امروز:
دوشنبه 4 ارديبهشت 1396
بازدید :
533
من بسيار غيبت مي‌كنم به‌طوري كه هر روز، ساعت‌ها وقتم را به اين كار اختصاص مي‌دهم همواره دنبال عيب و ايراد ديگران هستم ... اين كار عادت خانوادگي ماست براي همين، در مسأله ازدواج كه برايم عقده شده، به دنبال نقطه ضعف زندگي زناشويي مردم هستم، كه با بيان كردن آن از خوشبختي آنها بكاهم ... مرا راهنمايي كنيد تا اين عمل را ترك كنم؟

غيبت يكي از رفتارهاي ناپسند اخلاقي و از گناهان كبيره است كه همة ما تا حدودي آثار رواني و عقوبت هايي را كه خداوند براي شخص غيبت كننده در نظر گرفته، مي دانيم؛ ولي باز هم طبق عادت مرتكب آن مي شويم.
رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:«غيبت كردن بدتر از زنا است»[1] و نيز از آن حضرت روايت شده است كه: «روز قيامت فردي را مي آورند و او را در پيشگاه خدا نگه مي دارند و نامة اعمالش را به او مي دهند، اما حسنات خود را در آن نمي بيند. مي گويد الهي! اين نامة عمل من نيست؛ زيرا من در آن طاعات و كارهاي خوبم را نمي بينم. به او گفته مي شود كه كارهاي خوب و عبادات تو به دليل غيبت كردن از مردم بر باد رفت. سپس فرد ديگري را مي آورند و نامة عملش را مي دهند. فرد وقتي مي بيند كارهاي خوب و طاعات بسيار براي او ثبت شده، تعجب مي كند و مي گويد: اين نامة عمل من نيست؛ زيرا من اين قدر كار خوب انجام نداده ام. گفته مي شود كه فلاني از تو غيبت كرده و همة كارهاي خوب او به شما داده شده است.»[2] در آيات قرآن نيز از غيبت به شدت نهي شده است[3]؛ نبابراين از نظر شرعي غيبت حرام است.

غيبت از نظر روان شناختي
از نظر روان شناختي غيبت نشانة ضعف شخصيت و عقدة حقارت در افراد است. افرادي كه از نظر شخصيتي سالم هستند، به هيچ وجه دنبال نقطه ضعف هاي ديگران نيستند و از ديگران غيبت نمي كنند؛ اما افرادي كه عقدة حقارت يا مشكل شخصيتي دارند و در زندگي خود با مشكلاتي مواجه بوده و نتوانسته اند به آرزوهاي خود برسند، سعي مي كنند اين نقطه ضعف ها و شكست هاي خود را به نحوي با غيبت كردن و انتقاد بي دليل از ديگران بپوشانند.[4]
توجه داشته باشيد كه اين تحليل لزوماً معنايش اين نيست كه شما مشكل شخصيتي داريد؛ ولي به هر حال خواسته يا ناخواسته به آن عادت كرده ايد. شايد علت اصلي آن يادگيري از اعضاي خانواده و مسئله ازدواج نكردن شما باشد. آنچه نقطة مثبت به حساب مي آيد اين است كه شما از اين عادت ناپسند ناراحت هستيد و تصميم داريد كه به هر نحوي شده آن را ترك كنيد. تصميم گيري صحيح ترك غيبت مبتني بر طي مراحلي است كه هر يك نقش بسيار مؤثري در اين زمينه دارد.
مراحل تصميم گيري براي ترك غيبت
1. توجه به آثار و پيامدهاي غيبت
اولين مرحله براي ترك يك عادت، توجه به تمامي زواياي آن و آثار و پيامدهاي دنيوي و اخروي و فردي و اجتماعي آن مي باشد. وقتي انسان يقين كند كه غيبت از نظر شرعي حرام و جزو گناهان كبيره است و آثار رواني نامطلوبي به دنبال دارد، بهتر مي تواند براي ترك آن تصميم بگيرد؛ بنابراين شما بايد بيشتر در اين زمينه مطالعه كنيد و كتاب هاي اخلاقي و روان شناختي مربوط به آن را كه در پايان معرفي مي شود، بخوانيد. شناخت و آگاهي براي انسان بسيار مهم است. بسياري از گناهان ناشي از جهل و غفلت ما مي باشد.
2. شناخت علل و زمينه هاي آن
فرد بايد نقطه ضعف هايي را كه در او وجود دارد و باعث شده تا از ديگران غيبت نمايد شناسايي نموده و اصلاح كند. اگر علت غيبت كردن مثلاً خود كم بيني و عدم موفقيت در ازدواج است. و فرد خود را فردي كاملاً ناموفق و شكست خورده مي داند كه آرزوهايش به يأس و نااميدي تبديل شده است.[5] بهترين راه حلّ اين است كه فقط جنبه هاي منفي زندگي خود را در نظر نگرفته و بيش از حدّ نا اميد نباشد. و بداند كه جنبه هاي مثبت بسياري نيز وجود دارد كه بايد قدر آن ها را دانست و بارور و شكوفا ساخت.
3. تقويت و ايجاد رفتارهاي جايگزين
بعد از شناخت علل و زمينه هاي غيبت و اعتقاد به جنبه هاي منفي آن، بايد سعي كنيد از مجالس غيبت دوري نموده و اگر عادت كرده ايد خود غيبت ديگران را بنماييد، به جاي آن يك برنامه مفيد و مطلوب براي خود در نظر بگيريد. مثلاً اگر بعد از ظهرها معمولاً غيبت مي كنيد و دربارة ديگران صحبت مي كنيد، سعي كنيد بعد از اين، كتاب مطالعه نماييد. يكي از علت هاي غيبت كردن اين است كه وقتي افراد دور هم جمع مي شوند و هيچ برنامة مفيد و سرگرم كننده اي ندارند، اوقات فراغت خود را با غيبت و گفتني از اين طرف و آن طرف سپري مي كنند. اگر يك برنامة مفيد براي خود در نظر بگيريد و دست كم به ياد خدا باشيد و توجه داشته باشيد كه خداوند حاضر و ناظر است، كم كم حالت خود كنترلي و خود مهارگري در شما ايجاد مي شود.[6]
4. تفكر قبل از عمل كردن
يكي از راه هاي عملي براي ترك غيبت اين است كه انسان پيش از گفتن هر سخني، به مشروع يا نا مشروع بودن و سود و زيان هاي دنيوي و اخروي آن توجه كند.
5. كمك خواستن از خداوند
يعني انسان هميشه و در همة اوقات از خدا درخواست كمك و ياري كند تا به رذايل اخلاقي چون غيبت دچار نشود. خواندن دعاهايي مثل دعاي مكارم الاخلاق، ابوحمزه شمالي، مناجات توابين (در مناجات خمس عشر) كه در مفاتيح الجنان آمده اند به خود سازي و ترك گناه و دوري از غيبت ديگران كمك مي رساند.
6. شركت نكردن در مجالس غيبت
يكي از اسباب عمدة غيبت، مجلس گرمي و بگو و بخند است، چون معمولاً افراد صحبتي مناسب ندارند، فردي را سوژه مي كنند و به مسخره كردن و بدگويي او مي پردازند، در چنين مجلس هايي نبايد شركت جست و اگر اتفاقي به آن مجلس در آمديم اگر نتوانستيم آنهارا غير مستقيم و مستقيم منع كنيم، حتما مجلس را ترك كنيم و به اين راضي نشويم كه دست از رضايت خدا و انبيا و اوليا و خوبان برداريم و رضايت عده اي گناهكار را به دست آوريم.[7]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مهدي فقيه ايماني، نقش زبان در سرنوشت انسان، نشر اسماعيليان، 1375.
2. ابراهيم اميني، خود سازي، انتشارات شفق، 1372.
3. معراج العاده؛ ملا احمد نراقي، قم: هجرت.

پي نوشت ها:
[1] . منتخب ميزان الحكمة، ص 437.
[2] . همان.
[3] . حجرات/12.
[4] . كريمي، يوسف، روان شناسي شخصيت، نشر ويرايش، 1378، فصل 14.
[5] . تهراني، مجتبي، اخلاق الهي(آفات زبان)، نشر دانش و انديشه معاصر، ج4، ص 77، 74.
[6] . ريموند برگر، شيوه هاي تغيير رفتار، ترجمه: فتحي آشتياني، انتشارات سمت، 1381، بخش اول (اقتباس).
[7]. ر.ك: نراقي، ملا احمد، معراج العاده، قم، هجرت، 1378، ص518.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :