود خداي سبحان نهي از اين عمل را مخصوص كافر نمي‌كرد.[9]
2. دليل روايي
روايت‌هاي فراواني از اهل بيت عصمت و طهارت به ما رسيده كه استحباب زيارت اهل قبور مخصوصاً زيارت ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ را مي‌رساند، نمونه‌هايي از آن روايات را متذكر مي‌شويم.
الف. انس بن مالك از پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل مي‌كند كه پيامبر فرمودند: «شما را از زيارت قبور نهي مي‌كردم (امّا امروز مي‌گويم) قبور را زيارت كنيد كه شما را به ياد مرگ مي‌اندازد.[10]
ب. عايشه روايت مي‌كند كه حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: جبرئيل نزدم آمد و گفت: پروردگارت به تو امر مي‌كند كه در قبرستان اهل بقيع حاضر شوي و برايشان طلب آمرزش كني...».[11]
ج. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ هنگام زيارت قبور در كوفه فرمود: «السلام عليكم يا اهل الدّيار من المؤمنين و المسلمين و...».[12]
د. استحباب زيارت امام حسين ـ عليه السّلام ـ و امام رضا ـ عليه السّلام ـ و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ از منابع شيعه از حد تواتر گذشته است.
روايات فوق نشان مي‌دهد كه زيارت اهل قبور، مورد تأييد و تأكيد اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ بوده است.
3. شواهد تاريخي
زيارت قبور در اسلام تاريخ ديرين دارد، ‌زيرا پايه گذار زيارت قبور مسلمين پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ بودند و گروهي از وهابيون اعتقاد به زيارت قبور ندارند وآن را شرك مي‌خوانند. در حالي كه با مراجعه به منابع اصيل‌شان و كتاب‌هاي تاريخي در مي‌يابيم كه آنها نيز به مسئله زيارت قبور پرداخته‌اند.
الف. محمد بن سعد در الطبقات الكبري نقل مي‌كند كه «در واقعه حديبيه (سال ششم هجري) پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ برسر قبر آمنه رفت و بر آن گريست و به مرمت و بازسازي آن پرداخت و هم چنين پس از حجه الوداع نيز به زيارت قبر مادرش آمنه رفت.»[13]
ب. بيهقي و محدثان ديگر نقل كرده‌اند كه حضرت رسول قبور شهدا را در احد زيارت كرد.[14]
ج. درباره حضرت علي ـ عليه السّلام ـ نوشته‌اند كه ايشان به قصد زيارت حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ بيرون مي‌رفت و بر سر مزار آن حضرت گريه ميكرد و براي آن حضرت دعا مي‌كرد.[15]
د. تاريخ به ما نشان مي‌دهد كه زيارت امام حسين ـ عليه السّلام ـ از شور انگيزترين زيارت‌ها بود و مورد تأكيد و تشويق امامان بوده است و از سال 61 هجري تا سال 132 هجري (كه انقراض بني اميه بوده) شيعيان تحت فشار حكومت نتوانسته‌اند زيارت كنند باز هم به عشق آن آقا و از راه مخفيانه به زيارت آن شهيد مي‌رفته‌اند. و كاروان زيارت آن حضرت در طول تاريخ تشيع از حركت باز نايستاد.[16]
[1] . قاموس قرآن، سيدعلي اكبر قرشي، دارالكتب الاسلاميه، تهران، ذيل ماده «وسل».
[2] . همان،‌ذيل ماده «شفع».
[3] . تفسير نمونه، حضرت آيت الله مكارم شيرازي، دارالكتب الاسلاميه، تهران، ج 1، ص 223.
[4] . نهج البلاغه، خطبه 110.
[5] . توبه، 114.
[6] . به نقل از تفسير نمونه، ج 4، ص 367؛ وفاء الوفاء، ج 3، ص 371.
[7] . به نقل از تفسير نمونه، ج 4، ص 369؛ وفاء الوفاء، ج 3، ص 371.
[8] . يونس، 49.
[9] . مجمع البيان، فضل بن حسن طبرسي، انتشارات اسماعيليان، قم، ذيل آيه 84، سوره توبه؛ الميزان، علامه طباطبايي، انتشارات اسراء، قم، ذيل آيه فوق؛ تفسير نمونه، حضرت آيت الله مكارم شيرازي، دار الكتب الاسلاميه، تهران، ذيل آيه فوق.
[10] . علامه اميني، الغدير، ج 5، ص 166، به نقل از حاكم در المستدرك،‌ج 1، ص 375.
[11] . همان.
[12] . همان.
[13] . شوق ديدار، دكتر محمد مهدي ركني، انتشارات آستان قدس رضوي، مشهد، چ 4، 1381، ص 19 به نقل از بحار الانوار، مجلسي، ج 10، ص 441.
[14] . همان.
[15] . كشف الاسرار وعدة الابرار، رشيد الدين ميبدي، ج 1، ص 626.
[16] . ر.ك: كامل الزيارات، ص 126؛ و ر.ك: خصائص الحسين، شوشتري، نبي الزهرا، قم.
مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :