امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
2299
بالا بردن عزت نفس کودکان
حرمت خود يا عزت نفس (self - esteem) بالا يکي از راه کار هايي است که کودک به وسيله آن به مقابله با چالش هاي دنياي پيرامون خود مي پردازد. کودکاني که در مورد خودشان احساس خوبي دارند، در حل تعارض ها و مقابله با فشار هاي منفي نيز راحت تر برخورد خواهند کرد. آن ها به راحتي مي خندند و به خوبي از زندگي لذت مي برند. اين کودکان، واقع بين و در کل، افرادي خوش بين هستند.
در مقابل، در کودکاني که داراي سطح عزت نفس پاييني هستند، چالش ها مي توانند منابع اصلي ناکامي ها و اضطراب آن ها باشند. کودکاني که نسبت به خودشان احساس ضعيفي دارند، سخت تر به حل مشکلات و يافتن راه حل هاي مناسب مي رسند. در حالي که از افکار خود انتقاد گرانه اي چون: «من نمي توانم هيچ کاري را درست انجام دهد،» يا «من خوب نيستم» آزرده شده و رنج مي بردند، ممکن است فرداي منفعل، منزوي و افسرده باشند. چنان که در رويارويي با يک چالش جديد سريع ترين عکس العملشان: «من نمي توانم» است.
عزت نفس چيست؟
عزت نفس يا حرمت خود مجموعه اي از عقايد و احساسات است که ما درباره خودمان داريم که به آن «ادراک از خود» نيز گفته مي شود. به عبارت ديگر درجه ارزيابي فرد از خود، توانايي ها، شايستگي ها و ميزان ارزشي که شخصي، براي خود قائل است.
چگونگي تعريف ما از خودمان بر انگيزش ها، گرايش ها و رفتار ما نفوذ مي کند و همچنين بر تعديل هيجاني ما نيز اثر مي گذارد. الگوهاي عزت نفس در اوايل زندگي شکل مي گيرد. براي مثال زماني که يک نوزاد يا يک کودک نوپا به بازيچه خود مي رسد، احساس دست يافتن را تجربه مي کند که اين احساس، عزت نفس او را تصديق مي نمايد. آموختن اين که بعد از شکست هاي متوالي نااميد نشدن و برگشتن به کوششي دوباره و در نهايت ماهر شدن در دست گرفتن قاشق و به دهان گذاشتن آن هربار که کودک چيزي مي خورد به او اين نگرش را که «مي تواند» مي آموزد. مفهوم موفقيت به دنبال تداوم و پايداري شکل مي گيرد.
زماني که يک کودک تلاش مي کند، شکست مي خورد، دوباره تلاش مي کند، دوباره شکست مي خورد و نهايتا بالاخره پيروز مي شود، او در اين هنگام عقيده اش در مورد قابليت هاي خود پيشرفت مي کند و رشد مي يابد. در همين زمان او يک خود پنداشت بر مبناي تقابل هايش با ديگران شکل مي دهد.
عزت نفس همچنين اين گونه نيز تعريف مي شود: که «مجموعه اي از احساسات از قابليت ها و احساسات دوست داشته شدن.» کودکي که با يک پيروزي شاد است ولي احساس دوست داشته شدن نمي کند ممکن است در نهايت عزت نفس پاييني داشته باشد.
همچنين کودکي که احساس دوست داشته شدن مي کند ولي نسبت به توانايي هاي خود ترديد دارد و اطمينان حاصل نکرده نيز ممکن است در نهايت عزت نفس پاييني داشته باشد. عزت نفس سالم زماني شکل مي گيرد که تعادل درستي بين اين دو احساس به وجود مي آيد.
ـ نشانه هاي عزت نفس سالم و عزت نفس ناسالم
سطوح عزت نفس در کودک به موازات رشد او در حال نوسان است. بسياري از اوقات اين تغييرات و موفقيت ها در اثر تجربيات و ادراک هاي جديد کودک است. اين موضوع به والدين کمک مي کند که نشان هاي عزت نفس سالم و ناسالم را در کودک خود بيابند.
کودکي که عزت نفس پايين دارد:
1. ممکن است که تمايلي به آزمون موضوعات تازه نداشته باشد. همچنين اين کودک اغلب در مورد خودش منفي صحبت مي کند جملاتي شبيه: من يک احمق هستم يا من هيچ گاه انجام اين کار را ياد نخواهم گرفت.
2. اين گونه کودکان سطح سازش پايين در رويارويي با فرد ديگري براي تخريب، يا منع کردن و يا منتظر ماندن نشان مي دهند.
3. کودکان با عزت نفس پايين نسبت به خودشان منتقد هستند و به آساني افسرده مي شوند. در کل يک حس بدبيني در آن ها وجود دارد.
کودکي که عزت نفس سالمي دارد:
1. از تعامل با ديگران لذت مي برد.
2. در مجامع عمومي راحت است و از شرکت در فعاليت هاي اجتماعي استقبال مي کند.
3. به هنگام رخ دادن چالش ها، در برخورد با آن ها براي يافتن راه حل مناسب توانمند است.
4. شکايت هاي خود از امور را بدون تحقير خود و يا ديگران ابراز مي کند. براي مثال به جاي گفتن: «من يک احمق هستم»، مي گويد: «من اين موضوع را نمي فهمم»
5. او توانايي ها و ضعف هاي خود را مي شناسد و آن ها را مي پذيرد و داراي نوعي حس خوشبيني است.
والدين چه مي توانند بکنند؟
چگونه والدين مي توانند به پرورش يک عزت نفس سالم کمک کنند؟ در اين جا چند پيشنهاد که مي تواند کمک خوبي باشد ارائه مي شود:
ـ بنگريد چه مي گوييد:
کودکان نسبت به گفته هاي والدين بسيار حساس هستند. به ياد داشته باشيد که کودک خود را نه تنها هنگامي که کاري را به خوبي انجام مي دهد بلکه زماني که تلاش مي کند، او را ستايش و تشويق نماييد، البته راستگو باشيد. براي مثال اگر کودک شما يک تيم فوتبال ترتيب نمي دهد، به جاي اين که بگوييد: «خب در آينده تلاش بيشتري خواهي کرد و اين تيم را ترتيب مي دهي،» بايد بگوييد: «خب تو يک تيم فوتبال ترتيب ندادي ولي به خاطر تلاشي که براي انجام آن از خود نشان دادي من واقعاً به تو افتخار مي کنم».
(به جاي پاداش دادن به نتيجه، به تلاش و اجرا و تکميل کار کودک پاداش و بها بدهيد).
نقش يک الگوي مثبت را داشته باشيد:
اگر شما نسبت به خودتان خشونت زياد داشته باشيد، نسبت به توانايي ها و محدوديت هايتان بدبين و غير واقع بين باشيد، ممکن است کودکتان در نهايت آينه شما باشد. عزت نفس خود را پرورش دهيد تا کودکتان الگوي خوبي در اختيار داشته باشد.
ـ عقايد و افکار نادرست کودکتان را شناخته و اصلاح کنيد:
اين مهم است که والدين افکار غير منطقي کودک را نسبت به خودش بشناسند، همچنين افکار و عقايد او نسبت به کمال، رشد و جذابيت ها، تواناي ها و چيزهاي ديگر. به کودک خود کمک کنيد که در ارزيابي از خودش منطقي تر و دقيق تر عمل کند. ادراک نادرست از خود ممکن است ريشه بگيرد و به صورت يک واقعيت براي کودک جا بيفتد.
براي مثال کودکي که در مدرسه خوب عمل مي کند ولي در درس رياضي مشکل دارد ممکن است بگويد: «من نمي توانم رياضي ياد بگيرم، من دانش آموز بدي هستم». نه تنها اين يک تعميم غلط است بلکه يک عقيده است که کودک را براي شکست آماده مي سازد. کودک خود را تشويق کنيد تا درک روشني از موقعيت داشته باشد. يک پاسخ ياري دهنده مي تواند اين باشد که: «تو يک دانش آموز خوب هستي، تو در مدرسه خيلي خوب هستي، فقط در درس رياضي بايد وقت بيشتري صرف کني، چه طور است با هم روي آن کار کنيم.»
ـ با کودک خود مهربان و خود انگيخته باشيد:
محبت شما در بالا بردن سطح عزت نفس کودکتان نقش بسيار مهمي ايفا مي کند. کودک خود را در آغوش بگيريد. به کودکتان بگوييد به او افتخار مي کنيد. در ظرف خوراکي که براي مدرسه او مي گذاريد يک ياد داشت محبت آميز قرار دهيد مثلا روي آن بنويسيد: «من فکر مي کنم تو محشري، تو فوق العاده هستي»! هر چند بار يک بار و با صداقت او را ستايش کنيد بدون آن که در اين کار افراط و اغراق نماييد. کودکان مي توانند آن چه را که از دل بر مي آيد تشخيص دهند.
ـ باز خورد مثبت و درست بدهيد:
يک جمله معمول مثل: «تو هميشه در انجام کارها زياده روي مي کني» باعث مي شود کودک در مورد خودش فکر کند که هيچ کنترل در ابزارها و ظهور احساساتش ندارد. جمله بهتر اين است که: «تو واقعا برادرت رو دوست داري و من از اين که او را نزدي و بر سرش فرياد نکشيدي از تو تقدير مي کنم.» اين تشويق به کودک کمک مي کند انتخاب درستي داشته باشد.
ـ محيط امن تربيتي را در خانه به وجود آوريد:
کودکي که در خانه احساس امنيت نمي کند و از ترس سوء استفاده از او رنج مي برد و در هراس است از عزت نفس پاييني برخوردار است. کودکي که پدر و مادرش مدام در حال بحث، جدل و خشونت هستند، افسرده و منزوي مي شود. هميشه به ياد داشته باشيد که به کودک خود احترام بگذاريد. خانه را به بهشتي امن براي افراد خانواده تبديل کنيد: مراقب مسائل سوء استفاده توسط ديگران، مشکلات مدرسه، مسأله با همسالان و ديگر عوامل بالقوه که ممکن است بر روي عزت نفس کودک شما تأثير گذاشته باشد، باشيد. نسبت به اين مسائل حساس باشيد و سريع رسيدگي کنيد.
ـ به کودکتان کمک کنيد تا در تجارب مفيد مشارکت داشته باشد:
فعاليت هايي که همکاري را بيشتر از رقابت تشويق مي نمايد به ويژه در پرورش عزت نفس نقش مهم دارند. براي مثال ديدن برنامه هايي که کودکان بزرگتر کودکان کوچکتر را راهنمايي مي کنند يا کودک بزرگتر به کودک کوچکتر خواندن مي آموزد براي هر دوي آن ها شگفت انگيز و جالب است.
ـ يافتن کمک هاي حرفه اي:
چنان چه شما فکر کرديد که کودکتان از عزت نفس پاييني برخوردار است مي توانيد به کمک هاي حرفه اي مراجعه نماييد. مشاوران کودک و خانواده مي توانند در تشخيص امور زيربنايي که در اين زمينه نقش دارند شما را ياري دهند. درمان مي تواند راهي براي تشخيص ديدگاه هاي کودک در مورد خودش باشد. همچنين مي تواند به کودک اين توان را بدهد که ابتدا نسبت به خود واقع بين باشد، سپس آن چه را در مورد خود مي پذيرد درست است. با کمکي اندک به کودک مي توان عزت نفس سالم را در او پرورش داد تا زندگي پر از شادي داشته باشد.
رهنمود هاي کلي
با توجه به مطالب گذشته، رهنمودهاي زير فهرست وار براي مربيان، معلمان، والدين و دست اندرکاران تعليم و تربيت، به منظور بالا بردن عزت نفس کودکان و نوجوانان اراده مي گردد:
1. در برخورد با کودکان و نوجوانان ملايم و منطقي باشيد.
2. اجازه ابراز وجود را به کودکان خويش بدهيد و به نظريات آن ها احترام بگذاريد.
3. از مقايسه کردن کودکانتان با هم يا با ديگران جداً بپرهيزيد.
4. هيچ گاه نظريات خويش را به کودکان تحميل نکنيد. (تا حد امکان نظريه خود را ساده و عيني ـ قابل لمس و درک براي کودک ـ توضيح دهيد).
5. همواره سعي کنيد توانمندي هاي کودکان و نوجوانان را مد نظر قرار دهيد نه ضعف ها و ناتوانايي هاي آنان را.
6. به کودکان خود در حد توانايي هايشان مسؤوليت دهيد.
7. تجارب موفقيت آميز کودک و نوجوان را افزايش دهيد تا از اين طريق عزت نفس بالايي در آنان شکل گيرد.
8. فرزند خود را محکم، مستدل و منضبط بار آوريد. سعي کنيد عصبانيت، شما را از حالت اعتدال خارج نکند. اگر او بدانند که شما آدم منصفي هستيد، احترام و محبتي را که نسبت به شما دارد، از دست نخواهيد داد. حتي کوچکترين بچه عدالت را بخوبي حس مي کند.
9. به کودک خويش در حد لزوم اجازه فعاليت و بازي دهيد.
10. مهارت هاي اجتماعي کودک و نوجوان کمرو و داراي عزت نفس پايين را تقويت کنيد.
11. هميشه در برخورد با کودک حالت پذيرندگي، و نه طرد کنندگي، داشته باشيد.
12. با همسر خويش، جبهه متحد تشکيل دهيد. هرگز با فرزند خود عليه همسرتان متحد نشويد. اين عمل ممکن است در فرزندتان (و نيز در خود شما) کشمکشهاي عاطفي ايجاد کند. چنين عملي موجب برانگيختگي احساسات مخرب چون: گناه، حقارت، شرمندگي و نا امني خواهد شد.
13. از بيش از حد وابسته کردن کودک به خودتان بپرهيزيد.
14. کودک يا نوجوان خود را با الگوهاي رفتاري مطلوب آشنا کنيد.
15. کودکان خويش را هيچ گاه با موضوعات خرافي (ديو، پري، غول، ...) نترسانيد.
16. توجه داشته باشيد که محبت به يک کودک موجب بي توجهي به کودک ديگر نشود.
17. هر چه را که دل کوچک فرزند شما مي خواهد در اختيار او مگذاريد. به او فرصت دهيد تا ارزش به دست آوردن و لذت استحقاق داشتن را درک کند. بالاترين رضايت خاطر را به او اعطا کنيد ـ و آن لذتي است که از انجام کارهاي بزرگ شخصي به وي دست مي دهد.
18. نسبت به احساسات و عواطف کودکان يا نوجوانان خود بي تفاوت نباشيد، آن ها را به گرمي بپذيريد و تا حد امکان آن ها را ياري کنيد.
19. تحمل کودک يا نوجوان را براي مواجه شدن با ناکامي هاي احتمالي افزايش دهيد.
20. با کودکان خود مثل يک دوست صميمي برخورد کنيد.
21. توجه داشته باشيد که مشاجرات لفظي در خانه (ميان پدر و مادر) در روحيه يا رفتار کودک و نوجوان منعکس مي شود.
22. به سرگرميها و تفريحات مناسب در زندگي کودکان اهميت دهيد و نسبت به آن بي تفاوت نباشيد.
23. محبت شما نسبت به فرزندتان به صورت تظاهرات سطحي ابراز نشود. خالص ترين و سالم ترين محبت در تلاشي که به طور روزمره براي اعطاي اعتماد به نفس و استقلال به فرزندتان به عمل مي آوريد، جلوه گر مي شود.
24. در محبت کردن به کودکان راه افراط يا تفريط (زياد يا کم) را در پيش نگيريد، محبت متوسط توأم با صميميت، اثر فراوانتري دارد.
25. به فرزندتان احساسي بدهيد که بداند دوست داشتني و قابل احترام است، اما هرگز با او «نوزاد وار» رفتار نکنيد.
26. توقعات کودک را در حد معقول و درست برآورده سازيد.
27. هيچ گاه کودکان را با القاب نامناسب صدا نزنيد و از مسخره کردن آن ها جدا بپرهيزيد.
28. در پرورش استعداد هاي بالقوه کودکتان جديت به خرج دهيد.
29. براي بالا بردن سطح عزت نفس دانش آموزان، معلمان و مربيان بايد:
الف) در شرايط آموزشي، بر فعاليت دانش آموزان در ياد گيري تأکيد شود نه بر پيشرفت آنان؛ زيرا تأکيد بر فعاليت يادگيري، به جاي تأکيد بر درستي و نادرستي پاسخ، برانگيزنده کوشش هاي دانش آموزان است.
ب) رقابت ميان دانش آموزان براي کسب نمره کاهش يابد. تحقيقات نشان داده است در موقعيت هاي آموزشي که ميان دانش آموزان رقابت وجود دارد، حتي دانش آموزاني که عزت نفس بالايي دارند با شکست روبرو مي شوند و به دنبال آن انتقاد از خود در آن ها افزايش مي يابد.
30. سرانجام براي آن که کودکي با عزت نفس بالا پرورش دهيم، بايد خود داراي عزت نفس شايان توجهي باشيم.
منابع كمكي:
1. رکن الدين، سيده الهام (مترجم)، عزت نفس کودک خود را بالا ببريد؛ کودک، ش9، آذر ماه 1384.
2. بيابانگرد، اسماعيل، روش هاي افزايش عزت نفس در کودکان و نوجوانان، تهران: انجمن اولياء و مربيان، 1378، ص110
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :