امروز:
شنبه 28 مرداد 1396
بازدید :
590
با توجه به اينكه اگر انسان دچار مريضي شود، رجوع به پزشك کرده و از داروها استفاده مي كند و مي دانيم كه خداوند در داروها اثر شفا بخش نهاده است؛ آيا با اين وجود ديگر نيازي به دعا هست؟

انسان در دو حال ممكن است خدا را بخواند، يكي در وقتي كه اسباب و علل از او منقطع شود و دچار سختي و اضطرار گردد و يكي در وقتي كه روح خودش اوج بگيرد و خود، خويشتن را از اسباب و علل منقطع كند و كمال نفس در اين است كه خودش را منقطع سازد و اوج بگيرد، فلذا قطع نظر از اجر و پاداشي كه براي دعا هست و قطع نظر از اثر استجابتي كه بر دعا مترتب است، اگر دعا از حدّ لقلقه زبان بگذرد و دل با زبان هماهنگ شود و روح انسان باهتزاز در آيد ، آنوقت است كه انسان خوب درك مي كند كه در ساير اوقات چه چيزهاي كوچكي او را به خود مشغول داشته بود،  لهذا دعا هم طلب است و هم مطلوب، هم وسيله است و هم غايت، هم مقدمه است و هم نتيجه. و اولياي خدا بيش از آن اندازه كه به مطلوبهاي خود اهميت مي دادند به خودِ طلب و راز و نياز اهميت مي دادند.[1]
انسان ممكن است خدا را كاملا بشناسد و بوجود مقدسش ايمان و اذعان داشته باشد ولي در زندگي خصوصي خود، اثر لطف خاص خدا و عنايت هاي مخصوصه اي كه گاهي به بندگانش عنايت مي فرمايد نبيند، ولي گاهي هست كه عملا اثر توحيد را مشاهده کرده و دعا مي كند و دعاي خود را مستجاب شده مي بيند، در كارهاي خود به خدا توكل و اعتماد مي كند و از غير خدا اعتمادش را قطع مي نمايد و اثر اين توكل و اعتماد را در زندگي خودش مي بيند.[2]
نتيجه آنچه تابحال گفته شده مي تواند اين باشد كه دعا كردن در عين استفاده از اسباب و علل طبيعي، در تحقق باور توحيد افعالي بعنوان عاليترين مرتبه توحيد، در انسان اثر دارد و او را متوجه اين امر مهم مي كند كه ، نقش و عليّت اين اسباب تبعي، و فرع بر قدرت ذات حق تعالي است. البته شناختن اينكه جهان با همه اسباب و مسببات و سنن و علل و معلولات، فعل حضرت باري تعالي و ناشي از اراده اوست، در اين مقام ضروري است و بايد اذعان داشت كه موجودات عالم در ذات خود استقلال ندارند و همه قائم به او و وابسته به او هستند و در مقام تأثير و تأثر نيز استقلال از آنها ساقط شده است.[3]
لهذا دعا بعنوان يك علت و سبب مستقل در كار انسان مؤثر است و خود در عرض ساير ابزار مادي مثل داروها براي دفع بيماري، عمل مي كند.[4] البته نكته مهم اين است كه اثر دعا و جايگاه و موقعيت آن در مواردي كه راه درمان بيماري هنوز كشف نشده روشن تر و واضح تر است و چه بسا دعا كه علت و سبب مستقلي از ديگر اسباب و علل است در شفاي مريض از دارو و درمان طبيعي پيشي بگيرد و مقدم شود و اگر چه نمي توان بدين جهت از طي كردن طرق طبيعي درمان مريض دست كشيد اما از آن طرف نيز نبايد خود را با وجود دارو و درمان از دعا مستغني دانست چراکه لااقل دعا مكمل و متمم عمل است[5] و نمي توان از آن چشم پوشي كرد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. كتاب بيست گفتار مرحوم شهيد مرتضي مطهري.
2. تفسير الميزان، علامه طباطبايي، ذيل آيه 186 سوره بقره.
3. تفسير نمونه، آيه الله مکارم شيرازي، ذيل آيه 186 سوره بقره.
 
پي نوشت ها:
[1] . مطهري، مرتضي، بيست گفتار، انتشارات صدرا، ص 285 ـ 300، استفاده و تلخيص.
[2] . همان.
[3] . مطهري، مرتضي، جهان بيني توحيدي، قم، دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه، 1362، ص91 و 90.
[4] . حسيني بهشتي، محمد و باهنر، محمد رضا و گلزاده، علي، شناخت اسلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ص80 و 79.
[5] . بيست گفتار، همان، ص 6 و 5 و 29.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :