امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
745
چگونه انتقاد كنيم كه طرف مقابل پرخاش نكند؟

براي پاسخ به اين سؤال توجه شما را به نكات ذيل جلب مي كنم.
براي اين كه در نقد به منظور و مقصود خود برسيم لازم است نكات ذيل را در مقام كاربرد در نظر بگيريم.
1. توجه به معني لغوي: اگر به كتب لغت رجوع كنيم مي بينيم كه «نقد» به معني ظاهر ساختن عيوب يا محاسن كلام به كار رفته است. و نقّاد كسي است كه خوب را از بد جدا مي كند.[1] اما متأسفانه به خاطر عدم رعايت آداب نقد اين كلمه امروز بيشتر رنگ و بار منفي آن يعني بازخواست و مؤاخذه كردن و سيم جين كردن و... دارد. پس يكي از راه هاي انتقاد سالم توجه به معني لغوي است يعني بازشناسي خوب از بد و متذكر شدن نكات مثبت و منفي در كنار هم است (نقد تحليل يك پديده و بيان نكات خوب و بد (+ و -) آن است).
2. تمايز: يكي از شيوه هاي سازنده در نقد اين است كه بين توصيف رفتار و قضاوت سليقه اي در خصوص رفتار تمايز قايل شويم. توصيف از ما، قضاوت از خودش؛ يعني سعي نكنيم قضاوت كنيم و حتماً از خودش هم اقرار بگيريم كه كارش اشتباه بوده.
3. بينش دهي: به طرف مقابل با شيوة دقيق و لحن مناسب بفهمانيم كه اشتباه مساوي با شرمندگي نيست؛ اغلب چنين فكر مي كنيم كه اشتباه احساس شرمندگي و تقصير را به همراه دارد و در نتيجه آن طرد شدن از طرف ديگران است، پس بايد براي حفظ احترام به خود و عزت نفس انتقاد را نپذيريم، ما بايد اين چهارچوب ذهني غلط را به هم بزنيم و بيان داريم كه ارتباطي بين اشتباه و احترام نيست، اشتباه جزء لاينفك و جدانشدني زندگي است، اشتباه گاهي سرچشمه بهره وري است و گاهي سرچشمه افت است، همين است و بس. البته انسان بايد با هشياري، مشورت، مطالعه، توجه به انتقادها از اشتباهات خود كم كند. بايد ياد دهيم كه در مقابل اشتباه احساس شرمندگي و تقصير نكند بلكه اشتباه خود را بپذيرد (ابراز وجود منفي) تا باعث نشود كه تحت سلطه افراد سلطه گر برود يا از اشتباه ناكرده پوزش بخواهد و يا حالت تدافعي به خود بگيرد، يا انتقاد متقابل كند و يا انكار اشتباه كند.[2]
4. حمله به كل شخصيت نشود: انتقاد[3] سالم انتقادي است كه در آن بين كل شخصيت و رفتار نادرست (كه جزئي از شخصيت است) تمايز ايجاد شود.[4] نگوئيم : شما (كل شخصيت) آدم بدي هستيد، بگوئيم: اين رفتار خاص شما اشتباه است. و به اين طريق رفتار مورد نقد را به طور شفاف مشخص كنيم و برچسب به كل وجود و شخصيت فرد نزنيم. اگر فرد احساس كند كه شما به كل شخصيت او كه برايش باارزش است حمله كرده ايد او هرگز به شما اجازه نمي دهد وارد حريمِ شخصيتي مقبول او گرديد؛ بنابراين يا درصدد انتقاد از شما بر مي آيد و يا به نوعي حالت تدافعي به خود مي گيرد.
5. تكريم شخصيت: در انتقاد سازنده، اول بايد به كل شخصيت فرد به طور اجمالي احترام گذاشت و نكات مثبت آن شخصيت را برشمرد، اين كار باعث مي شود كه فرد شما را محرم خود احساس كند و در صدد دفاع بر نيايد و به نكات و نقد شما توجه و تأمل كند.[5]
6. اصل تدريجي: يكي از اصول بسيار مهم در تغيير و اصلاح رفتار توجه به اصل تدريج است، يعني همان گونه كه يك صفت خوب به تدريج ملكه انسان مي گردد صفات بد نيز به تدريج در جان انسان رسوخ پيدا مي كند. پس ما بايد با سياست گام به گام به تغيير رفتار و يا انديشه فرد اقدام كنيم و به او زمان بدهيم كه به اصلاح بپردازد. پس:
الف) در يك جلسه، يك نقد كافي است.
ب) بلافاصله انتظار تغييرنداشته باشيم.[6]
7. نيت نقد: نيت فرد منتقد نقش اساسي در چگونگي واكنش دارد. آيا هدف سلطه گري و تخريب است يا هدف اصلاح ارتباطات و يا افكار و رفتار است. اگر فرد از نيت صحيح مطلع شود حالت دفاعي به خود نمي گيرد؛ چون مي داند كه اين انتقاد خطر برچسب خوردن، بد بودن و طرد شدن از اجتماع را به همراه ندارد؛ پس منتقد بايد به او بفهماند (با رفتار و گفتار و توجه به نكات مثبت او) كه هدف سلطه گري ندارد. دوم اينكه معادله ذهني او را به هم بزند و معادله صحيح جايگزين كند.
معادله غلط:پذيرش نقد = پذيرش اشتباه، و آن يعني آدم بد بودن و در نتيجه آن طرد شدن و خورد شدن شخصيت.
معادله صحيح: پذيرش نقد = پذيرش اشتباه، و آن يعني اقرار به اين‌كه انسان جايزالخطاست و گامي به سوي خودشناسي و آيندة بهتر پس هنوز مطرود نيست و با رفع آن اشتباه محبوب تر مي شود.
8. در جمع نباشد: حضرت علي ـ عليه‎ السلام ـ مي فرمايند: نقد و نصيحت كردن ديگران در جمع يعني كوبيدن و خورد كردن شخصيت طرف مقابل. «نُصْحُك بين الملاءِ تقريعٌ»[7] پس در نقد بايد دقت داشته باشيم كه در مقابل ديگران كسي را نقد نكنيم، نقد با لحن آمرانه و زورگويانه نباشد و به شكل غيرمستقيم صورت گيرد. داستان وضوي امام حسن و حسين ـ عليهما السلام ـ و پيرمرد، اگرچه داستان كوتاهي است، نكات بسيار آموزنده اي در بر دارد )مقابل جمع نبود، لحن آمرانه نبود، به شخصيت او احترام گذاشتند. «قضاوت بين دو وضو كند»)
9. توجه به زمان و موقعيت: زماني باشد كه سر حال و درحالت آرامش و آسودگي خيال است. نه زماني كه زير فشار ذهني و خستگي جسمي و... است. به همين خاطر كه دقيق است برخي انتقاد را به جراحي روح و روان آدمي تشبيه كرده اند.[8]
10. محتوا و موضوع: در بيان موضوع نقد سعي كنيم ابعاد شخصيتي او را در نظر داشته باشيم (عواطف، شناخت، روح، احساسات) و تناسب سن، هوش، رغبت و تمايل و انگيزة او به نقد بپردازيم. از بيان موعظه و پند در اول كلام بپرهيزيم، نقد را در ظرف و قالب جذاب ارائه دهيم، مثلاً به جاي اينكه مستقيماً به او بگوئيم سيگار اين ضرر را دارد بدون خطاب كردن طرف مقابل سؤال هايي زيركانه همراه با اطلاعات و آمار دقيق از سيگار و ضررهاي آن طرح كنيم و قضاوت را به خود او واگذاريم.[9]
11. مهارت هاي ارتباطي: به طرف مقابل بفهمانيم كه اگر خواستار محبوبيت و مقبوليت و تأييد اجتماعي هستيد، نقدپذيري يكي از مهمترين عامل هاي ارتباطي است (البته اين تذكر بايد در قالب نكات دقيق نقد مطرح شود)


پي نوشت ها:
[1] . فرهنگ عميد، انتشارات امير كبير، چاپ هفتم، 1375. (حرف ن)
[2] . قرباني، نيما، مهندسي رفتار ارتباطي، انتشارات سينه سرخ، چاپ اول، 1380، ص 173، با كمي تغيير.
[3] . Criticism.
[4] . همان، ص 183، اقتباس.
[5] . افروز، غلامعلي، روان شناسي رابطه، انتشارات نوادر، چاپ دوم،1380، ص 12، با كمي تغيير.
[6] . شرفي، محمدرضا، جوان نيروي چهارم زندگي، سروش، چاپ دوم، 1380، ص 51، (اقتباس).
[7] . محدثي، جواد، اخلاق معاشرت، بوستان كتاب، چاپ پنجم، 1382، ص 311.
[8] . روان شناسي رابطه ها، ص 10، اقتباس.
[9] . همان، اقتباس.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :