امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
986
گناهان به چند دسته تقسيم مي شوند و در هر مورد چه اعمالي باعث بخشش آن گناه مي شود؟

جواب پرسش در چند گزينه ذيل ارائه مي شود:
الف ـ قبل از همه بايد واژه گناه تعريف شود: گناه در لغت فارسي به معناي جرم، خطاء، نافرماني و امثال اين الفاظ است، و در لغت عربي از آن به (ذنب) و (اثم) و (معصيت) تعبير شده است. و معنائي كه در هر دوي آنها صادق و بلكه جامع همة معاني است، همان نافرماني و انجام عملي بر خلاف قانون و يا سرپيچي از قانون است و از ديدگاه شرع مقدس، گناه،عبارت از آن است كه مكلّف كار نامشروع انجام دهد.[1]
ب ـ در يك تقسيم، گناه به دو دسته كبيره و صغيره تقسيم مي شود. گناه كبيره به آن دسته از گناهان گفته مي شود كه در قرآن و حديث، به كبيره بودن آن تصريح شده باشد. هم چنين گناه كبيره به آن دسته از گناهان گفته مي شود كه در قرآن يا سنت معتبره، براي انجام دهنده آن وعدة آتش و عذاب داده شده باشد. مثلاً قتل نفس از جمله گناهاني است كه كبيره بودنش از چندين طريق تصريح شده است. و يا در تعريف گناه كبيره گفته شده: هر گناهي كه نزد متدينين و متشرعين بزرگ شمرده شود، به طوري كه يقين حاصل شود كه بزرگي آن منتهي به زمان معصوم مي گردد، مثل نجس كردن مسجد از روي عمد و علم و به قصد هتك حرمت خانة خدا يا پرتاب كردن و انداختن قرآن مجيد و امثال آن.[2] اما گناه صغيره گناهي است كه اين خصوصيات را نداشته باشد.
ج ـ گناه، به اقسام و انواع ديگري نیز قابل تقسيم و دسته بندي است.
مثلاً هر كدام از گناهان صغيره و كبيره ممكن است از نظر زندگي فردي، اجتماعي، خانوادگي، اقتصادي، نظامي، سياسي، و بين المللي و جهاني قابل تقسيم باشد؛ بنابراين از اين نظر اقسام متعدد براي گناه ذكر و تقسيم مختلف براي آن می توان بيان كرد كه به نمونه هايي از آن اشاره مي شود:
1. مثلاً غيبت در حالي كه يك گناه كبيره است؛ از اقسام گناهان اجتماعي است و يا مثلاً تهمت، از گناهان اجتماعي است؛ چون در ارتباط با مردم مطرح است و هم چنين مال ديگران را خوردن و يا به حقوق ديگران تجاوز كردن و يا حق ديگري را ضايع كردن، همه اين گونه موارد، از مصاديق گناه كبيره و از نوع گناه اجتماعي محسوب مي شود.
2. ترك نماز يا نگرفتن روزه يا حج واجب بجا نياوردن و يا ترك ساير واجبات و هم چنين شراب خوردن، دروغ گفتن، دنبال لهو و لعب رفتن، و مانند آن از مصاديق گناه كبيره و از نوع گناه فردي و شخصي است.
3. احتكار و گران فروشي، ربا خوري، دزدي، ندادن زكات، ندادن خمس، ندادن فطره واجب روز عيد فطر و مانند آن از مصاديق گناه كبيره و از نوع گناه اقتصادي مي توان ناميد، چون به نوعي با اقتصاد سر و كار دارد.
4. اگر مرد نسبت به اولاد و همسرش ظلم كند و يا بداخلاقي نمايد و حقوق آنها را نپردازد، و يا بالعكس فرزندان نسبت به پدر و مادر بي احترامي كنند و يا آنها را اذيت نمايند و يا كاري كنند كه موجب رنجش آنها بشود؛ و يا زن نسبت به شوهر از حقوق واجب بر او خودداري نمايد، اين ها را از نوع گناه خانوادگي مي توان ناميد.
5. اختلال و ايجاد فتنه در جامعه، و يا عليه نظام اسلامي توطئه كردن و يا جاسوسي براي دشمنان اسلامي به ضرر دولت اسلامي و مانند آن را مي توان از گناهان سياسي دانست.
6. فرار از جهاد، دفاع نكردن از مظلوم و يا از خود و يا كساني كه دفاع از آنها بر انسان واجب است؛ مثل پدر، مادر، اولاد، همسر، و يا ساير مظلومين را مي توان جزء گناهان نظامي ناميد.
7. و از نظر بين المللي و جهاني، تجاوز به كشورهاي ضعيف و زورگفتن به آنها و يا توطئه عليه آنها و محروم كردن آنها از حقوق سياسي، اقتصادي و علوم و دانش هاي روز و مانند آن را مي توان از گناهان بين المللي و جهاني ناميد.
د ـ ديگر گناهان را مي توان بدين گونه تقسيم كرد كه گناه، گاهي مربوط به حق الناس مي شود، مثل بي احترامي به پدر و مادر و يا خوردن مال مردم و يا تجاوز به حقوق ديگران، و گاهی مربوط به حق الله ، مثل ترك نماز و ساير واجبات يا انجام معاصي و نافرماني خدا.
هـ ـ توبه از هر گناه، به نحوي مربوط به ندامت و پشيماني از آن گناه و جبران پي آمد منفي آن است؛ لذا براي آگاهي از آن به تفصيل به منابعي كه در پايان معرفي مي شود مراجعه گردد. ولي در اين جا به برخي از آنها به اختصار اشاره مي شود.در مجموع، يك توبه كلي از گناهاني كه انجام داده، اگر توبه واقعي باشد كافي است؛ به شرط آن كه واقعاً توبه كرده باشد.[3] چون حقيقت توبه، همان پشيماني از گناه است از جهت زشتي آن؛ اما اگر گناه از قبيل حق الناس، باشد، بايد علاوه بر توبه از صاحب مال حلاليت بخواهد و يا او را راضي كند و يا مالش را به او يا به ورثه او بر گرداند و اگر به آنها دست رسي ندارد، بايد از طرف او صدقه بدهد.[4]
و اگر گناه از قبيل ترك اعمال واجب بوده است، مثلاً بعضي واجبات خود را بدون عذر شرعي انجام نداده، مثلاً نماز نخوانده است از روی عمد و بدون عذر، بايد علاوه بر توبه، آن اعمال ترك شده را بجا آورده و قضا نمايد. مثلاً نمازي كه نخوانده يا روزه اي كه نگرفته و يا حجّی كه نرفته و زكاتي كه نداده و مانند اينها، همه را قضا نمايد و بجا آورد.[5]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، با ترجمه ابراهيم محدث بندر ريگي، نشر اخلاق، قم 1380ش.
2. سيد هاشم رسولي محلاتي، كيفر گناه، نشر كتابخانه صدر تهران، بي تا.
3. محمد شجاعي، طريق عمل تزكيه، نشر سروش، تهران 1379ش.
4. امام خميني چهل حديث، نشر مؤسسه آثار امام 1378ش.
 
پي نوشت ها:
[1] . لغت نامه دهخدا، ماده (ذنب).
[2] . دستغيب، سيد عبدالحسين، گناهان كبيره، قم، انتشارات مؤسسه نشر اسلامي، 1376ش، ص 31.
[3] . همان، ص 401 تا 405.
[4] . همان.
[5] . همان، ص 401.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :