امروز:
چهار شنبه 4 مرداد 1396
بازدید :
1247
تسليت امام (ع) به عزادار
شخصي از دنيا رفته بود، امام علي ـ عليه السلام ـ نزد بازماندگان آن شخص رفت و به آنها چنين تسليت گفت:
«اين مرگ، از شما شروع نشده و به شما نيز پايان نمي يابد اين رفيق و دوست تازه گذشته شما گاهي مسافرت مي رفت، اينک نيز به مسافرت رفته. اگر از اين سفر بازگشت، بسيار خوب و گرنه شما به سوي او خواهيد رفت».[1]
به اين ترتيب، امام هم بازماندگان را دلداري داد (که اين يک مسأله همگاني است) و هم درس عبرتي به آنها آموخت که روزي شما نيز به کاروان مرگ ملحق خواهيد شد.
گويند: اسکندر آن سردار و کشورگشاي معروف، در آستانه مرگ به مادرش چنين وصيت کرد، گفت: جنازه مرا به اسکندريه ببريد و به مادرم بگوئيد، سفره طعام بگستراند و همه مردم را دعوت کند، مگر کسي که عزيز و دوستي را از دست داده باشد، تا شرکت کنندگان بدون خاطره تلخ وارد مجلس گردند وقتي مادر او اين وصيت را شنيد، طبق وصيت طعام مفصلي آماده ساخت و عموم مردم را دعوت کرد، به شرط اينکه داغ عزيز و دوستي را نديده باشند. هنگام طعام هيچکس نيامد، مادر از علت واقعه پرسيد، گفتند: شما شرط کرديد کسي که داغ عزيز يا دوستي را نديده است در مجلس حاضر شود، در دنيا کسي نيست که چنين باشد. مادر به راز وصيت پي برد و گفت: «فرزندم با بهترين طريق مرا تسلّي خاطر داد».[2]

[1] . نهج البلاغه، حکمت 356.
[2] . داستان باستان، ص 13 ـ در اين مورد اين مثال آمده: البليه اذا عمّت طابت (وقتي بلا همگاني شد گوارا مي شود).
محمد محمد اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :