امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
632
آيا نيت گناه، گناه محسوب مي شود؟

 در تعريف فكر و نيت گفته اند: فكر، خطور چيزي در ذهن است، بدون اختيار و گاهي هم با اختيار، بدون اينكه تصميم بر انجام آن فعل در خارج داشته باشيم و صرفاً يك عمل ذهني صرف است و در آن عزم بر انجام فعل وجود ندارد؛ ولي نيت آن است كه پس از فكر و خطور ذهني، انسان تصميم بر انجام آن فعل مي گيرد و اگر مانعي در خارج وجود نداشته باشد، انجام آن فعل قطعي خواهد بود.
هر فعل اختياري كه از انساني سر مي زند، پيش از صدور آن، چهار حالت در باطن انسان پديد مي آيد: خطور، ميل، اعتقاد، عزم. مثلاً شخصي گناهي به دلش مي گذرد، سپس به آن ميل و رغبت مي كند، پس از آن دلش مي گويد: بايد آن را انجام داد، پس اگر مانع خارجي يا داخلي، مانند حيا و ترس نباشد، به آن گناه عزم و اراده مي كند و آن را انجام مي دهد.
حالت اول را تصور، خاطره، حديث نفس و وسوسه گويند. حالت دوم را رغبت، ميل، طبع و شوق گويند. حالت سوم را اعتقاد و حالت چهارم را عزم و اراده.[1] به نظر مي رسد، فكر گناه، سه مورد اول باشد كه معمولاً بي اختيار است؛ اما نيت گناه، همان عزم و اراده بر انجام آن است. اما دربارة حكم هر كدام از آنها، گفته شده است، آنچه بي اختيار به نظر انسان مي رسد و در دلش خطور مي كند، مورد تكليف نمي باشد، ولي تصميم و عزم بر گناه كه اختياري است، مورد تكليف و حرام است.
شهيد دستغيب در اين مورد مي فرمايد: «آنچه اضطراري و غير اختياري است، حالت اول و دوم است. زيرا كنترل كردن خود از خاطره ناروا و ميل به آن، مشكل و گاهي محال است؛ بنابراين مورد تكليف نيست و مؤاخذه و عقوبت بر اين دو حالت، عقلاً قبيح است. اما حالت سوم، يعني حكم به اين كه آن كار را بايد به جا آورد، پس گاهي بي اختيار واقع مي شود و آن هم مؤاخذه ندارد و گاهي با اختيار است؛ يعني مي تواند حكم نكند و به انجام دادن معتقد نشود، پس بر آن مؤاخذه مي شود و اما حالت چهارم، پس اختياري بودن آن آشكار است؛ زيرا پس از پيدايش سه حالت مزبور، اراده حتمي نيست؛ بلكه ممكن است به واسطة بودن مانع خارجي يا داخلي، از آن صرف نظر كند و اراده ننمايد؛ بلكه اگر اراده كرد، وقوع فعل حتمي است. بنابراين عزم و اراده مورد تكليف است و استحقاق مؤاخذه و عقوبت بر آن عقلي مي باشد.»[2] ايشان براي اين مطلب به آيات و رواياتي تمسك كرده است كه برخي از آنها را ذكر مي كنيم:
1. اِن السمع والبصر والفؤاد كل اولئك كان عنه مسئولاً[3] يعني در قيامت به انسان گويند: چرا شنيدي آنچه روا نبود براي تو كه بشنوي و چرا نظر كردي در آنچه براي تو روا نبود نظر كني و چرا عزم كردي بر آنچه بر تو حلال نبود كه بر آن عزم كني.[4]
2. إن تبدوا ما في أنفسكم او تحفوه يحاسبكم به الله.[5] تفسير مجمع البيان، در اين باره مي گويد: «تنها چيزي كه مورد محاسبه و مؤاخذه خواهد بود، همان عزم انسان است كه دل بر آن بسته، با اينكه بر نگهداري خود از آن توانايي دارد. بنابراين عزم از افعال قلبي است و بر آن جزاء داده مي شود؛ چنانکه بر افعال جارحه جزا داده مي شود، لكن با اين تفاوت كه در عزم بر گناه، جزاء عزم بر گناه داده مي شود، نه جزاء همان گناه، ولي در عزم به طاعت، جزاء همان طاعت به او داده مي شود تفضلاً. چنانکه در روايات رسيده، منتظر نماز، مادامي كه در حال انتظار است، در نماز مي باشد. يعني ثواب نماز خواندن به او داده مي شود و اگر عمل خير را انجام داده، ده برابر نوشته می شود.[6]
علامه طباطبايي (ره) نيز در الميزان اموري را كه در نفس و روان انسان استقرار يابد و منشأ صدور فعل گردد، مورد تكليف مي داند و مثال به تصميم و عزم بر گناه مي زند.[7]
پس خلاصه و نتيجة مطالب اينكه، نيت گناه، عزم و تصميم بر گناه است و مورد تكليف و مؤاخذه خواهد بود؛ ولي فكر گناه كه بي اختياري است عقوبتي ندارد.

 پي نوشت ها:
[1] . دستغيب، عبدالحسين، قلب سليم، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1351، ص 844 ـ 843.
[2] . همان.
[3] . اسراء/ 36.
[4] . به نقل تفسير مجمع البيان و جوامع و كشاف.
[5] . بقره/ 284.
[6] . شيخ ابن علي الفضل بن اسحق الطبرسي، مجمع البيان، تهران، ناصر خسرو، چاپ دوم، ج 1، ص 688.
[7] . طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوي، قم، انتشارات اسلامي، ج 2، ص 671.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :