امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
733
مدتي است كه دو برادر كوچكترم (14 و 21 ساله) با گرفتن چند CD ترانه به شدت مجذوب آهنگ هاي غيرمجاز شده اند، هرچه به آنها گوشزد مي كنم كه حرام است، با صداي بلند گوش نكنيد، باعث ايجاد بيماري مي شود و ... فايده اي ندارد، اصلاً هيچ توجهي نمي كنند، لطفاً راهنمايي كنيد كه چه كار كنم؟

ضرورت تفريح و شادي (سا لم):
روح انسان مانند جسم داراي نيازمنديهائي است و  وجود «زنگ تفريح هائي» براي شادي، نشاط، استراحت و گرفتن انرژي براي كارهاي بعدی، بسيار ضروري است. امام علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: اين دل ها مثل بدنها، خسته مي شوند، براي نشاط آنها به سخنان تازه و حكيمانه روي آوريد.[1] دين اسلام هم با نگاهِ به اين نياز واقعي انسان، ضمن تشويق براي استفاده از تفريح سالم از برخي تفريحات و شادي هاي ناسالم و مضر منع كرده است. امام  علي ـ عليه السّلام ـ در كلامي دلنشين فرمودند: چقدر فرق است بين عملي كه لذتش تمام مي شود ولي آثار (منفي اش) گريبانگير مي گردد و عملي كه سختي اش تمام مي شود امّا سودش (دنيوي و اخروي) باقي مي ماند.[2]
همانطور كه مي دانيم مراجع بزرگوار تقليد موسيقي  حلال را از حرام جدا مي نمايند و موسيقي اي كه مطرب و مناسب مجالس  لهو و لعب باشد را حرام مي دانند.[3] دانشمندان ديني «اطراب» را به معناي سبكي اي كه در اثر حزن يا شادي شديد به انسان دست مي دهد، معنا كرده اند.[4] حضرت آيت الله خامنه اي، در توضيح «موسيقي لهوي» مي فرمايد: «لهو يعني غفلت، يعني دور شدن از خدا، دور شدن از معنويت، دور شدن از واقعيت هاي زندگي، دور شدن از كار و تلاش و فرو غلتيدن در ابتذال و بي بندوباري، اين موسيقي مي شود حرام ...»[5] بعد از اين مقدمه كه ضروري مي نمود به ارائه «شيوه ها» مي پردازيم.
شيوه هاي برخورد و مواجهه:
1. احراز حرام بودن موسيقي: بايد با  اشراف كامل از حكم شرعي و با تشخيص درست، مبني بر حرام بودن آن موسيقي، به تذكر  يا توصيه بپردازيد. همچنين مراجع عظام تقليد، در مورد موسيقي اي كه شنونده در «مطرب بودن» آن شك دارد، فرموده اند كه: «در موارد مشكوك شنيدن آن مانعي ندارد».[6]
2. اصل بينش افزائي: بايد در گفتگو هاي خود با اطلاعات علمي و عقل پسند وارد شويد بطور مثال مي توانيد از مباحث مقدمه كه بيان شد، استفاده نمائيد مثلاً بگوييد: «... اسلام مخالف لذت و شادي و جواني كردن شما نيست، مخالف عشق و حال مشروع و حلال جوان نيست، دوست دارد كه جوان از زندگي لذت ببرد، ... اما اسلام مي خواهد كه ما راه را بيراهه نرويم ... بايد ها و نبايد هاي دين، براساس سود و زيان هاي خودماست ...» . جالب است بدانيم كه مؤسس موسيقي لهوي و حرام، شيطان بوده است كه بعد از مرگ حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ او و قابيل، براي ابراز شادي از تنبورها و وسايل موسيقي لهوي استفاده كردند.[7]
در ادامه به شكل گذرا به برخي از آثار دنيوي و اخروي موسيقي حرام اشاره مي شود، براي مطالعه اصل روايات مي توانيد به منبع ارائه شده مراجعه نمائيد.[8]
الف) آثار شوم موسيقي حرام در دنيا: 1. ايمن نبودن از نزول مصيبت 2. استجابت نشدن دعا 3. داخل نشدن فرشتگان به آن خانه 4. سبب نفاق است 5. عامل زناء است 6. موجب بي حيائي است 7. بي تفاوت شدن به ناموس 8. رفتن خير و بركت 9. موجب قساوت قلب است 10. از علائم آخرالزمان است.
ب) آثار شوم موسيقي حرام در آخرت: 1. وارد جهنم مي شود 2. خدا به او نظر نمي كند 3. در گوش او سرب مي ريزند 4. نابينا و ناشنوا مبعوث مي شود 5. صداي دلرباي درخت بهشتي را نمي شنود 6. جهنم در انتظار اوست.
3. اصل جايگزيني: در ديدگاه تربيتي و ديني، بر اين نكته تأكيد مي شود كه اگر جوان را از چيزي منع كرديد، جايگزين براي آن قرار دهيد. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ جواني كه مبتلا به انحراف جنسي خودارضائي شده بود را مورد توبيخ و سرزنش قرار داد، و در پايان مبلغي پول براي ازدواج و ارضای درست اين غريزه، نيز اهدا فرمود. بنابراين معرفي يا تهية موسيقي هاي حلال و مجاز مي تواند در برخورد شما مؤثر باشد.
4. دوري از الفاظ «غرور شكن»: اصل مهم ديگري كه نبايد از نظر دور داشت، ايجاد فضائي محبت آميز و صميمانه و دوري از الفاظ «آمرانه»، «شخصيت خردكن» و «غرور شكن» است. نوجوانان در اوجِ روحيه استقلال طلبي هستند  و تذكرهاي آمرانه را بر نمي تابند به طور مثال مي توانيد به يك بهانه اي مثلاً سالروز تولد او يا قبولي در امتحانات يا موفقيت ورزشي ... Cd  هاي مجاز را به او هديه دهيد.
5. اصل تدريج: يكي از اصول بسيار مهم در تغيير و اصلاح رفتارها، همين اصل است. بايد با سياست گام به گام به تغيير انديشه و سپس رفتار مخاطب اميد بست. بنابراين نبايد انتظار داشته باشيد كه از فردا همة CDهاي غير مجاز و حرام از كيف CD او خارج گردد. و يا اينكه از فردا CDهاي مذهبي گوش كند. همانطور كه شكل گيري يك عادت زمان مي برد، ترك آن هم محتاج زمان است.
6. معرفي دوستان خوب: دوست نقش تعيين كننده اي بر رفتار ها و سلايق و انتخاب هاي نوجوان دارد و معمولاً اين گونه CDها و ايجاد انگيزه براي گرايش به سمت اين عرصه ها، از سوي دوستان صورت مي گيرد. مي توانيد با معرفي دوستان خوب، با نشاط و شاد و متدين از اين نيروي عظيم بهره جوئيد. اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ فرمودند: دل هاي مردم گريزان است به كسي رو مي آورند كه خشروئي و الفت نشان دهد.[9] و سعي نماييد آنها را از دوستان بد جدا كنيد.
تا تواني مي گريز از يار بد
يار بد، بدتر بود از مار بد
مار بد تنها همی را بر جان  زند
يار بد، برجان و بر ايمان زند
قرآن ناله و حسرت جهنميان را چنين نقل مي فرمايد: «اي واي بر من، اي كاش فلاني را دوست خود بر نمي گزيدم.»[10]، گاهي اوقات اتفاق مي افتد كه شخص از جوانان ورزشكار خوشش مي آيد لذا در معرفي دوستان خوب بايد اين سليقه اش را هم لحاظ كرد. چرا كه از اين راه است كه از آن دوست الگو مي پذيرد.
7. احترام آميز بودن كلمات: توهين كردن و استفاده از واژه هاي زشت كاري را حل نمي كند، اينگونه الفاظ، مخاطب را به دفاع و مقابله به مثل وا مي دارد، در ضمن او از همان ابتدا از دل دادن به سخنان شما منصرف مي شود هر چند حرف هاي شما بسيار صحيح و منطقي باشد. در درياي طوفاني نمي توان قايق دور افتاده از ساحل را به ساحل نجات رهنمون شد.
8. برجسته كردن صفات مثبت او: شما مي توانيد از رفتارهاي خوب او و صفات پسنديده اش، در ابتدا تجليل نمائيد و سپس اين رفتارش را به نقد بكشيد. مثلاً «داداش! معلمان از تو راضي اند ...، شنيدم كه عضو هيئت عزاداري محله شدي ...» بدين شكل است كه توجه و محبت او را به خود جلب كرده ايد و آماده سخنان بعدي شماست.
9. در جمع نباشد: به طور مثال در جمعِ دوستانش، تذكر به او هيچ فايده اي ندارد.
10. توجه به زمان و موقعيت: زماني باشد كه او سرحال و با نشاط باشد به تعبير عاميانه «كيفش كوك باشد و از نظر عاطفي رابطه شما شكرآب نشده باشد».
11. تشويق به برنامه ريزي: بيكاري و بي برنامگي فرصت مناسبي براي گرايش به اين مسائل است و مي دانيم كه چه گرگ هايي منتظر اين فرصت هستند تا جوانان را به بيراهه بكشند. امام علي ـ عليه السّلام ـ در زمان بندي و برنامه ريزي زندگي 24 ساعته يك مؤمن مي فرمايد: مومن ساعات خود را به سه قسمت تقسيم مي كند، بخشي را به راز و نياز با خدا. بخشي را به تأمين زندگي و بخشي را به بهره برداري از لذت هاي حلال و تفريحات سالم اختصاص مي دهد.[11]
12. اهرم محبت: اگر مخاطب شما به معصوم خاص علاقه مند است مي توانيد به طوري غير محسوس و زيركانه، از عشق و محبت وي مثلاً به حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ بهره گيرد كه «حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ از اين گونه موسيقي هاي حرام خوشش نمي آيد و دشمنان ايشان به اين لهويات گرايش داشتند.».
اگر احساس مي كنيد از شما حرف شنوي ندارد، اشخاصي كه او آنها را قبول دارد، را به طور پنهان مطلع سازيد تا كار صحبت كردن با او را بر عهده گيرند.
13. دعا و توسل: در حق آنها دعا كنيد و از خداوند بخواهيد آنها و ما را در راهي كه رضاي او و ائمه ـ عليهم السّلام ـ است قرار بدهد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
موضوع شادي و تفريحات سالم:
1. شادي و زندگي، مهدي بهادري نژاد، نشر اوحدي، چاپ اول.
2. گفتار فلسفي (جوان از نظر عقل و احساسات)، هيئت نشر معارف اسلامي، تهران 1348، (جوان و ساعات فراغت).
3. شرع و شادي، ابوالفضل طريقه دار، موسسه فرهنگي همسايه.
4. غم و شادي در سيره معصومان ـ عليهم السّلام ـ ، محمود اكبري، چاپ عترت قم، چاپ اول 1380.
5. امام علي ـ عليه السّلام ـ و تفريحات سالم، محمد دشتي، موسسه تحقيقاتي اميرالمومنين، چاپ دوم.
6. جوان و نيروي چهارم زندگي، دكتر محمدرضا شرفي، نشر سروش.


موضوع موسيقي:
1. غنا و موسيقي در فقه اسلامي، روح الله حسينيان، انتشارات سروش، تهران، 1374.
2. انسان، غنا، موسيقي، احمد شرفخاني خوئي، انتشارات مشهور، چاپ اول، 1380.
3. تأملي در فقه موسيقي، سيد حميد مشكوة، مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما، چاپ اول، 1383.

پي نوشت ها:
[1] . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي؛ انتشارات ظهور؛ چاپ اول؛ حكمت 197.
[2] ، نهج البلاغه، حكمت 117.
[3] . معصومي؛ سيد مسعود، احكام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعي آن (مطابق با فتواي مراجع تقليد)؛ بوستان كتاب، قم، مسأله 288، ص201.
[4] . مشكوة، سيد حميد، تأملي در فقه موسيقي، مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما، چاپ اول، ص6.
[5] . اردبيلي؛ جعفر، جوانان از ديدگاه بزرگان؛ موسسه فرهنگي هنري بشير علم و ادب، 1378، ص52.
[6] . معصومي، سيد مسعود، احكام روابط ...؛ ص203، سؤال 291، مطابق با نظر آيات عظام؛ امام، اراكي (ره) و سيستاني، فاضل، مكارم، بهجت (ايدهم الله) و نيز آيت الله خامنه اي در: اجوبة الاستفتانات؛ ترجمه؛ س1140.
[7] . الكليني؛ الكافي(8 جلدي)، تحقيق علي اكبر الغفاري؛ دارالكتب الاسلاميه، الآخوندي، چاپ سوم، ج 6، ص431، ح3.
[8] . شرفخاني خوئي؛ احمد، انسان، غنا، موسيقي؛ انتشارات مشهور؛ چاپ اول، 1380؛ صص23ـ31.
[9] . نهج البلاغه؛ حكمت 50.
[10] . فرقان/27.
[11] . نهج البلاغه، حكمت 390.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :