امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
3103
شاعران در عصر اهل بيت(ع)
زبان شعر و ادبيات همواره احساسي و شورانگيز بوده است و با چاشني عاطفه براي بيان مطالب مورد نظر شاعر داراي نفوذ و تأثير بوده است اگر منظور شاعر در گفتن شعر بيان مراتب توحيد يا ترغيب و تحريص بر مكارم اخلاق از جهاد و عبادت و پاكدامني يا مدح و ستايش پيغمبر و ديگر اولياي خدا باشد. اين گونه شعر از آن منعي نشده و حتي خود ائمه اطهار - عليهم السلام- هم از اين گونه اشعار سروده اند. اما اگر در شعر خيالات و افكار عاري از حقيقت و وصف زنان و ستايش اشخاص ناشايست و افتخارات بيهوده و هجو و تعرض به ناموس ديگران باشد اين گونه اشعار مورد پذيرش اسلام و قرآن نيست. هم چنانكه خداوند متعال مي فرمايد : «والشعراء يتَّبِعُهُمُ الْغاوون»[1] كه منظور اين دسته ازشعرا هستند . اما در ادامه همين آيه آمده است: « الا الذينَ آمنوا» [2] كه منظور شعراي اهل ايمان هستند شعرائي كه با اشعارشان ديگران را به صلاح فكر و عمل دعوت مي كنند.
در دوره ائمه اطهار از هر دو نوع شاعران مذكور وجود داشته اند عده اي در مسير ائمه اطهار و عده اي در راه حمايت از امويان يا عباسيان. حضرت آيت الله خامنه اي به نقل از كتاب «العباسيون الاوائل» مي نويسد: « ادبيات در دلها اثر مي گذاشت و مهر و گرايش مردم را به اين يا آن دسته جلب مي كرد . شاعران و سخنوران به منزله روزنامه هاي آن عصر بودند كه هر يك جهت گيري سياسي و ويژه اي را مطرح مي ساختند و از آن دفاع مي كردند و با زباني مؤثر و شيوه اي رساء دلائلي بر حقانيت گرايش سياسي خود اقامه مي نمودند و دلائل رقباي خود را مردود مي ساختند.» [3] شاعران هواخواه علويان در قصايد خود كه غالباً سرشار از نوعي عاطفه شورانگيز ناشي از احساس مظلوميت است، استدلالهاي شعراي عباسي را رد مي كردند و براي حقانيت ادعاي ائمه شيعه اشعاري ارائه مي نمودند. براي نمونه سيد حميري به ماجراي غدير اشاره مي نمود: مَن كنتُ مولاه و هذا عليٌ مولاه فله يرضو ولم يقنعوا « هر كس من مولاي اويم پس اين علي او را مولاست و مخالفان بدين امر راضي و قانع نگشتند» مي توان گفت: شعر و ادب شيعي در دوران ائمه عمدتاً به استدلال و بحث سياسي و كلامي مي پرداخت و از خيالبافي‌هاي رايج در مديحه هاي فارسي روزگار ما اثري در آن نبود.» [4]
بعد از اين مقدمه نسبتاً طولاني به ذكر چند تن از شاعران اهل بيت ـ عليهم السلام ـ مي پردازيم:
- حسان بن ثابت: «حسان بن ثابت انصاري خزرجي در شهر مدينه متولد شد. او يكي از اصحاب رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و شاعر مخصوص پيامبر بود. وقتي نور اسلام شبه جزيره عربستان را روشن كرد او اسلام آورد و شعرش را در خدمت پيامبر اسلام قرار داد. برخي گفته اند او اولين شاعر در عهد اسلام بود كه شعر ديني سروده است. امام علي ـ عليه السّلام ـ و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ را مدح گفت. پيامبر خدا او را مشمول دعاي خويش گردانيد و به او فرمود: تا زماني كه با اشعارش ما را ياري مي دهي با روح القدس تأئيد مي شوي. او حديث غدير را به نظم آورد و در سال 54 هـ در مدينه وفات يافت.» [5]
از حسان بن ثابت ديوان شعري باقي مانده است.
- سيد حميري: اسماعيل بن محمد بن مزيد ملقب به سيد از قبيله حمير از مشهور ترين ادباء و شعراء عرب و از اجلّ شعراء اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ بوده است. ابتدا جزء خوارج بود و سپس مذهب كيسانيه را برگزيد و در نهايت به راه راست هدايت شد بيدار گشته و به جمع شيعه اماميه پيوست. [6] تولدش به سال 105 هـ در عمان بوده است و رشد نمو و زندگي اش در بصره. او با امام صادق ـ عليه السّلام ـ مصاحب شد و به ديدار امام كاظم ـ عليه السّلام ـ مشرف شد و طبق نقلي در سال 173 هـ در بغداد وفات يافت و همانجا مدفون شد. ديوان شعري از او بر جاي مانده است.»[7]
- كميت: كميت بن زيد بن خيس اسدي كوفي در سال 60 هـ در كوفه به دنيا آمد.[8] او خطيبي فقيه و اديبي شجاع بود. برخي گفته اند بيش از 5000 بيت شعر سروده است و ديوان شعري هم از او باقي است.[9] كميت از شعرائي بود كه به مدح ائمه اطهار مي پرداخت و از مشهور ترين اشعار او به « هاشميات»[10] مي توان اشاره كرد.[11] اين شاعر مورد توجه و عنايت خاص ائمه بوده است. از خود او روايت شده است كه مي گويد: بر امام صادق ـ عليه السّلام ـ وارد شدم حضرت فرمود به خدا اي كميت اگر مالي نزدمان بود به تو مي داديم. اما همان مطلبي را كه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ به حسان فرمود ما نيز همان را در مورد تو مي گوئيم، آن حضرت فرمود: پيوسته روح القدس با توست تا زماني كه با اشعارت از ما دفاع كني»[12] كميت از جمله شعرائي است كه محضر سه امام بزگوار يعني امام سجاد ـ عليه السّلام ـ امام باقر ـ عليه السّلام ـ و امام صادق ـ عليه السّلام ـ را درك كرده است و با آنها ملاقات داشته است.[13] وفات او به سال 126 هـ . بوده است.[14]
- دعبل خزائي: « دعبل خزائي در سال 142 يا 148 هـ . در شهر كوفه به دنيا آمد. بعد از مدتي در بغداد ساكن شد او از بزرگان شعرا عرب در ايام خلافت عباسيان بوده است. او عالمي عالي المنزله بوده است كه دوران امام كاظم ـ عليه السّلام ـ را درك كرده با امام رضا ـ عليه السّلام ـ مصاحب بوده است و با امام جواد ـ عليه السّلام ـ هم ملاقات داشته است. او كتاب طبقات الشعراء را تأليف كرده و ديوان شعري هم دارد. در سال 246 و يا به قولي 245 در عراق وفات يافته است . در علت قتل او برخي گفته اند او معتصم را هجو كرد و معتصم او را كشت.»[15]
شيخ جواد قيومي در ارتباط با ملاقات دعبل خزائي با امام رضا ـ عليه السّلام ـ در شهر مرو مي نويسد: « دعبل خزائي در شهر مرو بر آن حضرت وارد شد و گفت: اي پسر پيامبر من در مورد شما ( اهل بيت ) قصيده اي سروده و با خود سوگند ياد كرده ام كه قبل از تو آن را براي كسي نخوانم امام فرمود: آن را بخوان ( دعبل شعرش را خواند. امام ـ عليه السّلام ـ براي او دعا كرد سپس فرمود: آيا در اينجا دو بيت به قصيده ات اضافه نكنم تا به آنها شعرت را پايان دهي گفت: اي پسر پيامبر آري و آن حضرت دو بيت به آن قصيده اضافه نمود».[16]
- فرزدق: همام بن غالب[17] تحيمي بصري شاعر مشهور زمان امام سجاد ـ عليه السّلام ـ بوده است « او از بزرگترين شعراء عرب در دوره اموي بوده است كه در همه ابواب شعر تبحر داشته است به گونه اي كه علماي لغت در مورد او گفته اند: اگر اشعار فرزدق نبود يك سوم لغت عرب موجود نبود. در سال 20 هـ در بصره متولد شد. بعد از جنگ جمل پدرش او را به محضر علي ـ‌عليه‌السّلام ـ آورد و به حضرت عرض كرد كه او شاعر است. امام علي ـ عليه السّلام ـ به پدر فرزدق فرمود: « علمه القران» به او قرآن را بياموز . از فرزدق ديوان شعري باقي مانده است.»[18]
علامه حلي مي نويسد: در يك زماني هشام بن عبدالملك به حج آمده بود. انبوه جمعيت به گونه اي بود كه هشام تلاش مي كرد خود را به حجر الاسود برساند اما قادر نبود در اين هنگام امام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ كه خانه كعبه را طواف كرده بود به حجر الاسود رسيد. مردم كنار رفتند تا حضرت به راحتي بتواند حجر الاسور را استلام كند. در اين هنگام مردي از اهل شام به هشام گفت: اين چه كسي است؟ هشام گفت: او را نمي شناسم. در اين هنگام فرزدق گفت من او را مي شناسم و شعر معروف خويش در مورد امام سجاد ـ عليه السّلام ـ را سرود.
هذا الَّذي تَعْرفُ البَطْحاءُ وَ طائه و البَيْتُ يَعْرِفهُ و الحِلُّ و الْحرمُ [19]
« اين آقا كسي است كه (حتي) سنگ ريزه هاي (سرزمين مكه) جاي پاي او را مي شناسند و خانه كعبه و حل و حرم با او آشنا هستند.»
نتيجه گيري: شعرائي كه در مدح ائمه اطهار- عليهم السلام- و بيان فضائل ايشان و ظلم و ستم هايي كه بر ايشان رفته بود شعر مي سرودند همواره مورد توجه و عنايت ائمه بوده اند. آنها با زباني مؤثر و شيوه اي كار آمد در جهت اهداف سياسي و فرهنگي ائمه اطهار(ع) حركت مي كردند و با اشعار خويش حقانيت ائمه را اثبات مي كردند. از جمله اين شاعران مي توان به حسان بن ثابت ـ كميت ـ سيد حميري ـ دعبل خزائي اشاره كرد.

[1] . قرآن كريم سوره شعراء، آيه 224.
[2] . همان، آيه 227.
[3] . آيت الله سيد علي خامنه اي، پيشواي صادق، چاپ اول، تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامي 1383، ص 82، به نقل از « العباسيون الاوائل»، دكتر فاروق عمر، ص 104.
[4] . همان، ص 83 ـ 84 .
[5] . عبد الحسين شبستري مشاهير شعراء شبعه، ج1، چاپ، 1، قم مكتبه الاديبه المختصه، 1421، ص 338.
[6] . در همين رابطه شعري نيز سروده است كه با مطلع تجفرت با الله و الله اكبر آغاز مي شود.
[7] . عبد الحسين شبستري ، پيشين ج1، ص 190.
[8] . آقا بزرگ تهراني، الذريعه، ج25، چاپ سوم بيروت دارالاضواء 3 140، ص 156.
[9] . همان، ج9، ص 922.
[10] . هاشميات قصائدي بوده است كه در مدح اهل بيت و هاشميين سروده شده است.
[11] . علامه مجلسي ـ بحارالانوار، ج35، ص 204.
[12] . شيخ طوسي ـ اختيار معرفه الرجال ، ج 2، قم، مؤسسه آل البيت ـ عليه السّلام ـ، سال 1404، ص 466.
[13] . آقا بزرگ تهراني، پيشين ، ج 25، ص 156.
[14] . علامه مجلسي، پيشين ، ج 35، ص 204.
[15] . عبدالحسين شبستري، پيشين ج2، ص 134.
[16] . شيخ جواد قيومي، صحيفه الرضا، چاپ اول، قم، دفتر انتشارات اسلامي 1373هـ ،ص 75.
[17] . ابن عساكر، تاريخ مدينه دمشق، ج 68، دالفكر، 1415، ص 76.
[18] . عبد الحسين شبستري، پيشين ج5، ص 230 ـ 231.
[19] . علامه حلي، منتهي الطلب، ج 3، چاپ 1، مشهد مجمع البحوث الاسلاميه، 1413، ص 54.
يدالله حاجي زاده- مرکز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :