امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
1442
تحمّل و صبر انقلابي!
روش امام علي ـ عليه السلام ـ اين بودکه امور را با دشمنان، تا مي تواند با سر پنجه صبر و حوصله و تحمّل، رسيدگي کند، و تا راه داشت راضي به جنگ نبود، و آغازگر جنگ نمي شد، و جنگ هاي آن حضرت، جنبه دفاعي داشت.
در مورد معاويه (دشمن سر سخت علي ـ عليه السلام ـ )، علي ـ عليه السلام ـ در آغاز نامه هاي متعدد براي معاويه فرستاد، و افرادي را نزد او روانه کرد، تا امور مردم با مذاکره و پيروي از دستورات خداوند، حلّ شود.
به عنوان نمونه: امام علي ـ عليه السلام ـ «جرير بن عبدالله» را (به پيشنهاد خودش، که از همشهريان مردم شام است و بسياري از آن ها از خويشان او هستند) همراه نامه به سوي معاويه فرستاد.
جرير نامه علي ـ عليه السلام ـ را به معاويه رساند، و مردم را دعوت به پيروي از علي ـ عليه السلام ـ نمود، و صريحاً به معاويه گفت: «تو هم همان راهي را انتخاب کن که ساير مسلمانان برگزيده اند، نگو من فرماندار عثمان در شام هستم، و بايد در سمت خود باقي باشم، زيرا اينک علي ـ عليه السلام ـ خليفه مسلمين است و از او بايد اطاعت کرد.»
معاويه در ظاهر گفت: در اين باره فکر کنم، ولي وقتي که دريافت علي ـ عليه السلام ـ حاضر نيست او را بر سمت خود باقي بگذارد، آهنگ مخالفت را مي نواخت و مردم را بر ضدّ علي ـ عليه السلام ـ مي شورانيد.
سرانجام جرير، از معاويه مأيوس شد و به کوفه بازگشت، ولي متأسفانه مردم کوفه به او بدبين شدند و گفتند او طرفدار معاويه است، او نيز از اين نسبت ناروا، ناراحت شد و از کوفه به جزيره «قرقيساء» رفت و تا آخر عمر همان جا ماند.[1]
اصحاب علي ـ عليه السلام ـ، اصرار مي ورزيدند که علي ـ عليه السلام ـ آماده جنگ با معاويه گردد (و البته اين آمادگي به معني اعلام جنگ بود).
امّا شيوه علي ـ عليه السلام ـ اين بود که آغاز گر جنگ نباشد، و با تحمّل و صبر انقلابي، امور را دنبال کند و راه صلح را نبندد (با توجه به اين که هنوز جرير از شام به کوفه نيامده بود) بر همين اساس در پاسخ اصحاب فرمود:
انّ استعدادي لحرب اهل الشّام، و جرير عندهم، اغلاق للشّام و صرف لأهله عن خير ارادوه...
مهيا شدن من براي جنگ با مردم شام ـ با اين که هنوز جرير بن عبدالله پيام آور من در نزد معاويه است ـ به معني بستن در صلح با آن ها است، و به معني بستن راه انجام کار نيک بر روي آن ها است که اگر بخواهند کار نيک کنند...[2]
به اين ترتيب علي ـ عليه السلام ـ آغاز گري جنگ را نپسنديد و همواره مي کوشيد بلکه افراد را به سوي حق هدايت کند، و در اين مسير تحمل و شکيبائي بسيار داشت.

[1] . شرح بيشتر، در شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 3، ص 70 به بعد.
[2] . نگاه کنيد به نهج البلاغه، خطبه 43.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :