امروز:
شنبه 29 مهر 1396
بازدید :
1631
پيام تند علي (ع) به قلدري خودمحور
سال آغاز خلافت علي ـ عليه السلام ـ بود، اشعث بن قيس که از طرف عثمان، فرماندار آذربايجان بود، در مقام خود باقي ماند تا اين که: امام علي ـ عليه السلام ـ که از قلدري و خودمحوري اشعث خبر داشت به منشي خود، عبيدالله بن ابي رافع فرمود تا نامه ذيل را براي اشعث بنويسد. او در شعبان سال 36 نامه را نوشت و آن نامه توسط «زياد بن مرحب همداني» به اشعث رسيد[1] و مطلب آن اين بود:
«نبايد پُست فرمانداري، پلي براي آب و نان تو گردد، بلکه اين مقام امانتي است در گردن تو و تو بايد مطيع مقام مافوق باشي!، تو حق نداري که نسبت به ملت، با استبداد رفتار کني، و در مورد بيت المال، فقط بايد در محل شايسته اش با کمال احتياط مصرف گردد. بايد اموال خدا را به سوي من بفرستي، اميد است که من رئيس بدي براي تو نباشم».[2]
اين قسمت، فرازي از نامه است و اصل نامه بسيار بيشتر مي باشد و در کتاب شرح نهج البلاغه خويي (ج17، ص181) نقل شده، و در اين کتاب آمده: وقتي که نامه به اشعث رسيد، آن ناپاک برخاست و در ميان جمعيت سخنراني کرد و گفت: «اي مردم، امير مؤمنان عثمان، مرا فرماندار آذربايجان کرد، و خود از دنيا رفت و اينک مردم با علي ـ عليه السلام ـ بيعت کرده اند و پيروي ما از علي ـ عليه السلام ـ همان گونه خواهد بود که از عثمان پيروي مي کرديم».
و وقتي که اشعث به منزلش آمد، اصحاب نزديک خود را طلبيد و به آنها گفت: نامه علي ـ عليه السلام ـ مرا به وحشت افکنده، او اموال آذربايجان را از من مطالبه مي کند بدانيد که من به معاويه مي پيوندم! اصحاب، ناراحت شدند و به او گفتند: مرگ براي تو بهتر از اين تصميم گيري است، آيا شهر خود و جمعيت قبيله خود را رها مي کني و خود را در گناه مردم شام غوطه ور مي سازي؟!
اشعث، به خود آمد و از اجراي تصميم خود حيا کرد، و به کوفه بازگشت و به محضر امام علي ـ عليه السلام ـ رسيد و خود را تسليم آن حضرت نمود.[3]

[1]. مصادر نهج البلاغه، ج3، ص202، درباره خباثت اشعث به خطبه 19 نهج البلاغه مراجعه شود.
[2]. نگاه کنيد به نامه 5 نهج البلاغه.
[3]. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج17، ص182.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :