امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
1592
تعريف رخ به رخ!
امام علي ـ عليه السلام ـ در جبهه صفين بود، روزي رزمندگان قهرمان اسلام در محضرش اجتماع کردند، امام براي آنها سخنراني کرد در اين سخنراني بعد از حمد و ثناي الهي درباره حقوق زمامدار اسلام بر پيروانش سخن پر ارزش و مهمي را بيان داشت.
در اين هنگام ديدند، مردي از اصحابش بپا خاست و سخنراني کرد و در اين سخنراني، آن حضرت را ستود از مقام علي ـ عليه السلام ـ تعريف کرد و اطاعت و پيروي خود را از فرمان امام، در همه حال اعلام داشت.[1]
امام ـ عليه السلام ـ نپسنديد که او آن حضرت را بستايد (با اين که مقام و ارزش امام بسيار بيشتر از اين حرف ها و ستايش ها بود) بنابراين فرمود: «سزاوار است آن کس که عظمت و شکوه خدا، در نظرش بزرگ است، همه چيز جز خداوند در نظرش کوچک باشد» ... و سپس فرمود: «بدترين حالات رهبران در پيشگاه صالحان اين است که گمان برده شود آنها مرعوب و فريفته تفاخر شده اند، و جلوه برتري جويي، آنها را فرا گرفته است...
«و قد کرهت ان يکون جال في ظنّکم انّي احبّ الاطراء، و استماع الثّناء، و لست ـ بحمد الله ـ کذلک، و لو کنت احبّ ان يقال ذلک لترکته انحطاطا لله سبحانه ان تناول ما هو احقّ به من العظمة و الکبرياء...؛ من اين را نمي پسندم که حتي در ذهن شما اين موضوع راه يابد که من مدح و ستايش را دوست دارم و از شنيدن آن لذت مي برم، من بحمد الله اين گونه نيستم، و فرضاً اگر دوست مي داشتم که مرا بستايند، ولي ترک آن را انتخاب مي کردم، به خاطر اظهار حقارت و کوچکي در برابر خداي سبحان و بزرگ که از همه کس به مدح و ثناء سزاوارتر است...».
و در پايان فرمود: «فانّما انا و انتم عبيد مملوکون لربّ لا ربّ غيره يملک منّا ما لا نملک من انفسنا و اخرجنا ممّا کنّا فيه الي ما صلحنا عليه...؛ همانا من و شما بندگان و مملوک خداوند يکتا هستيم. خداوند آن چنان بر ما مسلط است که ما خودمان بر خود، آن گونه تسلط نداريم خداوند ما را از آن چه بوديم خارج ساخت و به سوي رستگاري روانه کرد، و به جاي گمراهي، هدايت بخشيد و پس از تيره دلي به کور ذهني، به ما بصيرت و شناخت داد».[2]

[1]. نقل مي کنند که او را تا آن روز در سپاه علي ـ عليه السلام ـ نديده بودند، و برخاست و با کمال فصاحت، به حمد و ثناي پرداخت و سپس امام علي ـ عليه السلام ـ را چنين ستود: «تو پيشواي ما هستي و ما رعيت و ملت تو. خداوند به وسيله تو ما را از ذلت به عزت رهنمون ساخت و ساير بندگان را از زير يوغ دريوزگي نجات بخشيد ما در اختيار و تحت فرمان تو هستيم، گويي گوينده راستگو و حاکم موفق و مالک هوشمند، هيچ گونه روا نيست که از تو اطاعت نشود ما علم و کمال تو را با علم هيچ کس، مقايسه نمي کنيم، عظمت و جلال تو در نزد ما بسيار بزرگ است، و فضايل تو در نزد ما فوق تصور است».در اين که اين شخص چه کسي بوده؟ روشن نيست. علامه مجلسي مي گويد: «ظاهر اين است که اين مرد، حضرت خضر ـ عليه السلام ـ بوده، که در موارد متعدد آشکار شده و با امام علي ـ عليه السلام ـ گفتگو نموده، تا حجت بر مردم کامل گردد». (شرح نهج البلاغه خوئي، ج14، ص160 و 154).
[2]. نگاه کنيد به خطبه 216 نهج البلاغه. در کتاب روضه کافي، خطبه فوق به طور مفصل تر از امام باقر ـ عليه السلام ـ نقل شده است، و در اين روايت آمده که شخص مدح کننده، براي بار دوم برخاست و عرض کرد: «اي امير مؤمنان! تو بالاتر از آن هستي که من گفتم...» علي ـ عليه السلام ـ باز گفتاري فرمود، او براي بار سوم نيز برخاست و مطالبي گفت، و امام نيز سخناني فرمود، و آن شخص بعد از گفتار خود پس از سومين بار، ديگر ديده نشد (شرح نهج البلاغه خويي، ج14، ص159 تا 163).
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :