امروز:
شنبه 28 مرداد 1396
بازدید :
1367
عوامل پيروزي انقلاب اسلامي در كلام امام خميني(ره)
اين «مقاومت مردم ايران در دنيا بي نظير است مردم ايران براي از بين بردن استبداد جهنمي چنان دلاورانه مبارزه كردند كه موجب حيرت غرب و شرق شد، مبارزات خونيني كه بالاخره به استقلال و آزادي منجر خواهد شد.»[1] و اين پيروزي ره آورد عواملي است كه با الهام از سخنان امام راحل (ره) به آن مي پردازيم:
ايمان رمز پيروزي
رمز پيروزي ايمان بود. آن وحدت كلمه را، ايمان آورد. ايمان، وحدت كلمه آورد كه سرتاسر اين مملكت همه باهم، همه با هم فرياد زدند و يك مطلب را خواستند. اجتماع كردند از مركز تا هر جا شعاع مملكت است رفت صدا و فرياد زدند جمهوري اسلامي ... . شهادت را براي خودشان فوز دانستند. آنهايي كه فرار مي كردند از همه چيز، حمله كردند بر تانك ها و توپ ها، غلبه كردند بر لشكر شيطان، بر طاغوت . اين رمز را حفظ كنيد، اين نهضت را حفظ كنيد، اين وحدت كلمه را حفظ كنيد.[2]
اين ايمان راسخ كه در اين ملت شكوفا شد، اين تبدلي كه پيدا شد و تحولي كه در نفوس مسلمين اينجا پيدا شد، رمز پيروزي بود.[3]
وحدت كلمه و هم پيوستگي
ما همه برادر هستيم و همه با هم بايد باشيم . رمز پيروزي ما همين وحدت كلمه و هم پيوستگي ما به هم بود . رمز پيروزي ما توجه به خداي تبارك و تعالي و پاسداري اسلام بود. اين رمز را حفظ كنيد، اين وحدت را حفظ كنيد، اين همبستگي را حفظ كنيد.[4]
اتكاي به اسلام و عشق به شهادت
مردم براي اسلام خون مي دهند، نه براي سياست، براي سياست اسلامي . ملت ما به واسطه اتكاء به اسلام اين نهضت را پيش برد. ملت ما عاشق شهادت بود با عشق به شهادت پيش رفت اين نهضت، اگر چنانچه اين عشق و علاقه نبود هرگز ما در مقابل آنهمه قدرت پيروز نمي شديم . پيروزي ما دنبال اين بود كه همه اسلامي بوديد همه توجه به ديانت داشتيد.[5]
نترسيدن از مرگ
رمز پيروزي ملت ما همين بود كه ديگر نمي ترسيدند از اينكه بروند توي خيابان بكشندشان، مي رفتند، خيلي هم كشته مي شدند، بالاخره هم با همين فريادها و دادها والله اكبرها پيروز شدند.[6]
اتكا به خدا و معنوي بودن نهضت
رمز پيروزي امروز ما اين است كه اتكاء به خداي تبارك و تعالي داشتيم . رمز پيروزي ما اين است كه جنبه فقط سياسي نبود، فقط براي نفت و امثال اينها نبود، جنبه، جنبه معنوي بود، اسلامي بود، جوانان ما آرزوي شهادت مي كردند، جوانان ما شهادت را استقبال مي كردند همانطور كه در صدر اسلام سربازهاي اسلام شهادت را استقبال مي كردند. سربازان ما از شهادت باك ندارند براي اينكه مردن را يك چيز فنا شدن نمي دانند. سربازان ما شهادت را سعادت مي دانند و براي اين سعادت كوشش مي كنند. رمز پيروزي، اتكاء به قرآن و اين شيوه شيعه مقدس كه شهادت را استقبال مي كردند، بوده، خوف در دل آنهانبود، در عين حال كه تانك ها و مسلسل ها به روي آنها آتش مي گشود آنهااستقبال مي كردند، خوف نداشتند. مشت بر تانك غلبه كرد، مشت بر مسلسل غلبه كرد مشت بر ابرقدرتها غلبه كرد. اين رمز را حفظ كنيد، اين رمز پيروزي را تاحفظ كنيد پيروز هستيد. ملت ما تا با خداست پيروز است . ملت ما تا پناهگاه او اسلام است پيروز است . پرچم قرآن تا برفراز سر ملت ماست پيروز است . اين رمز را حفظ كنيد، توجه داشته باشيد كه نهضت سابق نهضت هايي بود كه يا سياسي بود يا نيمه اسلامي . نهضت امروز تمام اسلامي است، نهضت امروزبراي خداست، همه فرياد مي زنند اسلام، همه فرياد مي زنند جمهوري اسلام اين رمز است كه ما را پيروز كرد و شما هم اين رمز را حفظ كنيد.[7]
عنايت خدا و قدرت معنوي
اسلام بود كه شما را راه انداخت و به شما همچو قدرتي داد كه در مقابل اين قدرت هاي شيطاني بزرگ ايستاديد و نترسيديد، اين غيرتي بود كه خدا به شما داد و الاما كه بندگان ضعيفي هستيم و چيزي نداريم ...
...اين قدرت خدا بود، اين چيزي بود كه خدا به شما عنايت كرد و بايد اين عنايت خدا را حفظ كنيد. حفظ اين عنايت خدا كه منشاء همه پيروزي هاست به اين است كه قدمهاي ديگري هم برداريد، همه با هم پشتيباني كنيم، همانطوري كه در اول، اين نهضت با ايمان پيش رفت و اجتماع همه شما به واسطه ايماني كه د ردلتان بود سبب شد كه يك همچو قدرت شيطاني را درهم كوبيديد. اين يك عنايتي بود، عنايت خاصي بود از خداي تبارك و تعالي ... آن روزي كه شما راه افتاديد به ميدان و توي خيابان ها، آنها با ابزار غول پيكر و شما با مشت، هيچ به فكر آن نبوديد كه حقوقم كم است، حقوق مطرح نبود، جان مطرح نبود. اين روحيه شمارا غلبه داد، اين چيزي كه شما را غلبه داد مادامي كه او هست شما پيروزيد.[8]
تحول روحي - معنوي
و آن تحولي كه در حال نهضت، در آن وقتي كه مشغول به انقلاب بودند و مشغول به اقدام بودند، يك تحول روحي پيدا شده بود از براي همه قشرها كه آن تحول خيلي اهميت داشت و به نظر من آن تحول روحي كه براي ملت حاصل شد از آن تحولي كه ايجاد كردند و رژيم را بيرون كردند، آن اهميتش بيشتر است براي اينكه آن يك تحول معنوي بود، مردم همه نسبت به هم محبت مي كردند. از قراري كه به من كرارا اطلاع داده اند اينكه وقتي كه آن اشخاص مي آمدند توي خيابان تظاهر مي كردند، يك حس تعاوني در مردم پيدا شده بود كه اين حسن تعاون مورد نظر خدا بود و خداي تبارك و تعالي به اين ملت مرحمت فرمود كه يك ملتي كه دست خالي بود، بريك قدرتي كه همه چيز داشت غلبه كرد. اين نبود الااينكه اين ملت يك روح تعاون پيدا كرده بود، يك ايمان پيدا كرده بود. اين ايمان بود كه شما را پيروز كرد.[9]
پيروزي مرهون تحول روحي در مردم
مسلما مادامي كه نيت ما خالص است و براي خداست، خداي تبارك و تعالي با ماست و پيروز خواهيم شد، چنانچه در اين راه قدرت بزرگي كه در مقابل مابود و پشتيبان او تمام قدرت ها اعم از ابرقدرتها و غيره بودند لكن چون حسن نيت بود و مردم متحول شده بودند به آن مردمي كه در صدر اسلام بود... ازاين جهت اين پيروزي مامرهون همچو تحول روحي است كه در مردم پيدا شد و الا ما كه نه اسلحه داشتيم و نه نظام بود در كار و نه يك كارهايي داشتيم كه مطابق اصول جنگي و اينها باشد، فقط چيزي كه بود ايمان در مردم بود و بحمدالله وحدت كلمه و من مي خواهم ازخداي تبارك و تعالي كه اين وحدت كلمه محفوظ بماند وانشاء الله تمام مشكلاتمان حل شود.[10]
غلبه قوت ايمان بر جنود شيطاني
آن قوت روح و قوت ايمان بود كه شما را غلبه داد بر جنود شيطاني و بر طاغوت و بايد آن قوت ايمان و قوت باطني، شما را غلبه بدهد بر جنود شيطاني كه در باطن انسان، انسان را مي خواهد اغوا كند.[11]
قدرت ايمان در برابر قدرت شيطان
شما ديديد كه يك ملتي كه عددش كم و هيچ اسلحه نداشت و هيچ ابزار جنگي نداشت و هيچ نظاميگري نداشت ابزار ايمان داشت و با ابزار ايمان غلبه كرد بر يك قدرت شيطاني كه همه قدرت ها دنبال او بودند، نه همان ابر قدرت ها، همه قدرت ها دنبال او بودند اين قدرت ايمان بود كه يك مشت مردم را كه هيچ نداشتند غلبه داد، اين همان قدرتي بود كه در صدر اسلام با يك ابزار كم و يك عدد كم غلبه كردند بر روم با آن بساط بر امپراطوري ايران با آنهمه ابزار و با آن چيز، آنها تهي بودند از ايمان و اينها دست پر بودند در ايمان، غلبه كردند.[12]
اراده خدا و پيوستن همه گروهها به ملت
شما ملاحظه كرديد كه در اين انقلاب، شما همه قلوبتان برگشت به طرف ملت واين را خداي تبارك وتعالي اين قلب ها را برگرداند والا يك ارتشي كه در طرف ديگري بود، بايد به حسب آن وضعي كه ارتش دارد، بايد بر خلاف مسير مقابل خودش باشد، لكن شما ملاحظه كرديد كه دل هايتان برگشت به اين طرف و اسباب اين شد كه گروه هاي مختلف پيوستند به ملت وبا ملت همقدم شدند، همصداشدند و اين موجب پيروزي ملت شد، ملتي كه هيچ نداشت و آن طرف همه چيز داشت . اين اراده خدا بود كه ما را پيروز كرد و ما بايد طوري عمل كنيم كه اين عنايت الهي محفوظ بماند براي ما.[13]
وحدت كلمه و اسلامي بودن مقصد
آنكه ما را تا اينجا رساند و پيروز كرد اين بود كه با هم قشرها اختلاف نداشتند، همه با هم فرياد مي كردند كه جمهوري اسلامي مي خواهيم، فرقي مابين شهر و ده نبود، مركز و سرحدات نبود، همه دست به هم دادند و فرياد كردند كه ما جمهوري اسلامي مي خواهيم و اين دو جهت كه يكي وحدت كلمه همه بود، اكثرا با هم بودند و يكي هم مقصد، مقصد اسلامي بود، شما را پيروز كرد.[14] آنچه كه ملت ما با اينكه در حال ضعف و تشتت بود دريافت، همين مطلبي بود كه در صدر اسلام مسلمين دريافته بودند، اتكاء به ايمان و اسلام و وحدت كلمه . جوانهاي ما در حال انقلاب و حالا هم باز تقاضا مي كنند كه ما دعا كنيم تا آنها شهيد بشوند. اين تحول بزرگي كه به اراده خداي تبارك و تعالي در اين ملت پيدا شد، موجب پيروزي آنها بر يك قدرت شيطاني بزرگ كه پشتيبان او همه ابرقدرتها بودند گرديد.[15]
اسلام انگيزه انقلاب و رمز پيروزي
بر هيچ يك از آنان كه از انقلاب اسلامي ايران اطلاع دارند، پوشيده نيست كه انگيزه اين انقلاب و رمز پيروزي آن اسلام بود.[16] الهي بودن مقصد، ايمان و وحدت
اين پيروزي كه نصيب ملت ما شد دو چيز مؤ ثر بود، يكي كه از همه چيز بالاتر است اينكه مقصد همه مقصد الهي بود، انگيزه اسلام بود.
[1] . صحيفه نور جلد:22 صفحه :168 تاريخ سخنراني :25/10/57
[2] . صحيفه نور جلد:7 صفحه :118 تاريخ سخنراني :25/3/58
[3] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :174 تاريخ سخنراني :16/12/57
[4] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :213 تاريخ سخنراني :7/1/58
[5] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :244 تاريخ سخنراني :16/1/58
[6] . صحيفه نور جلد:8 صفحه :126 تاريخ سخنراني :24/4/58
[7] . صحيفه نور جلد:6 صفحه :17 تاريخ سخنراني :26/1/58
[8] . صحيفه نور جلد:7 صفحه :143 تاريخ سخنراني :28/3/58
[9] . صحيفه نور جلد:7 صفحه :238 تاريخ سخنراني :10/4/58
[10] . صحيفه نور جلد:9 صفحه :244 تاريخ سخنراني :10/7/58
[11] . صحيفه نور جلد:7 صفحه :255 تاريخ سخنراني: 12/4/58
[12] . صحيفه نور جلد:10 صفحه :93 تاريخ سخنراني :10/8/58
[13] . صحيفه نور جلد:8 صفحه :158 تاريخ سخنراني :26/4/58
[14] . صحيفه نور جلد:8 صفحه :45 تاريخ سخنراني :15/4/58
[15] . صحيفه نور جلد:8 صفحه :235 تاريخ سخنراني :25/5/58
[16] . صحيفه نور جلد:8 صفحه :255 تاريخ سخنراني :28/5/58
@#@ مي ديديم كه در شعارهايشان، در فريادهايشان شعارهاي اسلامي بود، فريادهاي «الله اكبر» مقصد اين بود كه آنها را كه مخالف اسلام مي دانستند بروند كنار و بعد از آن انشاء الله آن مقصد حقيقي كه آن مقدمه اين است تحقق پيدا بكند پس يك جهت، جهت اين بود كه همه تان فريادتان اين بود كه ما اسلام را خواهيم و شاهنشاهي و اينها را نمي خواهيم . جهت ديگرش هم كه به تبع آن آمده بود وحدت همه قشرها بود يعني ملت سرتاسر اين كشور بپاخاستند و باهم مقاصد خودشان را كنار گذاشتند مطالبي كه مال شخص ‍ بود كنار گذاشتند و همه به يك مقصد متوجه شدند. پس رمز پيروزي ماوحدت كلمه قشرهاي مختلف و ايمان بود، ايمان به خداي تبارك وتعالي . با اين رمز شما پيروز شديد و پيروزيي كه معجزه آسا بود، نه پيروزي يك پيروزي آساني، يك پيروزي كه بشود حساب كرد، يعني پيروزيي بود كه جز با اراده خداي تبارك و تعالي هيچ امكان تحقق نداشت .[1]
اسلام خواهي مردم و اتحاد همه قشرها
و از مسائلي كه لازم است من تذكر بدهم، اين است كه اين انقلابي كه در ايران حاصل شد، اين انقلاب پيروزيش در اثر دو مطلب بود يك مطلب مهمش كه از همه مطالب بالاتر بوداين بود كه مردم بااسلام پيش رفتند، يعني سرتاسر اين مملكت فريادشان، فرياد اين بود كه ما اسلام را مي خواهيم از آن رژيم سابق كه يك رژيم فاسد بود، مردم بدي ديدند در طول عمرشان، جوان هاي ما در تمام عمرشان از آن وقت كه چشم باز كردند، بدي ديدند و اين رژيم را فاسد مي دانستند، و از آن طرف مسلمان بودند، به اسلام عقيده داشتند از اين جهت ... . ما هر مطلبي را از يك ملتي بخواهيم اخذ بكنيم، بايد ببينيم كه زبان ملت چيست تا بفهميم كه اين ملت چه مي خواهد ... . بايد ببينيم كه زبان ملت چيست تا بفهميم كه اين ملت چه ميخواهد، خودمان بخواهيم حكم بكنيم كه اين ملت ما فلان چيز را مي خواهد، اين حرف غلطي است، حرف صحيح اين است كه ما مطالعه كنيم در حال ملت، گوش بدهيم به صداي ملت ببينيم چه مي خواهد؟ يك ملتي كه همه فرياد مي زنند كه ما جمهوري اسلامي مي خواهيم، نه شرقي و نه غربي ... . ما ديگر حق نداريم كه بنشينيم بگوييم كه نه، اين ملتي كه قيام كرده اند، براي اين قيام كرده اند كه دموكراسي باشد، در اسلام همه چيز هست به معناي سالمش، اما ما مي بينيم كه همه مردم دارند مي گويند كه ما جمهوري اسلامي مي خواهيم، ما حق نداريم كه تأويل كنيم و بنشينيم خودمان هر چه دلمان مي خواهد بگوييم كه نخير، مردم كه اين حرف ها را دارند مي زنند، يك چيز ديگر را ما گردنشان بگذاريم اين خلاف واقع است .
امر دومي كه بود، اين بود كه همه قشرها با هم متحد شدند، در اين مساءله همه متحد بودند، اگر يك اشخاصي هم بودند كه يك انحرافي داشتند، در اين شوري كه مردم داشتند، آنها ساكت بودند، كارشكني نمي كردند، همه با هم مجتمعا عمل كردند و پيش رفتند و همه با هم اسلام را مي خواستند، اين دو تا مطلب اساس پيروزي اين مملكت بود.[2]
وحدت و همبستگي بين اقشار
رمز موفقيت ما كه قدرت هاي بزرگ دنيا را عقب نشاند و يك قدرت شيطاني مثل قدرت خاندان پهلوي را فرو ريخت، اين رمز موفقيت همين وحدت اقشار و وحدت كلمه بود. اگر بنا بود كه قشر روحاني تنها مي خواست به جنگ اينها برود خفه مي كردند او را، نويسنده مي خواست به جنگ آنها برود آنها را از بين مي بردند.، دانشگاهي مي خواست اين كار را بكند نمي توانست، بازاري مي خواست اين كار را تنها بكند نمي شد، دهقان خواست بكند نمي شد. اينكه همه چيز را ما بدست آورديم و انشاء الله بعد هم بدست مي آوريم، اين براي همين هم پيوستگي است كه بين اقشار ملت حاصل شد و ما بايد اين همبستگي را نگه داريم .[3]
از خود گذشتن و به خدا پيوستن
... حقيقت اين است كه ملت ما به خودش پشت كرد به خدا رو آورد، آن چيزهايي كه نفسش خواهش داشت توجه به آن نداشت، همه توجهش به اين بود كه جمهوري اسلامي را ايجاد كند، اين توجه به خدا بود، از خود گذشته بود به خدا پيوسته بود اين رمز بود، اين رمز، رمز پيروزي است .[4]
قيام براي خدا
ديديد كه دو جهت در اين ملت بود كه رمز پيروزي ملت ما بود، يكي اينكه از آن چيزهايي كه خودشان مي خواستند ابدا آن وقت مطرح نبود همه با هم گفتند «الله اكبر» همه با هم جمهوري اسلامي ... . هيچ كس در آن روز دنبال اين نبود كه من وضعم چه جوري است، اگر يك كسي پيش رفيقش هم فرض كنيد شكايت مي كرد رفيقش به او مي خنديد كه حالا وقت اين حرفها نيست . اينطور شده بود وضع، يك جهت هم اينكه همه اينها كه با هم مجتمع شدند، براي خدا بوده شاهد اينكه هي مي آمدند و هر جا فرياد مي كردند كه ما مي خواهيم شهيد بشويم، يك مطلبي بود كه براي خداست .
پس دو جهت در اين پيروزي بود: يكي اينكه براي خدا فرياد الله اكبر و ما براي خدا كار را مي خواهيم بكنيم، جمهوري اسلامي مي خواهيم، يكي هم اينكه با هم مجتمع بودند، يكصدا بودند ... و دشمن هاي ما اين دو تا سنگر را هدف كردند. از اولي كه اين سد رژيم سابق شكست دشمن ها سر در آوردند و يك دسته شان راجع به جهت اسلامي شروع كردند كارشكني، درست توجه كنيد كه دو تا مطلب هر دويش شهود ماست كه مورد حمله واقع شده بود، جهت اسلاميتش مورد حمله واقع شد، گفتند، اين حمله به جهت اسلاميتش بود كه زيربار اسلامش مي خواستند بروند، براي اينكه آن كارشكن ها فهميده بودند كه اين پيروزي از اسلام است مردم براي جمهوري نمي آيند به شهادت برسند، مردم براي اسلام مي گويند ما شهيد مي خواهيم بشويم الان هم مي گويند، كفن مي پوشند براي اسلام، نه كفن براي جمهوري، براي جمهوري دموكراتيك .[5]
همراهي خداوند با قيام مردم
بايد همه متذكر اين معنا باشند كه اين پيروزي انقلاب ما پيروزي بود كه به بركت اسلام و گرايش به اسلام و با فرياد الله اكبر اين پيروزي به دست آمد. كسي گمان نكند كه اشخاصي يا گروه هايي پيروزي را براي ما تحصيل كردند. خير، اين خداي متعال بود كه وقتي ديد مردم در راه او قيام كرده اند، با آنها همراهي كرد.[6]
انقلاب باطني مردم با عنايت خداوند
انقلاب دروني اين ملت موجب شد كه اين انقلاب پيدا شد و همان انقلاب دروني آنها و شناخت آنها از اسلام و توجه آنها به خداي تبارك و تعالي موجب شد كه در تمام اين دوره اي كه ما در آن هستيم، از اولي كه قيام شد و بعد اين انقلاب مبدل شد و بعد پيروز شد و تا الان، روز به روز مي بينيد كه حضور ملت و تعهد ملت رو به افزايش است . اين نه براي انقلاب است، براي انقلاب دروني است . انقلاب همه جا بوده است، بسياري از جاها بوده است . اين انقلاب دروني است كه پيدا شد در اين كشور و در اين مملكت، و نيست الابه عنايات خداي تبارك و تعالي . ما از خود چيزي نداريم، هر چه بود عنايات او بود كه اين عنايات موجب شد كه اين انقلاب باطني پيدا بشود و از آن حالتي كه همه خود ملت ما مي دانند در سابق بود، به اين حالت كه حالا مي بينند متحول شده است، اين موجب شد كه انقلاب پيروز شد. پيروزي را ما بايد از انقلاب دروني ... . مردم جستجو كنيم و تا اين معنا حاصل نشود، انقلاب ها يك انقلاب هاي تحويل قدرت از او به قدرت ديگر و وضع براي ملت همان جور كه بود باشد.[7]
وحدت كلمه در انگيزه و مقصد
بي ترديد رمز بقاء انقلاب اسلامي همان رمز پيروزي است و رمز پيروزي را ملت مي داند و نسل هاي آينده در تاريخ خواهند خواند كه دو ركن اصلي آن؛ انگيزه الهي و مقصد، عالي حكومت اسلامي و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه براي همان انگيزه و مقصد (مي باشد).[8]

[1] . صحيفه نور جلد:9 صفحه :163 تاريخ سخنراني:28/6/58
[2] . صحيفه نور جلد:10 صفحه :12 تاريخ سخنراني :29/7/58
[3] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :010 تاريخ سخنراني :30/11/57
[4] . صحيفه نور جلد:11 صفحه :73 تاريخ سخنراني :1/10/58
[5] . صحيفه نور جلد:11 صفحه :110 تاريخ سخنراني :10/8/65
[6] . صحيفه نور جلد:12 صفحه :16 تاريخ سخنراني :29/12/58
[7] . صحيفه نور جلد:19 صفحه :269 تاريخ سخنراني: 21/11/64
[8] . صحيفه نور جلد:21 صفحه :176 تاريخ سخنراني :14/3/68
مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني- تحولات اجتماعي و انقلاب اسلامي از ديدگاه امام خميني(ره)
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :