امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
671
چگونه ظرفيت روحي و درك معرفت خود را وسعت دهيم تا بهتر بتوانيم حقايق هستي را درك كرده و به آنها عمل كنيم؟

براي توسعه و بالا بردن ظرفيت روحي و كسب معرفت و آگاهي بيشتر، راههاي متعددي ممكن است، قابل طرح باشد و راهكارهاي مختلفي قابل ارائه است. يكي از آنها توجه به رابطه متقابل علم و عقل است، يعني همان‌گونه كه عقل و انديشه ريشه در علم دارد، علم نيز بر عقل انسان تأثيرگذار است. يعني هر اندازه كه معرفت انسان بالا برود، بديهي است كه عقل او شكوفاتر مي‌شود و به تعبير پرسشگر محترم ظرفيت روحي انسان بالا مي‌رود؛ زيرا عقل به عنوان يك قوه و نيرو در وجود انسان نهفته است. هر گاه كسي در رتبه‌اي از مراتب عقل باشد كه به نداي عقل خويش پاسخ مثبت بدهد و به تفكر و تعليم بپردازد، علم او در بالا رفتن رتبة عقل و توانايي خرد او مؤثر خواهد بود؛ زيرا با وجود علم، عقل فضاي بازتري براي انديشه خواهد داشت و بر افزايش علم خود تواناتر خواهد گشت. اين تأثير علم چيزي است كه بالندگي و زايندگي عقل و دانش انسان را موجب مي‌شود. خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «و تلك الامثال نضربها للناس و ما يعقلها الاّ العالمون»[1] يعني اين مثلها را براي مردم مي‌زنيم، ولي جز دانشوران آنها را درنيابند. از اين آيه معلوم مي‌شود كه علم و معرفت در شكوفايي عقل و بالا بردن ظرفيت‌هاي روحي انسان نقش اساسي دارد و يكي از بهترين راههاي رشد و بالا بردن ظرفيت روحي، تحصيل علم و دانش و تلاش در جهت كسب معرفت است.[2]
نكتة ديگر دربارة سؤال كه بسيار قابل توجّه است اينكه: بيداري از غفلت به عنوان يكي از عوامل مؤثر و فراگير در شكوفايي عقل و بالا رفتن ظرفيت روحي انسان مطرح است، امير مؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: سستي دل را با پايداري درمان نما، و خواب غفلت ديدگان خود را با بيداري درمان كن.[3]
پس اگر غفلت را از خود دور سازيم و بيدار شويم، حمايت و هدايت خداوند نصيب ما خواهد شد و او قواي ادراكي ما را كه خود هديه كرده است، حفظ خواهد كرد؛ تا آنچه ايمان سودمند است ببينيم و بشنويم و دريابيم. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در اين باره مي فرمايند: «من كان له من نفسه يقظه، كان عليه في الله تعظة»[4] يعني كسي كه خود بيدار باشد، خداوند به او نگهباناني قرار مي‌‌دهد.
جاي ترديد نيست كه خداوند، بندگان خود را با فطرتي بيدار آفريده است. هر كسي كه به نداي فطرت خود پاسخ صحيح بدهد، به خواب نمي‌رود و بيداري نصيب او مي‌شود و اگر كسي به كمك فطرت اولية خويش در وجود خود و آيات الهي تفكر كند، علم سودمند نصيب او مي‌شود و نگرش او به جهان نگرش الهي خواهد شد و زندگي را در دنياي گذران خلاصه نخواهد ديد و چون علم در جان او جاي گيرد، ترس و خشيت و پروا داشتن از خدا پيدا مي‌كند. چنان‌كه قرآن مي‌فرمايد: «انما يخشي الله من عباده العلماء»[5] يعني از ميان بندگان خدا، تنها علماء و دانايان از خدا ترس دارند. و خشيت در دل سبب پندپذيري و بيداري مي‌شود.
نكته‌اي كه بايد توجّه داشت اين است كه بيداري و غفلت هر كس، متناسب با مقام اوست. هر كس در اين مسير توقّف نكند بيداري پايدار خواهد داشت و از غفلت دور خواهد بود. زيرا اين مسير در عين روشني، راهزناني بسيار دارد؛ دنيازدگي، هواپرستي، رذايل نفساني، كسالت و سستي و امثال آن، همه راهزن اين مسيرند و پرهيز از آنان تنها با كوشش و توسل به ياري خداوند و اولياء او ممكن است. ائمه ـ عليهم السّلام ـ كه در بالاترين درجه و مرتبة بندگي بوده‌اند، براي بيداري از غفلت به خداوند متوسل مي‌شدند و دعاهاي آنها گوياي اين حقيقت است.[6]
آيت الله جوادي آملي در اين باره مي‌گويد: راه غفلت‌زدايي ذكر و ياد خداست. قرآن و روايات براي غفلت‌زدايي از انسان، عبادت‌ها و دعاها را مشخص كرده است تا انسان هنگام صبح، ظهر، شام، قبل و بعد از خواب، هنگام خوردن غذا و پس از آن و در همة حالات به انسان دستور داده شده است كه به ياد خدا باشد. يكي از بهترين راههاي غفلت‌زدايي نمازهاي پنج‌گانه است، لذا در قرآن فرمود: «اقم الصلوة لذكري»[7] يعني نماز را به خاطر ياد من بپا داريد.[8]
3. راه ديگر براي بالا بردن ظرفيت روحي و درك حقايق هستي و عمل به اساس آن، راه معرفت و شناخت خود است. چون شناخت نفس، بهترين راه براي خودسازي و عمل صالح و شناخت حقايق است. در اين باره سخن فراوان است، ولي در اين جا تنها به اختصار مي‌گويم: انسان با كاويدن خويش و رسيدن به خودشناسي حضوري، خود را موجودي وابسته و فقير مي‌يابد، موجودي كه همة احوال او اعم از حيات، علم، قدرت، محبّت و اراده و ديگر اوصاف و افعالش وابسته به موجودي است كه از لحاظ حيات، علم، قدرت نامتناهي است، اين درك حضوري به فقر خود نسبت به خداوند ، نتيجة شناخت نفس به صفت فقر و نيازمندي است كه همزمان با شناخت نفس، در نفس انسان حاضر است و از هر گونه قياس و استدلال مستغني است.
خودشناسي به خداشناسي مي‌انجامد، در حالي كه خداشناسي حاصل از خودشناسي، علمي حضوري است كه اولاً هيچ ترديدي در آن راه ندارد. ثانياً در تحريك انسان براي حركت به سوي خدا و تحصيل قرب او تواناتر است. بنابراين دعوت به خودشناسي براي خداشناسي كه شناخت او بهترين و برترين شناخت حقايق هستي است، اهميت خاصّ خود را به خوبي نشان مي‌دهد.[9]
از سوي ديگر خودشناسي زمينه بسيار شايسته براي خودسازي است؛ زيرا پرورش هر موجودي نيازمند آگاهي از استعدادهاي آن است، با اطّلاع از استعدادهاي يك موجود، مي‌توان به شناسايي مقدمات ضروري تحقق آن استعدادها روي آورد و موانع تحقق آنها را نيز شناخت. پرورش خود نيز بدون اطّلاع از استعدادهاي خود، به عنوان يكي از حقايق ارزشمند هستي، امكان پذير نخواهد بود. پس بايد اول خود را به خوبي شناخت و آن گاه با پيش زمينة شايسته معرفتي، به خودسازي در جهت تقرّب به خدا تلاش كرد؛ زيرا خودسازي به معناي فعليت بخشيدن استعداد اصلي انسان در رسيدن به قرب خداوند است و مهم‌ترين انتظار ما از خودشناسي، شناخت غايت وجودي انسان است. به عبارت ديگر از خودشناسي انتظار داريم كه مقصد حركت را به ما نشان دهد. با توجه به اينكه غايت وجودي انسان از ديدگاه الهي، معرفت خداوند و رسيدن به قرب است، رواياتي كه در آنها خودشناسي را موجب خداشناسي دانسته‌اند، در حقيقت درستي انتظار را تأييد نموده‌اند.
مشهورترين اين روايات فرمودة پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ است كه براي همگان معروف است كه فرمود:«من عرف نفسه فقد عرف ربه» يعني هر كس كه خود را شناخت، خدا را شناخته است.
خداشناسي در واقع مقصد شناسي است و شناخت خداوند و شناخت اين كه انسان مي‌تواند به قرب الهي نايل آيد، بيانگر استعداد اصلي انسان و غايت وجودي اوست.[10]
راهكارهاي عملي براي همه اين مسائل عمل به احكام وحي آسماني است؛ يعني اگر انسان به دستورات ديني در مسائل گوناگون زندگي فردي و اجتماعي عمل كند؛ در واقع نوعي خودشناسي و خداشناسي و نجات از غفلت نصيب او شده است. مثلاً انسان اگر اهل نماز و عبادت و اداء همه واجبات الهي باشد و مقيد باشد كه گناه و خلاف شرع از او سر نزند و كاري كه از نظر دين حرام شمرده شده بجا نياورد، كارهاي واجب خود را به خوبي عمل كند، در واقع هم خود را به عنوان بنده وظيفه‌شناس و بنده با معرفت خداوند شناخته است و هم خدا را به عنوان خالق خود و كسي كه در برابر او وظايفي دارد شناخته است.
و در اين راستا گذشته از انجام واجبات نظير نمازهاي پنج‌گانه و روزة ماه رمضان و ساير واجبات، خواندن نماز شب، شركت در نماز جمعه و جماعت، تشرّف به اماكن مقدس و ادعيه و زيارت حضرات معصومين ـ عليهم السّلام ـ ، انسان را كمك مي‌كند كه به خداوند تقرب پيدا كند، و از اين رهگذر ظرفيت روحي او بالا برود. چون انسان هر اندازه كه در انجام عبادت و عمل به تكاليف موفق‌تر باشد، قرب او به خداوند بيشتر است و در نتيجه ظرفيت روحي او بالاتر خواهد رفت.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. امام خميني (ره)، چهل حديث، نشر مؤسسة آثار امام، سال 1378 ش.
2. جوادي آملي، حيات حقيقي انسان در قرآن، (تفسير موضوعي 15)، نشر مركز اسراء، قم، 1382 ش.
3. دكتر حبيب الله طاهري، درس‌هايي از اخلاق اسلامي، نشر دفتر انتشارات اسلامي، قم، 1376ش.
4. علي اصغر عزيزي تهراني. اخلاق در نگاه علامه، نشر دار الصادقين، تهران، 1378 ش.
5. محمّد شجاعي، مقالات، (طريق تزكيه عملي 1 و 2) نشر سروش، تهران، 1378 ش.
 
پي نوشت ها:
[1] . عنكبوت/ 43.
[2] . فتح علي خان، محمّد، آموزه‌هاي بنيادين علم اخلاق، قم، نشر شهريار، 1379 ش، ج2، ص 55.
[3] . نهج البلاغه، خطبة 233.
[4] . الحياه، ج1، خطبة 175.
[5] . فاطر/ 28.
[6] . فتح علي خان، محمّد، آموزه‌هاي بنيادين اخلاق، نشر پيشين، ج2، ص 63 ـ 64.
[7] . طه/ 14.
[8] . جوادي آملي، مراحل اخلاق در قرآن، (تفسير موضوعي 11)، قم، نشر مركز اسراء، 1377 ش، ص 31.
[9] . فتح علي خان، محمّد، آموزه‌هاي بنيادين اخلاق، پيشين، ص25 و ص 26.
[10] . همان، ص 27 و 28.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :