امروز:
شنبه 29 مهر 1396
بازدید :
1842
اسارت مروان و خبر از آينده او
مروان بن حکم، ناپاک ناپاک زاده از افراد بد طينت و شرور تاريخ صدر اسلام است، پيامبر ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ او و پدرش را از مدينه تبعيد کرد، و او و پدرش به عنوان طريد بن طريد و منافق بن منافق و لعين بن لعين (تبعيد شده پدر تبعيد شده، و منافق پسر منافق، و ملعون پسر ملعون) ياد مي شدند.
مروان که پسر عموي عثمان بود، پس از عثمان، در ظاهر با اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ بيعت کرد، ولي جزء سر دسته بيعت شکنان بود و در جنگ جمل، به بصره آمد و جزء سپاه دشمن، بر ضدّ سپاه علي ـ عليه السلام ـ مي جنگيد.[1]
و در همين جنگ، بدست سپاه علي ـ عليه السلام ـ اسير شد، ولي امام حسن و امام حسين ـ عليه السلام ـ براي آزادي او نزد پدر، شفاعت کردند، امام علي ـ عليه السلام ـ او را آزاد نمود.[2]
حسن و حسين ـ عليهما السلام ـ از پدر پرسيدند، «آيا مروان با تو بيعت مي کند؟»
امام در پاسخ فرمود:
«او لم يبايعني بعد قتل عثمان، لا حاجة لي في بيعته...؛ مگر او بعد از کشته شدن عثمان، با من بيعت نکرد؟ (ولي بيعتش را شکست)» من نيازي به بيعت او ندارم، دستش هم چون دست يهودي است (که به نيرنگ و خدعه عادت کرده) اگر با دستش بيعت کند، با پشت خود به شکستن بيعت اقدام مي کند».
سپس امام، به سه موضوع آينده، خبر داد و فرمود: آگاه باشيد، مروان 1ـ در آينده، حکومت کوتاهي خواهد کرد، به مقداري که سگي بيني خود را با زبانش پاک کند. 2ـ او پدر قوچ هاي چهارگانه است. 3ـ و مردم مسلمان، از دست او و فرزندانش روز خونيني خواهند داشت.[3]
وقايع همان گونه که علي ـ عليه السلام ـ خبر داده بود، اتفاق افتاد، او به عنوان چهارمين خليفه اموي، پس از معاويه بن يزيد، بر مسند خلافت نشست، و مدت خلافتش 9 يا 6 يا 4 ماه و ده روز بود، و چهار فرزند بلاواسطه به نام هاي عبد الملک و بشر و محمد و عبد العزيز داشت که اوّلي پس از مروان، به خلافت رسيد و دومي حاکم عراق شد و سومي حاکم الجزيره شد و چهارمي حاکم مصر گرديد[4] و مسلمانان را زير چکمه ظلم خود قرار دادند.

[1] . منهاج البراعه، ج 5، ص 219.
[2] . بايد توجه داشت که نظر به اين که در جنگ جمل، پايگاه دشمن، متلاشي شد و سران دشمن مانند طلحه و زبير کشته شدند، بناي سياست علي ـ عليه السلام ـ اين نبود که اسيران جنگ جمل را نگهداري کند، لذا آن ها را آزاد ساخت، چنان که اين مطلب به صورت سوال و جواب، از امام هادي ـ عليه السلام ـ نقل شده است (به کتاب تحف العقول، صفحه 565 تا 569 مراجعه شود) به هر حال با توجّه به جوانب امر، در آن شرائط، ازادي مروان، صلاح حکومت اسلامي بود.
[3] . نگاه کنيد به نهج البلاغه خطبه 73.
[4] . بعضي اين چهار فرزند را، چهار فرزند عبد الملک دانسته اند که عبارتند از وليد، سليمان، يزيد و هشام که به ترتيب خلافت کردند. (منهاج البراعه علامّه خوئي، ج 5، ص 219 ـ 220).
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :