امروز:
سه شنبه 3 مرداد 1396
بازدید :
1553
خانه 80 ديناري!
شريح بن حارث از شخصيت هاي معروف اسلامي است که 60 سال قاضي کوفه بود، نخستين کسي که وي را قاضي کرد، عمر بن خطاب در زمان خلافتش بود، که از سال 18 تا 22 هجري بود، و شريح حدود چهل سال داشت. و در زمان عثمان نيز قاضي بود در زمان خلافت علي ـ عليه السلام ـ نيز طبق اجازه علي ـ عليه السلام ـ بر قضاوت خود باقي ماند.
گرچه علي ـ عليه السلام ـ در بعضي از نظريه ها با وي مخالف بود، حتي چند بار بر او خشم گرفت و او را از کوفه به قريه «بانقيا» (نزديک کوفه) که بيشتر ساکنانش يهودي بودند، تبعيد کرد، اما او را از قضاوت برکنار ننمود.
بعضي گويند: وي 183 سال عمر کرد[1] و بعضي مدت عمر او را صد سال تا 120 سال نوشته اند.[2]
شريح، شخصي هوشيار و زيرک بود و شناخت عجيبي به امور قضاوت و اصلاح امور مردم داشت.
از خصوصيات او، اين که ريش نداشت و کوسه بود و در ميان عرب ضرب المثل بود که مي گفتند: «شريح ادهي منا لثّعلب و احيل؛ شريح از روبا زيرکتر و حيله بازتر است».
از اين رو اين مثال را براي او مي گفتند، که شريح مدتي در نجف اشرف اقامت داشت و هنگامي که به عبادت و نماز مي پرداخت، روباهي مي آمد و در کنار و جلو او بازي مي کرد، و فکر او را از نماز پرت مي نمود.
اين موضوع مدتي تکرار شد، تا اين که شريح آدمکي درست کرد و کلاه خود را سر آن آدمک گذاشت، از آن پس روباه مي آمد کنار آن آدمک (به خيال اين که انسان واقعي است) بازي مي کرد، شريح آهسته از پشت سر آن روباه آمد و او را گرفت و از اين رو گفتند: «شريح زيرکتر از روباه است».[3]
به هر حال، از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده فرمود: وقتي که علي ـ عليه السلام ـ شريح را به قضاوت نصب کرد، با او شرط نمود که هيچ حکمي بدون تأييد حضرت علي ـ عليه السلام ـ صادر ننمايد.[4]
اکنون بازگرديم به داستاني از نهج البلاغه در رابطه با شريح.
شريح در زمان خلافت علي ـ عليه السلام ـ خانه اي براي خود به هشتاد دينار خريد و آن را قباله خود کرد.
اين موضوع به علي ـ عليه السلام ـ گزارش شد. امام او را احضار کرد و فرمود: به من گزارش شده که تو خانه اي به قيمت 80 دينار خريده اي و آن را به نام خود قباله کرده اي و براي آن شهود و گواه گرفته اي؟!
شريح در پاسخ گفت: درست گزارش داده اند.
امام نگاه خشم آلودي به او کرد و فرمود: «اي شريح! به زودي کسي (عزرائيل) به سوي تو آيد که نه به قباله ات مي نگرد و نه به امضاي آن شهود و گواهان توجه مي نمايد، تو را از آن خارج مي کند، و تنها تو را در گودال قبر مي گذارد».
اي شريح! مبادا اين خانه را از مال ديگران خريده باشي و بهاي آن را از راه حرام به دست آورده باشي؟ که در اين صورت، دنيا و آخرت خود را تباه ساخته اي.
اين را بدان که اگر هنگام خريداري خانه نزد من آمده بودي، قباله اي برايت مي نوشتم که حتي با توجه به آن، به خريدن خانه اي به قيمت يک درهم يا بيشتر علاقه نشان نمي دادي.
نسخه قباله من چنين بود: اين چيزي است که بنده ذليل از مرده اي که آماده کوچ است، خريداري کرده که خانه اي از سراي غرور در محله فاني شوندگان و در کوچه هلاک شوندگان قرار دارد. اين ملک از يک سو به آفات و بلاها اتصال دارد و سوي ديگرش به مصائب روي دارد. و حدّ سومش به هوس هاي نفساني و حدّ چهارمش به اغواي شيطان منتهي مي شود.
اين خانه را فريفته آرزوها، از کسي که پس از مدت کوتاهي مي ميرد، به مبلغ خروج از عزت قناعت و دخول در ذلت دنيا پرستي خريده است و هر گونه کشف خلاف و فسادي واقع شود بر عهده پيکرهاي پوسيده شاهان ايران و روم و يمن است... و شاهد اين قباله عقل است. آن گاه که از سلطه هوس ها بيرون آيد و از بند دنيا پرستي آزاد گردد.[5]

[1]. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج14، ص28ـ29.
[2]. طبقات ج، 6، ص90 و ج7، ص161.
[3]. شرح نهج البلاغه خويي، ج17، ص158.
[4]. وسائل، ج18، ص6.
[5]. نگاه کنيد به نهج البلاغه نامه 3 ـ به اين ترتيب امام علي ـ عليه السلام ـ انسان ها را با ساده زيستي، و دوري از تجملات و خانه هاي گرانقيمت به خصوص در زمان فقر اقتصادي جامعه دعوت نمود.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :