امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
2084
آسيب شناسي عزاداري
عزاداري و برپايي مراسم ماتم در سوگ خوبان و اولياء خدا امري است كه ريشه در قرآن و سيره نبوي ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ و سيره امامان ـ عليهم السلام ـ دارد. اين عزاداري ها مصداق مودّت اهل بيت ـ عليهم السلام ـ است.[1] مصداق تعظيم شعائر الهي است.[2] مصداق فرياد مظلوم عليه ظالم است.[3] و در سيره نبي اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ‌ داريم كه حضرت در سوگ شهداي احد و به ويژه حمزه سيد الشهداء عزا گرفت و ترغيب به عزاداري بر حضرت كرد. نيز در سوگ شهادت حضرت جعفر بن ابي طالب و زيد بن حارثه و عبدالله بن رواحه عزا گرفت.
برپايي مجلس عزا را عيب نمي دانست و با آن برخورد نمي كرد راوي گويد: يكي از بستگان پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ‌ از دنيا رفت، زنها جمع شدند و مجلس عزا براي او برپا كردند. عمر برخاست آن ها را از اين كار نهي كرد و آن ها را طرد نمود. پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: عمر، رهايشان كن كه چشم گريان و قلب مصيبت ديده و داغ تازه است.[4] شنيدني است كه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ براي امام حسين ـ عليه السلام ـ در روز اول ولادتش مجلس عزا گرفت.[5]
بنابر اين اگر بگوييم بنيانگذار عزاداري بر سيد و سالار شهيدان حضرت نبي اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ امامان ـ عليهم السلام ـ بوده است سخني به گزاف نگفته ايم.[6] در سيره امامان ـ عليهم السلام ـ هم برنامه اي كه هرگز در هيچ شرايطي ترك نشد برپايي عزا بر سالار شهيدان امام حسين ـ عليه السلام ـ بود.
با توجه به جايگاه رفيع عزاداري و گوهر ارزشمندي كه در آن نهفته است بديهي است كه دشمنان تلاش گسترده در جهت تخريب و تحريف آن داشته باشند تا تأثير آفريني آن را كم رنگ كنند. گزارش ذيل هشداري است براي همه آنان كه در اين رابطه تأثير گذارند، هم بانيان محترم، هم خطباء محترم و هم مداحان محترم.
نقشه سيا در رابطه با فرهنگ عاشورا
اخيراً كتابي به نام نقشه اي براي جدايي مكاتب الهي در آمريكا انتشار يافته كه در آن گفت و گوي مفصلي با دكتر مايكل برانت يكي از معاونان سابق سيا (سازمان اطلاعاتي مركزي آمريكا) انجام شده است. او در اين زمينه مي گويد بعد از مدتها تحقيق به اين نتيجه رسيديم كه قدرت رهبر مذهبي ايران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ايران تأثير گذار بوده است. ما همچنين به اين ننتيجه دست يافتيم كه شيعيان بيشتر از ديگر مذاهب اسلامي فعال و پويا هستند.
در اين گردهم‌آيي تصويب شد كه بر روي مذهب شيعه تحقيقات بيشتري صورت گيرد و طبق اين تحقيقات برنامه ريزيهايي داشته باشيم. به همين منظور چهل ميليون دلار بودجه براي آن اختصاص داديم و اين پروژه در سه مرحله به ترتيب زير انجام شد ... پس از نظر سنجيها و جمع آوري اطلاعات از سراسر جهان به نتايج مهمي دست يافتيم و متوجه شديم كه قدرت مذهب شيعه در دست مراجع و روحانيت مي باشد ...
اين تحقيقات ما را به اين نتيجه رساند كه به طور مستقيم نمي توان با مذهب شيعه رو در رو شد و امكان پيروزي بر آن بسيار سخت است و بايد پشت پرده كار كنيم. ما به جاي ضرب المثل انگليسي اختلاف بينداز و حكومت كن، از سياست اختلاف بينداز و نابود كن استفاده كرديم و در همين راستا برنامه ريزيهاي گسترده اي را براي سياستهاي بلند مدت خود طرح كرديم، از جمله حمايت از افرادي كه با مذهب شيعه اختلاف نظر دارند و ترويج كافر بودن شيعيان به گونه اي كه در زمان مناسب عليه آن ها توسط ديگر مذاهب اعلام جهاد شود. همچنين بايد تبليغات گسترده اي را عليه مراجع و رهبران ديني شيعه صورت دهيم تا آن ها مقبوليت خود را در ميان مردم از دست بدهند.
يكي ديگر از مواردي كه بايد روي آن كار مي كرديم موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت طلبي بود كه هر ساله شيعيان با برگزاري مراسمي اين فرهنگ را زنده نگه مي دارند. ما تصميم گرفتيم با حمايت هاي مالي از برخي سخنرانان و مداحان و برگزار كنندگان اصلي اين گونه مراسم كه افرادي سودجو و شهرت طلب هستند عقايد و بنيان هاي شيعه و فرهنگ شهادت طلبي را سست و متزلزل كنيم و مسائل انحرافي در آن به وجود آوريم به گونه اي كه شيعه يك گروه جاهل و خرافاتي در نظر آيد. در مرحله بعد بايد مطالب فراواني عليه مراجع شيعه جمع آوري شده و به وسيله مداحان و نويسندگان سود جو انتشار دهيم و تا سال 1389 مرجعيت را كه سد راه اصلي اهداف ما مي باشند تضعيف كرده و آنان را به دست خود شيعيان و ديگر مذاهب اسلامي نابود كنيم و در نهايت تير خلاص را بر اين فرهنگ و مذهب بزنيم.[7]
امام راحل پيش گام آسيب زدايي
لذاست كه آسيب شناسي اين مجالس و آسيب زدايي از آن ها بزرگ ترين خدمت به نهاد مقدس عزاداري است. از كلمات امام راحل عظيم الشأن استفاده مي شود كه آن امام عزيز با فراستي كه در مؤمن است از حدود 60 سال پيش به اين نكته هم توجه داشته اند: «بايد بدانيد كه اگر بخواهيد نهضت شما محفوظ بماند بايد اين سنتها را حفظ كنيد البته اگر چنان چه ناروايي بوده است سابق و دست اشخاصي بي اطلاع از مسائل اسلام بوده آن ها يك قدري تصفيه شود لكن عزاداري به همان قوت خودش باقي بماند.»[8]
در اين جا بايد يك سخني هم در خصوص عزاداري و مجالسي كه به نام حسين بن علي ـ عليه السلام ـ برپا مي شود بگوييم. ما و هيچ يك از دين داران نمي گوييم كه با اين اسم هر كسي هر كاري مي كند خوب است. چه بسا علماي بزرگ و دانشمندان بسياري از اين كارها را ناروا دانسته و به سهم خود از آن جلوگيري كردند. چنان چه همه مي دانيم كه در بيست و چند سال پيش از اين عالم عامل بزرگوار مرحوم حاج شيخ عبدالكريم كه از بزرگترين روحانيون شيعه بود در قم شبيه خواني را منع كرد و يكي از مجالس بزرگ را مبدل به روضه خواني كرد و روحانيون و دانشمندان ديگر هم چيزهايي را كه بر خلاف دستور ديني بوده منع كرده و مي كنند.[9]
بنابر اين خدمت بزرگ در مقطع كنوني به عزاداري سالار شهيدان شناسايي آسيبها و تلاش در جهت آسيب زدايي است. روز چهار شنبه 9/6/84 گذشته در محضر آيت الله العظمي فاضل لنكراني بودم. صريح عبارت ايشان اين بود كه اگر اين آسيبهايي كه در برخي مجالس عزاداري هست ادامه يابد، من بر اصل كيان تشيع احساس خطر مي كنم. شبيه اين اظهار نظر را آيت الله العظمي مكارم داشتند و فرمودند اگر اين روند ادامه يابد، بيم از آن مي رود كه روند مجالس عزاداري به دست كساني بيفتد كه اصلاً اهليت ندارند.
افراط و تفريط در بحث آسيب ها
پيش از آن كه وارد عرصه بحث آسيب ها شويم تذكر يك نكته را ضروري مي دانم و آن اين كه : در عرصه مقابله با آسيب ها دو نظريه وجود دارد كه بنده معتقدم در دو طرف افراط و تفريط است و نظريه معتدل حد وسط است. اين دو نظريه عبارت ا ند از:
يك نظريه آن است كه عزاداري امر مقدسي است و اصلاً نبايد در اين عرصه وارد شد. بگذاريم مردم هر كاري مي كنند بكنند، به هر شكلي كه مي خواهند عزاداري كنند. اگر بخواهيم در اين ميدان وارد شويم و نقد كنيم چه بسا اصل عزاداري آسيب مي بيند. پس چرا دست به ابروي عزاداري بزنيم كه در نتيجه چشمش كور شود!
صاحبان اين نظريه بايد توجه كنند كه اگر از عزاداري آسيب زدايي نشود چه بسا اصل عزاداري آسيب ديده و شاهد آن باشيم كه چند سال آينده در عزاداري همه چيز باشد جز احياء مكتب سالار شهيدان ـ عليه السلام ـ ما نمي توانيم در اين عرصه بي تفاوت باشيم و اجازه دهيم در پوشش عزاداري گناه و معصيت صورت پذيرد.
نظريه دوم كه آن را نظريه تفريطي مي دانيم اين است كه به گونه اي از عزاداري ها انتقاد كنيم كه خداي ناكرده مردم از اصل برپايي آن دلسرد شوند.
به گونه اي از مداحها انتقاد نكنيم كه خوبان آن ها نيز زير سؤال روند. بحمد الله در جمع مداحان كشور كساني هستند كه هم مخلصانه مي خوانند هم با مطالعه و هم مراقب اند از حدود شرع خارج نشوند. من ارج و ارزش اين گونه مداحان را از دعبل و كميت ديروز كمتر نمي دانم.
نبايد به گونه اي از خطبا انتقاد كنيم كه تر و خشكش همه با هم بسوزد! و خطباي ارزشي كه زبان گوياي اسلام اند نيز آسيب ببينند. اين هم نادرست است. ما معتقديم بايد در اين عرصه جانب اعتدال را گرفت. بر برپايي عزاي حسيني و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ تأكيد داشته باشيم، از خطبا و مداحان مخلص تجليل و تكريم كنيم و در عين حال رسالت روشنگري خود را در عرصه عزاداري ها همانند ديگر عرصه ها داشته باشيم.
بنابر اين اگر در اين مجلس عظيم سخن از آسيب ها داريم، هرگز در صدد تخريب عزاداري ها، خطبا و مداحان مخلص نيستيم بلكه در پي آنيم كه اين نهاد مقدس با نشاط و شاداب بماند و همانند گذشته الهام بخش باشد.
آسيب ها
آسيب هايي كه در اين عرصه قابل ذكر است بر دو قسم است: يكي آسيب محتوايي و ديگري آسيب شكلي است.
الف) آسيب هاي محتوايي
1. طرح يك جانبه سيماي معصومين
طرح يك جانبه سيماي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و معصومين ـ عليهم السلام ـ در مجالس عزا و شادي اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و تنها جنبه قداست و ملكوتي امامان را مطرح كردن و بس. توضيح آن كه پيامبر و امامان دو جنبه دارند يكي جنبه ملكوتي كه در اين نگاه معصوم اند، علم غيب دارند، ولايت تكويني دارند و ... و ديگر جنبه مُلكي و زميني: قل انّما انا بشر مثلكم. ما بايد در مجالس اهل بيت هر دو بعد را مطرح كنيم و تأكيد بر بعد دوم داشته باشيم. آن ها الگوي زندگي اند بايد جنبه هاي الگويي زندگي اهل بيت مطرح شود. اين است كه سازنده است.
از مناقب اهلبيت بگوييم، از انس آن ها با خداوند، ارتباط صميمي با مردم، گره گشايي از كار مردم، زهد، شجاعت و ... و ده ها بعد ديگر. قرآن و روايات حتي ابراز محبت به اهل بيت ـ عليهم السلام ـ را مقدمه براي عمل مي دانند. در آيه اي مي خوانيم: «قل لا اسئلكم عليه اجراً الا المودّة في القربي». بگو بر اين رسالت از شما اجري نمي خواهم جز مودت قربي ـ «خمسه طيبه طاهره».[10]
در آيه ديگر مي خوانيم: «قل ما سئلتكم من اجر فهو لكم ان اجري الا علي الله». اجري كه خواستم به نفع شماست اجرم بر خداست.[11] در آيه سوم مي خوانيم: «قل ما اسئلكم عليه من اجر الا من شاء ان يتخذ الي ربه سبيلا.» بگو اجري بر رسالت از شما نمي خواهم مگر كسي كه بخواهد راه به سوي خداوند بيابد.[12] از مجموع سه آيه استفاده مي شود كه مودت هم جهت راه يابي به سوي خداوند است. اين از قرآن. در روايات فراوان هم بر الگو بودن اهل بيت ـ عليهم السلام ـ تأكيد شده است. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: اهل بيت من فارق بين حق و باطل اند. اين ها اماماني اند كه بايد به ان ها اقتدا كرد.[13]
مولي علي ـ عليه السلام ـ فرمود به اهل بيت پيامبرتان بنگريد، از آن سو كه گام بر مي دارند برويد، قدم جاي قدمشان بگذاريد. آن ها شما را هر گز از راه هدايت بيرون نمي برند و به پستي و هلاكت باز نمي گردانند. اگر سكوت كردند سكوت كنيد، اگر قيام كردند قيام كنيد. از آن ها پيشي نگيريد كه گمراه مي شويد و از آنان عقب نمانيد كه نابود مي گرديد.
آن چه كه بسي مايه تأسف است آن است كه اخيراً در برخي از مجالس حتي از بعد ملكوتي امامان و مناقب معنوي آنان گفته نمي شود و صرفاً سخن از توصيف چشم و ابروي اهل بيت است، همان كه مورد نقد مقم معظم رهبري هم قرار گرفت: چيز ديگري كه بنده در بعضي از خوانندگان جلسات مداحي اطلاع پيدا كردم استفاده از مدح ها و تمجيد هاي بي معنا است كه گاهي هم مضر است. فرض كنيد راجع به حضرت اباالفضل كه صحبت مي شود بنا كنند از چشم و ابروي آن بزرگوار تعريف كردن، مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنيا كم است؟ مگر ارزش ابا الفضل به چشم هاي قشنگش بوده ...
ابن ها سطح معارف ديني ما را پايين مي آورد. معارف شيعه در اوج اعتلاست ... ارزش ابا الفضل العباس به جهاد و فداكاري و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست، به آب نخوردن اوست در عين تشنگي و بر لب آب بدون اين كه شرعاً و عرفاً هيچ مانعي وجود داشته باشد.[14]
آيا داشتن چشم هاي آن چناني ارزش است يا فداكاري ها و از جان گذشتگي ها؟ و ... امامان كه اين همه تأكيد بر عزاداري داشتند بر اين نكته هم تأكيد داشتند كه عزاداري ها بايد جهت روشنگرانه، افشاگرانه و هدايتگرانه داشته باشد براي اين كار عملاً از شعراي متعهد و با ارزش آن روز كه نقش مداح ها و مرثيه خوان هاي امروز را داشتند تجليل ها و تكريم ها مي كردند.
چرا امامان از كُمِيْت اين همه تجليل كردند؟ چرا امام سجاد ـ عليه السلام ـ به كميت مي گويد كه ما از پاداش كار تو و اشعار تو عاجزيم، خدا خودش به تو پاداش دهد.[15] امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: خدايا گناهان گذشته و آينده كميت و گناهاني كه پنهان و آشكار انجام داده ببخش و آن قدر به او بده تا راضي شود. اين بدان دليل است كه شاعر متعهّد و ارزشي است. قصيده هاشميات 578 بيتي او تمام معرفي اهل بيت، فجايع بني اميه و حكومت عدل اسلامي است. در پايان شعرش مي گويد:
اليكم ذوي آل النبي تطلعت
توازع من قلبي ظماء و البب
فاني عن الامر الذي تكرهونه
بقولي و فعلي ما استطع لا جنب
اعضاي تشنه از قلب و عقل و وجودم همواره به سوي شما خاندان پاك پيغمبر نظاره گر است.
پس من نسبت به آن چه شما دوست نداريد به واسطه گفتار و رفتار خويش تا آن جا كه در توان من است دوري مي جويم. او آن چنان شيفته اهل بيت است كه فرزندش مي گويد به هنگام شهادت سه بار اللهم آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ گفت و به ديدار خدا رفت.[16] و نيز تجليلي كه از ديگر شاعران اهل بيت همانند فرزدق، دعبل، حميري و مانند آن داشته اند همگي در اين راستا بود. اهل بيت مجلس عزايي را مي پسندند كه در آن احياء امر اهل بيت و مكتبشان باشد.
مجالس عزاي اين چنيني بود كه انقلاب آفرين و مبدأ قيام پانزدهم خرداد شد كه مبدأ انقلاب بزرگ اسلامي است.
هم اكنون هم اگر بخواهيم احياگر عزاداري راستين و عاشورايي باشيم بايد در مجالس عزاداري هم از مقامات ملكوتي امامان بگوييم و هم از مقامات مُلكي آنان! بايد از جنبه الگو و اسوه بودن آن ها بگوييم و نبايد به صرف ابراز عشق اكتفا نماييم.
2. غلو
ديگر آسيب، طرح مسائل غلو آميز در عزاداري ها است؛ حسين اللهي شدن! زينب اللهي شدن! و از اين رهگذر خود را مقدس جلوه دادن. قرآن كريم از غلو نهي مي كند :«يا اهل الكتاب لا تغلوا في دينكم و لا تقولوا علي الله الاّ الحق.»[17] اي اهل كتاب غلو در دين نكنيد و بر خدا جز حق نگوييد.
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «اياكم و الغلو في الدين فانما هلك من كان قبلكم باغلو في الدين.»[18] از غلو در دين بپرهيزيد: گذشتگان شما با غلو در دين هلاك شدند. امامان ما شديدترين برخورد را با غلات داشتند. امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ فرمود: خدايا من از غلات بيزارم، همانند بيزاري حضرت عيسي از نصاري. خدايا آن ها را تا هميشه خوار كن و هيچ كدام از آن ها را ياري مكن.[19] و برخي از غلاتي را كه مدعي ربوبيت مولي علي ـ عليه السلام ـ بودند سوزاند.[20]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: از جوانان خود از شر غلات بر حذر باشيد، مباد آن ها را فاسد كنند. همانا غلات بدترين بندگان خدا هستند. عظمت خداوند را تحقير كرده و ادعاي خدايي براي بندگان خدا دارند. به خدا قسم غلات بدتر از يهود و نصاري و مجوس و مشركان هستند.[21]
امام رضا ـ عليه السلام ـ فرمود: خدا غلات را لعنت كند ... هم نشين اين ها نشويد، طرح دوستي با آن ها نريزيد، همان گونه كه خداوند از آن ها برائت جسته شما هم برائت بجوييد. [22]
با اين همه انزجاري كه ما از اهل بيت ـ عليهم السلام ـ نسبت به غلات مي بينيم متأسفانه مي بينيم كه همچنان در برخي از عزاداري ها نمونه هايي از غلو مطرح مي شود كه تأثير فراواني در تخريب چهره ائمه ـ عليهم السلام ـ داشته و دارد و سبب مي شود چهره شيعه كه پيوسته چهره اي دين مدار منطقي بوده، چهره اي تحريف شده و نادرست معرفي گردد.
3. دروغ
عرضه دروغ در اين عرصه ها آفت ديگر اين مجالس است. ما معتقد نيستيم كه هدف وسيله را توجيه مي كند؛ چون هدف مقدس است، پس از دروغ استفاده شود.
نقل چند نكته در اين جا گفتني است:
1. برخي مطالبي كه در رابطه با سالار شهيدان گفته مي شود دروغ بودنش بيّن است مثل آن كه گفته مي شود طول نيزه ايشان 60 ذراع بوده و از بهشت آمده و يا عدد كساني كه با امام حسين جنگيدند 600000 نفر سواره بودند، يك ميليون پياده! و يا 800000 نفر بودند و امام حسين ـ عليه السلام ـ 300000 نفر آن ها را كشت و حضرت عباس 25000 نفر آن ها را! در حالي كه نص تاريخي مورد اعتماد مي گويد عدد لشكر يزيد 30000 يا 80000 يا 100000 بيشتر نبوده است و عدد كساني كه سيد الشهدا كشته 1800 نفر بوده اند ... برخي مطالب است كه دروغ بودنش بيّن نيست. ما بايد در برابر مطالب دروغ بيّن موضع داشته باشيم اما دروغ غير بيّن را بايد تأمل كرد.
2. بايد توجه داشت پرورش روضه يعني متن را محور قرار دادن و همان را توضيح دادن دروغ نيست. آن چنان كه زبان حال هم اگر وهن آميز نباشد دروغ نيست.
3. ملاك صحت و سقم و راست و دروغ بودن هم، تنها منابع معروف نيست چه بسا مطلبي كه در منابع دست دوم هست و صادق است و چه بسا مطلبي كه در منابع دست اول هست و دروغ است به هر حال دروغ از آفات هميشه مجالس عزا بوده است ليكن حرف اين است فراوان اند كساني كه مي خواهند روضة درست بخوانند وليكن منبع مورد اعتماد ندارند منابعي مثل نفس المهموم، لهوف و ... بخشي از روضه هاي راست است نه همة آن ها.
4. مطالب ذلت آميز
طرح مطالب ذلت آميز، تعبير هايي همچون زينب مضطر و ... امام زين العابدين بيمار و ... كه ذلت از ساحت مقدس اهل بيت ـ عليه السلام ـ به دور است. كه: «و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين».[23] حسيني كه نه تنها خودش نماد عزت است حتي به بازماندگان خويش هم تأكيد بر حفظ عزت دارد: خواهرم تو را قسم مي دهم كه پس از من گريبان چاك مزن! سيلي بر صورت مزن و بر من واژه هاي واي و نابودي را به كار مبر! [24]
آن وقت با اين همه تأكيد كسي بيايد بگويد: پس از آن كه عبيدالله بن زياد، عمر بن سعد را به سوي امام حسين ـ عليه السلام ـ فرستاد تا با آن حضرت بجنگد ـ چون انبوه سپاهيان عمر سعد را ديد و فهميد كه با ياران اندكش توان مقابله با آن ها را ندارد ـ به عمر بن سعد گفت يكي از سه پيشنهاد مرا بپذير:
1. رهايم كن از همان راهي كه آمدم برگردم!
2. يا بگذار بروم به مرز و سرحدات ترك و با آن ها بجنگم!
3. و يا مرا پيش يزيد ببر تا دستم را در دست او بگذارم و با او بيعت كنم تا او خودش درباره من حكم كند!
عمر بن سعد اين سه پيشنهاد را از طرف حسين ـ عليه السلام ـ به ابن زياد گزارش داد، اما ابن زياد هيچ كدام را قبول نكرد و به عمر سعد نوشت: حسين بيش از اين دو راه ندارد يا بايد زير فرمان من درآيد و به حكم من تسليم شود و يا كشته شود!
اين قطعاً دروغ است، ذلّت است و با ساحت مقدس سيد الشهداء ـ عليه السلام ـ سازگاري ندارد. گرچه آن را ابن قتيبه دينوري، ابو الفرج اصفهاني، ابن عساكر دمشقي، ابن اثير جزري و مانند آن ها نقل كرده باشند.
5. طرح سست معارف اسلامي
مطرح كردن سست معارف اسلامي و ورود خواب در عرصه معارف و يا ملاقاتهاي دروغين. اعتقادي كه با خواب درست شود با خواب هم مي رود. در كجاي معارف اسلامي داريم كه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ كسي را با خواب و رؤيا هدايت كرده باشند. در كجاي سيره اهل بيت ملاقات با ولي الله الاعظم به اين ابتذالي در آمده است كه هم اينك در كتابها نوشته و در جلسات گفته مي شود.
آقايي در كتابش مي نويسد: عيال اين جانب مكرر شرفياب حضور امام زمان رسيده! و يا آدرس امام زمان ـ عجل الله تعالي و فرجه و الشريف ـ اين است!! اين ها نه تنها خدمت به امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ نيست بلكه ضربه به اين اعتقاد مقدس است كه بيش از 350 آيه قرآن تأويل به آن شده و ده ها دليل محكم و متقن دارد.
مرحوم علامه سيد مهدي بحر العلوم كه از اعاظم علماي اماميه است مي گويد: در زمان غيبت كبري براي بعضي از حاملين اسرار و علماي ابرار توفيق تشرف حاصل و به ديدار امام نائل مي شوند، ولي چون مأمور به كتمان ديدارند حكم خدا را در پوشش اجماع ابراز مي دارند.[25] شيخ انصاري اين نظر را پذيرفته و فرمود: «در غايت ندرت است»[26] «حصول آن را براي او حدي من العلما قبول كرده است.»[27] آية الله العظمي وحيد خراساني بارها فرمودند: «ملاقات در غيبت كبري به دو صورت واقع مي شود؛ يكي ملاقات در حال اختيار و ديگري ملاقات درحال اضطرار.
ملاقات در حال اختيار منحصر به افرادي نظير سيد بن طاووس است كه احياناً امام را ديده و شناخته و از او كسب فيض كرده اند، اما ملاقات درحال اضطرار مربوط به افرادي است كه در حال گرفتاري شديد به ذيل عنايت امام متوسّل مي شوند و امام خود يا توسط افرادي كه دارند از او دستگيري مي نمايند و نيز فرمودند آن ها كه در اثر لياقت و شايستگي به فيض ديدار موفق مي شوند به كسي نمي گويند،»
از مراجع عظام تقليد چنين سؤال شده است: برخي از افراد در جلسات يا عزاداري ها ادعاي ارتباط با معصومين خصوصاً امام زمان ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ كرده و بدين وسيله ضمن استفاده هاي مادي، از احساسات ديني مردم سوء استفاده مي نمايند و اين گونه مسائل در جلسات مختلف خصوصاً مجالس زنانه رو به ازدياد است. با توجه به ادعاي ارتباط با معصومين و واسطه بودن آنان و برخي تبعات اخلاقي كه موجب سست شدن اعتقادات مردم به مسائل ديني مي شود، مستدعي است نظر مبارك را درباره شركت در اين جلسات و هر گونه تقويت و ترويج اين افراد بيان فرماييد؟
آيت الله العظمي صافي چنين پاسخ داده اند: «ادعاي ارتباط خاص با حضرت حجت ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ در زمان غيبت دروغ است و شركت در مجالسي كه چنين ادعاهايي مي شود حرام است و مؤمنين بايد بي اساس بودن چنين ادعايي را براي مردم بيان كنند كه گمراه نشوند.»
آيت الله العظمي سيستاني: «اين افراد دروغگو و دجال اند و در صورتي كه امكان هدايت آن ها نباشد بايد مردم را متوجه نموده تا از آنان دوري كنند.»
آيت الله العظمي تبريزي: «اين مطالب اساس ندارد و تقويت و ترويج اين امور موجب وهن مذهب است و جايز نيست. مؤمنين بايد با شركت نكردن در اين مجالس و تذكر دادن به افراد كاري كنند كه اين مجالس از بي رونقي تعطيل شود.»[28]
6. خواب و مكاشفه
خواب و مكاشفه براي خود بيننده حجت نيست تا چه رسد به ديگران. و از خواب بدتر مكاشفاتي است كه بعضيها مدعي آن اند. مرحوم ملا احمد نراقي كه از اساتيد شيخ انصاري است مي فرمايد: «بعضي از علماي اماميه قول و فعل معصوم را كه در خواب صادر شود حجت دانسته اند، اما اكثريت قريب به اتفاق علماء بر خلاف اين قول مشي نموده اند». در روايت حسنه ابراهيم بن هاشم وارد شده كه امام صادق ـ عليه السلام ـ در جواب سائلي كه از خواب ابي بن كعب سؤال نموده فرمود: دين خدا عزيزتر از آن است كه در خواب ديده شود. سرانجام مي فرمايد آن چه مسلّم است حجيت كلام معصوم در بيداري است و وضع عادي، نه در خواب و رؤيا. و روايات ديگر را هم توجيه كرده و سرانجام قول مشهور «عدم حجيت» را پذيرفته است.
به هر حال ورود خواب و مكاشفات در عرصه معارف اسلامي به عنوان يك مبنا موجب طرح سست معارف اسلامي شده و اگر خواب مقدس باشد، چون راهي براي اثبات و نفي آن نيست. حربه اي مي شود به دست شيّادان كه از اين رهگذر دروغهاي خود را جا بيندازند. در پايان عرض مي كنم من منكر برخي از ملاقاتهاي راستين كه از ناحيه بزرگان بيان مي شود و نيز مكاشفات صادقانه نيستم؛ لكن معتقدم كه اين ها نبايد مبنا قرار گيرد.
7. جدايي دين از سياست
برخي مي خواهند چنين وانمود كنند كه آن ها ولايتي تر از مسئولان نظام اند. در مجالس عزاداري مي گويند ما مي خواهيم گريه كنيم و كاري به سياست نداريم. در حالي كه خود معصومين را ما «ساسة لعباد» يعني سياستمداران خلق مي خوانيم «كان في بني اسرائيل يسوسهم انبياء هم» انبياء سياستمداران بني اسرائيل بودند. در يك سو لائيكها و سكولارها دم از جدايي دين از سياست مي زنند و از يك سو متحجرين در پي جدايي دين از سياست اند و اين دو گروه در حقيقت دو تيغه يك قيچي هستند كه اسلام ناب محمدي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ را مي برند.
لازم به ذكر است كه نمي گوييم مجالس مذهبي ما همانند كانون هاي حزبي، محل جار و جنجالهاي سياسي باشد، اما اين كه در رابطه با اصل نظام اسلامي بي تفاوت باشند، اين آسيب جدي است. نظامي كه با رنج هاي بسيار به دست آمده است. جلسات عزاداري اهل بيت كاملاً سياسي بود، هم تولّي داشت و هم تبرّي. در شرايط آن چناني ديدند تبرّي كار سختي بود اما داشتند.
8. اظهار مطالب موهن
اظهار مطالب موهن و تحقير غيرمطلوب خويش در پيشگاه اهل بيت؛ تحقيري كه تنها در دربار پادشاهان ظالم پاداش دارد، در بارگاه امامان معصوم چيزي جز خواري نيست.
اهل بيت ذلت را براي پيروانشان نمي پسندند: «لا ينبغي للمؤمن ان يذل نفسه.» سزاوار نيست مؤمن خود را ذليل كند. البته تواضع و ابراز محبت به اهل بيت ذلت نيست. از مراجع عظام تقليد سؤال شده است: برخي مداحان شعر هاي نامناسب مي خوانند مانند «من حسين اللهي ام» يا قلاده سگ به گردن انداخته يا صداي سگ در مي آورند. وظيفه ما در برخورد با اين افراد چيست؟ آيت الله العظمي تبريزي فرمودند: «مداحي و خواندن اشعار در مجالس اهل بيت ـ عليهم السلام ـ بايد طوري باشد كه موجب وهن شيعه نباشد و بهانه به دست دشمنان شيعه ندهد. در مجالس اهل بيت ـ عليهم السلام ـ بايد اشعاري خوانده شود كه فضايل آن بزرگواران بيان شود و مصائب و مظلوميت آن ها براي مردم گفته شود. ائمه از ما نخواسته اند كه خود را به صورت حيوان در آوريم. آن چه كه از ما خواسته اند اين است كه مؤمن صالح باشيم و اخلاق ما اخلاقي باشد كه از آن بزرگواران رسيده است.»[29]
ب) آسيب هاي شكلي
1. استفاده از موسيقي مبتذل
از آسيب هاي شكلي عزاداري ها، استفاده از موسيقيهاي لهوي و حرام در عزاداري ها است. برخي مداحان ترانه هاي طاغوتي ديروز و يا ترانه هاي لس آنجلسي امروز را گوش مي دهند و با تغييراتي در اشعارشان آن ها را مي خوانند. آهنگ همان آهنگ است و فقط محتوا را عوض مي كنند. اين قطعاً حرام است. نمي توان به بهانه انجام مستحبي مرتكب حرام شد. مرحوم شيخ اعظم انصاري مي فرمايد: آيا نمي بيني كه جايز نيست شاد كردن مؤمن و اجابت دعوت او با محرمات باشد. اسلامي كه مي گويد قرآن را حق نداريد با لحن اهل فسق بخوانيد، قطعاً اين اسلام اجازه نمي دهد كه از آهنگ هاي حرام در عزاداري ها استفاده شود. نبي اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: قرآن را با لحن عربي بخوانيد و از لحن هاي اهل فسق و گناهان كبيره بپرهيزيد.[30] و يا در بعضي عزاداري ها ديده مي شود به جاي آن كه نوحه خواني شود تنها آهنگ مي نوازند و زنجير مي زنند. اين ها بي ترديد تحريف عزاداري است و مورد رضاي سالار شهيدان نيست. از مراجع عظام تقليد پرسيده شده است كه: استفاده از آلات موسيقي مانند ارگ در مراسم عزاداري چطور است؟
مقام معظم رهبري آيت الله العظمي خامنه اي فرموده اند: «استفاده از آلات موسيقي، مناسب با عزاداري سالار شهيدان نيست و شايسته است مراسم عزاداري به همان صورت متعارفي كه از قديم متداول بوده برگزار شود.»
آيت الله العظمي بهجت فرموده اند: «از آن چه موجب وهن عزاداري است بايد اجتناب شود. استعمال آلات موسيقي درعزاداري خالي از اشكال نيست.»
آيت الله العظمي تبريزي: «استفاده از آلات موسيقي در عزاداري حرام است.»[31]
2. اكتفا به مداحي
اكتفا به مداحي و سينه زني ديگر آسيب مجالس عزاداري است. درست است كه اين شورها و عشق ها و سينه زنيها و حالها، در نهايت، تقويت دين است و ما به سهم خودمان خوشحاليم از اين كه مي بينيم به جاي اين كه جوانان در مجالس گناه باشند در اين مجالس حضور مي يابند، ولي سخن اين است كه اگر اين شورها با شعور گره نخورد، ماندگار نخواهد بود. لبكن متأسفانه در برخي مجالس تنها اكتفا به مداحي است و اين آسيب پذيري آن گاه عمق بيشتري پيدا مي كند كه ملاحظه كنيم كم كم مجالس فاتحه هم به اين سمت و سو مي رود كه تنها مداح دعوت مي كنند؛ در حالي كه اين مجالس از فرصتهاي مناسب براي توجه دادن مردم به دين و قيامت است.
اهل بيت ـ عليهم السلام ـ مي پسنديدند كه مجالسي كه به نام آن ها شكل مي گيرد مجالس محتوايي باشد. حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ به عبدالله بن حماد بصري فرمود: به من گزارش دادند كه زن و مرد نيمه شعبان به زيارت امام حسين ـ عليه السلام ـ مي آيند، قرآن مي خوانند، كتاب مناقب مي خوانند، قصه هاي اهل بيت ـ عليهم السلام ـ را مي گويند، روضه خواني و مرثيه سرايي دارند. گفتند آري فدايت شوم در برخي از اين مراسم من بوده ام. حضرت فرمود سپاس خداي را كه در بين مردم كساني را قرار داد كه ما را مدح مي كنند، براي ما مرثيه مي خوانند و از نزديكان و غير نزديكان ما كساني را قرار داد كه تهديد كنند آن ها را و رفتار زشتشان را تضييع نمايند.[32]
شهيد مطهري گويد: معلوم مي شود فلسفه اين كار گريستن، تهديد دشمن و تقبيح كار آن ها است. مجالس عزاداري در طول تاريخ منشأ روشنگري و ره يابي به حقيقت بوده است. خطيبان خطابه مي خواندند و مرثيه سرايان مرثيه سرايي مي كنند. حد اكثر ثوابش ثواب ذكر است. پيامبر حلقه علم را بر حلقه ذكر ترجيح داد. در روايتي آمده است: پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ از منزل خارج شد به طرف مسجد آمد. ديد در مسجد دو مجلس است: يك مجلس، مجلس آموزش دين است و مجلس ديگر مجلس دعا. فرمود هر دو مجلس خوب است. اينان دعا مي كنند و اينان آموزش مي بينند و آموزش مي دهند. اما اينان افضل اند كه من براي تعليم مبعوث شدم. آن گاه حضرت در مجلس آموزش دين نشست.[33]
مجالسي كه در آن تعليم و تعلم معارف ديني است بوستان هاي بهشت است: پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود آن گاه كه گذر به بوستان هاي بهشت كرديد بهره مند شويد. گفتند اي رسول خدا بوستان هاي بهشت كجاست؟ حضرت فرمود حلقه هاي ياد خدا. همانا خداوند را فرشتگان بسياري است كه به دنبال حلقه هاي ذكر خدا مي گردند. وقتي حلقه ذكر يافتند آن ها را احاطه مي كنند.[34]
بعضي از علماء گفته اند حلقه هاي ذكر، مجالس حلال و حرام است؛ چگونه بخري، چگونه بفروشي، نماز بخواني، روزه بگيري، نكاح و طلاق داشته باشي، حج انجام دهي.[35]
اكثر مشتريان مجالس با حال مذهبي را جوانان تشكيل مي دهند. مطلوب ائمه از جوانان تفقه در دين بوده است. امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود: «لو اتيت بشاب من شباب الشيعه لا يتفقه في الدين لادبته».[36] اگر جواني از جوانان شيعه را نزدم بياورند كه آموزش ديني ندارد تحقيقاً تأديبش مي كنم. سخن اين نيست كه مداحي نباشد. سخن اين است مانند گذشته هر كسي كار خودش را بكند؛ خطيب براي مردم قرآن، حديث و فقه بگويد و مداح هم مرثيه سرايي بكند. در اين صورت است كه شور و شعور توأم شده، نقش آفريني مي كند و مهم تر از اين ها مسئله رهبري انديشه جوانان است كه بايد قطعاً به دست عالمان دين شناس تحصيل كرده حوزه هاي علميه باشد.
3. برخورد كاسبكارانه
ديگر آسيب عزاداري ها بر خورد كاسبكارانه با اين مقوله است كه از مصاديق بارز ارتزاق به وسيله اهل بيت ـ عليهم السلام ـ است كه در روايات مورد نكوهش قرار گرفته است و هر چه هم تورم بالا مي رود قيمت ها را بالا مي برند! امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:[37] آن كس كه حديث را براي منفعت دنيا بخواهد در آخرت بهره اي ندارد و آن كس كه حديث را براي خدا و آخرت بخواهد خداوند خير دنيا و آخرت را به او عطا خواهد كرد.
حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: از راه ما ـ حديث ما، محبت ما و مانند آن ـ ارتزاق نكن.[38] «يا ابا النعمان لا تستأكل بنا الناس فلا يزيدك الله بذلك الاّ فقراً». از راه ما ارتزاق نكن كه خداوند بر فقرت خواهد افزود.[39] اين مربوط به آنان است كه برخورد كاسبكارانه با معارف، مدايح و مراثي اهل بيت ـ عليهم السلام ـ دارند و همانند كالا با آن برخورد مي كنند.
حساب آنان كه تنها براي خدا در عرصه نشر معارف و گسترش فضايل و مناقب اهل بيت تلاش مي كنند و مردم از سر عشق به خاندان عصمت و طهارت به آن ها هديه مي دهند، طبق تصريح روايات معصومين، از اينان جداست و اينان مورد نكوهش نيستند.
راهكارها
براي مقابله با اين آسيب ها توجه به چند نكته ضروري است و به دنبال آن طرح خود را در اين زمينه تقديم مي كنم.
1. آن كه پيوسته در بيان و نقد اين آسيب ها توجه داشته باشيم كه اصل عزاداري آسيب نبيند. نبايد به گونه انتقاد كرد كه پرپا كننده مجلس، مداح، خطيب و مانند آن به كلي دلسرد شوند.
2. بايد در رابطه با اين آسيب ها به همان شيوه اي كه در فقه آمده، آرام و به تدريج، مقابله صورت گيرد. بسياري از اين نابساماني ها با نصيحت، موعظه و منطق قابل حل است و نبايد به گونه اي برخورد شود كه موجب لجبازي بيشتر گردد.
3. بايد اين آسيب ها آن قدر از سوي بزرگان مطرح شود كه ناهنجاري و ضد ارزش بودن اين ها به صورت يك گفتمان و فرهنگ درآيد. اين، هم نياز به شجاعت دارد، هم آبرو دادن براي دين. نبايد از جوسازي ها هراسيد و بايد به تكليف عمل كرد.
علماي دين پاسدار مكتب اند. نبايد بگذارند از هيچ ناحيه اي مكتب آسيب ببيند. بزرگاني كه سر سلسله جنبان دين اند بايد در بلددند بر اين مطلب حساس باشند و اگر ديدند خطيبي غلو مي گويد، مداحي غلو مي گويد، مداحي غلو مي گويد، ملاحظات را كنار بگذارند و نهي از منكر كنند. ممكن است برخي جوسازي كرده، حتي آبروريزي كنند، اما قطعاً خداوند جبران خواهد كرد كه: «ان الله يدافع عن الذين آمنوا ...» خداوند از مؤمنان دفاع خواهد كرد.
4. بايد در عرصه انتقاد هم از افراط و تفريط خودداري كنيم. نمي توان هر روايتي كه منقبتي بلند از مناقب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ را گفته است و در حد فهم ما نيست بلافاصله رمي به غلو كنيم. كه فرمودند: «نزلونا عن الربوبيته و قولوا فينا ما شئتم.» ما را از خدايي پايين بياوريد آن گاه هر چه در فضلمان خواستيد بگوييد. يا هر مطلبي كه به گوشمان خورد و ما در كتاب ها آن را نديده بوديم آن را رمي به كذب كنيم كه اين عكس مطلوب را نتيجه مي دهد. يا در جانب تفريط از جوسازي ها بهراسيم، در مقابل غلو صريح موضع نگيريم، در مقابل دروغ صريح موضع نگيريم كه مبادا ما را رمي به ضد ولايت كنند كه ما بايد مصداق «الذين يتلغون رسالات الله و يخشونه و لا يخشون احداً الاّ الله» باشيم. آنان كه رسالت الهي خود را انجام داده و تنها نسبت به او خضوع و ترس داشته و جز از خدا از كسي ديگر نمي هراسند، باشيم.
5. در اين رابطه طرحي در سال 1368 خدمت مقام معظم رهبري ارسال كرده ام كه خلاصه آن اين است كه بايد جريان مداحي در كشور سامان يابد. اين سامان بايد از سوي خود مداح ها باشد، نه دولتي؛ چرا كه قطعاً نتيجه نمي دهد. به اين ترتيب كه مداحان هر استان مثلاً از هر پنجاه مداح يك نفر نماينده تعيين كنند. اين ها در تهران جمع شوند. مثلاً تعداد حدود پنجاه مداحي كه منتخب مداحان كشورند مجمع عمومي داشته باشند. از بين خود 7 يا 9 نفر را به عنوان مجمع مركزي مداحان برگزينند. اين مجمع عهده دار ساماندهي امر مداحي در امور ذيل گردد:
1. از علماي مجتهد تاريخ در حوزه بخواهند در ابواب مقتل همه معصومين ـ عليه السلام ـ درست را از نادرست مشخص كنند. به اين ترتيب كه از كل مداح ها بخواهند كه آن چه مثلاً دررابطه با حضرت اباالفضل ـ عليه السلام ـ مي خوانند ارسال كنند و اين ها در جمع عالمان مجتهد تاريخ در حوزه ارزيابي گردد. آن چه دروغ صريح است اعلام شود و آن چه پرورش روضه است و يا قطع به كذب آن نيست اعلام شود. به اين ترتيب به تدريج چه بسا به تهيه مقتل عصري مي رسيم.
2. آموزش مداحي را در كشور سامان دهند و اين عرصه مقدس را از ابتذال موسيقي لهوي حفظ كنند.
3. تخلفاتت حرفه اي را معرفي كرده و خود شيوه برخورد را تبيين كنند.
4. در مناسبت هاي ويژه هم شعر و هم سبك جديد مناسب را به مداح ها عرضه كنند.
5. مداحان شايسته را تشويق و به رسانه ها اعلام كنند و به مداحان خاطي ابتدا تذكر كتبي دهند و در ادامه برخورد قانوني كنند؛ برخورد قانوني اي كه خود مجمع مركزي مداحان مشخص مي كند . و برخي وظايف ديگر.
جهت ساماندهي اين تشكيلات براي دوره اول اين انتخاب، نماينده اي از سوي مقام معظم رهبري ـ مد ظلّه ـ نظارت كنند تا افراد صالح گزينش شوند و براي ادوار بعدي خود همين مجمع آيين نامه نوشته و جهت سلامت جريان، نماينده مقام معظم رهبري فيلتر نهايي باشد.
اين پيش نويس آن چيزي است كه در رابطه با مداحي به نظر مي رسد. روشن است كه نظرات عزيزان مي تواند اين پيش نويس را كامل و قابل عرضه كند.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

[1]. شورا / 23.
[2]. حج / 32.
[3]. نساء / 48.
[4]. سنن ابن ماجه، ج1، ص 481.
[5]. مقتل خوارزمي، ج1، ص 88.
[6]. در اين زمينه ر.ك: سيرتنا و سنتنا سيرة نبينا از مرحوم علامه اميني و كتاب اقناع اللائم از مرحوم سيد محسن امين.
[7]. روزنامه جمهوري اسلامي 5/3/83.
[8]. كشف الاسرار، ص 173.
[9]. همان، ص 141.
[10]. شورا / 23.
[11]. سبأ / 47.
[12]. فرقان / 57.
[13]. اهل البيت في الكتاب و السنة.
[14]. مجله هيئت ماهنامه تخصصي هيئت رزمندگان اسلام، شماره 9، صص 5 و 6.
[15]. الغدير، ج2، ص 295.
[16]. همان، ج2، ص 307، الانماني، ج17، ص 43.
[17]. نساء / 171.
[18]. مسند احمد بن حنبل.
[19]. بحار الانوار، ج25، 284.
[20]. همان، ج18، ص 552، مستدرك الوسائل، ج 18، ص 17.
[21]. همان، ج25، ص 266.
[22]. اهل البيت في الكتاب و السنة.
[23]. سوره منافقون، آيه 8.
[24]. ارشاد مفيد، صص 260 و 259 ، تارخي طبري، ج4، صص 318 و 319.
[25]. عوائد الايام، ص 700.
[26]. رسائل شيخ انصاري.
[27]. كفاية الاصول، ج2، ص 70.
[28]. مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد.
[29]. همان، ج4، صص 111 و 112.
[30]. وسائل الشيعه، ج4، باب 24، ابواب قراءة القرآن، ج1، ص 858.
[31]. مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد.
[32]. كامل الزيارات، باب 108، ج1، با تصحيح علامه اميني.
[33]. منية المريد، ص 106.
[34]. همان.
[35]. همان.
[36]. المحاسن، ج1، ص 357، ميزان الحكمه، ج4، ص 1401 ـ كلمه شباب ـ .
[37]. اصول كافي، ج1، ص 46.
[38]. همان، ج2، ص 338.
[39]. امالي شيخ مفيد، ص 182.
سيد احمد خاتمي - تلخيص از كتاب آسيب شناسي مراسم عزاداري
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :