امروز:
سه شنبه 3 مرداد 1396
بازدید :
1539
حلواي آميخته با آب دهن مار
اشعث بن قيس (سردمدار منافقين) از افراد پست و حيله گر و از دشمنان پر کينه علي ـ عليه السلام ـ در جنگ صفين و در جريان «حکمين» بزرگترين خيانت ها را به علي ـ عليه السلام ـ نمود، باعث اصلي برافروخته شدن جنگ نهروان شد، تا آن جاکه به گفته «ابن ابي الحديد» هر فتنه و فسادي که در خلافت علي ـ عليه السلام ـ پيش مي آمد، از طرف اشعث بود. او کسي است که در کوفه در بام خانه اش مناره اي ساخته بود، که در اوقات نماز هرگاه صداي اذان را از مسجد بزرگ کوفه مي شنيد، بالاي مأذنه مي رفت و با صداي بلند به علي ـ عليه السلام ـ خطاب کرده و مي گفت: «اي مرد! تو بسيار دروغگو و ساحر هستي».[1]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: اشعث در خون علي ـ عليه السلام ـ شرکت کرد و دخترش جُعده، امام حسن ـ عليه السلام ـ را مسموم ساخت و پسرش محمد اشعث در خون حسين شرکت داشت[2] اينک به اصل داستان بازگرديم:
اشعث بن قيس، به خيال خام خود، مي خواست با آوردن هديه اي براي علي ـ عليه السلام ـ به حکومت آن حضرت نزديک شود و در نتيجه به هدف هاي مادي و دنيوي خود برسد، در حقيقت مي خواست در اين راه رشوه اي بدهد، که آن رشوه نام هديه داشت.
او حلوايي آماده کرد و در آوندش ريخت و شب هنگام به در خانه علي ـ عليه السلام ـ آمد، و کوبه در را به صدا درآورد. علي ـ عليه السلام ـ در را گشود و او حلوا را تقديم کرد.
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: او آن حلوا را به چيزي آميخته بود که من آن را نمي پسنديدم، گويا آن حلوا با آب دهان مار (يا بر گردانه مار) آميخته شده بود.
«فقلت اصلة ام زکاة ام صدقة فذلک محرّم علينا اهل البيت؛ گفتم آيا بخشش است يا زکات است و يا صدقه؟ که زکات (واجب) و صدقه (مستحب) بر خاندان ما حرام است.[3]
گفت: نه زکات است و نه صدقه، بلکه هديه است، گفتم: سوک کنندگان در سوک تو بنشينند، آيا از راه دين خدا وارد شده اي که مرا بفريبي؟
آيا نظام عقل تو به هم خورده يا ديوانه شده اي و يا هذيان مي گويي؟ سوگند به خدا اگر هفت اقليم را با آن چه در زير افلاک آن است به من ببخشند تا به عنوان گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي، خدا را نافرماني کنم، نخواهم کرد، و براستي که دنياي شما در نزد من از برگي که ملخ، آن را به دندان گرفته و آن را جويده است، پست تر مي باشد. علي را به دنياي ناپايدار و خوشي آن چه کار؟ به خدا پناه مي برم از خواب عقل و زشتي لغزش ها و از او ياري مي جويم[4] به اين ترتيب اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ هديه رشوه نماي اشعث را ردّ کرد و تطميع اشعث (آن مرد چند چهره و داراي يال و کوپال) آن حضرت را از اجراي عدالت باز نداشت.

[1]. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج2، ص279 ـ و در خطبه 19 نهج البلاغه چهره ناپاک اشعث را بنگريد.
[2]. سفينة البحار، ج1، ص702.
[3]. گرچه صدقه مستحبي بر سادات حرام نيست، ولي منظور از خاندان در اينجا ـ ظاهراً پنج تن آل عبا(ع) هستند که صدقه مستحبي نيز بر آنها حرام است.
[4]. نگاه کنيد به خطبه 224 نهج البلاغه.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :