امروز:
پنج شنبه 27 مهر 1396
بازدید :
682
اگر بنده اي که حاجتي به درگاه خداوند دارد، بسيار اصرار ورزد، آيا ممكن است خداوند با برآوردن حاجت او، در مقابل ، توفيق اداي برخي عبادات و وظايف مستحبي را از آن بنده بگيرد؟

يكي از نكاتي كه در دعا كردن به آن سفارش شده است، اصرار و پافشاري در دعاست. چنانكه حضرت اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ در يكي از سفارشات خود به فرزندش امام حسن مجتبي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: پس در طلب نمودن و دعا كردن اصرار بورز تا (خداوند) باب رحمت را براي تو بگشايد.[1]
اما اصرار و پافشاري در دعا به اين معناست كه از دعا كردن خسته نشويم و اگر اجابت دعا به تأخير افتاد، نا اميد و دلسرد نشويم، چرا كه گاهي اوقات خداوند تبارك و تعالي بنابر مصالحي، اجابت دعاي بنده را به تأخير مي اندازد و حتي گاهي اوقات آنچه كه انسان از خدا مي خواهد به صلاح او نيست تا به اجابت برسد.
جالب اينجاست كه اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ در ادامه به اين نكته هم اشاره فرموده اند: فَلَرُبَّ امر قد طلَبتهُ فيه هلاك دينك و دنياك لو اُوتيتَه[2]، چه بسا چيزي را طلب نمودي كه اگر به تو مي داد، تباهي دين و دنياي خود را در آن مي ديدي و در آخر بيان مي فرمايد: چيزي را بايد طلب و درخواست نمود كه نيكي آن براي تو پايدارتر باشد.
يعني در طلب نمودن از خداي تبارك و تعالي هميشه خير و صلاح را از او بخواهيم، نه آنكه اصرار داشته باشيم ،آنچه خودمان مي خواهيم ، خير و صلاح است. زيرا خداوند كه داناي مطلق و عالم به تمام عالم است، بهتر مي داند چه چيزهائي به صلاح ماست و چه چيزهائي به ضرر ماست.
چنانكه در قرآن کريم مي فرمايد: و عسي ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم و عسي أن تحبوا شيئاً و هو شرٌّ لكم و الله يعلم و انتم لا تعلمون، چه بسا از چيزي اكراه داشته باشيد و حال آنكه خير و صلاح شما در آن است و يا چيزي را دوست داشته باشيد كه شر شما در آن است و خداوند مي داند و شما نمي دانيد.[3]
لذا به ما آموخته اند كه چنين دعا كنيم:
ربنا آتنا في الدنيا حسنه و في الاخرة حسنه[4]، پروردگار در دنيا و آخرت به ما نيكي عطا كن.
ولي به هر حال بعضي انسانها هستند كه بر روي خواسته هاي شخصي خود اصرار مي ورزند و خداوند تبارك و تعالي به دليل اصرارشان حاجت آنها را مي دهد در حاليكه اين اجابت دعا، به خير و صلاح آنها نخواهد بود. چنانكه خداوند در آيات شريفه 75 و 76 سوره توبه به يك مورد از اين قبيل افراد اشاره مي فرمايد: كه داستان آن چنين است:
يكي از انصار و ياران خوب پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بنام ثعلبه كه مرد فقيري و دائم ملازم و همراه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بود از حضرت تقاضا كردند كه خداوند به او مال و ثروت بدهد. پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به او توصيه كرد كه به همين وضع قانع باشد اما ثعلبه دست بردار نبود تا اينكه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ براي او دعا كرد و به او كمك کرد تا گوسفندي بخرد و اين گوسفند، گوسفند ديگري را به دنيا آورد و همين طور گوسفند ديگري تا اينكه در اثر زاد و ولد گوسفندان، صاحب يك گله گوسفند شد، همچنان كه اين گله بزرگ و بزرگتر شد، نگهداري آن در شهر سخت و مشکل شد تا آنجا كه براي نگهداري از آنها به خارج شهر رفت و در آن جا به گله داري پرداخت، از همين روي ديگر نمي توانست مانند روزهاي قبل به فيض نماز جماعت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نايل گردد و از اين نعمت بي منتهاي معنوي محروم شد.
به مرور زمان فاصله او از معنويت به حدي زياد گرديد كه وقتي پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ شخصي را براي دريافت زكات به نزد او فرستاد او به درخواست فرستاده پيامبر خدا جواب منفي داد و از پرداخت زكات امتناع ورزيد و گفت شما مي خواهيد باج بگيريد، من زحمت فراوان متحمل شده ام تا اين گله را فراهم آوردم و هرگز آن را مفت به شما نمي دهم، غافل از آنكه همة اين مال و ثروت به بركت دعاي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بوده است.
بالاخره در سستي ايمان تا مرزي پيش رفت كه حضرت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ تصميم گرفت آن سرمايه اوليه را كه به او عطا فرموده بودند ، پس بگيرد تا پيش از اين بر ايمان و دينش ضرر وارد نيايد و  بعد از گرفتن سرمايه اوليه آفتي پيش آمد و گله را از بين برد.[5]
همانطور كه در اين داستان پيداست گاهي اصرار بر اجابت دعا، موجب تباهي دين و دنياي شخص مي شود و حتي از واجبات و مستحبات هم محروم مي شود، البته به اين نكته بايد توجه داشت كه ترك واجبات و مستحبات به جاي اجابت دعا نمي باشد؛ يعني اين طور نيست كه خداوند بگويد: چون دعاي تو را مستجاب كردم در مقابل آن توفيق اداي بعضي از واجبات و مستحبات را از تو مي گيريم، بلكه آنچه اتفاق افتاده اثر مستجاب شدن دعاست و پيامدي است كه بدنبال آن خواهد آمد.

نتيجه:
بنابر آنچه گفته شد نتيجه مي گيريم كه دعا مطلوب خداوند متعال است و اصرار و پافشاري در دعا هم امري است مطلوب كه در روايات آمده است. امّا اصرار به معناي اين است كه در امر دعا و تضرع به درگاه خداوند دچار سستي و خستگي نشويم نه بدان معناست كه خير و صلاح ظاهري خودمان را ملاك قرار دهيم و در اجابت دعاي خودمان اصرار بورزيم لذا ممكن است سبب برخي سلب توفيقات و سستي در انجام فرائض و عبادات، اثر چيزي است که با مستجاب شده و به مصلحت نبوده است؟ پس هميشه در دعاها بايد آنچه را كه خير و صلاح ماست از خدا بخواهيم و بر آن اصرار بورزيم، نه آنچه را كه دوست داريم به آن دست يابيم.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. پند جاويد، استاد محمد تقي مصباح يزدي، جلد اول، ص 257 تا 266، انتشارات مؤسسه آموزش و پژوهشي امام خميني (ره)، چاپ دوم، زمستان 1380.
2. ترجمه تفسير الميزان، ذيل آيه 75 و 76 سوره توبه، علامه طباطبائي.
3. بر درگاه دوست، استاد محمد تقي مصباح يزدي، انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، ص 18ـ83، چاپ سوم، پائيز 1380.

 پي نوشت ها:
[1] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 74، ص 200.
[2] . همان.
[3] . بقره/ 216.
[4] . بقره/ 201.
[5] . مكارم شيرازي، تفسير نمونه، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، چاپ دهم، ج 8، ص 48.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :