امروز:
پنج شنبه 27 مهر 1396
بازدید :
1280
نهي از حرکت ذلّت بار
امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ از کوفه به سوي جبهه صفين (ناحيه شام) حرکت کرد. در مسير راه از شهر «اَنبار» گذشت، کدخداهاي شهر انبار به عنون احترام به امام، از مرکب هاي خود پياده شدند (مردم انبار به اين شکل به شاهان و بزرگان احترام مي گذاشتند) و به سرعت به سوي علي ـ عليه السلام ـ شتافتند و در پيشاپيش او شروع به دويدن کردند. (او را اين گونه اسکورت کردند).
امام ـ عليه السلام ـ به آنها رو کرد و فرمود: «اين کار شما چه معني دارد؟».
پاسخ دادند: «اين رسمي است که ما به وسيله آن زمامداران خود را احترام مي کنيم».
امام فرمود: «سوگند به خدا، زمامدارن شما از اين گونه کار، سودي نمي برند، و شما خود را در دنيا با اين کار به مشقّت و سختي مي اندازيد و در آخرت بدبخت خواهيد بود، و چقدر زيانبار است مشقتي که مجازات الهي را در پي داشته باشد و چقدر پر سود است، آرامشي که در پرتو آن، انسان از عذاب الهي محفوظ بماند».[1]
و نيز نقل شده: آن حضرت از جبهه صفين بازگشت و وارد کوفه گرديد. از محله اي که قبيله «شباميين» در آن سکونت داشتند، عبور کرد. ديد زنها براي کشته شدگان جنگ صفين گريه مي کنند.
در اين هنگام يکي از سران اين قبيله به نام «حرب بن شرحبيل» به حضور آن حضرت آمد. امام به او فرمود: «اين گونه که احساس مي کنم، زن هاي شما بر شما مسلط شده اند آيا آنها را از گريه کردن، باز نمي داريد؟!».
در اين وقت «حَرب» پياده در کنار امام ـ عليه السلام ـ که سواره بود حرکت مي کرد، امام به او فرمود: «ارجع فانّ مشي مثلک مع مثلي فتنة للوالي، و مذلة للمومن؛ باز گرد، زيرا پياده آمدن شخصي مثل تو، در رکاب مثل من مايه غرور حاکم و ذلت براي مؤمن است».[2]
به اين ترتيب، امام علي ـ عليه السلام ـ از حرکات ذلت بار که نشان يک نوع تملق و خواري است، نهي کرد و درس مناعت طبع و خود سازي و عزت و استقلال روح را به انسان ها آموخت. (با توجه به اين که مرز بين تواضع و ذلت و همچنين مرز بين تکبر و عزّت باريک است که بايد موارد هر کدام را شناخت، تا کار نيک به جاي کار بد و به عکس، انجام نشود).

[1]. نهج البلاغه، حکمت 37.
[2]. نهج البلاغه، حکمت 322.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :