امروز:
چهار شنبه 4 مرداد 1396
بازدید :
1556
پرواز وارسته پاکدل!
يکي از ياران امام علي ـ عليه السلام ـ نامش همّام[1] (بر وزن حمام) بود که به نقل علامه مجلسي، وي همام بن عباده بن خثيم برادر زاده ربيع بن خثيم (معروف به خواجه ربيع) بود او مردي وارسته و پارسا از شيعيان پاکدل علي ـ عليه السلام ـ به شمار مي آمد روزي به امام علي ـ عليه السلام ـ عرض کرد: «براي من اوصاف پرهيزکاران را بيان کن، به گونه اي که گويا سيماي درخشان آنان را مي بينم».
امام در پاسخ او درنگ کرد (چرا که مي دانست، همّام آمادگي براي پذيرش موعظه را دارد و ترس آنست که بر اثر خوف از خدا، روح خود را نتواند در قفس تن، نگهدارد).
پس از لحظاتي، امام پاسخ کوتاهي به او داد و فرمود:
اي همّام! پرهيزکار باش، و کارهاي نيک انجام بده که خداوند مي فرمايد:
«انّ الله مع الذين اتّقوا و الذين هم محسنون؛ خداوند با کساني است که پرهيزکار و نيکو کردار باشند» (نحل ـ 128).
همّام به اين مقدار قانع نشد و اصرار کرد تا امام در اين باره بيشتر سخن بگويد اين جا بود که امام تصميم گرفت براي او (و همه شيعيانش) درباره پرهيزکاران و ويژگي هاي آن ها بطور مشروح، سخن بگويد (حدود بيش از سي ويژگي را براي پرهيزگاران بر شمرد و فرمود: نخستين ويژگي آن ها اين است که گفتارشان درست و صحيح است ... و آخرين ويژگي آن ها را چنين بيان نمود: «نزديک شدن آن ها بر افراد به خاطر فريب دادن و نيرنگ آن ها نخواهد بود».
وقتي که سخن به اين جا رسيد، همّام آن چنان تحت تأثير قرار گرفت، و ناله جانسوزي از دلش برخواست که هماندم روحش از پيکرش خارج شد و از دنيا رفت.
امام فرمود: «آه! من از اين پيش آمد، ترس داشتم».
«هکذا تصنع المواعظ البالغة باهلها؛ اندرزهاي رسا، اين چنين به آنان که دلي پند پذير دارند، اثر مي گذارد!».
زنده کدام است، بر هوشيار آن که بميرد، سر کوي يار
شخصي گفت: «اي امير مؤمنان! پس چرا شما چنين نيستيد، که مانند همّام تحت تاثير قرار گيريد؟»
امام در پاسخ فرمود: «واي بر تو، هر اجلي، وقت معيني دارد، و علت مشخصي که از آن نمي گذرد، آرام باش ديگر چنين سخني نگو که شيطان اين سخن را بر زبانت آورده است».[2]
(به عبارت روشن تر: مشيت خدا بر اين تعلق گرفته بود که همام به اين سبب از دنيا برود، و او شايستگي چنين مرگي را داشت، ولي در مورد من ممکن است سبب مرگم، شايستگي شهادت باشد که بالاتر از اين است).

[1] . و بعضي او را همام بن شريح بن يزيد خوانده اند ـ شرح نهج خوئي، ج 12، ص 114.
[2] . نگاه کنيد به خطبه 193 نهج البلاغه.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :