امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
2410
جايگاه مدح و شعر در وصف معصومين(ع)
«شعر» در لغت به معناي دانستن دقيق است و در اصطلاح به سخني گويند كه به صورت موزون ادا شود[1] شعر در انواع مختلف غزل ، مثنوي و ... سروده مي شود، در شعر بايد قوه تخيل را به كار گرفت و هر چه قوه تخيل قوي باشد شعر تخيلي تر و لطيف نغزتر خواهد بود نوعي از شعر كه به منظوم و نظم معروف است در مقابل نثر است كه بيشتر حكمت آميز و در بردارنده مفاهيم علمي و تكيه بر واقعيت دارد كه در غالب وزن ارائه گرديده است بي ترديد ذوق شعر گفتن و هنر سرودن شعر همچون سرمايه هاي ديگر خدادادي يكي از استعداد هاي ذاتي انسان مي باشد كه انسان ازآن برخوردار است كه با به كار گرفتن توانايي ذاتي، انسان مستعد رشد در اين ذوق هنري مي باشد. انسان همواره با بيان و زبان شعر طبع سازگاري داشته و آن را زود تر از شيوه هاي ديگر دريافت و به آن علاقه‌مند مي باشد. از اين جهت مي توان گفت شعر از كلمات انساني بوده و يكي از ابزارهاي انتقال مطالب و بيان منظور مي باشد بنابر اين شعر در اسلام مادامي كه از آن استفاده غير مفيد و منفي نشود پديده اي مطلوب است.
شعر از اين قدرت ذاتي برخوردار است كه در مقابل دشمن، شور و حماسه مي آفريند و نيروي دفاع و مقاومت را افزايش مي دهد. بنابراين شعر في نفسه از بار منفي برخوردار نيست، مگر اين كه آن را در اين راه بكار برند چنان كه قابل ترديد نيست كه گاهي يك بيت شعر اخلاقي آن چنان تأثير در نهاد انسان دارد كه تا اعماق دل نفوذ نمود. و به اصلاح منجر مي شود كه يك كتاب بزرگ از اين تأثير گزاري عاجز است چنان كه از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ درباره جايگاه شعر نقل شده است: « ان من الشعر لحكمه؛ بعضي از اشعار حكمت است»، « و ان من البيان لسحراً» پاره اي از سخنان تأثير سحر انگيز دارند، اشعار حكمت آميز در عبارات و سخنان منسوب به ائمه نيز وجود دارد چنان كه امام حسين ـ عليه السّلام ـ در شب عاشورا از اشعار عبرت آموز عرب زمزمه مي نمود كه يكي از آن اشعار چنين است: يا دهر اف لك من خليل، كم لك بالاشراق و الاصيل» اي روزگار اف بر تو باد که دوست بدي چه بسيار صبح و شام که صاحب و طالب حق را از دست داده‌اي.[2] (کنايه از ناپايداري دوستي دنياست).
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:
« الشعر بمنزله الكلام فحسنُه حسن الكلام و قبيحُه قبيح الكلام»[3] « شعر به منزله سخن گفتن است نيكش نيك و بدش بد است»
و در روايت ديگر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:
بعضي از اشعار داراي پند و حكمت هستند در حدي كه برندگي شمشير دارند و در قلوب مثل تير فرو مي روند «به آن كسي كه جان محمد در دست قدرت اوست با اين اشعار گويي تيرها به سوي آن ها پرتاب مي كنيد و آن حضرت به شاعر مخصوص خود حسان بن ثابت فرمود: كافرين را با اشعارت هجو كن كه روح القدس با توست و تو را امداد مي كند. ( شعر شاعر مومن مثل تيري است به قلب دشمن)[4]
وقتي آيه اي از آيات معروف سوره شعراء نازل شد که درباره شاعران خرافه پرداز بود (شاعران جاهلي که به باطل شعر مي سرودند)[5] حسان بن ثابت به حالت گريه در حضور پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ رسيد و عرضه داشت با نزول اين آيه ما هلاك شديم به دنبال سئوال او ادامه آيه « مگر كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند» نازل شد شعراي مومن و نيكوكار را كه در مدح و ياري پيامبر و مسلمين شعر مي سرايند مستثني شدند.[6] بنابر اين جايگاه شعر نيكو و شاعر نيكوكاري چون حسان بن ثابت در پيشگاه پيامبر محترم بود و آن حضرت آن ها را دستور مي داد كه در مقابل اشعار دشمنان متقابلاً اشعاري در هجو و تخريب روحيه ي دشمن بسرايند كه اين مسئله نشان مي دهد شعر در اسلام و سيره نبوي آن گاه مذموم است كه بر عليه دين و ارزشهاي ديني بكار گرفته شود و در خدمت استكبار در آيد اما شعري كه در راه ترويج اسلام بكار گرفته شود داراي ارزش معنوي و از ديدگاه قرآن كريم و پيامبر اكرم از اعمال صالحه محسوب مي شود.
هر يك از ائمه خصوصاً امام زين العابدين امام صادق، امام رضا ـ عليه السّلام ـ به شاعراني كه در مدح آن ها شعر گفته اند جايزه داده و تشويق نموده اند فرزدق امام زين العابدين را مدح نمود و در مدح آن حضرت در كنار خانه خدا افتخاري براي خود در تاريخ آفريد.[7]
امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: هر كه درباره ما يك بيت شعر بگويد خداوند در بهشت يك خانه برايش بنا نمايد.[8] جايگاه شعري كه در وصف اهل بيت سروده شود به منزله ي عبادت خالصانه اي است كه به دستور خداوند انجام بگيرد و دراحياي دين نقش موثر و مفيد داشته باشد.
و فرمودند: هيچ سراينده اي درباره ما بيت شعري نگفت جز آن كه روح القدس كمكش كرد،[9] مضمون اين حديث از پيامبر اكرم نيز رسيده كه نشان مي دهد اين حديث از معصوم است كه جايگاه معنوي شعر و مدح ائمه را مي رساند كه اشعار خوب از حمايت غيبي برخور دارند.
و همچنين آن حضرت درباره تربيت فرزندان و آشنا نمودن آن ها با فرهنگ اهل بيت مي فرمايد: «اي شيعيان به فرزندان خود اشعار عبدي را بياموزيد كه او بر دين خدا بود» بعضي از اشعاري كه جهت توحيدي دارند و يا در ترويج محبت اهل بيت مي باشند آنها را به كودكان خود بياموزيد، چون شعر به خاطر برخورداري از موسيقي خاص و نواي آرام و دلنشين براي كودكان جذاب و در دلشان نقش مي بندد و از اين طريق مي توان كودكان را با فرهنگ اهل بيت پرورش داد و از آغاز زندگي با ادب الهي تربيت نمود.
امام رضا ـ عليه السّلام ـ نيز در مرو دعبل خزاعي شاعر اهل بيت را كه در وصف آن حضرت و خاندانش اشعاري سروده بود، با دادن جايزه نوازش نمود و با اين روش جايگاه شعر متعهد و ارزشي را ارج نهاد قصيده بلند دعبل كه داراي مضاميني ژرف و پر محتوا در فضايل اهل بيت است از ماندگار ترين اشعار شيعي شمرده مي شود[10] كه حاصل عقايد مهمي از شيعه مثل انتظار فرج و ظهور حضرت مهدي مي باشد بنابر اين شعر در وصف ائمه در حقيقت به جايگاه معنوي و اصيل آن راه يافته و ديگر مسائل را به حاشيه مي راند كه در اين صورت جايگاه واقعي شعر روشن مي شود.
بسياري از حوادث تاريخي حساس كه براي اهل بيت رخ داده است در زبان شعرو مرثيه و مدح و مديحه سرايي منعكس شده كه شايد در هيچ منبعي اين حوادث منعكس نشده است لذا از اين جهت نيز شعر در وصف ائمه از جايگاه ويژه و ممتازي برخوردار خواهد بود چنانكه در مسئله ولايت عهدي امام رضا ـ عليه السّلام ـ شاعران اين واقعه مهم را به زبان شعر نوشته و توصيف نمودند كه اكثراً به مدح حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ پرداخته اند حادثه ي عاشورا نيز با زبان شعر و حماسه بازگو شده كه شاعران متعهد در اين زمينه اشعار و مراثي بلندي بوجود آورده اند... كه در منابع حديثي و تاريخي گاهي از اين اشعار نقل شده[11] و در زنده ماندن مكتب عاشورا نقش مهمي داشته است و اكنون نيز همين نقش در شعر عاشورايي برجسته است.
مسئله غدير نيز بيشتر از آن چه كه در منابع تاريخي به تحريف و سانسور گرفتار شده در شعر شاعران از جلوه اي ديگر برخوردار است شعراي زيادي در صدر اسلام به واقعه‌ي غدير پرداخته و اين اعتقاد اصيل شيعه و واقعيت تاريخ را منعكس نموده و از تحريف تاريخ جلوگيري نموده اند. بنابر اين اين جايگاه نيز براي شعر در وصف ائمه اثبات مي گردد كه در مقابل تحريف ايستاده و از حقانيت اهل بيت دفاع نموده است.[12]
خلاصه سخن آنکه شعر شاعران متعهد در وصف معصومين از جايگاه بسيار والايي برخوردار است. آن جايگاه به خاطر تأثير گذاري عميق و وسيع در مخاطب و ماندگاري بيشتر زبان شعر و هنر در حافظه انسان ها مي باشد . كه فنون ديگر مثل خطابه و تبليغ از اين جايگاه برخوردار نيستند، مثلاً ترجيع بندي كه محتشم كاشاني در وصف صحنه عاشورا از امام و اهل بيت در كربلا ارائه داده به هيچ وجه قابل مقايسه با كارهاي هنري ديگر نيست، او بگونه اي اين صحنه را با تصوير هنري بسيار سوزناك و رسا و جامع، كشيده كه هر شنونده را تحت تأثير قرار مي دهد، لذا شعر در هيئت خود يك فرهنگ كامل را به نسل هاي بعدي و مخاطبان منتقل كند. و اين توانايي در شعر مختص وصف اهل بيت - عليهم السلام- وجود دارد كه تمام سيره آن ها را با اسلوب هنري و قالبهاي جذاب تخيلي و حكمي پايدار و تأثير گزار نمايد، لذا در طول تاريخ بيشتر حوادث تاريخي با شعر به مخاطب رسيده و توسط شاعران به صورت زيبا از سيره اهل بيت(ع) به صورت منظوم گردآوري شده و بر اين اساس براي جايگاه رفيع شعر وكاركرد مثبت آن در سيره اهل بيت(ع) و در ديدگاه آن ها جاي هيچ ترديدي باقي نمي ماند و اين جايگاه در بين شيعه بسيار جا افتاده و مقبول است و بر اساس همين جايگاه مقبول است كه تمام شعراي شيعه براي مقبوليت ديوان هاي شعري خود و به خاطر جايگاه معنوي و اعتقادي شعر اهل بيت(ع) در وصف ائمه اشعار بسيار سروده و در ابتداي ديوانهاي خود قرار مي دهند و گاهي ديوانهاي اختصاصي و اشعار ويژه آن ها درباره اهل بيت(ع) از تعداد اشعار در موضوعات ديگرشان بيشتر است.
اين جايگاه عظيم كه در شيعه براي وصف اهل بيت(ع) وجود دارد خود يكي از عوامل مهم ترويج انديشه تشيع و تثبيت آن بوده است.

[1] . راغب اصفهاني، مفردات راغب، چاپ دوم، تهران نشر كتاب 1404 ، ص 262 و از چاپ اسماعيليان قم، ص 268، عيني عبارت چنين است «... فالشعر في الاصل اسم للعلم الدقيق في قولهم ليت شعري و صار في التعارف اسما للموزون المقفي من الكلام... »
[2] . شيخ عقيد، الرشاد، ج2، ص 96 وسيد بن طا ووس، لهوف ، ص 81.
[3] . پاينده پيشين، ص 540.
[4] . تفسير نور الثقلين ، ج4، ص 70، به نقل از تفسير نمونه، ج10، ص 386.
[5] . سوره شعراء، آيه 224.
[6] . علامه طباطبايي، الميزان، ترجمه همداني ، چاپ چهارم، تهران، انتشارات رجاء و امير كبير 1370، ج15، ص 519.
[7] . سيد جعفر شهيدي، زندگاني علي بن الحسين ، چاپ 5، تهران، دفتر نشر372، ( ص 108 ـ 133)
[8] . ري شهري، گزيده ميزان الحكمه ، چاپ اول، تهران، دارالحديث 1381، ص 407.
[9] . همان، ص 407.
[10] . شيخ مفيد، الارشاد، چاپ اومل، آل بيت 1413، ج2، ص 263 ـ 264، عبد الحسين شبستري مشاهير شعر ، چاپ اول، قم مكتبه الادبيه، 1421، ص 133 ـ 191.
[11] . ر، ك و وقعه الطف و علامه مجلسي بحار الانوار چاپ سوم تهران اسلاميه، ج 45، ص 242 ـ 293.
[12] . ر، ك ، علامه اميني، الغدير، چاپ دوم تهران، دارالكتب الاسلاميه 1366، ج2، ص 218.
اميرعلي حسنلو - مرکز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :