امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
667
چرا خدا دعاي دختري را كه از خدا همسر شايسته مي خواست، اجابت نكرد و حتي او را دچار بيماري كرد، در حاليكه اين دختر اهل نماز شب و مراقبه بود و الان فقط نماز واجبش را مي خواند از خدا شفا مي خواهد و به خاطر مشكلاتي علاقه به ازدواج را از دست داده است. آيا مي توان اميدي داشت كه فرجي حاصل شود؟

فلسفة حقيقي دعا
اصولاً غالب مردم فکر مي کنند که استجابت دعا يعني: «آدمي چيزي را از خدا بخواهد و خدا هم عين همان حاجت را بلافاصله برآورده سازد.» ولي اين فقط بخش کوچکي از حکمت دعا مي باشد.
دعا در رحمتي است که از طرف خالق قادر و حکيم به سوي بندگان باز شده است و فلسفه و حکمت آن بسيار فراتر از آن چيزي است که غالباً دربارة آن فکر مي شود.
دعا يک نوع عبادت و خضوع و بندگي است. انسان به وسيلة دعا توجه تازه اي به ذات خداوند پيدا مي کند و همان طور که همة عبادات اثر تربيتي دارد دعا هم داراي چنين اثري خواهد بود.[1]  
امام صادق(ع) مي فرمايد: «اِنّ عنداللّه عزّوجلّ منزلة لاتنال الّا بمسألة[2]ٍ؛ در نزد خداوند مقاماتي است که بدون دعا کسي به آن نمي رسد». معمولاً ما در قالب ادعية کميل، توسل، ندبه و ... دعا مي کنيد و از خداوند تبارک و تعالي
مي خواهيم مثلاً فلان حاجتمان را برآورده سازد و توقع مستجاب شدن آن را هم داريم ولي غافل از اينکه حقيقت چيز ديگري است. حقيقت آن است که بندة خدا از راه دعا و راز و نياز به چيزي بالاتر برسد و اين چيز بالاتر، مقاماتي است که خداوند براي دعاکننده، نزد خودش در بهشت برين قرار داده است.

جايگاه ويژة دعا در معارف ديني
دعا در معارف ديني جايگاه خاص و والائي دارد تا آنجا که خداوند متعال خطاب به پيامبرش مي فرمايد: «قل مايعبَؤا بکم ربّي لَولا دُعاءُکم[3]؛ (اي پيامبر) بگو: پروردگارم براي شما (ارزش) اجري قائل نيست، اگر دعاي شما نباشد».
طبق اين آية شريفه اگر دعاي انسان و اظهار نيازش به آن قادر متعال نباشد، خداوند هيچ اعتنائي به او نمي کند و کمترين ارزش و قيمتي برايش قائل نخواهد بود.[4]
دعا يک نوع خود آگاهي و بيداري دل و انديشه و پيوند باطني با مبدأ همة نيکيها و خوبيهاست که در خلال آن بندة راستين خدا نيازهاي خود را نيز، به خالق خويش عرضه مي دارد تا در ظرف و شرايط خاص آن برآورده گردد.
امّا در اينجا سوال مهمّي، ذهن انسان را متوجه خويش مي سازد که چرا بندگان خوب خدا به بيماري دچار مي شوند و يا علي رغم خواستن ازدواجي موفق، زندگي اي با آرامش و ... که همه مشروع هستند باز استجابت دعايشان با تأخير همراه است و يا ظاهراً اصلاً مستجاب نمي شود؟
دعا براي ازدواجي موفق و زندگي آرام حق هرکسي است امّا همان طور که بيان شد هر دعائي شرايط و ظرايف خاص خودش را مي طلبد. به عنوان مثال، نگاه کنيد ببينيد در جامعه ما چقدر ازدواجهاي ناموفق انجام گرفته است و گاهي هم به طلاق منجر شده است. آيا اينها همه خواهان ازدواج موفق نبوده اند يا اينکه اصلاً دعا نکرده اند. نه اينطور نيست. با توجه به اينکه اصل بر اين است که خداوند امور بندگان را از طريق عادي اداره کند نه معجزه، به همين خاطر هر رويدادي در زندگي نياز به اسباب و شرايط خاص خود را دارد و دعا هم جزء اين اسباب است که پس از فراهم شدن آن مقدمات، محقق خواهد شد. اينکه ما بخاطر يک واقعة تلخ يا مستجاب نشدن يک دعا در زندگي نا اميد شويم، خداي ناکرده موجبات بسته شدن درهاي رحمت ديگر خواهد شد. آيا فقط بايد نيمة خالي ظرف را ديد؟ پس نيمة پر آن که بخش بسيار عمده اي را به خود اختصاص مي دهد چه مي شود؟ نيمة پر در زندگي ما بسيار بيشتر از نيمة خالي آن است. اين همه نعمت، اين همه رحمت و استعدادهاي خدادادي ما و توجه ما به خدا، اينها همه دعاهاي ما هستند که مستجاب مي شوند. امّا در کنار اينها ممکن است به خاطر مصالحي مثلاً بخاطر مقدّر شدن پاداشي بالاتر، استجابت به تأخير بيفتد.
از طرفي ديگر گاهي اوقات ما بندگان فکر مي کنيم امري به صلاح ماست و در راه رسيدن به آن پافشاري هم داريم در حالي که دقيقاً، برخلاف مصلحت است. «و عسَي اَن تَکرهوا شيئاً و هو خيرٌ لکم و عسَي اَن تُحبّوا شيئاً و هو شرٌّ لکُم[5]؛ چه بسيار چيزي را ناخوش مي دانيد در حالي که براي شما خير است و چه بسا چيزي را دوست مي داريد در حاليکه براي شما شر است».
آيا اميدي هست؟
عبداللّه بن سنان مي گويد از امام صادق(ع) شنيدم که فرمودند:
زياد دعا کنيد، زيرا دعا کليد بخشش خداوند و وسيلة رسيدن به هر حاجت است. نعمتها و رحمتهايي نزد پروردگار است که جز با دعا نمي توان به آن رسيد! و بدان هر دري را که بکوبي عاقبت گشوده خواهد شد.[6]
آري او به ما نزديک است. چگونه ممکن است از ما دور باشد در حالي که ميان ما و قلب ما جاي اوست! «واعلموا انّ اللّه يحول بين المرء و قلبه»[7].  
در عين حال يکي از شرايط قبولي و استجابت دعاء کار و تلاش و فعاليت است، و دعا هرگز چراغ سبز به تنبلي و بيکاري و رکود نيست. بنابراين دعا کننده اي که به فرهنگ دعا آشناست مي داند که براي استجابت دعا بايد نهايت تلاش خويش را بنمايد تا نتيجه بگيرد. بدين جهت انسان را وادار به تلاش و کوشش مي کند و اصولاً يکي از موارد تلاش و کوشش، استقامت در خود راز و نياز و اميدواري است. البته گاهي بعضي از گناهان باعث عدم استجابت دعاست و موجب نزول بلا مي شود كه بايد انسان اين عوامل را نيز مد نظر قرار دهد و توجه كند كه آيا گناهي مرتكب شده يا نه، آيا دلي را شكسته يا نه و با توبه و دلجويي و... دنبال جبران آن باشد.

چند نكتة كليدي:
شما پرسشگر محترم نيز بهتر است به ايشان اميد دهيد و نكات زير را به او تلقين كنيد:
1. زندگي دنيا براي همة افراد سرشار از خوشي ها و ناخوشي هاست. گاهي از مواقع ضربه اي كه ما انسان ها از ناكامي ها مي خوريم به خاطر جهان بيني ضعيفمان است. يعني در آن جهان بيني، ما زندگي را تنها به خوشي ها
شناخته ايم اما جهان بيني قرآني براي ما آمادگي روحي براي برخي از ناكامي ها، سختي ها و مصيبت ها را ايجاد كرده و بيان داشته كه دنيا محل آزمايش است و انسان مؤمن با همين آزمايش هاست كه ارتقاء درجه مي گيرد. همانگونه كه يك فرد دانشجو تا استرس و سختي كنكور و زحمات آن را اختياري تحمل نكند به مدارج عالي علمي نخواهد رسيد. در زندگي دنيا نيز آنهايي كه حقيقت گرفتاري ها را مي دانند تنها صبر مي كنند و از خدا مي خواهند كه به آنها تحمل بيشتر و رفع مشكلاتشان را عنايت كند.
2. سعي كنيد توجه دوستتان را از نكات ضعف و بيماري اش به نكات و نقاط قوتش منعطف كنيد. بهتر است نمونه عيني و زنده از افراد موفق كه به جنگ بيماري ها و مشكلات خود رفته اند به ايشان نشان دهيد. از نوشته ها و نقل قول ها و يا زندگي بسياري از دانشمندان برجسته نيز مي توانيد كمك بگيريد. مطمئناً اگر دوست شما سري به مراكز بهزيستي بزند و افرادي را ببيند كه با مشكلات حركتي، شنوايي، بينايي و ... چگونه اميدوارانه زندگي مي كنند نظرش دربارة مشكلش تغيير خواهد كرد. روان شناسان نيز گفته اند كه مشاهدة مشكلات و ناكامي هاي ديگران باعث كاهش فشار روحي مي گردد.                      
«ناراحت بودم كفش ندارم يكي را ديدم پا نداشت.»
3. طبق نظر بسياري از افراد موفق، زندگي سرشار از نشاط و موفق آنها مرهون دست و پنجه نرم كردن آنها با سختي است يعني گنج هاي پيروزي در دل رنج ها و شكست ها و سختي مقابله با آنهاست. گاهي مشكلات نقش سازنده در آينده دارد كه اگر آن مشكلات تدريجي نمي بود فرد از پس سختي ها و مشكلات شديدتري بر نمي آمد.
4. به دوستتان ياد آور شويد كه فكر كردن و غرق شدن در مشكل دو مشكل براي شما ايجاد مي كند:
1. خود همين مشكل كه لاينحل باقي مي ماند.
2. تشويش و اضطراب بيشتر.
اما در پي حل مشكل برآمدن (با مشورت، مطالعه و كمك از متخصص) و برنامه ريزي براي استفادة بيشتر از امكانات و توانايي ها خود باعث رضايت خاطر، نشاط، عدم ركود و نزديك تر شدن به زندگي با نشاط است.
5. به دوستتان بگوئيد كه دعا و ايمان وي نقش بسيار سازنده اي در كنار آمدن او با مشكل دارد و به دعاي خود ادامه دهند ما نيز دعاگوي ايشان هستيم. افرادي كه به اين سلاح مجهز نيستند مطمئناً تاب و توان و اميدشان كمتر است و زود افسردگي و يأس به سراغشان مي آيد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مکارم شيرازي . ناصر . تفسير نمونه . ج 1 . ص 637 الي ص 647 . تهران . داراکتب الاسلاميه . 1373 .
2. مکارم شيرازي . ناصر . تفسير نمونه . ج 15 . ص 512 الي ص 522 . تهران . داراکتب الاسلاميه . 1373 .
3. سبحاني نيا . محمد . جوان و آرامش . قم . بوستان كتاب .

پي نوشت ها:
[1] . مکارم شيرازي . ناصر . تفسير نمونه . ج 1 . ص 641 .  تهران . دارالکتب الاسلاميه . 1373 .
[2] . کليني . الكافي . ج 2 . ص 473 . باب الاقبال علي الرّعاء . تهران . دارالکتب الاسلاميه . 1365 .
[3] . فرقان/77 .
[4] . مكارم شيرازي . ناصر . والاترين بندگان . ص 231 . شرح و تفسير آيات عبادالرحمن . قم . نسل جوان . 1383 .
[5] . بقره/216 .
[6] . مکارم شيرازي . ناصر . تفسير نمونه . ج 1 . ص 638 . تهران . دارالکتب الاسلاميه . 1373 .
[7] . انفال/24 .

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :