امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
719
براي کسي که به سن تكليف نرسيده اگر گناهي انجام دهد، در حساب اعمال او نوشته خواهد شد؟

به طور کلي اگر فردي به حد تکليف نرسيده باشد، کار حرام و گناهي از او سربزند آيا مسووليت و گناهي براي او محسوب مي شود يا خير؟ به طور کلي مسووليت ها و مجازات ها بر دو دسته اند: 1. مسووليت ها و مجازات هاي دنيوي. 2. مسووليت ها و مجازات هاي اخروي.

مجازات هاي دنيوي
نسبت به مسووليت ها و مجازات هاي دنيوي پاره از از مجازات ها متوجه اين شخص مي شود، به طور کلي آثار و احکامي که بر افعال انسان مترتب مي شود بر دو دسته است، پاره از احکام بر افعالي مترتب مي شود که از روي عمد و اختيار از انسان صادر شده است، اين نوع از آثار و احکام بر افعال کودک مترتب نمي شود،  و پاره از احکام و آثار بر فعل انسان مترتب مي شود هر چند از روي اراده و اختيار انسان نباشد، اين سنخ از احکام بر فعل کودک مترتب مي شود. آيت الله خويي در اين مورد مي گويد:
عمد صبي به منزله خطا نسبت به افعالي محسوب مي شود که با اين قيد موضوع احکام شرعيه قرار گرفته اند که از فاعل از روي اراده و اختيار و قصد و عمد صادر شود، اما افعالي که في حد ذاته موضوع احکام شرعيه اند و قصد و عمد در آن مدخليت ندارد، آثار اين دسته از افعال بر افعال کودک بار مي شود، همانند جنابت زيرا جنابت موجب غسل مي شود هر چند در حال خواب از انسان محقق شود که اراده انسان در آن هيچ گونه مدخليتي ندارد، و يا همانند نجاسات، در صورت اصابت نجاست به بدن، بدن نجس مي شود هر چند بدون التفات به نجاست باشد، و از جمله اتلاف مال غير از اين قبيل است، که موجب ضمان  مي شود هر چند در حال غفلت و بدون اراده و اختيار صادر شود.[1]
و مواردي زيادي از اين قبيل در فقه وجود دارد به عنوان نمونه:
1. اگر نوجواني در سن 13 سالگي كه هنوز بحد بلوغ نرسيده ولي كاملاً مطالب را خوانده و مي فهمد اگر مرتكب قتلي شود آيا مي توان گفت، هيچ گناهي مرتكب نشده و هيچ گونه مجازات و بازخواستي نمي شود؛ مسلماً مورد مؤاخذه قرار مي گيرد، بلي مجازاتش همانند بزرگسالان نيست؛ ولي در حد پائين و ابتدائي تنبيه وجود دارد پس بلوغ و عقل كامل از شروط تكليف در مرحله عالي است. اما در سنين و مراحل پائين تر، در مورد پاره اي از گناهان كه قبح و زشتي آنها براي افراد كاملاً قابل درك است، در اين مورد بلوغ و عقل شرط تكليف و بازخواست نيست غير بالغ هم مسئول است.[2]
2. اگر كودكي دزدي كند، حد سرقت نمي زنند، ليكن تأديب مي شود و كيفيت و مقدارش با نظر حاكم شرع تعيين مي گردد و اگر دزدي تكرار شود، تا پنج مرتبه مجازاتهايي گفته شده است  در مرتبه اول عفو مي شود، در مرتبه دوم ادب مي گردد و بار سوم سرانگشتانش را با تيغ مي برند تا خون جاري شود و بار چهارم مثل بزرگسالان انگشتانش قطع مي گردد.[3]

مجازات هاي اخروي
اما نسبت به مسووليت ها و مجازات هاي اخروي، به طور کلي افعالي که موجب عقوبت و مجازات اخروي مي شود بر دو دسته است: پاره از احکام, حاکم به حسن و قبح آن عقل است همانند قتل نفس، ظلم به ديگران، دزدي مال مردم و اذيت ديگران بدون دليل موجه. اما پاره اي از احکام حاکم به حسن و قبح آن شرع است، نسبت به قسم دوم ترديدي نيست، که مجازات اخروي در کار نيست، زيرا چون حاکم به حسن و قبح به تبع ثواب و عقاب آن اعمال خداوند است، و خداوند مرز عقوبت خويش را از ابتداي تکليف قرار داده است، يعني کسي که از ابتداي تکليف مرتکب جرم شود خداوند او را مورد عقوبت قرار ميدهد، معناي اين کلام آن است که قبل از آن عقوبتي در کار نيست.
 اما نسبت به قسم اول از احکام برخي از بزرگان عقيده شان بر اين است که نمي توان گفت چنين افرادي مستحق عقوبت نيست، زيرا حاکم به حسن و قبح و به تبع حاکم به ثواب و عقاب نسبت به اين گناهان عقل است، و معيار در نزد عقل اين است که شخص به حد تمييز کافي رسيده باشد و از عقل و شعور لازم بهره مند باشد، چنين فردي را مستحق عقوبت مي دانند و براي عقل اين معنا موضوعيت ندارد که مثلا کودک مميزي که يک روز به سن بلوغ او باقي مانده او را معاقب نداند، اما بعد از يک روز همان کودک اگر آن گناه را مرتکب شود او را مستحق عقوبت بداند، در حالي که از نظر عقل موضوع تغيير نيافته است، بر اساس اين ديدگاه چنين شخصي مستحق عقوبت است.
ولي نمي توان به طور قطع چنين شخصي را مستحق عقوبت اخروي در اين فرض دانست، زيرا رواياتي که دلالت بر عدم عقوبت انسان نابالغ دارد شامل چنين فردي هم مي شود.
در روايتي از پيامبر گرامي اسلام آمده است: رُفِعَ الْقَلَمُ عَنْ ثَلَاثَةٍ عَنِ الْمَجْنُونِ حَتَّى يَبْرَأَ، وَ عَنِ الْغُلَامِ حَتَّى يُدْرِكَ، وَ عَنِ النَّائِمِ حَتَّى يَسْتَيْقِظَ.[4] قلم مواخذه و عقوبت از مجنوني تا زماني که خوب شود و کودک تا زماني که به حد شعور و فهم برسد و خواب تا زماني که بيدار شود، بر داشته شده است.
 و نظير اين مطلب در روايتي ديگر از امام علي (ع) آمده است: اَنَّ الْقَلَمَ يُرْفَعُ عَنْ ثَلَاثَةٍ عَنِ الصَّبِيِّ حَتَّى يَحْتَلِمَ وَ عَنِ الْمَجْنُونِ حَتَّى يُفِيقَ وَ عَنِ النَّائِمِ حَتَّى يَسْتَيْقِظَ.[5]. قلم عقوبت و مواخذه از سه شخص برداشته شده است، اول: کودک تا زماني که بالغ شود، دوم: ديوانه تا  زماني که عاقل شود، سوم: انسان خواب تا بيدار شود.
و اين روايات جزو رواياتي است که هم در منابع روايي شيعه آمده است و هم در منابع روايي اهل سنت آمده و مورد عمل هر دو فرقه بوده است، صاحب جواهر در مورد اين روايت مي گويد: اين روايت از رواياتي است که اهل سنت و شيعه هر دو روايت کرده اند، فراتر از آن ابن ادريس حلي مدعي شده است که اين روايت به اتفاق فريقين روايت شده است.[6]
در روايت ديگر از امام صادق (ع) روايت شده است: إِنَّ أَوْلَادَ الْمُسْلِمِينَ مَوْسُومُونَ عِنْدَ اللَّهِ شَافِعٌ وَ مُشَفَّعٌ فَإِذَا بَلَغُوا اثْنَتَيْ عَشْرَةَ سَنَةً كَانَتْ لَهُمُ الْحَسَنَاتُ فَإِذَا بَلَغُوا الْحُلُمَ كُتِبَتْ عَلَيْهِمُ السَّيِّئَاتُ.[7] فرزندان مسلمان در نزد خداوند بنام شافع و مشفع (شفاعت کننده و کسي که شفاعت او پذيرفته مي شود) معروف است، هر گاه به دوازده سال برسد، حسنات براي آنان نوشته مي شود، و هر گاه به حد بلوغ شرعي برسد گناهان نيز براي او نوشته مي شود.
اين روايات به خصوص طائفه دوم مي رساند که مطلق گناهان عقوبت براي آن بعد از سن بلوغ براي شخص محسوب مي شود، اما ثواب و حسنات را خداوند از دوازده سالگي براي او محسوب مي نمايد.
حاصل آنكه كسي كه به حد تكليف نرسيده اگر گناهي از او سر بزند، از نظر شرعي و فقهي چون در تكليف بلوغ و عقل شرط است لذا گناه و تقصير او بر اساس ضوابط و قواعد مجازات اخروي ندارد، اگر چه در برخي موارد مسووليت دنيوي دارد.
البته به لحاظ اخلاقي و تربيتي گرچه مكلف شرعي نيست، اما اگر خوب و بد را تشخيص مي دهد، لازم است از هم اكنون كه روح و قلبش پاك و لطيف و نوراني است، خود را با كثافت و نجاست گناهان آلوده نكند و از همين ابتدا خود را آمادة مقابله با لذتهاي زودگذر گناهان بكند تا هنگام وجوب تكليف، قوي و مستحكم در برابر شيطان و نفس اماره بايستد. مضاف بر اينكه هرگز نبايد از آثار وضعي و پي آمدهاي بد گناهان در بزرگسالي غفلت كرد، يعني چه بسا برخي گناهان در دوران خردسالي، اثر تخريبيش مانند سمّي باشد كه هم اكنون اثرش را نمي بينيم، اما بعد از چند سال اثرش را مي گذارد و آدم را بيمار و مسموم مي كند. در هر حال از همان دوران کودکي، بايد مراقب و مواظب اعمال خويش باشد تا لکه سياه و کثيف گناه بر روح و قلب پاک او ننشيند و اگر خداي نکرده، ندانسته و از روي جهل و غفلت گناهي مرتکب شده، از همان ابتدا با توبه و رجوع به پروردگار آن را پاک کند که خداوند ارحم الراحمين بسيار از چنين کودک و نوجواني خشنود مي شود.

 پي نوشت ها:
[1] . آيت الله خويی، ابوالقاسم، مصباح الفقاهة، تقریر محمد علی توحیدی، ج3، ص261.
[2] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ بيست و چهارم، 1379، ج5، ص 227.
[3] . امام خميني. روح الله، تحرير الوسيله، قم، دارالعلم، چاپ نهم، 1380، ج2، ص138.
[4] . بحار الانوار، ج30، ص681.
[5] . حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، قم، موسسه آل البیت (ع)، ج1،ص45.
[6] . نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، قم، دار الکتب الاسلامیة، ج26، ص11.
[7] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج6، ص4. صدوق، محمد بن علی بن بابویه، التوحید، ص392.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :