امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
1484
اضطراب
تعريف اضطراب:
اضطراب يک نوع پريشاني رواني ـ بدني است که بر اثر ترسي مبهم و احساس ناايمني و تيره روزي در فرد به وجود مي آيد.[1]
انواع اضطراب:
روان شناسان اضطراب را به دو گروه تقسيم کرده اند:
الف) اضطراب طبيعي و نرمال
اضطراب متعادل يا نرمال آن است که شدت واکنش با مقدار خطر متناسب باشد و اين خود، مفيد است. زيرا که شخص را وادار مي سازد با موفقيت، خطرات را از خود دفع کند. بنابر اين مقدار متعادل اضطراب براي رشد و تکامل شخصيت لازم است.
ب) اضطراب هاي نابهنجار
اين نوع اضطراب درجات گوناگوني دارد و ممکن است با فراواني هاي متفاوتي جلوه گر شود و شامل احساسات و رفتاري است که از کارائي عمل فرد مي کاهد و جلوگيري مي کند. در اضطراب شديد و مزمن، شخص در يک حالت فشار و تنيدگي ناشي از تعارضات دروني قرار مي گيرد که با به کار گرفتن انواع مکانيزم هاي دفاعي هم قادر به تخفيف آن نيست. اين گونه احساسات مداوم است و فرد احساس شديدي از ناکام شدن خود دارد بدون آن که بداند از چه مي ترسد. چنين ترسي ممکن است از چند دقيقه تا چند ماه طول بکشد.[2] ما در اين نوشتار، در پي درمان اضطراب دسته دوم هستيم؛ چرا که وجود اضطراب دسته اول براي انسان ها مفيد است.
برخي از عوامل اضطراب
«احساس تنهائي»، «احساس نداشتن پناهگاه»، «احساس پوچي و بي هدف بودن زندگي»، «تصوير جانکاهي از دوران پيري»، «تصوير وحشتناکي از چهره مرگ داشتن»، «داشتن احساس ناخوشايند و عدم اشباع کامل»، «بدبيني آزار دهنده»، «ترس از آينده»، «احساس گناه و شرمساري»، «روي آوردن به زندگي تجملي»[3] و .... .
راه هاي کنترل، رفع و درمان اضطراب
روان شناسان براي کنترل و درمان اضطراب راه کارهاي متعددي را بيان کرده اند. در ذيل به تعدادي از شيوه هاي تخصصي و غير تخصصي آن اشاره مي کنيم:
عمده ترين شيوه درمان، روان درماني است. روان درماني يا پسيکوتراپي، خود، از شيوه هاي مهم درمان اضطراب است که البته بايد زير نظر مشاور باليني متخصص صورت گيرد. روش آن بکارگيري شيوه عاطفي، با استفاده از فنون روان شناختي توسط فردي متخصص براي ميل به اهداف ويژه است. حال به برخي از شيوه هاي درمان اضطراب مي پردازيم.
1. درمان مراجع محور: اين روشي است که «راجرز» و پيروان او براي درمان بيمار به کار برده اند. در اين روش روان شناسي به بيمار نمي گويد که او چه بايد بکند. بلکه از خود او مي پرسد که به نظر شما چه بايد کرد تا به آرامش رسيد. و در نتيجه روان شناس و بيمار به يک جمع بندي مي رسند و بيمار در واقع با هدايت روانشناس، و با خواست و کمک خودش، راه نجات را مي يابد و سعي دارد آن را مورد عمل قرار دهد.
2. درمان گروهي: در اين شيوه، چند بيمار رواني در کنار هم هستند. مشکلات آنها مشابه است آنها با راهنمائي و جهت دهي روان شناس با هم صحبت مي کنند. و در سايه آن در مي يابند که همه دردي شبيه به هم دارند و اين ديد، خود، مايه سکون و آرامش شان مي شود.
3. درمان پزشکي: در اين موارد روان پزشک است که در درمان اضطراب هاي شديد دخالت کرده و از طرق مختلفي از جمله دادن داروها و آمپولها به درمانش مي پردازند. داروهائي مثل سيدم پانتوتال. استفاده از شيوه هاي تخدير در اين رابطه مؤثر است. البته در اين زمينه فقط پزشک متخصص است که مي تواند نظر بدهد. طبيعي است که در اين راه از اظهار نظر افراد غير آگاه بايد پرهيز کرد و به سوي هر دوا و داروئي نبايد دست دراز کرد.
4. حساسيت زدائي: در آن فرد را، در آرامشي قرار مي دهند و از او مي خواهند که در آرامش کامل عضلاني و در استراحت مطلق باشد. آنگاه صحنه هاي اضطراب آور را در نظر خود مجسم کند و به آساني و در سايه القاآت، بر خود تسلط يابد و اضطراب خود را تحت کنترل در آورد.
5. استفاده از مذهب: مذهب اگر داراي ريشه الهي و فطري باشد در درمان افراد مؤثر است و راه و روشي مهم و چاره ساز به حساب مي آيد و روانکاوان بزرگي چون «يونگ» آن را مورد توجه قرار داده اند. در اسلام نيز به اين امر توصيه شده و آيه شريفه قرآن که مي فرمايد: أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[4] اشاره اي به همين امر است. تقويت معنويت در افراد، زمينه را براي از ميان بردن اضطراب از جهاتي متعدد، که عمده آن آرامش بخشي که جهت ضد اضطراب است، فراهم مي آورد. همچنين استفاده از روش توبه در اسلام، خود مي تواند از ميان بردارنده اضطراب و لااقل کاهش دهنده آن باشد.
6. تمرين کلامي: اين روش به واقع نوع القاء به خود است در عرصه قدرت، و به تبع آن خود را قدرتمند کردن. به خود القاء کند: من مي توانم چنين و چنان کنم. من مي توانم مدير خود باشم. من مي توانم بر مشکل غلبه کنم و..... فرد در ضمن اين القاآت آهنگ سخن و کلام خود را قاطع مي کند و در واقع به نوعي امردهي به خود، بپردازد.
7. شرطي زدايي: گاهي فردي از موشي مي ترسد، علت شايد آن باشد که مثلاً پدر و يا مادرش موشي را در خانه ديده و فرياد کشيده اند. کودک از آن ترسيده و از آن بابت در اضطراب است که نکند موش مجدداً حضور يابد. کودک به آن فرياد و آن ديدار شرطي شده است. حال بايد عکس آن، مورد عمل قرار گيرد. اين بار که موشي را ببينند بخندند و ابراز شادي و اعلام سلطه کنند و در نتيجه آموخته قبلي کودک را خنثي نمايند.
8. جرأت دهي: طفل از وارد شدن در صحنه اي وحشت دارد و مضطرب است. در اين مي توان فردي را نشان داد که در حال پيشروي به سوي همان صحنه است و با جرأت، به سوي آن گام بر مي دارد. اين ديدار اگر چند بار تکرار شود زمينه ساز جرأت او خواهد شد.
9. روش بازشناختي: نام ديگر اين روش «خود آموخته» که در چهار مرحله صورت مي گيرد:
ـ تبيين اين که اضطراب او ناشي از چيزهاي ناراحت کننده اي است که خود او آن ها را بد مي داند.
ـ شناسائي و بيان خاص بيمار از احوال اضطراب آميز.
ـ متقاعد کردن او که اضطرابش غير منطقي است.
ـ مدل قرار دادن و تقويت بيانات سازنده او.[5]
10. تغيير سبک زندگي: سبک خاصي از زندگي فشارزا که در آن گرفتاريم به ايجاد و تداوم اضطراب کمک مي کند. آموزش شيوه هاي مقابله با فشارهاي زندگي براي رفع اضطراب مفيد خواهد بود. به عنوان مثال؛ اگر کفّه انتظارات سنگين تر از منابع و توانائي هاي ما باشد فشار رواني ايجاد خواهد کرد و همين امر تا وقتي که ما در جهت تقويت منابع و توانائي هاي خود يا کاهش انتظارتي که از ما دارند و يا هر دو عمل کنيم ادامه خواهد داشت. فشار رواني، با زماني که کفّه انتظارت سنگين تر از منابع باشد حفظ خواهد شد.[6]
11. پرهيز از رقابت و مقايسه.
12. اجتناب از پيشگويي و ذهن خواني.
13. مثبت انديشي و پرهيز از بدبيني.
البته روش هاي فراوان ديگري نيز وجود دارد که از آنها صرف نظر مي کنيم و فقط در پايان به ذکر پاره اي اصول اشاره مي کنيم:
1ـ تقويت مذهب
2ـ عادت به دعا
3ـ خواب و استراحت کافي
4ـ پرهيز از عوامل فشارزا
5ـ اصلاح محيط
6ـ ورزش و تفريحات سالم و...

[1] . شرفي، محمد رضا، مشکلات تربيتي را چگونه حل کنيم، تهران، انتشارات تزکيه، چاپ دوم، 1376، ص 59.
[2] . اکبري، ابوالقاسم، مشکلات نوجواني و جواني، تهران: نشر ساوالان، چاپ اول، 1381، ص 265.
[3]. همان، ص 269.
[4] . رعد / 28.
[5] . قائمي، علي، مسأله ترس و اضطراب در کودکان، تهران، انتشارات اميري، چاپ اول، 1376، صفحات 328 الي 341 (اقتباس).
[6] . تروورجي، پاول و ديگران، فشار رواني، اضطراب و راه هاي مقابله با آن، ترجمه: حسن صبوري مقدم و ديگران، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوي، چاپ اول، 1377، ص 119.
مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :