امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
1202
ناله نيمه شب علي (ع) در محراب عبادت
يکي از پليدترين نيرنگ هاي معاويه، پس از تسلط بر کوفه اين بود که با انواع حيله ها، اصحاب علي ـ عليه السلام ـ را به سوي شام جلب مي کرد، سپس در مجامع عمومي آنها را وا مي داشت که سخن از علي ـ عليه السلام ـ بگويند، بلکه از زبان آنها عيبي نسبت به علي ـ عليه السلام ـ گفته شود و همين موجب تأييد سياست معاويه گردد.
يکي از افرادي که در تنگناي چنين مجمعي قرار گرفت، «ضرار بن ضمره» بود، وي از ياران خاص و با معرفت علي ـ عليه السلام ـ به شمار مي آمد، پس از شهادت علي ـ عليه السلام ـ ، معاويه او را (يا از روي تهديد و يا از روي تطميع، درست معلوم نيست) به شام جلب کرد. در يکي از مجلس هاي عمومي به او رو کرد و گفت: «اي ضرار! از ويژگي هاي علي ـ عليه السلام ـ چيزي بيان کن.
ضرار: مرا از اين کار معاف دار.
معاويه: حتماً بايد از اوصاف علي ـ عليه السلام ـ بگويي!
ضرار: اکنون که اجبار در کار است ناگزيرم به پاره اي از صفات علي ـ عليه السلام ـ اشاره کنم:
ضرار مطالبي گفت که خلاصه اش اين است:
1. علي دينداران را احترام مي کرد و معيار احترام او از اشخاص، بر اساس دين و ايمان بود.
2. مستضعفان و مستمندان را به خود نزديک مي کرد و به ثروت و زرق و برق سرمايه داران، اعتنا نداشت.
3. نيرومندان و صاحبان زور و قدرت، راه نفوذي بر آن حضرت نداشتند.
4. او اميد ناتوانان را از عدالت و حقوق حقّه خويش قطع نمي کرد، و حق آنها را از غارتگران حقوق مي گرفت، گرچه آن غارتگران، زورمند و قلدر باشند و... .[1]
تا اين که سخن «ضرار» به اينجا (که در نهج البلاغه آمده است) رسيد:
گواهي مي دهم که شبي از نيمه آن گذشته بود و پرده هاي تاريکي و ظلمت خود را بر جهان گسترده بود، او در محراب ايستاده و محاسنش را گرفته و همچون انسان مار گزيده به خود مي پيچيد و مي گريست و مي گفت: «يا دنيا يا دنيا، اليک عنّي ابي تعرّضت، ام اليّ تشوّقت؟ لا حان حينک، هيهات! غرّي غيري لا حاجة لي فيک...؛ اي دنيا، اي دنيا! از من دور شو! آيا خود را به من عرضه مي کني؟ يا مي خواهي مرا به شوق آوري؟! هرگز آن زمان که تو در من نفوذ کني فرا نرسد، هيهات دور شو، ديگري را فريب بده، من نيازي به تو ندارم، من تو را سه طلاقه کرده ام که برگشتي در آن نيست زندگي تو کوتاه و موقعيت تو اندک و آرزوي تو پست و ناچيز است».
«آه من قلّة الزّاد و طول الطّريق و بعد السّفر و عظيم المورد؛ آه از کمي زاد و توشه و طولاني بودن راه و دوري سفر (آخرت) و عظمت مقصد».[2]
در اينجا بود که معاويه (حيله گر) گريه کرد و گفت: خدا ابوالحسن (علي ـ عليه السلام ـ ) را رحمت کند آري او اين چنين بود اي ضرار، اينک بگو اندوه تو در فراق او چگونه است؟
ضرار گفت: «حزن من ذبح ولدها في حجرها؛ اندوه من همانند اندوه آن مادري است که سرفرزندش را در آغوشش از بدن جدا سازند».[3]
ناگفته نماند: منظور از اين که علي ـ عليه السلام ـ دنيا را سه طلاقه کرده بود، دنيايي است که هدف قرار گيرد و موجب انحراف شود، نه دنياي خوب که پلي براي معنويات باشد.

[1]. شرح نهج البلاغه خويي، ج21، ص112؛ شرح نهج البلاغه حديدي ابن ابي الحديد، ج18، ص225.
[2]. نهج البلاغه حکمت 77.
[3]. شرح نهج خويي، ج21، ص112؛ شرح نهج حديدي ابن ابي الحديد، ج18، ص226.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :