امروز:
چهار شنبه 1 شهريور 1396
بازدید :
1263
انديشه اجتماعى امام خمينى در آئينه آمار
اشاره:
مقاله‏اى كه از نظر خوانندگان گرامى مى‏گذرد، تحقيقى آمارى است راجع به مباحث و موضوعات مطروحه در كليه آثار امام خمينى، اعم از نوشته‏ها، سخنرانيها، پيامها و فرمانها. روش كار، تحليل محتوى مى‏باشد. در قسمتى از مقاله پيش فرضهايى را كه مى‏توان در بررسى آثار حضرت امام مدنظر قرار داد مطرح و در انتها نيز به مسايل و موضوعات مختلف اجتماعى (كه بيشترين مباحث را در آثار امام به خود اختصاص داده است) اشاره شده است.
از غم دوست در اين ميكده فرياد كشم دادرس نيست كه در هجر رخش داد كشم سالها مى‏گذرد، حادثه‏ها مى‏آيد انتظار فرج از نيمه خرداد كشم قبل از پرداختن به اصل بحث، ابتدا لازم است مشخص كنيم در اين بررسى آثار امام كدامند و كدام بخش آنها مورد بررسى قرار گرفته است؟ آثار صاحب نظران و مخصوصا مصلحين اجتماعى شامل تمامى نوشته ها، پيامها، سخنرانى ها، حتى آثار عينى و عملى به جاى مانده از ايشان مى‏باشد حتى قالبهاى بيرونى شامل تشكيلات و سازمانهايى كه براى پياده كردن ايده‏هاى خود بوجود آورده‏اند را شامل مى‏شود. به اين مجموعه مى‏توان سيره عملى آنها را هم اضافه نمود كه خود بحث درخورى را طلب مى‏كند آثار حضرت امام در يك تقسيم بندى كلى به شرح ذيل طبقه بندى شده است.
الف: نوشته‏ها و سخنرانى‏ها
در يك تقسيم بندى كلى، آثار قلمى و كلامى ايشان به دو دسته فقهى و غيرفقهى تقسيم مى‏شود. در اين بررسى طبيعتا آثار فقهى ايشان كه مستقيما توسط خودشان به رشته تحرير درآمده و يا بوسيله شاگردانشان جمع‏آورى شده مورد نظر نمى‏باشد، زيرا بررسى و دريافت نكات اجتماعى از دروس تخصصى و فقهى ايشان، توانائى و تخصص خاصى را طلب مى‏كند. ولى آثار غيرفقهى
ايشان كه بعدا به طبقه بندى آنان مى‏پردازيم مورد بررسى و موضوع مقاله مى‏باشد.
ب: روش و سيره عملى
بخش مهمى ازانديشه يك متفكر اجتماعى نه در قالب كلمات بلكه بصورت عملى بيان مى‏شود، زيرا عمل اجتماعى يك مصلح معمولا برخاسته از نظر و عقايد اوست. گاهى برخى عقايد و نظرات يك متفكر بعلت محدوديت‏هاى اجتماعى به طور عمومى بيان نمى‏شود بلكه در جمع خاص و تنها با نزديكان مطرح مى‏گردد دستيابى به اين بخش از نظرات متفكر با مشكلات بيشترى روبرو است، بطورى كه اين بخش ازانديشه را معمولا نزديكان و آشنايان آن متفكر در قالب خاطرات بيان مى كنند. از طرف ديگر مى‏دانيم كه محدوديت‏هاى اجتماعى معمولا در زمانى نسبتا طولانى برطرف مى‏شود، و زمينه‏اى فراهم مى‏كند تا برخى اسناد طبقه بندى شده سازمانهاى دولتى و غيردولتى بعد از مدتى انتشار يابد. بعنوان نمونه از 621 هزار نامه‏اى كه براى امام خمينى ارسال شده به تعدادى از آنها جواب‏هاى خصوصى داده‏اند، كه با تجزيه تحليل خاطرات و جواب‏هاى مطرح شده مى‏توان ابعاد مبهم و ديدگاه اجتماعى ايشان را بهتر شناخت. به سيره عملى ايشان - مخصوصا ابعادى كه كمتر در معرض ديد عام قرار گرفته است - فقط با گذشت زمان و جمع‏آورى و تجزيه تحليل اين قسمت دسترسى حاصل مى‏گردد.
ج: تشكيلات اجرائى
برخى از متفكرين موفق مى‏شوندانديشه خود را تحقق بخشيده و لباس عينى بر آنها بپوشانند از مهمترين و عينى ترين ابزار براى دستيابى به نظرات آنها، بررسى سازمانها و تشكيلات اجرائى است كه براى تحقق‏انديشه خود ايجاد نموده‏اند البته ايجاد تغيير در سازمانهاى قبلى و مخصوصا ارگانهاى جديدى كه امام ايجاد نموده‏اند گواه صادقى براى دستيابى به نظرات ايشان است. براى آگاهى ازانديشه سياسى و حتى تئورى سياسى و حكومتى ايشان، مطالعه كتاب حكومت اسلامى بخشى ازانديشه و ايده ايشان را روشن مى‏نمايد، بررسى حكومت تشكيل شده و ده سال رهبرى حكومت در دوران پر مخاطره دهه اول انقلاب تئورى حكومتى ايشان را بطور عينى و واضح در معرض شناخت و بررسى آيندگان قرار مى دهد. سياست دفاعى ايشان علاوه بر گفتار و نوشتار، در قالب سپاه و دفاع عمومى (بسيج) بهتر قابل شناسائى و تعمق مى باشد. جايگاه مسائل فرهنگى و آموزشى را علاوه بر گفتار امام در خصوص شوراى انقلاب فرهنگى، انقلاب فرهنگى؛ با توجه به آموزش بزرگسالان (نهضت‏ سوادآموزى) در قالب يك بسيج عمومى و مردمى بيشتر و بهتر مى‏توان شناخت. در يك جمع بندى دسترسى به‏انديشه اجتماعى ايشان و تركيب اين سه زمينه با همديگر بطريق مذكور ميسر است. ما در اين نوشته فقط، بخش الف از آثار ايشان يعنى كتب و نوشتارهاى غيرفقهى آن را بعنوان موضوع تحليل برگزيده‏ايم و طبيعتا تعميم نتايج نيز در اين محدوده صورت مى‏گيرد.
روش بررسى
يكى از تكنيك‏هاى مشاهده روش اسنادى (1) است. در اين تكنيك ابتدا صحت و سقم يك متن بررسى مى‏شود پس از اثبات حقيقى بودن آن به بررسى محتوى آن مى پردازند. اين روش كه ابتدا براى تحليل محتوى مطبوعات و رسانه‏هاى گروهى بكار رفته به دو دسته تقسيم مى‏شود.
الف - روش كمى: در اين روش براى بررسى يك متن تعداد واژه‏هاى مربوط به موضوعى خاص شمارش شده و با مقايسه نتايج ‏بدست آمده متن‏هاى گوناگون مورد ارزيابى قرار مى‏گيرد در اين روش وجود فرضيه چندان ضرورتى ندارد و بدليل كمى بودن واژه‏ها امر مقايسه به سادگى انجام مى‏گيرد ولى اين روش در عين سادگى از عمق كمى برخوردار است و در متن‏هايى كه پيام خود را با زبان استعاره و يا غيرمستقيم بخواهد منتقل كند، كارآئى چندانى ندارد و گاهى محقق را دچار خوشباورى و گمراهى مى‏نمايد.
ب - روش كيفى و تحليل محتواى: در اين تكنيك به جاى توجه به ظاهر واژه‏ها و شمارش آنها با روشى خاص محتوى يك متن مورد بررسى قرار مى‏گيرد كه به توضيح آن مى پردازيم. منظور از اين روش آن است كه بتوان براساس آن خصوصيات زبانى يك متن گفته يا نوشته شده را بطور واقع بينانه و عينى و بطور سيستماتيك شناخت و از آنها نيز استنتاج‏هايى درباره مسائل غير زبانى يعنى درباره خصوصيات فردى و اجتماعى گوينده و نويسنده نمود. (2) اين روش براى اولين بار (به گفته مرتون و شاگردانش) در يونان باستان و سپس در قرن هفتم ميلادى در فلسطين براى استخراج تورات بكار برده شده است. اين روش در ايران نيز سابقه طولانى دارد و در گذشته رايج‏بوده است. تجزيه و تحليل و جز به جز كردن و يافتن معانى متون قرآنى و حديث از زمانهاى گذشته در اسلام و ايران رايج و شناخته شده بوده است. اين روش بطور مختصر در هنگام جنگ جهانى دوم متداول شد و هدف كشورهاى درگير در جنگ با آلمان بررسى نحوه تبليغات آلمان و ميزان تاثير گذارى آن بر روى جامعه امريكا بود. بعد از جنجالهايى كه بر روى محتوى بعضى نشريات در امريكا بروز كرده بود كه اينها به نفع آلمان و عليه امريكا مطالبى را منتشر مى‏كنند. نهايتا براى دستيابى به ملاكهايى كه بتوان اين غائله را خاتمه داد. آقاى لاسول در پى ابداع روشى برآمد تا به كمك آن و با ملاكهاى عينى اين مسئله را ارزيابى كند.
مهمترين شرايط يك تحليل محتوايى نسبتا قابل قبول عبارتند از:
1- چارچوب تئوريك: وجود يك چارچوب تئوريك در يك تحليل محتوايى الزامى و بدون يك ديدگاه نظرى تحليل محتوى مشكل و حتى غير ممكن است.
2- نمونه‏گيرى: داشتن يك نمونه‏گيرى دقيق از متونى كه بنا است مورد تحليل قرار گيرند امرى لازم و حتمى است مخصوصا وقتى حجم كار وسيع باشد مانند يك مجله يا روزنامه در چندين سال، البته بدليل اينكه در آثار امام نمونه‏گيرى انجام نگرفته و فقط آثار قابل دسترسى و عمومى و غيرفقهى ايشان مورد بررسى قرار گرفته است از توضيح بيشتر آن خوددارى مى‏شود.
3- اعتبار و قابليت اعتماد: مهمترين اشكالى كه به روش فوق وارد است، اين است كه متفكرين معتقدند، ميزان اعتبار و قابليت اعتماد اين روش به توانائى محقق بستگى دارد و كمتر مى‏توان با ملاك‏هاى عينى اعتبار و قابليت اعتماد آن را سنجيد. هرچند از طرف مدافعان اين روش تلاشهاى زيادى شده تا اين نقيصه برطرف شود ولى در حال حاضر نيز اين نقيصه مشكل عمده اين روش به حساب مى‏آيد. (3)
در اين بررسى با توجه به مزاياى روش تحليل محتوى (كيفى) برگزيده شد. و در اينكه اين روش بهترين ابزار و معتبرترين ابزار براى سنجش واندازه‏گيرى و پى بردن به افكار وانديشه متفكر است، شكى وجود ندارد، براى گريز از ضعف‏هاى آن اقدامات ذيل اتخاذ شده است:
الف: براى طبقه بندى و تهيه فهرستى از مسائل اجتماعى با همكارى صاحب نظران دانشگاه‏هاى مختلف فهرستى تهيه شد و به افراد مختلف ارائه شد و پس از جمع‏آورى نظرات آنها فهرستى ديگر بدست آمد و در حين عمل در صورتى كه مسايل اجتماعى جديدى وجود داشت كه در فهرست نيامده بود به آن اضافه و در صورتى كه موضوعى فاقد فيش بود، از فهرست‏حذف و نهايتا فهرستى جامع تهيه شد كه در آن از شناخته شده ترين گروههاى اجتماعى تا پيچيده ترين لايه‏هاى تفكر اجتماعى يعنى افكار و ايده ها، طبقه بندى و گروهبندى كلى ذيل حاصل شد:
1- نظام اجتماعى شامل مفهوم جامعه، گروههاى اجتماعى، موسسات اجتماعى.
2- نظام فرهنگى: شامل فرهنگ، اهميت فرهنگ، انواع فرهنگ، فرهنگ‏پذيرى و عوامل آن ايده ها، ارزشها، آرمانها.
3- مسائل و آسيب‏هاى اجتماعى.
4- رفتارهاى جمعى و تغييرات اجتماعى.@#@
5- بوم شناختى و مسائل جمعيت.
ب: براى بالا بردن قابليت اعتماد به جاى انتخاب واژه (روش كمى) بعنوان واحد تحليل، پاراگراف را بعنوان واحد تحليل در نظر گرفته و در صورتى كه مطلب در يك پاراگراف تمام نمى‏شد تا هر كجا كه لازم بود واحد تحليل قابل گسترش بود.
براى اينكه اساس تحليل بر توانائى و نظرات يك يا دو محقق متكى نباشد، ابتدا آثار در اختيار گروهى از محققين قرار گرفته و بوسيله آنها كدگذارى مى‏شد، همان متن مجددا در اختيار گروه دوم قرار گرفته و مجددا كدگذارى انجام و يا كدهاى انتخاب شده تائيد مى‏شد، حاصل كار را گروهى بعنوان هيات داوران مورد ارزيابى قرار داده در صورت عدم توافق در ارتباط موضوع با كد مربوطه، با بحث روى موضوع، كد مربوطه مشخص مى‏شد.
- اصول كلى در تحليل محتوى آثار حضرت امام (ره)
اصل اول: انسجام درونى
على رغم اينكه يك متفكر اجتماعى با توجه به تغييرات شرايط بيرونى (اجتماع) و يا مصلحت‏هايى كه ممكن است در بيان بعضى مسائل پيش آيد احتمال دارد موضع‏گيرى‏هاى متفاوتى نسبت‏به مسئله داشته باشد. ولى با زدودن قيد زمان و مكان از يك‏انديشه قطعا مى‏توان نشان داد كه
هر متفكر و مخصوصا مصلح اجتماعى بينش خاصى را دنبال مى‏كند و تغيير شرايط زيربناهاى فكرى او را كمتر دچار تحول مى‏نمايد، بعنوان مثال كسى كه از نظر فلسفى معتقد به انسان مدارى باشد طبيعتا موضع‏گيرى‏هاى سياسى اجتماعى وى به صورتى اين وحدت درونى را نشان مى‏دهد، براى شاهد مثال مى‏توان به داستانهايى كه ايشان براى تائيد و يا استفاده خاص در بعضى موارد نقل كرده‏اند اشاره كرد، جالب است اگر داستانى را گوينده‏اى در فاصله‏اى كوتاه دوبار تكرار كند، قطعا مشابه همديگر نخواهد بود (البته بدون استفاده از نوشته) . ولى در اين بررسى ميان حوادث يا داستانهائى كه ايشان در فواصل نسبتا طولانى نقل كرده‏اند نه تنها تفاوتى وجود ندارد بلكه در اغلب موارد ساخت جمله و لغات آن هم مشابه است. اين موضوع علاوه بر انسجام درونى،صداقت و امانت گوينده را نيز دقيقا نشان مى‏دهد.
اصل دوم: طبقه بندى آثار ايشان
همانگونه كه قبلا اشاره شد، جامعه آمارى مورد بررسى، آثار قلمى و سخنرانى‏هاى ايشان به استثناى آثار فقهى است كه به سه دسته ذيل طبقه بندى مى‏شوند:
1- كتابهاى غيرفقهى ايشان كه شامل كتب عرفانى، سياسى و اجتماعى مى‏باشد و اغلب بصورت تخصصى نوشته شده‏اند درجه تخصصى بودن بعضى از آنها در حدى است كه فقط افرادى كه داراى اطلاعاتى در بعد عرفان نظرى هستند، قادر به فهم مفاهيم آن هستند و يا كسانى كه قدمى در وادى عرفان عملى برداشته‏اند و برخى از منازل سلوك را طى كرده‏اند مى‏توانند آن را درك كنند.
كتاب كشف الاسرار (به دليل اينكه جوابيه‏اى است‏به شبهات مطرح شده در دهه 1320 از جانب برخى افراد)، ولايت فقيه كه تئورى سياسى حكومت اسلامى مى باشد و جهاد اكبر از اين قاعده مستثنى است و مابقى اين آثار به ترتيب تاريخ نگارش به شرح ذيل مى‏باشند:
1- شرح دعاى سحر 1307 ه . ش) برابر با 1347 (ه . ق) در سن 27 سالگى
2- مصباح الهدايه 1309 (ه . ش) برابر با 1349 (ه . ق)
3- چهل حديث 1318 (ه . ش) در قم
4- سرالصلوه 1318 (ه . ش)
5- كشف الاسرار 1321 (ه . ش) برابر با 1363 (ه . ق)
6- طلب و اراده 1331 (ه . ش) در همدان
7- ولايت فقيه 1348 (ه . ش) برابر با 1389 (ه . ق) نجف اشرف (عراق)
8- جهاداكبر 1350 (ه . ش) برابر با 1392 (ه . ق) نجف اشرف (عراق)
9- شئون و اختيارات ولايت فقيه‏1354 يا 55 (ه . ش) برابر با 1396- نجف اشرف (عراق)
10- تفسير سوره حمد 1358 (ه . ش) برابر با 1400 (ه . ق) تهران
11- ديوان اشعار سالهاى مختلف كه اين آثار جمعا حدود 3000 صفحه (3003) از آثار قلمى ايشان را دربرمى گيرد.
2- دست نوشته‏هاى ايشان شامل پيامها، نامه ها، اطلاعيه ها، فرمانها، و عموما آثارى از ايشان كه بصورت مكتوب در دسترس عموم قرار گرفته است. متن اين دست نوشته‏ها از صلابت و محكمى خاصى برخوردار است و از نظر نثر، در ادبيات معاصر ايران كم نظير است و بر ادبيات معاصر ايران از جنبه‏هاى گوناگون تاثيرگذار است كه براى نمونه به متن ذيل توجه كنيد:
"هان‏اى روحانيين اسلامى!اى علماء ربانى!اى دانشمندان ديندار!اى گويندگان آئين دوست!اى دينداران خداخواه!اى خداخواهان حق پرست!اى حق پرستان شرافتمند!اى شرافتمندان وطنخواه!اى وطنخواهان باناموس! عظمت‏خداى جهان را بخوانيد و يگانه راه اصلاحى را كه پيشنهاد فرموده بپذيريد و ترك نفع‏هاى شخصى كرده تا به همه سعادت‏هاى دو جهان نائل شويد." (4)
البته نمونه‏هايى از نظم و نثر ايشان را مى توان در ديوان اشعار و پيامهاى سالهاى آخر عمر ايشان از جمله پيام برائت، وصيت نامه و ...... مشاهده نمود.
3- سخنرانى‏هاى عمومى ايشان كه در مجموع 22 جلدى صحيفه نور گردآورى شده است و جمعا حدود 6300 صفحه از آثار ايشان را شامل مى‏شود. از 22 مجلد صحيفه‏هاى نور، يك جلد تا سال 1356، سه جلد مربوط به سال 57 و هفت جلد سخنرانى و پيامهاى ايشان در سال 1358 مى‏باشد. سالهاى 59و60 هر كدام دو جلد از صحيفه‏ها را به خود اختصاص داده‏اند. سالهاى 61و62و63 هر كدام يك جلد و سخنرانى و پيامهاى پنج‏سال باقيمانده عمر ايشان نيز در چهار جلد صحيفه نور گردآورى شده است. البته جلد 22 صحيفه مجموعه‏اى از صحبت‏ها و پيامها و نامه‏هاى ايشان است كه در هنگام تدوين صحيفه هنوز جمع‏آورى نشده بود. و مربوط به سالهاى متفاوت است.
در اين آثار كه امام با امت‏بطور مستقيم به گفتگو مى‏پردازد. با زبانى بسيار ساده، پيچيده ترين مسائل سياسى را در قالب همه فهم بيان مى‏كند. نوشته‏هاى عرفانى ايشان كاملا تخصصى، پيامها و دستنوشته‏هاى ايشان كاملا اديبانه و صحبت‏هاى ايشان با مردم كاملا ساده است، بطورى كه مسائل غامض سياسى در قالب كلمات و جملات ساده طورى بيان شده كه يك پيرزن روستائى ساده تا يك استاد علوم سياسى دانشگاه مى توانند از آن بهره خود را ببرند. بطورى كه محقق در صورت عدم آشنائى قبلى با حضرت امام (ره) ممكن است تصور كند، نويسنده كتابها و پيامها فردى غير از كسى است كه سخنرانى‏هاى عمومى را بيان داشته است.
اشعار ايشان عالم ديگرى است كه بررسى آن به اديبان و عارفان و حافظ شناسان واگذار مى‏شود. ولى: آب دريا را اگر نتوان كشيد مى‏توان به قدر تشنگى از آن چشيد
انتظار
از غم دوست در اين ميكده فرياد كشم
دادرس نيست كه در هجر رخش داد كشم
داد و بيداد كه در محفل ما، رندى نيست
كه برش شكوه برم، داد ز بيداد كشم
شاديم داد غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منت آنرا كه به من داد كشم
عاشقم، عاشق روى تو، نه چيز دگرى
بار هجران و وصالت‏به دل شاد كشم
در غمت‏اى گل وحشى من‏اى خسرو من
جور مجنون ببرم، تيشه فرهاد كشم
مردم از زندگى بى تو، كه با من هستى
طرفه سرى است كه بايد بر استاد كشم
سالها مى‏گذرد، حادثه‏ها مى‏آيد
انتظار فرج از نيمه خرداد كشم (5)
اصل سوم: تكامل‏انديشه در طول زمان
عدم توجه به اصل فوق، بررسى آثار و آراء صاحب نظران را با مشكل روبرو مى‏سازد. زيرا معمولا صاحب نظران و مصلحين به علت داشتن يك سرى ويژگى‏هاى خاص در جامعه شناخته مى‏شوند، روى آوردن جامعه به اين گونه افراد در موقعى حاصل مى‏شود كه اين صاحب نظران مراحلى از تكامل را طى كرده‏اند. در صورتى كه به آثار و گفته‏هاى قبلى ايشان مراجعه شود، گاهى محقق با تناقض در آثار اين بزرگان روبرو مى شود. توجه اين اصل كه انسان در مسير تكاملى خود معمولا منازلى را طى مى‏كند كه كنار هم نهادن آثار مربوط به هر دوره با دوره بعدى گاهى اين مشكل را فراهم مى‏كند و براى اجتناب از اين مشكل توجه به بعد پيشرفت فكرى و روحى انسان اصلى اساسى و پذيرفته شده مى‏باشد. البته اين اصل در ارتباط با حضرت امام (ره) كمتر مصداق دارد، زيرا اين عالم ربانى در تمام دوران حيات خود جهت واحدى را دنبال نموده و آنهم عمل به احكام الهى كه از جانب شارع وضع شده، هر چند عنصر تكامل روحى و معنوى در آثار و نوشته‏هاى ايشان كاملا مشهود است، نويسنده كتاب شرح دعاى سحر (1307) همان كسى است كه تفسير سوره حمد را در نيم قرن بعد بيان مى‏كند كه از نظر جهت كلى هيچ تغييرى ننموده است. ولى بيان كننده تفسير عرفانى سوره حمد با نويسنده شرح دعاى سحر از نظر مراتب عرفانى نه تنها يكى نيست‏بلكه قابل مقايسه هم نمى باشد. حتى اين تغييرات در مدت كوتاهى هم از ديد اهل نظر پوشيده نبوده است (6) براى نمونه به مطلبى كه در اولين نامه ايشان مكتوب است اشاره مى‏كنيم:
"خودخواهى و ترك قيام براى خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده و همه جهانيان را بر ما چيره كرده و كشورهاى اسلامى را زير نفوذ ديگران درآورده. قيام براى منافع شخصى است كه روح وحدت و برادرى را در ملت اسلامى خفه كرده. قيام براى نفس است كه بيش از دهها ميليون جمعيت‏شيعه را به طورى از هم متفرق و جدا كرده كه طعمه مشتى شهوت پرست پشت ميز نشين شدند. قيام براى شخصى است كه يك نفر مازندرانى بيسواد را بر يك گروه چندين ميليونى چيره مى‏كند كه حرث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود كند" (7)
با مقايسه نمونه بالا با آخرين مكتوبات ايشان در پيام برائت و سالهاى آخر عمر ايشان نشان مى‏دهد كه در جهت‏گيرى كلى ايشان نه تنها تفاوتى حاصل نشده بلكه عينا خط فكرى همان است هر چند امام سال 68 "با امام سال" 23 تفاوت بسيار دارد.@#@
اصل چهارم: توجه به عنصر زمان و مكان
در بررسى مواضع سياسى و اجتماعى يك متفكر توجه به عنصر زمان و شرايط اجتماعى و تاريخى نقش مهمى در فهم بهتر آن پديده اجتماعى دارد.
براى شناخت علل مخالفت مدرس با اعلام جمهورى و حكومت جمهورى از جانب رضاخان، توجه به شرايط سياسى دهه اول قرن چهاردهم (1303ه.ش) ما را در شناخت اين موضع‏گيرى تواناتر مى‏نمايد. در غير اين صورت ممكن است مدرس را طرفدار حكومت‏سلطنتى و رضاخان را پيرو دمكراسى ارزيابى كنيم. درك بهتر كتاب كشف الاسرار تنها با مطالعه شرايط سياسى اجتماعى دهه 1320 و شناخت جريانهاى ضد دينى كه تحت عنوان پاك دينى (كسروى) و يا اصلاح دينى (شريعت‏سنگلجى) و يا اسرار هزار ساله حكمى زاده، كه كتاب حضرت امام (ره) در جواب شبهات مطرح شده از جانب شخص اخير به رشته تحرير درآمده است، ميسر است در غير اين صورت مشكلات عديده‏اى در فهم آن بروز خواهد كرد. نمونه‏هاى متعددى در تاريخ پنجاه ساله اخير ايران
مى‏توان ذكر كرد كه در صورت عدم توجه به ظرف مكان و زمان، فهم آن حادثه يا موضع‏گيرى تغيير خواهد كرد. براى نمونه قيام 15 خرداد كه در مخالفت‏با نقض حاكميت ملى ايران از طريق قانون كاپيتولاسيون و حركتهاى ضد دينى رژيم شكل گرفته بود، از طرف ابرقدرت شرق تحت عنوان ارتجاع سياه و مخالفت‏با اصلاحات ارضى قلمداد و شناخته شد.
اصل پنجم: جايگاه تكرار در مسائل فرهنگى
بر عكس كتب و نوشته‏هاى تخصصى كه معمولا سعى مى‏شود مطالب بصورت تخصصى و يكبار مطرح شود.، و در ارزيابى متون علمى و ادبى عنصر تكرار بعنوان يك نقطه ضعف شناخته مى‏شود. در مسائل فرهنگى و مخصوصا در انقلابات فرهنگى عنصر تكرار عاملتعيين كننده‏اى محسوب مى‏شود بطورى كه براى ايجاد تغييرات در پديده‏هاى فرهنگى هر چند كوچك و پيش پا افتاده در حد يك رسم غلط اجتماعى، نه تنها تكرار چاره ساز است‏بلكه تداوم در تكرار مى‏تواند نقش تعيين كننده‏اى در تغييرات بعدى بعهده داشته باشد. براى نمونه در سال 58 كه اولين سال بعد از پيروزى انقلاب است‏سخنرانى و بيانات امام قريب 3/1 تمام سخنرانى‏ها و پيام‏هاى ايشان مى‏باشد، بطورى كه از 22 جلد صحيفه نور، 7 جلد آن مربوط به اين سال است. بررسى مطالب اين هفت جلد نشان مى‏دهد كه با توجه به شرايط انقلاب و لزوم هدايت جريانهاى صحيح و مقابله با جريانهاى انحرافى، عنصر تكرار بشدت در اين دوره مشاهده مى‏شود.
البته حضرت امام به اين امر واقف بودند بطورى كه در يكى از صحبت هايشان مربوط به ضرورت وحدت بعنوان محور و ابزار انسجام اجتماعى به فلسفه اين تكرار اشاره مى‏كنند:
"با اين وضع كه زير پرچم اسلام هستيد، آسيب پذير نخواهيد بود. و من اينكه مكرر اين مطلب را عرض مى‏كنم براى اهميت مطلب است كه بايد هى تلقين كنيم ما به هم، هر كس موعظه مى كند همين را بگويد، هر كس سخنرانى مى‏كند همين مطلب را بگويد، خيال نكند اين را گفته‏اند، بايد هميشه گفت، بايد هميشه به گوش مردم و به گوش ملت و به گوش همه ارگان‏هاى دولتى هى خواند به اينكه آقا فراموش نكنيد وحدت را، هى نگوئيد وحدت و دنبالش نباشيد، عملا با هم وحدت داشته باشيد" (8) به عبارت ديگر تغييرات فرهنگى و اجتماعى بدون عنصر تكرار امكان‏پذير نمى باشد.
موضوعات اجتماعى و فراوانى آنها درانديشه اجتماعى حضرت امام (ره) همانطور كه قبلا اشاره كرديم در فهرست تهيه شده،انديشه اجتماعى حضرت امام (ره) را در قالب "نظام اجتماعى"، "نظام فرهنگى"، "آسيب‏هاى اجتماعى"، "رفتارهاى جمعى و تغييراتاجتماعى"، و در نهايت "مسائل بوم شناختى و جمعيت"، تقسيم كرديم.
از بررسى صحيفه‏هاى نور و كتابهاى غيرفقهى ايشان كه جمعا حدود 9300 صفحه مطلب را دربرمى گيرد جمعا حدود 10780 فيش استخراج شده كه حدود 1061 فيش اجتماعى از صحيفه‏ها و 179 فيش از كتب اخلاقى عرفانى ايشان مطالب اجتماعى استخراج شده كه توزيع آنها براساس موضوعات مختلف به شرح ذيل مى باشد:
1- مفاهيم كلى (مفهوم جامعه، انواع جامعه، جامعه ايده آل، رابطه فرد و جامعه) 119 فيش اجتماعى.
2- گروههاى كلى (مستضعفين، مستكبرين، بيگانگان، اجانب، گروههاى خودى) 466 فيش اجتماعى.
3- گروههاى اعتقادى دينى (شيعه، سنى، حجاج، عرفا، اقليت‏هاى دينى، ......) 163 فيش اجتماعى.
4- گروههاى فرهنگى آموزشى (معلمين، دانش آموزان، روحانيون، دانشگاهيان، روشنفكران ...) 1305فيش اجتماعى.
5- گروههاى صنفى شغلى (كشاورزان، كارگران، بازاريان، پزشكان، پرستاران ...) 227 فيش اجتماعى.
6- خانواده گروههاى سنى و جنسى (كودكان، نوجوانان، سالمندان، زنان، مردان، خانواده) 321 فيش اجتماعى.
7- گروههاى قومى جغرافيائى (كردها، بلوچ ها، عشاير، مرزنشينان، ايرانيان خارج از كشور) 116 فيش اجتماعى.
8- گروههاى سياسى فكرى (ليبرالها، سازشكاران، غرب زده ها، كمونيستها، ملى گراها، سلطنت طلب ها، منافقان، مخالفين نظام، زندانيان سياسى، فراريان، آزادى خواهان، بهائى ها، صهيونيست ها، اعتصابيون، سياسيون، منحرفين، توطئه گران، مومنين و وهابيون) 570 فيش اجتماعى.
9- گروههاى ايثارگر و صدمه ديده از جنگ و حوادث (شهداء، فرزندان و خانواده شهدا، اسرا، جانبازان، جنگ زدگان، زلزله زدگان)175فيش اجتماعى.
10- گروههاى محروم و مورد حمايت (فقرا، كودكان يتيم، معلولين جسمى و روحى) 15 فيش اجتماعى.
11- واحدهاى اجتماعى ملى (ملت ايران، ملت، مردم، توده مردم، ملتهاى عراقى، لبنان ....) 1136 فيش اجتماعى.
12- واحدهاى اجتماعى فرا مليتى (ملل مستضعف، امت اسلامى و مسلمانان، اروپائيان، تمدنهاى غرب، اعراب) 327 فيش اجتماعى.
13- موسسات دينى، فرهنگى، آموزشى و تبليغاتى (مدارس، مراكز تربيت معلم، دانشگاهها، حوزه‏هاى علميه، نهضت‏سوادآموزى، وزارت فرهنگ و آموزش عالى، وزارت ارشاد، شوراى عالى انقلاب فرهنگى سازمان تبليغات، سازمان حج و اوقاف و امور خيريه، مساجد و تكايا، موزه ها، مطبوعات، راديو و تلويزيون) 613 فيش.
14- بنيادها و نهادهاى انقلاب اسلامى (بنيادهاى شهيد، مستضعفان، پانزده خرداد، كميته امداد، بنياد مهاجرين جنگ، هيات‏هاى هفت نفره، جهاد سازندگى و بنياد مسكن انقلاب اسلامى) . 71 فيش.
15- ساير موسسات و وزارتخانه‏ها (هلال احمر، بهزيستى، تربيت‏بدنى، شهردارى ها، شوراهاى اسلامى، و وزارتخانه‏هاى مختلف به استثناى امور خارجه، دادگسترى، اقتصاد و كشاورزى، بازار، موسسات دولتى بطور مطلق) . 59 فيش.
16- مفاهيم مربوط به نظام فرهنگى (اهميت فرهنگ، انواع فرهنگ، فرهنگ اسلامى، فرهنگ غربى، فرهنگ مادى، فرهنگ استعمارى و استعمار فرهنگى، مطلق فرهنگ) . 98 فيش.
17- فرهنگ‏پذيرى و عوامل آن (تبليغات، انتشارات، افكار عمومى، خواست ملى، رسانه‏هاى گروهى) . 403 فيش.
18- ايده ها، ارزشها، آرمانها (سرمايه دارى، كمونيسم، ملى گرائى، غرب گرائى، دموكراسى، آزادى، حقوق بشر، تبعيض نژادى، استقلال، وابستگى، تجزيه طلبى، عدالت، برابرى، برادرى، عدالت اجتماعى، وحدت، جهاد، اعتماد به نفس، خودباختگى، ارتجاع، تعهد، تخصص، امر به معروف و نهى از منكر، گزينش صرفه جوئى، ايثار و شهادت، آگاهى و بيدارى، ترقى و تجدد، پيروزى، تعاون و همكارى، احساس مسئوليت، نظم و انضباط، خوداتكائى و خودكفائى) . 2489 فيش.
19- هنجارها، آداب و رسوم، سنت‏ها (نماز جمعه و جماعت، اعياد مذهبى و ملى، ايام الله و روزهاى خاص مراسم عزادارى، مراسم حج، حجاب) . 238 فيش.
20- آسيب‏هاى اجتماعى (فقر، بيسوادى، بيكارى، فساد اخلاقى و فحشاء، اعتياد و قاچاق، دزدى، شرارت، بوروكراسى، تفرقه، مشكل مسكن، گرانفروشى، سستى و غفلت، هرج و مرج، مردم آزارى، ارتشاء، خيانت، بى تفاوتى) . 458 فيش.
21- رفتارهاى جمعى و عمل اجتماعى (تظاهرات، اعتصابات، شايعه پراكنى، قيام عمومى هجرت، اوقات فراغت) . 200 فيش.
22- تغييرات اجتماعى (علت و كارگزاران و شرايط و مراحل و روش و اهداف تغييرات اجتماعى، عوامل تغييرپذير) . 173 فيش.
23- بوم شناختى و جمعيت (حوادث طبيعى مثل سيل، زلزله، بهداشت، مهاجرت) . 38 فيش.
با مراجعه به موضوعات 23 گانه فوق، در نظام اجتماعى توجه حضرت امام (ره) بيشتر به گروههاى فرهنگى آموزشى مخصوصا روحانيون و دانشجويان معطوف شده است و موضوع دوم در نظام اجتماعى كه بيشترين فيشها را به خود اختصاص داده واحدهاى اجتماعى ملى نظير ملت و ملت ايران و مردم مى‏باشد، اما در نظام فرهنگى بيشترين موضوعى كه در كلمات حضرت امام مطرح شده، ايده ها، ارزشها و آرمانها مى‏باشد (2489 فيش) با توجه به اينكه حضرت امام (ره) بعنوان يك فقيه اسلام شناس جهت نهائى حركت‏خود را رضايت‏خداوند در عمل به اسلام قرار داده است‏با وجودى كه ما اسلام را بعنوان يك دين در قالب پديده‏هاى اجتماعى قرار نمى‏دهيم باز هم مسئله ايده و ارزشها اعم از منفى و مثبت‏بيشترين تكرار را به خود اختصاص داده است. و بحث تغييرات كه به زبان ديگر مكانيسم‏هاى انقلاب و ابعاد گوناگون آن مطرح است، بيشترين فراوانى را در اين گروه به خود اختصاص داده است.
با توجه به اصل پنجم از پيش فرض‏هاى موجود براى بررسى‏انديشه اجتماعى امام (ره) كه همان عنصر تكرار مى‏باشد و با نظر به اينكه بيش از نيمى از فيش‏هاى‏انديشه اجتماعى ايشان (6103 فيش) به چهار موضوع فوق اختصاص يافته است، بنظر مى‏رسد دو گروه متفكر در جامعه يعنى روحانيون و دانشگاهيان نقش ويژه‏اى در تغييرات اجتماعى و انقلابات بعهده دارند.@#@ هر چند كثرت توجه به ملت و مفاهيم مشابهه آن نشان مى‏دهد، انقلاب بدست توده‏هاى مردم انجام مى‏گيرد و مكانيزم آگاهى بخشى و انتقال ارزشها و ايده‏ها به مردم قاعدتا توسط اين قشر آگاه و تحصيلكرده قديم و جديد انجام مى‏گيرد. اين قسمت ازانديشه اجتماعى امام (ره) و مقايسه آن با تئورى‏هاى موجود درباره چگونگى بوجود آمدن انقلاب‏ها وقتى ديگر و بحث تخصصى ديگرى را طلب مى‏كند.
مهمترين موضوعات اجتماعى از ديدگاه حضرت امام (ره) در صورتى كه كثرت حضور يك موضوع را بناى براى مهمتر بودن آن در مسائل فرهنگى و اجتماعى تلقى كنيم (همانگونه كه در فيش فرض پنجم به آن اشاره شد) مهمترين موضوعات اجتماعى مطرح شده درانديشه امام (ره) به شرح ذيل است:
1- ملت و ملت ايران 906 فيش
2- روحانيون و علما 657 فيش
3- وحدت 631 فيش
4- علت تغييرات اجتماعى (انقلاب) 362 فيش
5- كارگزاران تغييرات اجتماعى 315 فيش
6- دانشجويان و دانشگاهيان 302 فيش
7- مسلمانان و امت اسلام 259 فيش
8- تبليغات 231 فيش
9- تفرقه 227 فيش
10- محرومين و مستضعفين 227 فيش
11- آزادى 203 فيش جمع كل 4320 فيش
در عين حال كه 11 موضوع فوق حدود 3/1 فيش‏هاى اجتماعى را به خود اختصاص مى‏دهد. سه موضوع اول يعنى مردم، روحانيون و وحدت نشان مى‏دهد براى دستيابى به موضوع چهارم يعنى انقلاب نياز به چه ابزار و لوازمى است كه بحث مفصلى در تئورى‏هاى انقلاب به خود اختصاص مى دهد از آنجا كه سه محور اساسى در انقلاب، اصلا انقلاب متكى به مردم و بدست مردم انجام مى‏گيرد (كارگزاران تغييرات اجتماعى روحانيون، علما) بعنوان انتقال دهنده‏انديشه انقلابى دينى به مردم محسوب مى‏شوند و نقش واسطه و كاتاليزور را بازى مى‏كنند. و لوازم دسترسى به انقلاب در سايه وحدت در ابعاد گوناگون آن مى باشد، نظر به اهميت موضوع و پيچيدگى آن بررسى آن مقوله‏اى ديگر و تبيين خاص را طلب مى‏كند. براى ارزيابى تحليل محتوى كيفى به جاى نوع كمى آن، با استفاده از ماشين‏هاى شمارشگر، تعداد واژه‏هاى ملت، ملت ايران، روحانيون، روحانيت، علما، وحدت و ... كه در سخنرانى ها، پيام ها، فرمانها، ...... بكار رفته بود، دقيقا شمارش شد كه نتايج ذيل حاصل شد:
1- ملت (ملت ايران، مردم ايران، ملت) 15389 بار
2- روحانيت (روحانيت، روحانيون، علما) 6365 بار
3- وحدت (بطور عام) 2901 بار
در عين حال كه نشان مى‏دهد از نظر فراوانى مشابه تحليل محتوى كيفى نمى‏باشد ولى از نظر مرتبه و مقايسه آن با موضوعات ديگر قابل مقايسه است، بطورى كه از نظر تعداد فيش هم سه موضوع، ملت و روحانيون و علما و وحدت به ترتيب از نظر فراوانى مهمترين موضوعات مطرح شده درانديشه اجتماعى حضرت امام (ره) مى‏باشد. از طرف ديگر تفاوت روش تحليل محتوى كمى و كيفى را با اختلاف در فراوانى‏ها به خوبى نشان مى‏دهد نظر به اينكه مقاله حاضر فقط در صدد معرفى آمارى موضوعات اجتماعى منعكس شده در آثار حضرت امام (ره) بوده است در انتها به چند موضوع ديگر كه تعداد فيشهاى موجود از آنها بالاتر از 100 مى‏باشد اشاره مى‏كنيم:
1- استقلال 197 فيش
2- مردم 182 فيش
3- دانشگاهها 159 فيش
4- جوانان و نوجوانان 154 فيش
5- زنان 146 فيش
6- شرايط تغييرات اجتماعى 146 فيش
7- جهاد و مبارزه 142 فيش
8- روشنفكران 138 فيش
9- روش تغييرات اجتماعى 136 فيش
10- حوزه‏هاى علميه 135 فيش
11- اهداف تغييرات اجتماعى 134 فيش
12- وابستگى 116 فيش
13- پيروزى 114 فيش
14- مخالفين نظام جمهورى اسلامى 106 فيش
15- خواست ملى 102 فيش
جمع كل 1207
در مجموع 26 موضوع مذكور بيش از نيمى از فيش‏هاى اجتماعى‏انديشه حضرت امام (ره) را به خود اختصاص داده است، توزيع آنها بر اساس جلدهاى مختلف صحيفه نور و كتابها و چگونگى توزيع آنها در زبانهاى مختلف موضوع ديگرى است كه محققين آينده به آن خواهند پرداخت.
پى‏نوشت‏ها:
1- موريس دوروژه - روشهاى تحقيق در علوم اجتماعى - observation docamentery
2- رفيع پور - روش تحليل محتوى - پژوهشنامه علوم انسانى - دانشگاه شهيد بهشتى
3- در اين قسمت از مقاله آقاى فرامرز رفيع پور در باب روش تحليل محتوى بيشتر استفاده شده است.
4- صحيفه نور - جلد 1- ص 4 قديمى ترين نامه‏اى كه از حضرت امام (ره) موجود است تاريخ تحرير 11 جمادى الاول 1363 ه . ق برابر با 1323- ه . ش
5- غزل انتظار - ديوان امام ص‏154.
6- رهبر معظم انقلاب حضرت آية الله خامنه‏اى فرمودند: "هرگاه بعد از ماه رمضان خدمت ايشان مى‏رسيديم آثار اين ارتقاء معنوى را در صورت ايشان مى‏شد ديد."
7- صحيفه نور جلد 1- ص 3 تاريخ 1323 ه . ش برابر با 11 جمادى الاول 1363 ه . ق
8- صحيفه نور، جلد 13، صفحه 203 تاريخ سخنرانى 22/ ريال/59.
احمد رضايى - imam-khomeini.com
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :