امروز:
سه شنبه 3 مرداد 1396
بازدید :
1179
پيام قاطع
جرير بن عبدالله بجلي از ياران نسبتاً نيک و شجاع علي ـ عليه السلام ـ بود، حضرت او را که از ناحيه عثمان فرماندار همدان شده بود، به جاي خود باقي گذارد و او از مردم براي رهبري علي ـ عليه السلام ـ بيعت گرفت.
جرير، علاوه بر اين، به امام علي ـ عليه السلام ـ پيشنهاد کرد: نظر به اين که اکثر مردم شام از قبيله من هستند، مرا به شام اعزام کن، تا از مردم شام براي شما بيعت بگيرم، امام اين پيشنهاد را پذيرفت و جرير را عازم شام کرد، جرير وارد شام شد و سخنراني کرد و مردم را به قبول رهبري علي ـ عليه السلام ـ دعوت نمود، ولي معاوطه طفره مي رفت و وقت تلف مي کرد و مهلت مي خواست... و جرير، جريان را به علي ـ عليه السلام ـ گزارش داد.[1]
امام علي ـ عليه السلام ـ در پاسخ جرير چنين نوشت: «اما بعد: وقتي که نامه ام به تو رسيد، معاويه را به حکم قطعي تکليف کن، تا رأي خود را بگويد که در کدام سوي گام مي دارد و (اگر ديدي سر مي گرداند) او را از بين جنگ و تسليم شدن، مخيّر ساز اگر جنگ را برگزيد، قاطعانه اعلام جنگ با او کن و اگر تسليم شد، از او بيعت بگير ـ والسلام».[2]
سرانجام جرير از معاويه مأيوس گرديد و به کوفه بازگشت.[3]

[1]. اقتباس از شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج3، ص70.
[2]. نگاه کنيد به نامه 8 نهج البلاغه.
[3]. شرح بيشتر در داستان 20 آمده است.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :