امروز:
دوشنبه 4 ارديبهشت 1396
بازدید :
530
به نظر شما چند درصد از جواناني كه نماز نمي خوانند به خاطر بي علاقگي به زبان عربي است؟ مي توانم بگويم 50 درصد اينطور است. چون دليل قرآن نخواندن بچه ها عربي بودن متن آن است. مثلا زبان انگليسي آنها خيلي بهتر از عربيشان است.

اگر چه عرض هنر پيش يار بي ادبي است
زبان خموش ولكن دهان پر از عربي است (حافظ)
در فكر مشكلات جوان بودن و دغدغه بالابردن فرهنگ و سطح معلومات اين نسل نوپاي انقلاب را داشتن، مخصوصاً در مسائل اعتقادي و علي الخصوص ركن و پايه اصلي دين يعني «نماز» امري بس عظيم و ارزشمند است، امّا با مطالبي سطحي و بدون كار شناسي نه تنها دردي دوا نمي شود بلكه موجب ايجاد شبهه در فكر اين عزيزان مي شود كه بدون جواب گذاشتن آن، كاري ناصواب است.
امّا در مورد مصاحبه مطرح شده چند نكته بايد مورد توجه قرار بگيرد.
اولا اين كه ما بخواهيم با يك مصاحبه سطحي از چند نفر فكر يك طيف وسيعي از جوانان را بر آن بار كنيم، كاري بدون كار شناسي است و نشانه بي پايه بودن مطالب گفته شده است.
ثانياً اگر انسان بخواهد در مورد يك مقوله نظر بدهد، بايد خود كارشناس و اهل فن باشد و تنها با يك معلومات سطحي و عدم علاقمندي خود به يك زبان نمي توان عدم علاقه ديگران به آن را به اثبات رساند.
طبق بياني كه از امام صادق -عليه السلام- رسيده، حضرت فرمودند «زبان عربي را ياد بگيريد كه زبان عربي، زباني است كه خداوند با بندگانش سخن مي گويد».[1] و زبان عربي از غني ترين و پر مايه ترين زبان ها است و به تصديق كليه زبان شناسان جهان از بهترين و كاملترين زبان هاي زنده جهان است.[2]
بايد توجه داشت كه زبان عربي از حيث صرف و نحو و امكان بيان معاني فصيح و بليغ از تمام زبان هاي موجود دنيا كاملتر و غني تر بوده و بوسيله زبان عربي مي توان عالي ترين و بديع ترين معاني را در قالب الفاظ بيان نمود، قرآن نيز از لحاظ ابديت به همين زبان نازل شده و تا روز قيامت به اعجاز خود باقي است.[3]
زبان عربي مشكلي ندارد و اينكه 50 درصد جوانان قرآن نمي خوانند، دليلي بر اثبات اين ادعا كه عربي مشكل است. و اگر به غير زبان عربي بود شايد به نماز خواندن روي مي آوردند و يا قرآن را مي خواندند نيست. و اين كه بخواهيم عربي بودن قرآن را مايه بي علاقگي جوانان قلمداد كنيم يك فكر جاهلي است كه هنوز هم متأسفانه در جامعه ما ديده مي شود و هر از چند گاهي نمونه هايي از آن را مي شنويم و مي بينيم. متأسفانه اين عزيز، از قافله عقب مانده است؛ چرا كه خداوند متعال در قرآن كريم، اين فكر جاهلي هزار و چهارصد سال قبل را مورد نكوهش قرار داده است. عده اي مانند كودكان، هر روز يك مطلب غير منطقي تازه اي مطرح مي كنند و با حرف هاي كودكانه و ضد و نقيض خود نشان مي دهند كه به دنبال حق طلبي نيستند.
اگربپذيريم که برخي ازنوجوانان وجوانان به زبان عربي علاقه کمي دارند،علت آن خودزبان عربي نيست،بلکه علتهاي ديگري ازقبيل سبک آموزش اين زبان درمدارس،شخصيت ونوع تعامل معلمان،نگرش نچندان خوب برخي ازمردم مابه مردم عرب زبان وازسوي ديگرتبليغ زبان انگليسي ونگاه ابزاي براي کسب درآمدبه مقولات فرهنگي و.........را مي توان برشمرد.
در سوره فصلت مي فرمايد: «هر گاه آن را قرآني عجمي[4] قرار مي داديم حتماً مي گفتند، چرا آياتش روشن نيست؟! قرآن عجمي از پيغمبري عربي؟»[5] پس اين شبهات، تازه گي ندارد كه در قالب مصاحبه به خورد جوانان داده مي شود و بايد توجه داشت كه اگر قرآن به زبان عربي نازل نمي شد و يا اگر مي شد ولي رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) آن را به لغت ديگري ترجمه مي كرد پاره اي از آن اسرار بر عقول مردم مخفي مي ماند، و دست تعقل و فهم بشر به آنها نمي رسيد.[6] كه خداوند هدف از انزال قرآن بصورت عربي را، تعقل و تفكر بيان كرده كه فرمود: «ما آن را قرآني عربي نازل كرديم، شايد شما درك كنيد و بينديشيد»[7] از مطالبي كه بيان شد به خوبي روشن است كه زبان عربي يكي از زبان هاي كامل و غني و به قول سعدي زبان عربي زبان اهل فضل و دانش[8] است و عربي بودن قرآن را دستاويزي براي نماز نخواندن جوانان قرار دادن يك فكر جاهلي است كه خداوند عزيز در قرآن مجيد جواب آن را داده است.
از طرفي با گسترش مراكز قرآني و فضاي روحاني كه در جامعه داريم، حتّي بچه هاي ابتدائي نيز از بهره قرآن خواندن نه تنها محروم نشده اند بلكه روز به روز بر حافظان و قاريان نونهال ايران اسلامي افزوده مي شود و اين خود دليلي است روشن بر علاقه مندي و زود يادگيري زبان قرآن يعني زبان عربي است.

پي نوشت ها:
[1] . قال الصادقِ(عليه السلام) تعلموا العربية فانها كلام اللّه الذي تلكم به خلقه . وسائل . ج 4 . ص 864  و ج 12 . ص 244 .
[2] . نجفي . محمد جواد . تفسير آسان . ج 14 . ص 389 .
[3] . علوي حسيني موسوي . محمد كريم . تفسير كشف الحقايق . ج 3 . ص 211 .
[4] . عجم به معناي غير عرب است و غير عرب را عجمي مي گويند . الميزان . ج 17 . ص 606 .
[5] . فصلت/44 .
[6] . طباطبائي . محمد حسين . تفسير الميزان . ج 11 . ص 101 .
[7] . يوسف/2 .
[8] . مطهري . مرتضي . خدمات متقابل اسلام و ايران . ص 92 .

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :