امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
651
براي اين كه هميشه اميد به رحمت الهي داشته باشيم و هرگز از درگاه خداوند نا اميد نباشيم چه بايد بكنيم؟

زندگي ميدان كارزاري است كه در آن همواره انسان با انواع و اقسام ناملايمات دست و پنجه نرم مي‌كند و در كوره سختي ها و دشواري ها گداخته مي شود تا شايد بتواند زندگي را تا حدي به شكل مطلوب قالب بندي نموده و به آن در اين پيكار دائمي، خوشي ها، كامروايي ها و ناكامي ها، لذت ها و دردها، پيروزي ها و شكست ها چون تار و پود در هم تنيده و از يكديگر جدايي ندارد، البته در مواردي شادكامي ها نمايان‌تر و افزون‌تر است و در مواردي نيز ناكامي‌ها و رنج‌ها، ليكن آنچه مهم است حفظ روحيه اميد و دوري از يأس و نااميدي است. مبادا كه روزي چند شكست جزئي انسان را به نااميدي از بارگاهي بكشاند كه فضل و رحمت صاحب اين بارگاه همچون باران بي‌حساب همه را رسيده و خوان نعمتش بر همه گسترده شده است. زيرا «تنها كافرانند كه از رحمت الهي نااميد مي‌شوند»[1] و با اين توجيه كه ديگر رحمت او متوجه ما نخواهد شد زمينه انجام گناهان بزرگ تر و بيشتري را فراهم مي آورند.

اميد به رحمت الهي و راه تحصيل آن
1. اميد به رحمت الهي هنگامي ميسر است كه انسان قبل از هر چيز خود، محيط اطراف و مشكلات پيش رو را به خوبي و به دور از هر گونه خيالبافي و تعصب شناخته باشد. شناخت توانايي ها و ضعف هاي شخصي و برنامه ريزي براي جبران ضعف هاي اعتقادي، ايماني، اخلاقي، تحصيلي و... باعث مي شود تا در برابر شكست هاي احتمالي پيش از آنكه ديگران يا قضا و قدر الهي را مقصر بدانيم، خود را به محكمه قضاوت بكشانيم و عدالت و رحمت خداوند را با افكار منفي مخدوش نكنيم. درك محيط اجتماعي و سنت ها و قوانين و عوامل مؤثر بر آن نيز باعث مي شود تا در تصميم گيري ها و رفتارها و دوستي هاي اجتماعي محتاط تر شويم.
شناخت مشكلات پيش رو و برخورد آگاهانه با سختي ها منوط به اين است كه انسان از قبل، روحيه اش را چنان تقويت كرده باشد كه آماده هر سختي و ملامتي باشد. در غير اين صورت دنيا همچون سياهچالي سرد و تاريك خواهد بود. كساني كه مدتها در آسايش و رفاه خانواده و فارغ از مشكلات اجتماعي روزگار گذرانده اند هنگامي كه وارد يك اجتماع جديد و تازه مي شوند و شرايط را بر وفق مراد نمي يابند و خود را با محيط اطراف هماهنگ نمي كنند دچار يأس و نااميدي مي شوند و در چنين حالتي است كه نگاه چنين افرادي به شدت نااميدانه است. پس ريشه بسياري از شكست ها نه به سبب قطع رحمت الهي بلكه در عدم پرورش استعداد ما نهفته است. استعداد و زمينه اي كه بايد براي دريافت امواج رحمت هاي بي حد الهي پرورش يافته باشند.
2. بسياري مواقع برخورداري از رحمت و نعمت الهي باعث غفلت انسان مي گردد. و با غرور و تكبر شروع به ناسپاسي مي كند. قرآن كريم مي‌فرمايد: «و اگر ما بشر را به نعمت و رحمتي برخوردار كنيم پس (در اثر عدم شكر گزاري) آن نعمت را از او بازگيريم او سخت به خوي نااميدي و كفران درآيد و اگر آدمي را پس از محنتي به نعمتي رسانيم (مغرور و غافل مي شود) و گويد كه ديگر روزگار زحمت و رنج من سر آمده است پس سرگرم شادي و مفاخرت گردد مگر آنانكه داراي ملكه صبر و عمل صالحند.»[2] به قول شاعر شكر نعمت، نعمتت افزون كند؛            كفر نعمت، از كفت بيرون كند. پس اگر در برخورد و استفاده از نعمت ها اين قانون و سنت الهي را بشناسيم و در برابر هر نعمتي، صاحب نعمت را شكر كنيم و هر چه را داريم از او بدانيم و چون غافلان زندگي نكنيم نه تنها نعمت هاي بعدي را به سوي خود خوانده ايم بلكه روحيه اميدواري به رحمت خداوند نيز زائل نمي شود.
3. ديگر روش حفظ اين روحيه، مطالعه و سير در زندگاني افرادي است كه با مشكلات بزرگي دست و پنجه نرم كرده اند و هيچگاه اميد به خداوند را از دست نداده اند. اين افراد در اطراف ما زيادند. داستان هاي بسياري از آنان در كتاب ها نوشته شده است. سختي هايي كه برخي از اين افراد كشيده اند آنقدر بزرگ و عظيم است كه اگر بين چندين فرد عادي تقسيم شود كسي تاب تحمل گوشه اي از آن را نخواهد داشت ولي همين افراد اند كه تاريخ را ساخته اند. پيامبران سال ها زجر و عذاب كافران و مشركان را تحمل كردند و هيچ گاه اميد به رحمت الهي را از دست ندادند و اتفاقاً اميدوارترين مردمان بودند. در دوران معاصر كم نيستند آزادگاني كه در زندانهاي بعثي تحصيلات دانشگاهي را تكميل كردند يا كل قرآن را حفظ نموده يا چندين زبان خارجي را فرا گرفته اند. آيا چنين كارهايي را اميدواران انجام مي دهند يا نااميدان و افراد مايوس و در گوشه نشسته. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: «مومن هميشه در حال خير و اميدواري است. از رحمت خدا شتاب زده و نااميد نمي شود و دست از دعا بر نمي دارد.»[3]
4. دشواري ها هميشگي و دائمي نيستند. گاهي انسان چنان در گرداب مشكلات غرق است كه از همه چيز و همه كس نااميد مي شود و اين نااميدي كارها را بدتر مي كند؛ زيرا قدرت خداوند مطلق است و مشكلي نيست كه در حد توان او نباشد. خدايي كه آتش را بر ابراهيم گلستان كرد و موسي را در امواج نيل به كاخ فرعون رساند و در دامن طاغوت زمانه رشد داد. خدايي كه نيل را بر موسي شكافته يا تار عنكبوتي را وسيله نجات پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ قرار داد و هزاران نمونه ديگر، آيا قادر نيست چند مشكل جزئي را حل كند. پس ضعف در ايمان و شناخت قدرت الهي باعث نااميدي از اوست. و چه بسا كه با يك دعا از ته دل كارها به سامان رسد امام علي ـ عليه السّلام ـ فرموده اند «چون سختي ها به نهايت رسد گشايش پديد آيد و آن هنگام كه حلقه هاي بلا تنگ گردد آسايش فرا رسد.»[4]
5. گاهي خداوند براي پرورش و تقويت مؤمنين، آنها را گرفتار مصيبت ها و گرفتاري هايي مي كند و سرانجام كه مشكلات پايان مي يابد از كوره حوادث انسان هايي آبديده و زبده بيرون مي آيند كه چون كوه محكم و استوار و با صلابتند به قول حافظ شيرازي
هان مشو نااميد چون واقف ني زاسرار غيب
باشد اندر پرده، بازي هاي پنهان غم مخور
6. دعا و استجابت آن شرايطي دارد كه بايد سعي شود مراعات شوند.
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در باب دعا فرموده اند: «چون پوستت دانه لرز بر خود گرفت و چشمت گريان شد قدر خود را بدان. قدر خود را بدان كه حتماً توجهي به تو شده است.»[5] برخي از آداب دعا كه در احاديث اهل بيت آمده است عبارتند از:
1. سماجت در دعا و اصرار بر خواسته 2. دعا در حال خوشي و فراغت موجب استجابت دعا در حال سختي ها است 3. نهاني بودن دعا 4. نام بردن حاجت ها 5. پاك كردن قلب از گناهان قبل از دعا 6. دعا غافلانه و زباني نباشد 7. خود را در بارگاه خداوند ديدن و درك عظمت او 8. حمد و ثناي خداوند پيش از دعا 9. دعا به هنگام باران، پس از نماز، هنگام غروب آفتاب 10. دعا در اماكن مقدس 11. دعاي دستجمعي 12. دعا براي همه و نه فقط براي خود 13. تأثير دعاي ديگران بر انسان 14. دعاي همراه با عمل. ولي گاهي هم اتفاق مي افتد كه مصلحت انسان در اين است كه دعايش مستجاب؛ نشود ولي ثواب دعايش محفوظ مي ماند. به فرموده امام صادق ـ عليه السّلام ـ «مومن آرزو مي كند كه اي كاش هيچ دعايي از او در دنيا مستجاب نمي شد زماني كه پاداش الهي را براي دعاهاي مستجاب نشده مي بيند»[6]
نكته 1: سعي كنيد در هر زمينه اي مشكل داريد در كنار دعا از مشاور متخصص و كتب در آن زمينه كمك بگيريد.
نكتة 2: گاهي از مواقع ما از خداوند خواسته هايي داريم اما چون به همة امور و مصالح آشنا نيستيم بر آن خواسته اصرار مي ورزيم و خداوند چون حكيم است و به مصالح ما بيشتر از ما آگاه است آن خواسته را اجابت نمي كند تا به ما ضرر نرسد. به فرمايش قرآن شريف چه بسا ما كاري را خوب مي پنداريم ولي در واقع آن كار به صلاح ما نباشد، و چه بسا كاري را بد پنداريم ولي آن كار به صلاح ما باشد؛ عسي ان تكرهوا شيئاً و هو خيرٌ لكم و عسي اَن تحبّوا شيئاً و هو شرّ لكم.[7]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. بخوانيد مرا تا ... (طريقه استجابت دعا) نوشته جابر رضواني، ناشر اسماء، چاپ 1378.
2. علت استجابت دعا، نوشته محمد نيكنام عربشاهي، ناشر هادي، چاپ 1372.
3. موانع اجابت دعا (شرحي بر يك روايت از امام علي)، سيد محمد حسين حسيني،‌انتشارات دارالفقه، چاپ 1381.
4. روان شناسي كاربردي، رويارويي با چالش هاي زندگي و فن آوري، كريس ال. كلينك، ترجمه علي محمد گودرزي،‌مؤسسه خدمات فرهنگي رسا.
5. راز سختي ها و بلاها در زندگي، احمد لقماني، بوستان كتاب قم.
 
پي نوشت ها:
[1] . يوسف/87.
[2] . هود/11 و 10 و 9.
[3] . اصول كافي، ، انتشارات اسوه، چاپ چهارم، 1379، جلد 6، ص 79.
[4] . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، انتشارات پارسايان، چاپ اول، 1374، حكمت 351.
[5] . اصول كافي، انتشارات اسوه، چاپ چهارم، 1379، ج 6، ص 47،.
[6] . همان، ص 80.
[7] . بقره/126.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :