امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
998
گناهان كبيره كدامند؟ آيا توبه قلبي از انجام گناه كافي است يا اين‎كه بايد كفاره هم داد؟ در طول روز ممكن است براي بعضي كارها طبق عادتي كه از كودكي داشتيم به خداوند قسم بخوريم. آيا گناه است؟

گناه و معصيت داراي مراتب و درجاتي است، با وجود زشت بودن همة گناهان برخي از آنها قبيح‎تر و زشت‎تر هستند كه از آنها به «گناهان كبيره» ياد مي‎شود.
1. گناهان كبيره گناهاني را گويند كه خداوند دوزخ و آتش جهنم را براي آنها واجب و مقرر نموده است.[1]
2. هر گناهي كه در شريعت اسلام براي آن حدّ تعيين شده و در قرآن به آن تصريح شده باشد.[2] مانند شرابخواري، زنا، دزدي، و... كه تازيانه و كشتن و سنگسار از حدود آنها است.
3. هر گناهي كه نزد متدينين، بزرگ شمرده شود.[3]
امّا در مورد شماره و تعداد گناهان كبيره بيان‎هاي متفاوت وجود دارد. در روايتي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ به موارد زير اشاره شده است، حضرت علاوه بر آن‎كه تعدادي از اين گناهان را فهرست نموده است، مستند آن‎ها را نيز در آيات و روايات، بيان كرده است. 1. شرك به خدا[4] 2. نااميدي از رحمت خداوند[5] 3. اذيت و آزار به پدر و مادر[6] 4. كشتن انسان مگر در مواردي كه حق است[7] 5. نسبت دادن زنا به زني كه پاكدامن است[8] 6. خوردن مال يتيم[9] 7. رباخواري[10] 8. سحر و جادو[11] 9. زنا[12] 10. سوگند دروغ براي گناه[13] 11. نپرداختن زكات واجب[14] ترك واجبات به طور عمد از جمله نماز. در پاره‎اي از روايات، به موارد ديگري نيز اشاره شده است.
آيا توبة قلبي از انجام گناه كافي است يا اين‎كه بايد كفاره هم داد؟
ابتدا لازم است معناي توبه و حقيقت آن را يادآور شد. توبه يك نوع انقلاب دروني و پشيمان شدن از ارتكاب به گناه است. گناهكار بايد تصميم بگيرد كه ديگر آن گناه را انجام ندهد.[15] به تعبير ديگر، توبة راستين و واقعي داراي پنج ركن است: 1. ترك گناه 2. پشيماني از گناهان سابق 3. تصميم بر ترك گناه 4. جبران گناهاني كه قابل جبران است از طريق ادا نمودن حق الله و حق الناس 5. استغفار با زبان.[16]
از اركان مهم توبه، جبران گناه است و از اين جبران، در روايات به «كفارات» و «تكفير» تعبير شده است. پس جبران گناهان پيشين، همان كفارة گناه است. در روايتي از امام باقر ـ عليه السّلام ـ آمده است: كار كفّاره و جبران‎كنندة گناه است: 1. بلند سلام كردن، 2. اطعام دادن، 3. خواندن نماز شب و عبادت در آن هنگام كه مردم خوابيده‎اند.[17]» در روايت ديگر، امام كاظم ـ عليه السّلام ـ فرموده است: «از جمله كفّارات گناهان بزرگ، پناه دادن به انسان پريشان و گرفتار، و زدودن اندوه از فرد اندوهگين است.[18]» روايات ديگر نيز در اين زمينه وجود دارد كه از مجموع اينها دانسته مي‎شود كه در توبه علاوه بر پشيماني قلبي و ترك گناه، كفّاره[19] و جبران گناهان پيشين نيز ضروري است. بعضي از گناهان بطور خاص داراي كفاره هستند كه علاوه بر پشيماني از انجام آن و تصميم قاطع بر ترك مداوم آن لازم است كفاره آن را هم داد؛ مثل ترك روزه عمداً كه داراي كفاره است و اگر روزه خواري با يكي از گناهان مثل زنا و استمنا صورت بپذيرد كفارة چند برابر (كفارة جمع) دارد. هم چنين شكاندن قسم و نذر علاوه بر اينكه گناه است؛ بايد كفارة آن را هم انجام داد.

گناه، گناه است
هر چند گناهان ممكن است در مقام مقايسه نسبت به يكديگر كوچك‎تر و بزرگ‎تر باشند؛ امّا گناه، گناه است، هر چند كوچك (صغيره) هم باشد. از آن جهت كه نافرماني خداوند بزرگ است، نبايد كوچك شمرده شود، و همانگونه كه ترك گناهان كبيره لازم است، ترك گناهان صغيره نيز لازم و ضروري است، چون اصرار بر انجام گناهان صغيره، خود گناه كبيره محسوب مي‎شود. در همين زمينه امام صادق ـ عليه السّلام ـ از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ  داستاني نقل مي‎كنند كه: «رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ در زميني خشك و بي‎گياه فرود آمدند، به اصحاب‎شان فرمودند: قدري هيزم بياوريد. اصحاب گفتند: يا رسول‎الله!‌در زمين بي‎گياه فرود آمده‎ايم در اينجا هيزمي نيست. حضرت فرمودند: هر كس هر قدر پيدا كرد بياورد سپس آن‎ها كم‎كم هيزم زيادي آوردند و در برابر حضرت انباشته كردند، رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: گناهان اينگونه جمع مي‎شوند. سپس فرمود: از گناهان محقّر و كوچك نيز بپرهيزيد زيرا هر چيزي بازخواست‎كننده‎اي دارد.[20]»

قسم خوردن
ابتدا لازم است مبناي فقهي و حكم قسم خوردن به اسماء و عناويني كه به خدا اختصاص دارد را يادآور شد كه اگر انسان بدون اين‎كه تصميم قلبي بر انجام يا ترك كاري داشته باشد قسم بخورد مثلاً‌ در مكالمات روزمره (از روي عادت) بگويد به خدا چنين شد يا چنين نشد، اين‌گونه قسم، موجب كفاره نيست؛[21] ولي گر راست باشد، مكروه است و اگر دروغ باشد، گناه است؛[22] امّا از بُعد تربيتي و روان‎شناختي حتّي در صورتي كه قسم ياد كردن بيش از حدّ و بدون قصد و از روي عادت باشد، امر مطلوب و هنجاري نيست بلكه جزء رفتارهاي آييني به حساب مي‎آيد كه چه بسا ممكن است منشأ آن وسواس فكري باشد و يا در مرور زمان به وسواس فكري بينجامد.[23] بي‎جهت در مواردي كه لازم نيست، به ذات خداوند (عج)، قسم ياد نشود؛ زيرا مقام خداوند بسيار ارزشمندتر و بالاتر از اين است كه انسان در هر موضوع جزيي و ناچيز به آن قسم ياد كند، پس به راحتي مي شود از اين عادت و تكيه كلام، دست برداشت.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. محسن قرائتي، گناه شناسي، پيام آزادي، 1369.
2. عليرضا حسني، توبه در قرآن و سنت، رايزن، 1378.
3. گناهان كبيره؛ شهيد دستغيب شيرازي؛ شيراز: كانون تربيت.

پي نوشت ها:
[1] . «الكبائر التي اوجب الله عليها النار»، محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، ج 2، ص 276 و نيز امام خميني، تحريرالوسيله، ج 1، ص 275 ـ 274.
[2] . قرائتي، محسن، تدوين توسط: محمد مهدي اشتهاردي، ‌گناه‎شناسي، پيام آزادي، 1369، ص 33.
[3] . دستغيب، عبدالحسين، گناهان كبيره، كانون انديشه‎هاي اسلامي، ج 1، ص 25.
[4] . نساء/72.
[5] . يوسف/78.
[6] . نساء/93.
[7] . نور/23.
[8] . نساء/100.
[9] . بقرة/277.
[10] . فرقان/68.
[11] . آل‎عمران/77.
[12] . توبه/35.
[13] . مائده/90.
[14] . محمدي ري‎شهري، محمد، ميزان الحكمة، ج 5، ص 402.
[15] . مظاهري، جهاد با نفس، ص 153.
[16] . قرائتي، محسن، گناه‎شناسي. پيام آزادي، 1369، ص 303.
[17] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 77، ص 52.
[18] . محمدي ري‎شهري، محمد، ميزان الحكمة، ج 3، ص 477؛ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 78، ص 67، و ج 75، ص 21.
[19] . كفّاره در باب توبه به معناي جبران گناه است كه با انجام عبادات و اعمال شايسته محقّق مي‎شود.
[20] . محمدي ري‎شهري. محمد، ميزان الحكمة، دارالحديث، ج 2، ص 991، تحت عنوان: الصغائر طرق الي الكبائر.
[21] . توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 559.
[22] . همان.
[23] . براي مطالعة بيشترمراجعه شود به: پري‎رخ، دادستان، روانشناسي مرضي، سمت، ج 1، مبحث وسواس فكري.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :