امروز:
سه شنبه 3 مرداد 1396
بازدید :
1413
برخورد شديد با خوارج نهروان
يکي از حوادث پر فراز و نشيب و دشوار عصر خلافت علي ـ عليه السلام ـ ماجراي خوارج نهروان (مارقين) بود، که به نام دين، سدّ راه امام علي ـ عليه السلام ـ شدند، و آب به آسياب دشمن ريختند.[1] اين دزدان دين، با شعار لا حکم الا لله، علي ـ عليه السلام ـ را مشرک خواندند، و امام از هر راهي وارد شد، تا کار با آن ها به جنگ منتهي نشود، نتيجه نگرفت، آن ها هم چنان لجوجانه بر نفاق و مخالفت خود با آن حضرت ادامه مي دادند.
تا آن جا که چهار هزار نفر از آن ها با «عبد الله بن وهب راسبي» بيعت نمودند و به مدائن رفتند و «عبد الله بن خبّاب» فرماندار علي ـ عليه السلام ـ در مدائن را به شهادت رساندند، و شکم همسر او را که حامله بود، شکافتند و به ترورهاي کور دست زدند، و اعلام جنگ با علي ـ عليه السلام ـ نمودند، سرانجام علي ـ عليه السلام ـ با سپاه خود به جانب سرزمين نهروان رفتند، و در برابر لشکر خوارج، قرار گرفتند و نصايح آن حضرت در آن کور دلان ابله اثر نکرد، سه بار لشکر علي ـ عليه السلام ـ را تير باران کردند و در هر بار، اصحاب علي ـ عليه السلام ـ از آن حضرت در خواست کردند که مقابله به مثل کنند، ولي حضرت اجازه نداد، سرانجام آن ها مردي از ياران علي ـ عليه السلام ـ را با تير کشتند، در اين وقت بود که علي ـ عليه السلام ـ فرمود: «الله اکبر اکنون جنگ با اين ها رواست».
جنگ شديدي در گرفت، و در نتيجه، خوارج مفتضحانه شکست خوردند، تنها 9 نفر از آن ها زنده فرار کردند، و از سپاه علي ـ عليه السلام ـ 9 نفر به شهادت رسيدند.[2]
ماجراي خوارج، در نهج البلاغه در موارد گوناگون[3] از جمله در خطبه 58 و 59 و 60 و 61 و 122 و ... آمده و در هر کدام به گوشه اي از اين حوادث اشاره شده است.
شنيدني است که در اين جا به دو حادثه، در اين رابطه، بسنده کنيم:
* هنگامي که امام علي ـ عليه السلام ـ تصميم گرفت، با خوارج بجنگد، اصحاب گفتند: خوارج از پل نهروان گذشتند، امام در پاسخ آن ها فرمود:
«مصارعهم دون النّطفة، و الله لا يفلت منهم عشرة و لا يهلک منکم عشرة؛ قتلگاه آنان در اين طرف، در کنار نهر است، سوگند به خدا از آن ها حتي ده نفر باقي نخواهد ماند، و از شما حتي ده نفر کشته نمي شود».[4]
همان گونه که علي ـ عليه السلام ـ خبر داده بود، همان طور شد، همه خوارج جز 9 نفر کشته شدند، و اين 9 نفر فرار کرده و در شهر ها پراکنده گشتند.
و از ياران علي ـ عليه السلام ـ نيز 9 نفر به شهادت رسيدند.
و اين از اخبار غيبي امام علي ـ عليه السلام ـ است، که مورخين شيعه و سنّي آن را نقل نموده اند.
* مکرّر، امام علي ـ عليه السلام ـ را تهديد به قتل کردند، و حتي خود آن حضرت خبر مي داد که تروريست ها در کمينش هستند، ولي آن قهرمان قهرمانان در پاسخ اين تهديد ها فرمود:
«و انّ علي من الله جنّة حصينة فاذا جاء يومي انفرجت غنّي و اسلمتني فحينئذ لا يطيش السّهم و لا يبرا الکلم؛ پروردگار من، سينه ايمان مرا از سپر پولادين ساخته (وحشتي ندارم) و وقتي که روز پايان عمر من فرا رسد، در آن روز، نه تير خطا مي کند و نه زخم بهبود مي يابد».[5]
به اين ترتيب در مي يابيم که امام علي ـ عليه السلام ـ آگاهانه در برابر خوارج، اين دزدان دين، و مقدس نماهاي نادان، ايستادگي کرد، و هرگز از تهديد آن ها نهراسيد، و با عزمي راسخ و آهنين و توکّلي مخلصانه به خدا، به راه خود ادامه داد، و درس شهامت و دلاوري را به پيروانش آموخت، و هشدار داد که هرگاه افرادي را ديديد که زير ماسک دين، به اصل دين ضربه مي زنند، به آن ها امان ندهيد.

[1] . در داستان 19 شرحي در مورد خوارج، ذکر شد.
[2] . اقتباس از تتمه المنتهي، ص 20 ـ 21 ـ منهاج البراعه، ج 4، ص 354.
[3] . در اين باره به کتاب خوارج در نهج البلاغه از استاد حسين نوري رجوع شود.
[4] . نگاه کنيد به خطبه 59 نهج البلاغه.
[5] . نگاه کنيد به خطبه 62 نهج البلاغه (در داستان 103 در اين باره مطالبي آمده است).
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :