امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1618
توسل و تبرك؛ قرب الي‎الله
زندگي بشر بر اساس بهره‏گيري از وسائل و اسباب طبيعي استوار است كه هر يك آثار ويژه خود را دارند. همه ما هنگام تشنگي آب مي‏نوشيم، و هنگام گرسنگي غذا مي‏خوريم چه، رفع نياز توسط وسائل طبيعي، به شرط آنكه براي آنها «استقلال در تاثير» قائل نشويم، عين توحيد است. قرآن يادآور مي‏شود كه ذوالقرنين در ساختن سد، از مردم درخواست كمك كرد: (فاعينوني بقوة جعل و بينهم ردما) (كهف، 95): با قدرت خويش مرا ياري كنيد تا ميان شما و آنان (ياجوج و ماجوج) سدي بر پا سازم.
كساني كه شرك را به معني «تعلق و توسل به غير خدا» تفسير مي‏كنند، حرفشان تنها در صورتي صحيح است كه ما براي ابزار و وسائط موجود، «اصالت و استقلال‏» قائل شويم، و گرنه چنانچه آنها را وسايلي بدانيم كه، به مشيت و اذن الهي، ما را به نتيجه مي رسانند از مسير توحيد خارج نشده‏ايم، و اصولا زندگي بشر از روز نخست بر اين اساس، يعني استفاده از وسائل و وسائط موجود، استوار بوده و پيشرفت علم و صنعت نيز در همين راستا صورت گرفته و مي‏گيرد.
ظاهرا توسل به اسباب طبيعي مورد بحث نيست‏سخن درباره اسباب غير طبيعي است كه بشر جز از طريق وحي راهي به شناخت آنها ندارد. هر گاه در كتاب و سنت چيزي به عنوان وسيله معرفي شده باشد، تمسك به آن همان حكمي را دارد كه در توسل به امور طبيعي جاري است. بنابراين، ما زماني مي‏توانيم با انگيزه ديني به اسباب غير طبيعي تمسك جوييم، كه دو مطلب ملحوظ نظر قرار گيرد:
1 . از طريق كتاب و سنت، وسيله بودن آن چيز براي نيل به مقاصد دنيوي يا اخروي ثابت‏شود;
2 - براي اسباب و وسائل، هيچ گونه اصالت و استقلالي قائل نشده و تاثير آنها را منوط به اذن و مشيت الهي بدانيم.
قرآن كريم، ما را به بهره گرفتن از وسائل معنوي دعوت كرده مي‏فرمايد: (يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيلة و جاهدوا في سبيله لعلكم تفلحون) (مائده، 35): اي افراد با ايمان خود را از خشم و سخط الهي واپاييد، و براي تقرب به او وسيله‏اي جستجو كنيد، و در راه وي جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد.
بايد توجه نمود كه وسيله به معناي تقرب نيست، بلكه چيزي است كه مايه تقرب به خدا مي‏گردد و يكي از طرق آن، جهاد در راه خداست كه در آيه ذكر شده‏است و در عين حال مي‏تواند، چيزهاي ديگري نيز وسيله تقرب باشد.
در اصل گذشته ثابت‏شد كه توسل به اسباب طبيعي و غير طبيعي (به شرط اينكه، رنگ استقلال در تاثير به خود نگيرند) عين توحيد است. شكي نيست كه انجام واجبات و مستحبات، همچون نماز و روزه و زكات و جهاد و غيره در راه خدا، همگي وسايل معنوي‏يي هستند كه انسان را به سر منزل مقصود، كه همان تقرب به خداوند است مي‏رسانند. انسان در پرتو اين اعمال، حقيقت بندگي را مي‏يابد و در نتيجه به خدا نزديك مي‏شود. ولي بايد توجه نمود كه وسايل غير طبيعي، منحصر به انجام امور عبادي نيست. بلكه در كتاب و سنت‏يك رشته وسايل معرفي شده كه توسل به آنها استجابت دعا را به دنبال دارد كه ذيلا برخي از آنها را يادآور مي‏شويم:
1 . توسل به اسما و صفات حسناي الهي كه در كتاب و سنت وارد شده است، چنانكه مي‏فرمايد: (ولله الاسماء الحسني فادعوه بها) (اعراف، 180) اسماء حسني مخصوص خداوند است، پس خداوند را به وسيله آنها بخوانيد. در ادعيه اسلامي، توسل به اسما و صفات الهي فراوان وارد شده است.
2 . توسل به دعاي صالحان كه برترين نوع آن توسل به ساحت پيامبران و اولياي خاص خداوند است تا براي انسان از درگاه الهي دعا كنند.
قرآن مجيد به كساني كه بر خويشتن ستم كرده‏اند (گنهكاران) فرمان مي‏دهد سراغ پيامبر روند و در آنجا هم خود طلب مغفرت كنند، و هم پيامبربراي آنان طلب آمرزش كند. و نويد مي‏بخشد كه: در اين موقع خدا را توبه پذير و رحيم خواهند يافت، چنانكه مي‏فرمايد: (ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤوك فاستغفرو الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما) (نساء، 64) در آيه ديگر، منافقان را نكوهش مي‏كند كه چرا هرگاه به آنان گفته شود سراغ پيامبر بروند تا درباره آنان از خداوند طلب آمرزش كند، سرپيچي مي‏كنند؟! چنانكه مي‏فرمايد: (و اذا قيل لهم تعالوا يستغفر لكم رسول الله لووا رؤوسهم و رايتهم يصدون هم مستكبرون) (منافقون، 5).
از برخي از آيات بر مي‏آيد كه در امتهاي پيشين نيز چنين سيره‏اي جريان داشته است. في المثل، به صريح قرآن، فرزندان يعقوب عليه السلام از پدر خواستند بابت گناهانشان از خدا براي آنان طلب آمرزش كند و يعقوب نيز درخواست آنان را پذيرفت و وعده استغفار داد: (يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا كنا خاطئين قال سوف استغفر لكم ربي انه هو الغفور الرحيم) (يوسف، 97 و 98).
ممكن است گفته شود: توسل به دعاي صالحان، در صورتي عين توحيد (و يا لااقل مؤثر) است كه كسي كه به او توسل مي‏جوييم در قيد حيات باشد،ولي اكنون كه انبيا و اوليا از جهان رخت بربسته‏اند، چگونه توسل به آنان مي‏تواند مفيد و عين توحيد باشد؟
در پاسخ به اين سؤال يا ايراد، دو نكته را بايستي يادآور شويم:
الف - حتي اگر فرض كنيم شرط توسل به نبي يا ولي حيات داشتن آنهاست، در اين صورت توسل به انبيا و اولياي الهي پس از مرگ آنان، تنها كاري غير مفيد خواهد بود، نه مايه شرك; و اين نكته‏اي است كه غالبا از آن غفلت‏شده، و تصور مي‏گردد كه حيات و موت، مرز توحيد و شرك است! در حاليكه بر فرض قبول چنين شرطي (حيات انبيا و اوليا در هنگام توسل ديگران به آنان)، زنده بودن شخص نبي و ولي، ملاك مفيد و غير مفيد بودن توسل خواهد بود، نه مرز توحيدي بودن و شرك آميز بودن عمل!
ب - مؤثر و مفيد بودن توسل دو شرط بيشتر ندارد:
1 . فردي كه به وي توسل مي جويند، داراي علم وشعور و قدرت باشد;
2 - ميان توسل جويندگان و او ارتباط برقرار باشد و در توسل به انبيا و اوليايي كه از جهان در گذشته‏اند، هر دو شرط فوق (درك و شعور و وجود ارتباط ميان ما و آنان به دلايل روشن عقلي و نقلي، تحقق دارد.
وجود حيات برزخي يكي از مسايل مسلم قرآني و حديثي است كه دلايل آن را در اصل 105 و 106 يادآور شديم. در جايي كه به تصريح قرآن، شهداي راه حق حيات و زندگي دارند، مسلما پيابران و اولياي خاص الهي كه بسياري از ايشان خودنيز شهيد شده‏اند از حيات برتر و بالاتري برخوردارند.
بر وجود ارتباط ميان ما و اولياي الهي دلايل بسياري در دست است كه برخي را ذيلا ياد آور مي‏شويم:
1 - همه مسلمانان در پايان نماز شخص پيامبر گرامي اسلام - صلي الله عليه و اله - را خطاب قرار داده و مي‏گويند: السلام عليك ايها النبي و رحمة الله و بركاته; آيا آنان براستي كار «لغوي‏» انجام مي‏دهند و پيامبر اين همه سلام را نمي‏شنود و پاسخي نمي‏دهد؟!
2 . پيامبر گرامي در جنگ بدر دستور داد اجساد مشركان را در چاهي ريختند. سپس خود با همه آنان سخن گفت. يكي از ياران رسول خدا عرض كرد: آيا با مردگان سخن مي‏گوييد؟ پيامبر - صلي الله عليه و اله - فرمود: شماها از آنان شنواتر نيستيد.
3 . رسول گرامي - صلي الله عليه و اله - كرارا به قبرستان بقيع مي‏رفت و به ارواح خفتگان در قبرستان چنين خطاب مي‏كرد: السلام علي اهل الديار من المؤمنين و المؤمنات. و بر اساس روايتي ديگر مي‏فرمود: السلام عليكم دار قوم مؤمنين‏.
4 . بخاري در صحيح خود آورده است: روزي كه پيامبر اكرم - صلي الله عليه و اله - در گذشت، ابوبكر وارد خانه عايشه شد. سپس به سوي جنازه پيامبر رفته، جامه از صورت پيامبر بر گرفت و او را بوسيد و گريست و گفت: بابي انت‏ يا نبي الله لا يجمع الله عليك موتتين، اما الموتة التي كتبت عليك فقد متها».
پدرم فداي تو باد اي پيامبر خدا، خدا دو مرگ بر تو ننوشته است. مرگي كه بر تو نوشته شده بود، تحقق يافت.
چنانچه رسول گرامي حيات برزخي نداشته و هيچگونه ارتباطي ميان ما و او وجود ندارد، چگونه ابوبكر به او خطاب كرده و گفت:يا نبي الله.
5 . امير مؤمنان علي - عليه السلام- آنگاه كه پيامبر را غسل مي داد به او چنين گفت: بابي انت و امي يا رسول الله لقد انقطع بموتك ما لم ينقطع بموت غيرك من النبوة و الانباء و اخبار السماء... بابي انت و امي اذكرنا عند ربك و اجعلنا من بالك‏» پدر و مادرم فداي تو باد اي رسول خدا، با مرگ تو چيزي منقطع گرديد، كه با مرگ ديگران منقطع نگرديده بود; با مرگ تو رشته نبوت و وحي گسسته شد... پدر و مادرم فداي تو باد، ما را نزد خدايت به يادآور، ما را به خاطر داشته باش.
در پايان ياد آور مي‏شويم كه توسل به انبيا و اوليا، صورتهاي مختلفي دارد كه مشروح آن در كتب عقايد بيان شده است.
آيت الله سبحاني ـ منشور عقايد اماميه، ص231
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :