امروز:
شنبه 5 فروردين 1396
بازدید :
517
از كلاس سوم دبستان تا به حال نمازم ترك نشده؛ ولي باز معصيت مي‌كنم. در كتاب‌ها خوانده‌ام كه هر كس نماز بخواند از گناه دور مي‌شود. لطفاً مرا راهنمايي فرماييد.

بايد توجه نمود كه عامل اساسي براي بازداري انسان از خلاف و گناه، همان ايمان و ياد خداست. انسان غافل از خدا، به سرانجام اعمال و كردار خويش نمي‌انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حدّ و مرزي نمي‌شناسد. برعكس، ياد خدا، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در انديشة ما مي‌گذرد با خبر است، ما را از خودكامگي و هوسراني و مرزنشناسي باز مي‌دارد.
بديهي است توجّه به خدا درجاتي دارد و هرگز در همه جا يكسان نيست، گاهي به مرحله‌اي مي‌رسد كه انسان را در برابر هر نوع گناه بيمه مي‌كند و ارتكاب گناه به صورت يك محال عادي در مي‌آيد، افرادي هستند كه در پرتو ياد خدا قلوبي آرام، دلهايي بيدار، گوش‌هايي شنوا و نفوسي فرمانبردار دارند.
گاهي ياد خدا به قدري ضعيف و كم فروغ مي‌گردد كه فقط به صورت زمينه‌اي براي ترك گناه جلوه مي‌كند، چه بسا عوامل نيرومندتري اثر اين زمينه را خنثي مي‌سازد، ولي هرگاه ياد خدا پرورش داده شود مي‌تواند انسان را از بسياري گناهان باز دارد.[1]
بايد با ياد خدا روح ايمان را در كالبدمان بدميم تا هميشه فكر و انديشه اي خدايي داشته باشيم. حال به برخي از راه هاي ياد خدا و غفلت‌زدائي اشاره مي‌شود.
1. ولخرجي نكردن
گاهي نماز اثر خود را دارد؛ ولي پس از نماز، نورانيت آن با شنيدن حرف هاي غيراخلاقي،گمان‌هاي گناه آلود، ديدن صحنه هاي شيطاني و اعمال نسنجيده هدر مي‌رود، بايد انسان معنويت خود را به حراج نگذارد (سخت به دست مي آيد ولي راحت از دست مي رود).
2. ياد خدا
در فواصل بين نمازها پيوسته ياد خدا بايد زنده نگه داشته شود (با ذكر خدا، داشتن دوستي كه انسان را به ياد حق و خدا بيندازد و از نصيحت هاي سازنده ما را بي نصيب نكند، مطالعه كتب اخلاقي و مفيد (كم ولي مداوم).
3. بازگشت
هرگاه اشتباهي در مورد خدا و خلق خدا كرديم سريع بازگرديم. در اين موقع «بعداً‌ گفتن» بدترين مصيبت و بلاي درخت پرثمر معنويت است.
4. سود
نمازگزار نبايد فكر كند نماز خواندنش با نخواندنش تفاوتي نداشته، همين كه احساس مي كنيم رشد نكرده ايم به دليل حالت توجه و آگاهي اي است كه از همين نماز خواندن ها براي ما حاصل شده است كه اگر نماز نمي خوانديم همين احساس نيز در ما به وجود نمي آمد و ناراحت هم نبوديم، پس بايد با تأمل در اسرار نماز به عمق بيشتري از آن برسيم و هر روز گامي به جلوتر برداريم.
5. رسيدگي
شب به شب به اعمال روزانه خود رسيدگي كنيم و نكات مثبت و منفي اخلاقي خود را يادداشت كرده و براي فردايان برنامه جديد بريزيم تا نكات مثبت تقويت شود و نكات منفي تكرار نشود.
6. در صورت غفلت خود را تنبيه كنيم (تفريح خود را حذف كنيم و...) و در صورت توجه و آگاهي، خود را تشويق كنيم (مثلاً به ديدن دوست صميمي برويم).
نماز وسيلة ياد خداست
 اثري كه نماز در روح و روان ما مي گذارد، همان تقويت روح ايمان و توجه به خداست و اين توجه همان طور كه گفتيم درجاتي دارد و دربارة افرادي كه از ارتكاب بسياري از گناهان پروايي ندارند، ياد خدا نسبت به ترك گناهان، تنها به صورت يك زمينه است نه علت تامّه و كلي؛ به عبارت ديگر، مقصود قرآن كه مي فرمايد نماز انسان را از گناه باز مي دارد اين نيست كه هرفرد نمازگزار در برابر تمام گناهان معصوم مي گردد؛ بلكه مقصود اين است كه نماز موجب ياد خدا و سبب توجّه به مقام ربوبي مي شود و اثر طبيعي چنين توجّهي اين است كه در انسان زمينة روح اطاعت و ترك گناه پديد مي آورد، ولي در عين حال چه بسا ممكن است بر اثر ضعف توجه به خدا، عوامل نيرومندتري اثر آن را خنثي سازد يا از آثار آن بكاهد.[2]
خلاصه اين كه اگر نماز، نماز باشد در همه كس در برابر گناه تأثير خواهد گذارد. گاهي اين تأثير بسيار نيرومند و زماني كمتر است و اين با تفاوت گناهان و تفاوت نمازها تغيير پيدا مي كند، هر قدر نماز با روحاني تر و كامل تر باشد، اثر تربيتي و باز داشتن آن از گناه نيرومندتر است.
حال به عواملي كه باعث عدم حضور قلب و حواس پرتي و نيز عوامل حضور قلب در نماز به طور خلاصه اشاره مي كنيم تا اينكه با نماز مطلوب و مورد نظر قرآن كه ما را از گناهان باز مي دارد برسيم.

عوامل حواسپرتي
1. خيالبافي. 2. حواس پنجگانه مثل بينايي و شنوايي. 3. وسواس در قرائت. 4. تندخواني و شتاب زدگي در نماز. 5. خودنمايي. 6. تبديل نماز به عادت. 7. دسيسه هاي شيطاني. بطور كلي عواملي حواس پرتي به دو قسم عوامل ظاهري و باطني تقسيم مي شوند. اگر عوامل ظاهري و خارجي باشند، بهتر است در حال نماز چشم خود را ببنديم و در جايي نماز بخوانيم كه كمتر صدايي مزاحم ما شود. در خانة تاريك نماز خواندن، روبروي ديوار ساده ايستادن، محلي خلوت را بر گزيدن، لباس تنگ نوشيدن، در جاي ضيع گرم يا خيلي سرد نبودن و... سبب مي شود عوامل خارجي كمتر مزاحم حضور قلب در نماز بشوند. اگر عوامل باطني و دروني باشند بايد هر طور كه شده و به زور و غلبه دل را متوجه معاني كلماتي بكنيم كه در نماز به زبان مي آوريم و هم چنين به مسائلي كه در پيش مي آيد توجه جدي تري بكنيم.
عوامل حضور قلب در نماز[3]
1. اهميت دادن به نماز. 2. شناخت و آگاهي پيدا كردن به نماز. 3. احساس نيازمندي به سوي خدا. 4. فهميدن معاني نماز. 5. آمادگي براي نماز. 6. تعيين مكان مخصوصي براي عبادت. 7. اختصاص دادن وقت مناسب براي عبادت. 8. يادآوري مرگ و اينكه ممكن است نماز آخر ما باشد.[4]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. علل و درمان حواسپرتي در نماز، علي اصغر عزيزي، انتشارات دفتر تبليغات، چاپ سوم.
2. خودسازي، ابراهيم اميني، انتشارات شفق.
3. پرتوي از اسرار نماز، محسن قرائتي، سازمان چاپ و انتشارات ارشاد، چاپ اول، سال 69.
4. اسرار الصلوه؛ ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي.
5. پرواز در ملكوت؛ ترجمه اسرار الصلوه امام خميني؛ سيد احمد فهري؛ قم: تنظيم و نشر آثار امام خميني.

پي نوشت ها:
[1] . مكارم شيرازي و سبحاني، جعفر، پاسخ و پرسشهاي مذهبي، ناشر مدرسه امام علي ـ عليه السّلام ـ ، چاپ دوم، ص 303 – 301.
[2] . تفسير الميزان، ج 16، ص 141 به نقل از كتاب پاسخ به پرسشها.
[3] . عزيزي تهراني، علي اصغر، حضور قلب در نماز، مركز انتشارات دفتر تبليغات. چاپ چهارم، 1380، ص 101-21، اقتباس و اضافه.
[4] . همان، ص 144-107، اقتباس و اضافه.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :